ماهیت دنیا برای کسانی که از معنویات و حقایق هستی فاصله دارند و در وادی دنیاگرایی زندگی می کنند، پوشیده است. ماهیت دنیا در قرآن و کلام معصومان (علیهم السلام) خوب بیان شده است.
از سوی دیگر انسان چاره ای از زندگی در دنیا ندارد. اما انسان برای ماندن در دنیا خلق نشده است بلکه این دنیا مزرعه و گذرگاهی است برای آخرت. بنابراین کسی که می خواهد از این دنیا به سلامتی گذر کند باید از ماهیت دنیا اطلاع کافی داشته باشد؛ زیرا در مسیر حرکت از این دنیا به آخرت و سرای عقبی موانع و دام های زیادی گسترده شده که انسان باید آن ها را پشت سر گذاشته و سالم خود را به آخرت برساند.
امام علی (علیه السلام) در خطبه ای به ماهیت دنیا و موانعی که در آن وجود دارند اشاره نموده که در این نوشته منعکس گردیده است:
خطبه امام علی (علیه السلام) در بیان ماهیت دنیا
أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أُحَذِّرُكُمُ الدُّنْیا فَإِنَّهَا حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ وَ تَحَبَّبَتْ بِالْعَاجِلَةِ وَ رَاقَتْ بِالْقَلِیلِ وَ تَحَلَّتْ بِالْآمَالِ وَ تَزَینَتْ بِالْغُرُورِ. لَا تَدُومُ حَبْرَتُهَا وَ لَا تُؤْمَنُ فَجْعَتُهَا.
غَرَّارَةٌ ضَرَّارَةٌ، حَائِلَةٌ زَائِلَةٌ، نَافِدَةٌ بَائِدَةٌ، أَكَّالَةٌ غَوَّالَةٌ لَا تَعْدُو إِذَا تَنَاهَتْ إِلَى أُمْنِیةِ أَهْلِ الرَّغْبَةِ فِیهَا وَ الرِّضَاءِ بِهَا أَنْ تَكُونَ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى سُبْحَانَهُ: «كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَیءٍ مُقْتَدِراً»
لَمْ یكُنِ امْرُؤٌ مِنْهَا فِی حَبْرَةٍ إِلَّا أَعْقَبَتْهُ بَعْدَهَا عَبْرَةً وَ لَمْ یلْقَ فِی سَرَّائِهَا بَطْناً إِلَّا مَنَحَتْهُ مِنْ ضَرَّائِهَا ظَهْراً وَ لَمْ تَطُلَّهُ فِیهَا دِیمَةُ رَخَاءٍ إِلَّا هَتَنَتْ عَلَیهِ مُزْنَةُ بَلَاءٍ. وَ حَرِی إِذَا أَصْبَحَتْ لَهُ مُنْتَصِرَةً أَنْ تُمْسِی لَهُ مُتَنَكِّرَةً وَ إِنْ جَانِبٌ مِنْهَا اعْذَوْذَبَ وَ احْلَوْلَى أَمَرَّ مِنْهَا جَانِبٌ فَأَوْبَى.
لَا ینَالُ امْرُؤٌ مِنْ غَضَارَتِهَا رَغَباً إِلَّا أَرْهَقَتْهُ مِنْ نَوَائِبِهَا تَعَباً وَ لَا یمْسِی مِنْهَا فِی جَنَاحِ أَمْنٍ إِلَّا أَصْبَحَ عَلَى قَوَادِمِ خَوْفٍ. غَرَّارَةٌ غُرُورٌ مَا فِیهَا فَانِیةٌ فَانٍ مَنْ عَلَیهَا.
لَا خَیرَ فِی شَیءٍ مِنْ أَزْوَادِهَا إِلَّا التَّقْوَى. مَنْ أَقَلَّ مِنْهَا اسْتَكْثَرَ مِمَّا یؤْمِنُهُ وَ مَنِ اسْتَكْثَرَ مِنْهَا اسْتَكْثَرَ مِمَّا یوبِقُهُ وَ زَالَ عَمَّا قَلِیلٍ عَنْهُ كَمْ مِنْ وَاثِقٍ بِهَا قَدْ فَجَعَتْهُ وَ ذِی طُمَأْنِینَةٍ إِلَیهَا قَدْ صَرَعَتْهُ وَ ذِی أُبَّهَةٍ قَدْ جَعَلَتْهُ حَقِیراً وَ ذِی نَخْوَةٍ قَدْ رَدَّتْهُ ذَلِیلًا.
