قرن چهارم هجری را می توان عصر طلایی جهان اسلام، به خصوص برای شیعیان به حساب آورد؛ چرا که از اواخر قرن سوم، شیعیان توان بروز و ظهور اجتماعی یافتند و برخی فرقه های شیعه حکومت های شیعی تأسیس کردند، که نمونه برجسته آن فاطمیان بودند. آنان در دوران حاکمیت خود به ترویج تشیع در شمال آفریقا به ویژه در مصر اهتمام ورزیدند.
آنان اگر چه به هدف اساسی خود، یعنی اتحاد دنیای اسلام تحت حاکمیت یک خلافت شیعی به پیشوایی خلیفه فاطمی نرسیدند، ولی در گسترش فرهنگ اسلامی به طور عام و ترویج تشیع به طور خاص، توفیقات فراوانی به دست آوردند.
به قدرت رسیدن فاطمیان در مصر
فاطمیان به مدت دو قرن بر بخش بزرگی از شمال آفریقا و خاورمیانه و دریای مدیترانه حکومت کردند و گستره حکمرانی شان سیسیل، مصر، فلسطین و سوریه را شامل می شد.[1]
حکومت فاطمی در شش دهه حضور در افریقیه و در دوره خلافت سه خلیفه نخست خود، بیشترین توجه خود را معطوف به تثبیت قدرت و سرکوب مخالفان و قبایل شورشی و نیز افزایش قلمرو سیاسی در غرب افریقا کردند، که ترویج تشیع به معنای عام آن نیز از نتایج آن بود؛ البته در این دوران خلافت فاطمی با شورش هایی از طرف مخالفان روبرو شد.[2]
سلسله فاطمیان در فاصله سال های 297 تا 567 هجری در دو نقطه شمال آفریقا به قدرت رسید؛ آنان ابتدا در مغرب اسلامی به مرکزیت قیروان (297 – 362 ق) و سپس در مصر به مرکزیت قاهره (358 – 567 ق) همزمان با خلافت المعز لدین الله، چهارمین خلیفه فاطمی، با ورود جوهر الصقلی به مصر و تأسیس قاهره به عنوان پایتخت جدید به این امر نائل آمدند.
حکومت موفق شیعیان فاطمی در مصر
حکومت شیعی فاطمیان، ارجمندترین و تأثیرگذارترین حکومت در این کشور بوده است. عصر فاطمیان از دوره های با شکوه تمدن اسلامی شناخته می شود. در دوران حکمرانی فاطمیان، این سرزمین در تمامی جهات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و علمی پیشرفت شایانی کرد و عمرانی و آبادانی در عصر فاطمیان شکوفا شد. تاریخ بیانگر نهضت گسترده ای در حیات فکری و ادبی و نیز درخشندگی علوم فلسفی، ریاضی، نجوم و طب در عصر فاطمی است.
از نظر اقتصادی و اجتماعی هر چند دولت فاطمی گاهی با بحران هایی روبرو بود، توانست در این دوره، آرامشی نسبی بر جامعه حاکم کند.[3] و از طرفی پیشرفت صنعت بافندگی به اوج خود رسیده بود و کشور مصر به ساختن انواع مخصوصی از منسوجات شهرت یافته بود.
فاطمیان کشور مصر را مرکز مهم تجارت بین المللی قرار دادند؛ زیرا آنان امتیازات موقعیت جغرافیای مصر را به عنوان شاهراه ارتباطی میان قاره ها شناخته بودند و از این امر برای ارتباط شرق و غرب جهان بهره گرفتند. آنان برای تسهیل روابط تجاری، کانالی بین رود نیل و دریای سرخ ایجاد کردند.[4]
دولت فاطمیان در دوران حکومت هشتمین خلیفه فاطمی، المستنصر بالله، به اوج قدرت خود رسید. در طول حکومت وی، که 60 سال به طول انجامید، فاطمیان یک حکومت مرفه همراه با شادابی عقلانی، اقتصادی و فرهنگی قابل ملاحظه را پدید آوردند و بر اثر تلاش آنان، قاهره یکی از مراکز فرهنگ و هنر اسلامی شد و به صورت کانون تحقیق و دانش در آمد.[5]
سیاست مذهبی و تبلیغی فاطمیان در مصر
سیاست های مذهبی فاطمیان در مغرب و مصر متفاوت بود. سیاست مذهبی فاطمیان در مغرب بر شیوه تحمیل عقاید و شعائر دینی اسماعیلیان استوار بود و همین امر موجب تداوم نیافتن حضور سیاسی و معنوی آنان در مغرب شد. اما سیاست مذهبی آنان در مصر بر شیوه تسامح و آزادی مذاهب دیگر در بیشتر دوران حضورشان مبتنی بود.
