اخلاق اسلامی، شاخه ای از علوم و آموزه های اسلامی است که به تعریف و تبیین فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی انسان می پردازد. اخلاق به صفات درونی انسان گفته می شود که در او به صورت عادت در آمده است. اخلاق، به خلق های خوب و بد و اخلاق اجتماعی و فردی تقسیم می شود.
قرآن کریم، هدف بعثت پیامبر اکرم (ص) را اصلاح اخلاق انسان ها معرفی کرده است و در روایات از مهم ترین صفات نیک اخلاقی، با عنوان مکارم الاخلاق یاد شده است. کتاب های اخلاق ناصری، جامع السعادات، معراج السعاده، الاخلاق از کتاب های مشهور شیعه در زمینه اخلاق است. در این نوشتار، به منظور آشنایی هر چه بیشتر با اخلاق اسلامی، به بررسی و تبیین فضایل و رذایل اخلاقی و راه های کسب فضایل و دوری از رذایل پرداخته می شود.
تعریف اخلاق و اهمیت آن در اسلام
اخلاق به صفات درونی انسان گفته می شود که در درون او نهادینه شده است. این واژه، هم خوی های نیکو و پسندیده مانند جوان مردی و دلیری را شامل می شود و هم خوی های زشت و ناپسند همچون فرومایگی و بزدلی را؛[۱] همچنین اخلاق فردی چون صبر و شجاعت و اخلاق اجتماعی مثل تواضع و ایثار را در بر می گیرد.[۲]
اخلاق اسلامی، به بخشی از آموزه های دین اسلام گفته می شود که از فضایل و رذایل اعمال انسان سخن می گوید.[۳]
دین اسلام برای اخلاق، اهمیت فراوانی قائل شده است. قرآن به مفاهیم اخلاقی چون خیر و شر، عدل و ظلم، صبر و احسان توجه فراوان داشته[۴] و هدف مهم رسالت پیامبر (ص) را اصلاح اخلاق انسان ها بیان کرده[۵] و پیامبر را به برخورداری از اخلاقی والا و برجسته و عظیم ستوده است.[۶]
پیامبر اکرم (ص) در روایتی، هدف از نبوتش را تکمیل فضایل اخلاقی معرفی کرده است.[۷] دعای بیستم صحیفه سجادیه که به دعای مکارم الاخلاق معروف است، از دعاهای معروف و مفصل است که امام سجاد (ع) ده ها فضیلت اخلاقی را در زمینه های مختلف و با تعابیر متنوع بیان کرده است.[۸]
علامه محمدتقی مصباح یزدی پیرامون اهمیت اخلاق نوشته است: «اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان که از اهداف دین است، تنها در پرتو مجموعه خاصی از دستورهای اخلاقی، تامین می شود. به همین دلیل می توان گفت: دین، بدون اخلاق، نمی تواند به اهداف خود برسد و سعادت دنیا و آخرت انسان را تامین کند».[۹]
اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی
در کتاب اخلاق در قرآن از آیت الله مکارم شیرازی آمده است که برخی از خوی های اخلاقی، تنها جنبه فردی دارند و بدون در نظر گرفتن اجتماع، مطرح اند. به اینگونه از خوی ها، اخلاق فردی می گویند. برخی دیگر از آنها، در رابطه فرد با انسان های دیگر، شکل می گیرند؛ به گونه ای که اگر یک انسان، تنها زندگی کند، برای او مطرح نخواهند بود. به این خوی ها اخلاق اجتماعی گفته می شود.[۱۰]
به نوشته این کتاب، بخش عمده مفاهیم اخلاقی در حوزه اخلاق اجتماعی است؛ برخی از آنها عبارت است از:
- غبطه
- حسد
- تواضع
- تکبر
- حسن ظن
- عدالت
- ظلم
- عفت
- سخاوت.