سُلْطَانُهَا دُوَّلٌ وَ عَیشُهَا رَنِقٌ وَ عَذْبُهَا أُجَاجٌ وَ حُلْوُهَا صَبِرٌ وَ غِذَاؤُهَا سِمَامٌ وَ أَسْبَابُهَا رِمَامٌ. حَیهَا بِعَرَضِ مَوْتٍ وَ صَحِیحُهَا بِعَرَضِ سُقْمٍ. مُلْكُهَا مَسْلُوبٌ وَ عَزِیزُهَا مَغْلُوبٌ وَ مَوْفُورُهَا مَنْكُوبٌ وَ جَارُهَا مَحْرُوبٌ.
أَ لَسْتُمْ فِی مَسَاكِنِ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ أَطْوَلَ أَعْمَاراً وَ أَبْقَى آثَاراً وَ أَبْعَدَ آمَالًا وَ أَعَدَّ عَدِیداً وَ أَكْثَفَ جُنُوداً. تَعَبَّدُوا لِلدُّنْیا أَی تَعَبُّدٍ وَ آثَرُوهَا أَی إِیثَارٍ ثُمَّ ظَعَنُوا عَنْهَا بِغَیرِ زَادٍ مُبَلِّغٍ وَ لَا ظَهْرٍ قَاطِعٍ.
فَهَلْ بَلَغَكُمْ أَنَّ الدُّنْیا سَخَتْ لَهُمْ نَفْساً بِفِدْیةٍ أَوْ أَعَانَتْهُمْ بِمَعُونَةٍ أَوْ أَحْسَنَتْ لَهُمْ صُحْبَةً. بَلْ أَرْهَقَتْهُمْ بِالْقَوَادِحِ وَ أَوْهَقَتْهُمْ بِالْقَوَارِعِ وَ ضَعْضَعَتْهُمْ بِالنَّوَائِبِ وَ عَفَّرَتْهُمْ لِلْمَنَاخِرِ وَ وَطِئَتْهُمْ بِالْمَنَاسِمِ وَ أَعَانَتْ عَلَیهِمْ رَیبَ الْمَنُونِ فَقَدْ رَأَیتُمْ تَنَكُّرَهَا لِمَنْ دَانَ لَهَا وَ آثَرَهَا وَ أَخْلَدَ إِلَیهَا حِینَ ظَعَنُوا عَنْهَا لِفِرَاقِ الْأَبَدِ. وَ هَلْ زَوَّدَتْهُمْ إِلَّا السَّغَبَ أَوْ أَحَلَّتْهُمْ إِلَّا الضَّنْكَ أَوْ نَوَّرَتْ لَهُمْ إِلَّا الظُّلْمَةَ أَوْ أَعْقَبَتْهُمْ إِلَّا النَّدَامَةَ.
أَ فَهَذِهِ تُؤْثِرُونَ أَمْ إِلَیهَا تَطْمَئِنُّونَ؟ أَمْ عَلَیهَا تَحْرِصُونَ؟ فَبِئْسَتِ الدَّارُ لِمَنْ لَمْ یتَّهِمْهَا وَ لَمْ یكُنْ فِیهَا عَلَى وَجَلٍ مِنْهَا.
فَاعْلَمُوا وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ بِأَنَّكُمْ تَارِكُوهَا وَ ظَاعِنُونَ عَنْهَا وَ اتَّعِظُوا فِیهَا بِالَّذِینَ قَالُوا «مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً». حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ فَلَا یدْعَوْنَ رُكْبَاناً وَ أُنْزِلُوا الْأَجْدَاثَ فَلَا یدْعَوْنَ ضِیفَاناً. وَ جُعِلَ لَهُمْ مِنَ الصَّفِیحِ أَجْنَانٌ وَ مِنَ التُّرَابِ أَكْفَانٌ وَ مِنَ الرُّفَاتِ جِیرَانٌ فَهُمْ جِیرَةٌ لَا یجِیبُونَ دَاعِیاً وَ لَا یمْنَعُونَ ضَیماً وَ لَا یبَالُونَ مَنْدَبَةً.