این شیوه با اینکه زمینه نفوذ مذهبی و اعتقادی را فراهم نمی آورد، موجب تداوم حضور سیاسی آنان به مدت 209 سال (358 – 567 ق) شد.[6]
استفاده از مناسبت های شیعی برای ترویج تشیع
در این دوران از مناسبت های شیعی برای تبلیغ و ترویج تشیع اسماعیلی به وضوح استفاده می شد. آنان پیوسته جشن ها و عیدها را با شکوه برگزار می کردند. مردم در این جشن ها با خشنودی شرکت می کردند و خلیفه شیعی مصر را بزرگ می داشتند.
ترویج تشیع با گشودگی و احترام به دیگر مذاهب
فاطمیان با وجود ترویج تشیع، به دیگر مذاهب نیز به دیده احترام می نگریستند. جامع الأزهر فقط مرکز دعوت فاطمیان نبود، بلکه علمای شافعی و حنفی و غیره هم در آن اجتماع می کردند. فاطمیان در علم و حکمت تعصب به خرج نمی دادند و در مقابل علمای شیعه و سنی با گشاده رویی رفتار می کردند. توده های اهل سنت در مصر به هیچ وجه از طرف فاطمیان زیر فشار قرار نگرفتند تا مجبور به ترک مذهبشان شوند، برعکسِ آنچه دشمنان شیعه پیش از این انجام می دادند، بلکه این خود توده های مردم بودند که از روی رغبت به مذهب تشیع می گرویدند، تا جایی که پیروان مذهب اهل سنت در اقلیت قرار گرفتند.
سیاست تسامح و آزادی مذهبی
درست است که مراکز علمی فاطمیان در اصل به تعلیم آیین اسماعیلی می پرداختند، با این همه می توان گفت آنان در جهان اسلام به توجه به تسامح مذهبی شهرت بسیاری یافتند و دانشمندان اهل سنت نیز در حکومت آنان آزادی عمل داشتند.[7] برای مثال الحاکم بأمر الله فاطمی، ششمین خلیفه فاطمی، در زمان خود دو تن عالم مالکی را برای تعلیم فقه دعوت کرد.[8]
در دوران خلافت فاطمیان، اهل سنت فی الجمله در فعالیت دینی و اجتماعی آزادی داشتند به گونه ای که حتی هر یک از مذاهب، قاضی خود را داشتند و قاضی القضات بسیاری از مناطق از اهل سنت بود.[9] آنان در اجرای احکام بر اساس مذهب خود عمل می کردند. مجالس درس اهل سنت نیز فعال بود.[10] جالب توجه اینکه برخی از اهل سنت به مقام های بالای حکومتی رسیدند.
در کتاب تاریخ خلفای فاطمی به صورت مفصل از مراکز علمی فاطمیان یاد شده و آمده است: جامع الأزهر نه فقط مرکز دعوت فاطمیان بود، بلکه علمای شافعی و حنفی و غیره هم در آن اجتماع می کردند … فاطمیان در علم و حکمت تعصب به خرج نمی دادند و با علمای شیعه و سنی با گشاده رویی رفتار می کردند.[11]
اقدامات فاطمیان برای ترویج تشیع در مصر
ترویج تشیع در مصر با روی کار آمدن فاطمیان به نقطه اوج خود رسید. در قاهره جلسات علم و وعظ تشکیل می شد و از علوم اهل البیت (ع) سخن می رفت و مردم انبوهی از شهرهای دیگر مصر برای شرکت در این گونه مجالس راهی قاهره می شدند و در نهایت، شدت جمعیت به جایی رسید که یکشنبه به مردان و چهارشنبه به زنان اختصاص داده شد.[12]
چهارمین خلیفه فاطمی، المعز، اهتمام خاصی به ترویج تشیع طبق دیدگاه اسماعیلیان در مصر داشت و در دوران حکومت وی، اذان به سبک شیعی رواج پیدا کرد. در مسائل ارث، طلاق، نماز جمعه و معاملات نیز فقه شیعه حاکم شد و مدح اهل بیت (ع) رواج یافت.
تحکیم نمادهای شیعی
خلفای فاطمی به تحکیم نمادهای شیعی اهتمام می ورزیدند؛ برای نمونه حاکمان فاطمی دستور دادند عبارت «حی علی خیر العمل» در اذان مساجد مصر گفته شود و درنماز، ذکر «بسم الله» بر خلاف آموزه های اهل سنت، بلند خوانده شود.[13] همچنین جوهر صقلی دستور داده بود بعد از خطبه های نماز جمعه، علاوه بر پیامبر اکرم (ص) بر ائمه اطهار (ع) نیز صلوات فرستاده شود.[14]
المعز، در رمضان 362 ق دستور داد بر در و دیوار شهرهای مصر بنویسند: «خیر الناس بعد الرسول، علی بن ابی طالب».[15] وی همچنین دستور داد مناسک ماه رمضان بنا بر مذهب تشیع اجرا شود و سنت خواندن نماز تراویح از شهرهای مصر رخت بربندد.