پاره ای از مفاهیم اخلاقی نیز جزء اخلاق فردی ( فضائل و رذائل) به شمار می آید؛ از جمله:
- صبر یا بی تابی در برابر مشکلات
- شجاعت یا ترس در برابر پیشامدها
- استقامت یا تنبلی در راه رسیدن به هدف خود
- شکر یا کفران نعمت خدا[۱۱]
فضایل و رذایل اخلاقی
کتاب های اخلاقی، غالبا فهرستی از فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی را ارائه می دهند. در این کتاب ها، ابتدا هر صفت اخلاقی، تعریف می شود و سپس از مسائلی چون عوامل شکل گیری و پیامدهای آن سخن به میان می آید. راه شناخت بیماری های اخلاقی و درمان آنها و نیز راه رسیدن به فضایل اخلاقی، از جمله مسائل مطرح در مباحث اخلاقی است.
خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اخلاق محتشمی، فهرستی از فضایل و رذایل اخلاقی مشهور را به شرح زیر ارائه داده است:
فضایل اخلاقی: زهد، صبر، رضا، تواضع، صداقت، خوش خلقی، شجاعت، سکوت، امانتداری، عفت، ایثار و روی گردانی از دنیا
رذایل اخلاقی: ظلم، طمع، حسادت، بخل، دروغگویی، خیانت، تکبر، کینه ورزیدن، دشمنی کردن، فخرفروشی، زورگویی و دورویی[۱۲]
راه های کسب فضایل اخلاقی
اکتساب فضایل اخلاقی و منزه کردن قلب از رذائل اخلاقی، از مهمترین مباحث قرآنی و از یک نظر، مهمترین هدف بعثت انبیای الهی را تشکیل می دهد؛ زیرا بدون اخلاق، نه دین برای مردم مفهومی دارد و نه دنیای آنها سامان می یابد، همانگونه که گفته اند:
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است
در این بخش، با مسیر کسب فضایل اخلاقی و راه های آن بهتر آشنا می شویم.
-
بیداری از غفلت
اولین مرحله برای کسب فضایل اخلاقی، بیداری از غفلت است. افراد زیادی هستند که بر اساس تبعیت از غرائز حیوانی خود، توجه به اطراف موضوع نمی کنند؛ توجه نمی کنند که راه دیگری هم وجود دارد و هدف هایی در کار هست که باید آن راه را پیمود و به آن اهداف رسید، حقی هست که باید پذیرفت و باطلی هست که باید رها کرد و راه صحیحی هست که باید برگزید و راه خطایی که از آن باید کناره گرفت.
قرآن از این گروه، با عنوان غافلان یاد می کند و غافلان را در حکم چهارپایان به حساب می آورد آنجا که می گوید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ…؛[۱۳]
و محققا بسیاری از جن و انس را برای جهنم وا گذاریم: چه آنکه آنها را دلهایی است بی ادراک و معرفت و ایده هایی بی نور و بصیرت و گوش هایی ناشنوای حقیقت؛ آن ها مانند چهار پایانند بلکه گمراه ترند، آنها همان مردمی هستند که غافل شدند».
-
تحقیق برای تحصیل علم و ایمان
بعد از آنکه انسان توجه پیدا کرد در عالم چنین حقایقی نیز ممکن است وجود داشته باشد، برای او شک و تردید پیدا می شود و از خود می پرسد آیا آنچه انبیاء می گویند حقیقت دارد یا نه؟ برای پاسخ به این سوال لازم است به یقین برسد نه گمان، چرا که قرآن به مبارزه با ظن گرایی پرداخته و دستور می دهد که اساس کار انسان، باید علمی و یقینی باشد و از آن جمله می فرماید:
«وَ مَا یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا؛[۱۴] و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بی اساس)، پیروی نمی کنند؛ (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حق بی نیاز نمی سازد (و به حق نمی رساند)».
البته علم و ایمان ملازمه عقلی طرفینی ندارند، بلکه علم مقدمه و علت ناقصه ایمان است که بدون وجود علم ایمان که معلول است تحقق پیدا نمی کند و از اینجاست که خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛[۱۵] (آری) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می ترسند».
اکنون پس از آنکه معلوم شد علم شرط ایمان است، این سوال مطرح می شود که راه تحصیل علم نسبت به متعلقات ایمان (توحید، نبوت، معاد و…) چیست؟ جواب آن است که کلید علم و بینش، فکر و اندیشه است در این زمینه آیات فراوانی وجود دارد مثل «کَذَٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛[۱۶] این گونه آیات خود را به تفصیل برای اهل فکرت بیان می کنیم».