إِنْ جِیدُوا لَمْ یفْرَحُوا وَ إِنْ قُحِطُوا لَمْ یقْنَطُوا. جَمِیعٌ وَ هُمْ آحَادٌ وَ جِیرَةٌ وَ هُمْ أَبْعَادٌ. مُتَدَانُونَ لَا یتَزَاوَرُونَ وَ قَرِیبُونَ لَا یتَقَارَبُونَ. حُلَمَاءُ قَدْ ذَهَبَتْ أَضْغَانُهُمْ وَ جُهَلَاءُ قَدْ مَاتَتْ أَحْقَادُهُمْ. لَا یخْشَى فَجْعُهُمْ وَ لَا یرْجَى دَفْعُهُمْ. اسْتَبْدَلُوا بِظَهْرِ الْأَرْضِ بَطْناً وَ بِالسَّعَةِ ضِیقاً وَ بِالْأَهْلِ غُرْبَةً وَ بِالنُّورِ ظُلْمَةً. فَجَاءُوهَا كَمَا فَارَقُوهَا حُفَاةً عُرَاةً. قَدْ ظَعَنُوا عَنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ إِلَى الْحَیاةِ الدَّائِمَةِ وَ الدَّارِ الْبَاقِیةِ كَمَا قَالَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى «كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَینا إِنَّا كُنَّا فاعِلِینَ».
ماهیت دنیا از حیث جلوه گری
پس از ستایش پروردگار، همانا من شما را از دنیا مى ترسانم، زیرا در كام شیرین، و در دیده انسان سبز و رنگارنگ است، در شهوات و خواهش هاى نفسانى پوشیده شده، و با نعمت هاى زود گذر دوستى مى ورزد، با متاع اندك زیبا جلوه مى كند، و در لباس آرزوها خود را نشان مى دهد، و با زینت غرور خود را مى آراید، شادى آن دوام ندارد، و كسى از اندوه آن ایمن نیست.
شناخت ماهیت دنیا از حیث فریبندگی
دنیا بسیار فریبنده و بسیار زیان رساننده است، دگرگون شونده و ناپایدار، فنا پذیر و مرگبار، و كشنده اى تبهكار است، و آنگاه كه به دست آرزومندان افتاد و با خواهش هاى آنان دمساز شد مى نگرند كه جز سرابى بیش نیست كه خداى سبحان فرمود: «زندگى چون آبى ماند كه از آسمان فرو فرستادیم و به وسیله آن گیاهان فراوان رویید سپس خشك شده، باد آن ها را پراكنده كرد و خدا بر همه چیز قادر و تواناست».[1]
كسى از دنیا شادمانى ندید جز آن كه پس از آن با اشك و آه روبرو شد، هنوز با خوشى هاى دنیا روبرو نشده است كه با ناراحتی ها و پشت كردن آن مبتلا مى گردد، شبنمى از رفاه و خوشى دنیا بر كسى فرود نیامده جز آن كه سیل بلاها همه چیز را از بیخ و بن مى كنند. هر گاه صبحگاهان به یارى كسى برخیزد، شامگاهان خود را به ناشناسى مى زند. اگر از یك طرف شیرین و گوارا باشد از طرف دیگر تلخ و ناگوار است.
كسى از فراوانى نعمت هاى دنیا كام نگرفت جز آن كه مشكلات و سختى ها دامنگیر او شد، شبى را در آغوش امن دنیا به سر نبرده جز آن كه صبحگاهان بال هاى ترس و وحشت بر سر او كوبید، بسیار فریبنده است و آنچه در دنیاست نیز فریبندگى دارد، فانى و زودگذر است، و هر كس در آن زندگى مى كند فنا مى پذیرد.
آشکار شدن ماهیت دنیا با خشونت های آن
در زاد و توشه آن جز تقوا خیرى نیست. كسى كه به قدر كفایت از آن بردارد در آرامش به سر مى برد، و آن كس كه در پى به دست آوردن متاع بیشترى از دنیا باشد وسائل نابودى خود را فراهم كرده، و به زودى از دست مى رود. بسا افرادى كه به دنیا اعتماد كردند، ناگهان مزه تلخ مصیبت را بدانها چشاند و بسا صاحب اطمینانى كه به خاك و خونش كشید.
چه انسان هاى با عظمتى را كه خوار و كوچك ساخت، و بسا فخر فروشانى را كه به خاك ذلت افكند. حكومت دنیا نا پایدار، عیش و زندگانى آن تیره و تار، گواراى آن شور، و شیرینى آن تلخ، غذاى آن زهر، و اسباب و وسائل آن پوسیده است، زنده آن در معرض مردن، و تندرست آن گرفتار بیمارى است، حكومت آن بر باد رفته، و عزیزان آن شكست خورده، متاع آن نكبت آلود و پناه آورنده آن و غارت زده خواهد بود.