تأسیس الأزهر و دار الحکمة به منظور ترویج تشیع
فاطمیان اقدامات مؤثری در ترویج تشیع و پرورش دانشمندان داشتند. یکی از آثار ماندگار تمدن فاطمیان شهر قاهره و دانشگاه الأزهر است. این داشنگاه در سال 359 ق به همت چهارمین خلیفه فاطمی، المعز لدین الله، در قاهره تأسیس شد.[16]
فاطمیان، الأزهر را برای ترویج تشیع تأسیس کردند. آنها معتقد بودند زمان تبلیغ مذهب شیعه از طریق علمی فرا رسیده است و باید از طریق آموزش، به ترویج تشیع پرداخت. آنان در هنر دعوت استادان چیره دستی بودند و سازمان دعوت اسماعیلیه در دوران آنان به اوج قدرت خود رسید. فاطمیان به تأسیس الأزهر بسنده نکردند و در زمان ششمین خلیفه فاطمی، الحاکم، دار الحکمة (دار العلم) را بنا نهادند.[17]
تعطیلی و عزاداری روز عاشورا
یکی از اقدامات مؤثر فاطمیان در ترویج تشیع تعطیلی روز عاشورا بود. آنها مراسم سوگواری در روز عاشورا به مناسبت شهادت امام حسین (ع) را با شکوهِ هر چه بیشتر برگزار می کردند. مصریان در دوره العزیز، پنجمین خلیفه فاطمی، برای نخستین بار سوگواری برای امام حسین (ع) را در روز عاشورا به طور گسترده تجربه کردند. در روز عاشورا به دستور خلیفه فاطمی بازارها تعطیل و دسته های سوگواری با شکوهی، مشهور به دسته های حزن و اندوه تشکیل می شد.[18] گاهی خلیفه نیز در این مراسم با پای برهنه در حالی که شعار حزن و اندوه بر لب داشت حضور می یافت و مصیبت امام حسین (ع) خوانده می شد.
هر چند برگزاری مراسم در روز عاشورا از شعائری به شمار نمی رود که آن را فاطمیان در مصر رواج دادند – چرا که در دوران کافور اخشیدی (م 357 ق) نیز شیعیان چنین می کردند – با این وجود، مراسم عاشورا در دوران حکومت فاطمیان گسترش یافت.[19]
مسبحی می گوید: در روز عاشورا از آغاز سال 396 ق همه ساله بازارها تعطیل می شد و مردم سوگوار به طرف دانشگاه قاهره (الأزهر) حرکت می کردند و در آنجا گرد هم می آمدند و با نوحه و شیون و زاری سوگواری می کردند. بعد از سقوط فاطمیان و روی کار آمدن ایوبیان، روز عاشورا بر عکس زمان فاطمیان و به دلیل دشمنی با آنان به روز خوشحالی تبدیل شد.
در این روز ایوبیان انواع و اقسام غذاها و شیرینی ها را پخته و سرمه می کشیدند و طبق روال شامیان که حجاج در روزگار حکمرانی عبدالملک مروان آن را پایه ریزی کرده بود، به حمام می رفتند. آنان با این کار خویش می خواستند دشمنی خود را با شیعیان علی بن ابی طالب هر چه بیشتر آشکار کنند.[20]
جشن غدیر
اقدام دیگر فاطمیان که در ترویج تشیع نقش داشت، برگزاری جشن غدیر بود. در این روز زنان بیوه، شوهر داده می شدند و جامه زیبا به مردم پوشانده و هدایایی نیز به آنان داده می شد. در این روز غلامان آزاد، و چهارپایان ذبح می شدند.
دیگر کارهایی که در بزرگداشت چنین روزی معمول بود، برگزاری مراسم تهنیت و افزودن صله ها و جایزه ها و بخشش ها و انفاق اموال بی شمار به دست خلیفه، وزرا و بزرگان به مردم بود.[21]
جشن ولادت اهل بیت (ع)
فاطمیان همچنین تولد حضرت رسول اکرم (ص)، امام علی (ع)، حضرت زهرا (س) و حسنین (ع) را به عنوان اعیاد و موسم های بزرگ جشن می گرفتند و اموال بی شماری را در آن روزها انفاق می کردند و به اظهار سرور و شادی می پرداختند. استمرار این جشن ها نیز اقدامی مؤثر در ترویج تشیع در مصر بود.