و آنچه از آیات قرآن به دست می آید این است که ایمان مقتضی عمل صالح و فضایل اخلاقی می باشد و ما را بر انجام عمل صالح و در نتیجه اکتساب فضایل اخلاقی سوق می دهد؛ مثل آیه ۳۷ سوره بقره که می فرماید:
«فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا؛[۱۷] اگر آنها نیز به مانند آنچه شما ایمان آورده اید ایمان بیاورند، هدایت یافته اند». البته ایمان در صورتی می تواند فضایل اخلاقی و اعمال صالح و تقوا را بیفزاید که زنده و فعال و به تعبیری ایمان مطلق و کامل باشد نه این که ایمان به بعض باشد، ایمان به خدا و کتاب خدا باشد اما ایمان به رسول خدا و امامت نباشد.
ایمان تبعیضی به شدت در قرآن نهی شده است «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَٰلِکَ مِنْکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ….؛[۱۸] آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می آورید، و به بعضی کافر می شوید؟! برای کسی از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهی) را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود».
-
استعانت از عقل و شرع
وقتی که انسان به این مرحله (کسب ایمان) دست یافت، در مرحله عمل و گزینش صفات نیکو باید از همان عقلی که خدا و توحید را برایش اثبات کرد کمک بگیرد تا کار «خوب» را از کار «بد» تشخیص بدهد، البته آنچه را در این زمینه عقل می فهمد از عقل و آنچه را نمی فهمد باید از شرع دریافت کند.[۱۹]
-
دقت در آثار و پیامدهای اعمال
علاوه بر این امور، انسان باید در آثار فعل و ترک کارهای خوب و بد نیز به دقت بیندیشد تا از عواقب بد اعمال ناپسند در امان باشد: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛[۲۰] فساد و پریشانی به کرده بد خود مردم در همه برّ و بحر زمین پدید آمد تا خدا هم کیفر بعضی اعمالشان را به آنها بچشاند، باشد که (از گناه پشیمان شده و به درگاه خدا) باز گردند».
دقت در آثار و پیامدهای اعمال نه تنها به انسان کمک می کند تا از عواقب ناخوشایند رفتارهای ناپسند دوری جوید، بلکه زمینه ساز تقویت فضایل اخلاقی و رشد معنوی او نیز می گردد. وقتی فرد به تأمل در نتایج کارهای خویش می پردازد، به تدریج به درک عمیق تری از مسئولیت های اخلاقی خود می رسد و این آگاهی موجب می شود تا در انتخاب رفتارهای خویش با دقت و هوشیاری بیشتری عمل کند.
راه های دوری از رذایل اخلاقی
براى مقابله با صفات رذیله باید اقدام عملى صورت گیرد، مثلا اگر نفس از انسان بخواهد در صدر مجلس نشیند، کسى که می خواهد متواضع باشد باید بر خلاق میل خود رفتار کند و در صدر مجلس ننشیند. اگر خود را برتر از دیگران مى پندارد، برعکس به دیگران احترام بگذارد و به آن ها خدمت کند.
یا اگر سخن از برترى هاى شخصى به میان می آید، به جاى حساسیت و حسدورزى و بدگویى از ایشان، برخلاف میل قلبى، امتیازات او را تایید کند. البته این مخالفت عملى در آغاز کار سخت است، ولى به تدریج آسان مى گردد و اگر در مدت زمان مناسبى این برخورد تکرار شود، به تدریج از شدت آن صفت کاسته شده تا مرز انهدام آن نیز پیش می رود.
به طور کلی برای دور کردن رذایل اخلاقی و رسیدن به فضایل اخلاقی، چند گام اساسی باید برداشته شود که برخی ذهنی و برخی عملی هستند. در این قسمت، به اختصار به این گام های اساسی اشاره می شود:
۱- تشخیص بیماری: غفلت از وجود بیماری، سد بزرگ اصلاح نفس و دوری از رذایل اخلاقی است؛ یعنی اگر بیمار خود را بیمار نداند، به فکر علاج نمی افتد.
۲- تصمیم به معالجه: بعد از این که صفات رذیله و بیماری نفس مشخص شد، باید فوراً معالجه را شروع کنیم و این احتیاج به اراده و عزم راسخ دارد.