شناخت ماهیت دنیا از وضعیت گذشتگان
آیا شما در جاى گذشتگان خود به سر نمى برید كه عمرشان از شما طولانى تر و آثارشان با دوام تر و آرزویشان درازتر و افرادشان بیشتر و لشكریانشان انبوه تر بودند دنیا را چگونه پرستیدند و آن را چگونه بر خود گزیدند و سپس از آن رخت بر بستند و رفتند، بى توشه اى كه آنان را براى رسیدن به منزلگاه كفایت كند و بى مركبى كه آنان را به منزلشان رساند.
آیا شنیده اید كه دنیا خود را فداى آنان كرده باشد یا به گونه اى یارى شان داده یا با آنان به نیكى به سر برده باشد نه هرگز بلكه سختى و مشكلات دنیا چنان به آن ها رسید كه پوست و گوشت شان را درید، با سختى ها آنان را سست و با مصیبت ها ذلیل و خوارشان كرد و بینى آنان را به خاك مالید و لگد مال كرد و گردش روزگار را بر ضد آن ها برانگیخت.
شما دیدید كه دنیا آن كس را كه برابر آن فروتنى و تواضع كرد، و آن را برگزید، و بر همه چیز مقدم داشت، كه گویا جاودانه مى ماند، نشناخت و روى خوش نشان نداد تا آن كه از دنیا رفت. آیا جز گرسنگى توشه اى به آن ها سپرد آیا جز در سختى فرودشان نیاورد و آیا روشنى دنیا جز تاریكى و سرانجامش جز پشیمانى بود.
مرگ و مردگان بیانگر ماهیت دنیا
آیا شما چنین دنیایى را بر همه چیز مقدم مى دارید و بدان اطمینان مى كنید یا در آرزوى آن به سر مى برید پس دنیا بد خانه اى است براى كسى كه خوشبین باشد، و یا از خطرات آن نترسد. پس بدانید- و مى دانید- كه آن را ترك مى كنید و از آن رخت بر مى بندید و پند گیرید از آن ها كه گفتند: «چه كسى از ما نیرومندتر است».
سپس آنان را به گورهایشان سپردند بى آن كه سواره كارانشان خوانند، و در قبرها فرود آوردند بى آن كه همسایگانشان نامند، از سطح زمین، قبرها و از خاك كفن ها و از استخوان هاى پوسیده همسایگانى پدید آمدند كه هیچ خواننده اى را پاسخ نمى دهند و هیچ ستمى را باز نمى دارند و نه به نوحه گرى توجهى دارند نه از باران خوشحال و نه از قحط سالى نومید مى گردند.
گرد هم قرار دارند و تنهایند، همسایه یكدیگرند اما از هم دورند، فاصله اى با هم ندارند ولى هیچ گاه به دیدار یكدیگر نمى روند. نزدیكان از هم دورند بردبارانى هستند كه كینه ها از دل آنان رفته، بى خبرانى كه حسد در دلشان فرو مرده است. نه از زیان آن ها ترسى، و نه به دفاع آن ها امیدى وجود دارد. درون زمین را به جاى سطح آن براى ماندن انتخاب كردند و خانه هاى تنگ و تاریك را به جاى خانه هاى وسیع برگزیدند.
به جاى زندگى با خویشاوندان، غربت را، و به جاى نور، ظلمت را برگزیدند، به زمین باز گشتند چونان كه در آغاز آن را پا برهنه و عریان ترك گفتند و با اعمال خود به سوى زندگى جاویدان و خانه همیشگى كوچ كردند، آن سان كه خداى سبحان فرمود: «چنانكه آفرینش را آغاز كردیم، آن را باز مى گردانیم، وعده اى بر ماست و همانا این كار را انجام خواهیم داد».[2]
نتیجه گیری
شناخت ماهیت دنیا مسئله بسیار مهم در زندگی بشر است. بسیاری از مردم به خصوص کسانی که غرق در دنیا هستند و هستی را مساوی با دنیا می دانند توجی به ماهیت دنیا ندارند. این که در دین اسلام از دنیا گرایی جلو گیری می شود به دلیل ماهیت دنیا است که انسان را فریب می دهد و او را از سعادت ابدی محروم می گرداند.
در خطبه ای که بیان شد، امام علی (علیه السلام) ماهیت دنیا بسیار دقیق و اقع بینانه بیان کرده است و از جهات مختلف و با ذکر شواهد و حقایق دنیایی، ماهیت دنیا را بازگو نموده است تا انسان فریب دنیا را نخورد.
گرد آوری: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1] . کهف: 45.
[2] . انبیاء : 104.
منبع: ترجمه نهج البلاغه محمد دشتی، خطبه 111، ص 213- 215