تشکیل مجالس برای یادگیری معارف اهل بیت (ع) و ترویج تشیع
فاطمیان فقهایی را منصوب کردند که فقه اهل بیت (ع) را به مردم تعلیم دهند، و شهریه و حقوق اختصاصی سالیانه برای آنان مقرر ساختند و به متعلمان و کسانی که برای شنیدن حدیث حاضر می شدند مبالغی پرداخت می کردند.[22]
فاطمیان با این گونه اقدامات به ترویج تشیع پرداختند و زمینه حرکت رو به جلوی این مکتب را در مصر فراهم آوردند. این اقدامات باعث شد مذهب اهل بیت (ع) به عنوان مذهب مأنوس و شناخته شده ای در میان مردم مصر رواج یابد.
نتیجه گیری
ظهور حکومت فاطمیان در قرن چهارم، و استمرار آن تا اواخر قرن ششم را باید از موفقترین دوران ها در ترویج تشیع به معنای عام آن دانست. توجه به ترویج تشیع و تبلیغ مکتب اهل بیت (ع) به معنای عام آن، و نیز تأکید بر شعائر و آموزه های فقهی و کلامی شیعی، و نیز تأسیس نهادهای آموزشی و توجه شایسته به آموزش تعالیم شیعی از جمله مواردی است که حکومت فاطمی بر آن اهتمام خاص داشت.
پی نوشت ها
[1] . لاپیدوس، تاریخ جوامع اسلامی، ص523
[2] . ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ص18-23
[3] . ناصری طاهری، فاطمیان در مصر، ص110
[4] . ماجد، تاریخ الخلافة الفاطمیة، ص148
[5] . واکر، پژوهشی در یکی از امپراتوری های اسلامی، ص77
[6] . نک: چلونگر، مقایسه و تحلیل سیاست های مذهبی فاطمیان در مغرب و مصر تا پایان الظاهر
[7] . ناصری طاهری، فاطمیان در مصر، ص126-127
[8] . ابن تغری، النجوم الزاهرة، ج6، ص127
[9] . واکر، پژوهشی در یکی از امپراتوری های اسلامی، ص56
[10] . رمضان، تاریخ مصر الاسلامیه، ص333
[11] . سیف آزاد، تاریخ خلفای فاطمی، ص28
[12] . مقریزی، الخطط، ج1، ص270
[13] . مقریزی، اتعاظ الحنفاء، ج1، ص112، 155
[14] . ابن جوزی، المنتظم، ج14، ص235
[15] . مقریزی، الخطط، ج1، ص270
[16] . جعفریان، اطلس شیعه، ص542
[17] . حسن ابراهیم، تاریخ الدولة الفاطمیة، ج1، ص254
[18] . مقریزی، الخطط، ج1، ص427
[19] . مقریزی، الخطط، ج2، ص289-292
[20] . مقریزی، الخطط، ج2، ص289-292
[21] . جودکی، تاریخ فاطمیان، ص66-68؛ مقریزی، الخطط، ج2، ص222 و 289
[22] . مقریزی، الخطط، ج1، ص270-271
منابع
1- ابن تغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره، وزارة الثقافة و الإرشاد القومي، المؤسسة المصریة العامة، چاپ اول، 1392ق
2- ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1412ق
3- ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگی (پژوهشگاه)، چاپ اول، 1363ش
4- چلونگر، محمد علی، مقایسه و تحلیل سیاست های مذهبی فاطمیان در مغرب و مصر تا پایان الظاهر، مجله پژوهش های تاریخی، دانشگاه اصفهان، ش9، 1390ش
5- جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، چاپ اول، 1389ش
6- جودکی، حجت الله، تاریخ فاطمیان، تهران، سپهر، چاپ اول، 1378ش
7- رمضان، عبدالعظیم، تاریخ مصر الاسلامیه، مصر، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ اول، 1993م
8- لاپیدوس، ایرام، تاریخ جوامع اسلامی، تهران، انتشارات روزنامه اطلاعات، چاپ اول، 1387ش
9- سیف آزاد، عبدالرحمن، تاریخ خلفای فاطمی، تهران، انتشارات مجله ایران باستان، چاپ اول، 1341ش
10- ماجد، عبدالمنعم، تاریخ الخلافة الفاطمیة، عمان، دار الفکر، چاپ اول، 2011م
11- مقریزی، احمد بن علی، اتعاظ الحنفاء، قاهره، وزارة الاوقاف، چاپ اول، ۱۳۸۷ق
12- مقریزی، احمد بن علی، المواعظ و الإعتبار بذكر الخطط و الآثار المعروف بالخطط المقريزية، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1418ق
13- ناصری طاهری، عبدالله، فاطمیان در مصر، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1390ش
منبع مقاله | اقتباس از:
نواب، سید ابوالحسن، دولت فاطمیان و نقش آنان در شکوفایی تشیع در مصر، پژوهش نامه امامیه، سال1397، ش7، ص79-99.