۳- مشارطه: یعنی انسان نفس خویش را مخاطب قرار دهد و به او یادآور شود که از او اعمال ناشایست سر زند. امام سجاد (ع) در دعای معروف به توبه می گوید: «پروردگارا! شرطی در پیشگاه تو کرده ام که به آنچه دوست نداری باز نگردم».[۲۱]
۴- مراقبه: سالکان راه خدا پیش از آن که فرشتگان خداوند مراقب اعمال آن ها باشند، خود مراقب اعمالشان هستند. این مراقبت از درون می جوشد. یاد خدا و علم به این که خداوند اعمال انسان را می بیند و توجه به حسابرسی روز قیامت و کیفر اُخروی در ایجاد مراقبت بسیار مؤثر است.
۵- محاسبه: منظور از محاسبه آن است که انسان خود را پای حساب حاضر نماید و مورد بازخواست قرار دهد. همانگونه که در امور مادی این حسابرسی انجام می گیرد.
امام علی (ع) درباره نحوه محاسبه فرمود: «هنگامی که صبح را به شام می رساند، نفس خود را مخاطب ساخته بگوید: ای نفس! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمی گردد و خداوند از تو درباره آن سوال می کند که در چه راه آن را سپری کردی؟ چه عمل در آن انجام دادی؟ آیا به یاد خدا بودی؟ آیا حق برادرت را ادا کردی؟…
سپس آن چه را که انجام داده، به یاد می آورد. اگر به خاطرش آمد که عمل خیری از او سرزده، حمد خداوند را بجا می آورد و اگر معصیت کرده، از خداوند آمرزش می طلبد و تصمیم بر ترک آن در آینده می گیرد».[۲۲]
۶- تادیب و مجازات: اگر معلوم شد گناه و خطایی از انسان سر زده است، باید در برابر خطاها واکنش نشان دهد و از جرات و جسارت نفس جلوگیری نماید. البته تادیب و مجازات ها باید مشروع باشد مانند گرسنگی دادن و روزه گرفتن. امام علی (ع) می فرمایند: «گرسنگی برای به اسارت در آوردن نفس و شکستن عادت هایش کمک خوبی است».[۲۳]
حضرت در شرح اوصاف پرهیزکاران نیز فرمودند: «هرگاه نفس او در انجام وظایفی که خوش ندارد سرکشی کند، او هم از آنچه دوست دارد، محرومش می سازد».[۲۴]
بزرگان از این وسیله، برای ترک عادات ناپسند استفاده کرده اند. در حالات فقیه بزرگ عالم شیعه، مرحوم آیت الله بروجرودی نقل شده که هرگاه عصبانی می شد و به شاگردانش پرخاش می کرد، فورا پشیمان شده و طبق نذری که داشت، فردای آن روز را برای جبران این کار روزه می گرفت.[۲۵]
مرحوم نراقی می گوید: اگر کار خلافی از انسان سر زد، در مقام تنبیه خود برآید، مثلا تن به عبادات سنگین و انفاق اموالی که مورد علاقه او است بدهد. اگر لقمه حرام یا مشتبهی خورده، خویشتن را مقداری گرسنگی دهد و اگر زبان به غیبت مسلمانی گشوده، مدح او کند یا با سکوت، خود را تنبیه یا با ذکر خدا آن را جبران نماید.[۲۶]
ریشه رذایل اخلاقی
هر یک از صفات رذیله، ریشه در خودخواهى دارد. کسى که حسادت مى ورزد، به خاطر آن است که نمى خواهد دیگرى بهتر از او باشد و کسى که بخل مى ورزد و از انفاق خوددارى مى کند، براى آن است که دیگران را چیزى حساب نمى کند و همه چیز را براى خود می خواهد.
بنابراین براى جلوگیرى از هر خوى زشتى، باید از پیدایش کبر و خودبینى و خودخواهى جلوگیرى نمود و دواى کبر، بندگى خدا و احساس نیاز به او است، و این که اگر فضیلتى هم باشد، از ناحیه خدا است و هیچ چیز از خود ندارد در درمان این صفت رذیله که سرچشمه صفات رذیله دیگر است، موثر می باشد.
امام خمینى (ره) می گوید: «اگر در صدد اصلاح نفس برآمدى، طریق عملى آن نیز با قدرى مواظبت سهل و آسان است و در این طریق با همت مردانه و حریت فکر و بلندى نظر به هیچ مخاطره تصادف نمی کنى. تنها راه غلبه بر نفس اماره و شیطان و راه نجات، بر خلاف میل آنها رفتار کردن است.
هیچ راهى بهتر براى سرکوبى نفس از اتصاف به صفت متواضعین و رفتار کردن مطابق رفتار و سیره و طریقه آنها نیست. در هر مرتبه از تکبر که هستى و اهل هر رشته علمى و عملى و غیر آن که هستى، برخلاف میل نفسانى چندى عمل کن. با تنبهات علمى و تفکر در نتایج دنیایى و آخرتى، امید است راه آسان و سهل شده، نتیجه مطلوب بگیرى».[۲۷]
نکته دیگر آن است که فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی، در نقطه مقابل هم قرار دارند. هر چه انسان در تقویت فضایل اخلاقی بکوشد و در انجام اعمال صالحه پایدارى بیشترى از خود نشان دهد، به همان نسبت، از شدت رذایل در وجود او کاسته می شود.[۲۸]
جمع بندی
اخلاق که مشتمل بر صفات درونی نیک و بد انسان هاست ذیل دو عنوان فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی قابل بررسی است. فضایل اخلاقی و رذائل اخلاقی، هر کدام شامل مواردی مانند زهد، صبر، تواضع و ظلم، حسد و تکبر هستند که انسان پس از آشنایی با این فضایل و رذایل، باید با استفاده از راه هایی مانند بیداری از غفلت، استعانت از عقل و شرع و تزکیه نفس، و همچنین مشارطه و مراقبه و محاسبه، در راه کسب فضایل اخلاقی و دوری از رذایل اخلاقی بکوشد تا رضایت الهی را کسب نماید.
پی نوشت ها
[۱] مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، ص۱۹، ۲۰.
[۲] مکارم شیرازی،اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۶.
[۳] موسوی بجنوردی، «بررسی نقش اخلاق در فقه و حقوق(۱)و(۲)»، ص۱۲۸۵.
[۴] غرویان، فلسفه اخلاق، ص۲۰.
[۵] بقره/۱۵۱؛ آل عمران/۱۶۴؛ جمعه/۲.
[۶] قلم / ۴.
[۷] .مجلسی، بحار الأنوار، ج۶۹، ص۳۷۵
[۸] ترجمه دعای مکارم الاخلاق، پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی.
[۹] مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، ص۲۲۳.
[۱۰] مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۶.
[۱۱] مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۶، ۷۷.
[۱۲] نصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، ص۵۵-۵۸.
[۱۳] اعراف/ ۱۷۹.
[۱۴] یونس/ ۳۶.
[۱۵] فاطر/ ۲۸.
[۱۶] یونس/ ۲۴.
[۱۷] بقره/ ۳۷.
[۱۸] بقره/ ۸۵.
[۱۹] بقره/ ۸۵.
[۲۰] روم/ ۴۱.
[۲۱] صحیفه سجادیه، دعای ۳۱.
[۲۲] مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۲۵۰.
[۲۳] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج ۶، ص ۱۶۶.
[۲۴] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۸۴.
[۲۵] مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج ۱، ص ۲۶۴.
[۲۶] مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج ۱، ص ۲۶۵.
[۲۷] امام خمینى، چهل حدیث، ص ۹۷ و ۹۶.
[۲۸] محمد على سادات، اخلاق اسلامى، ص ۱۴۴.
منابع
- قرآن کریم.
- آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی، غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.
- امام خمینی، سید روحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۰.
- سادات، محمدعلی. اخلاق اسلامی، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۸۵.
- سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، مؤسسه نشر آثار امام علی(ع)، ۱۳۸۶.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴.
- طوسی، نصیرالدین، اخلاق محتشمی. تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۷۰.
- غرویان، علیرضا. فلسفه اخلاق، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
- مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب، ۱۳۸۰.
- مصباح یزدی، محمدتقی، فلسفه اخلاق، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۶.
- موسوی بجنوردی، سید محمد، «بررسی نقش اخلاق در فقه و حقوق»، فصلنامه حقوقی مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره ۴۹، ۱۳۸۲.
منابع اقتباس