فتوت و جوانمردى، یکى از شاخصه هاى «برخورد کریمانه» در معاشرت هاى اجتماعى است. این خصلت والا، ریشه در ایمان، عزت نفس و روح نوع دوستی دارد و انسان را به گذشت، بزرگواری و خدمت بی منت فرا می خواند. در مقاله جوانمردی و برخورد کریمانه، نماد انسانیت و اخلاق اسلامی، به طور مبسوط به مفهوم فتوت و جوانمردی و نشانه هاى آن اشاره شد..
امیر مومنان علی (ع) می فرماید: «ثَلاثهٌ هُنَّ الْمُروءَهُ: جُودٌ مَعَ قِلَّهٍ، وَ احتمالٌ مِنْ غیر ذِلَّهٍ وَ تَعَفُّفٌ عَنِ المَسأله؛[۱] مروت سه چیز است: بذل و سخاوت، در عین تنگدستى؛ تحمل و بردبارى، بدون ذلت و خوارى؛ و عفاف ورزیدن از سؤال و طلب.
به قول صائب تبریزى:
دست طلب چو پیش کسى مى کنى دراز
پل بسته اى که بگذرى از آبروى خویش
مسأله مناعت طبع، دورى از سؤال و طلب و طرح نکردن نیازمندى با این و آن نیز از نشانه هاى تعالى روح است و آنان که صورت خود را با سیلى سرخ نگه مى دارند و فقر و تنگدستى خویش را به خاطر حفظ آبرو، با دیگران در میان نمی گذارند، از این گروهند.
فتوت و جوانمردی در سیره معصومان (ع)
تاریخ اسلام و شرح حال بزرگان، اندوخته هاى فراوانى از فتوت و جوانمردی های فراموش نشدنى به خاطر دارد که هر کدام درسى از «اخلاق و تربیت» است و تابلویى است که چشم دل را به سوى خود جذب مى کند. در این بخش به چند نمونه اشاره مى شود:
-
پیامبر(ص) و «پیمان جوانمردان»
از فرازهاى برجسته دوران جوانى رسول خدا(ص) پیش از بعثت، شرکت و عضویت او در پیمانى بود که عده اى از جوانمردان قریش براى دفاع از حقوق افتادگان و مظلومان بستند و به «حلف الفضول» معروف شد. این گروه که آراسته به فتوت و جوانمردی بودند، خود را ملزم و متعهد مى دانستند که به استغاثه و استمدادهاى بى پناهانى که به حقشان تجاوز مى شود پاسخ دهند.
پیامبر خدا(ص) از این پیمان به عظمت و نیکى و با افتخار یاد مى کرد و هرگز حاضر نبود به هیچ قیمت آن را بشکند.[۲]
-
رسول خدا(ص) و «عفو عمومى»
نمونه دیگری از مدارا، فتوت و جوانمردی پیامبر(ص) حتى نسبت به دشمنان سرسخت خویش، اعلان «عفو عمومى» بود که نسبت به مردم مکه داشت. در سال «فتح مکه» که مسلمانان پیروزمندانه وارد مکه شدند، با آنکه مکیان، آن حضرت و مسلمانان را بسیار آزرده بودند و چندین بار براى نابودى اسلام، لشکرکشى کرده بودند و خود مشرکان نیز، خویش را مستحقّ هر گونه انتقامجویى مى دیدند، اما انتظار کرم و بزرگوارى هم داشتند.
رسول خدا (ص) در آن زمان، همه را بخشود[۳] و با جمله «اِذهَبوا فانتُمُ الطُّلَقاء» ـ بروید، آزادید ـ همه را عفو کرد و آب عفو و گذشت بر آتش کینه ها ریخت. این گونه برخورد با دشمن نیز، نشان روحیه والاى او بود.
-
فتوت و جوانمردی امام على(ع) در نبرد خندق
فتوت و جوانمردی امام على(ع) در تاریخ نمونه است و نمونه هایش نیز فراوان. در جنگ خندق، وقتى با رقیب شجاعى همچون «عمرو بن عبدود» در افتاد و او را به هلاکت رساند، وقتی خواهر «عمرو» کنار کشته برادرش آمد و دید که زره قیمتى او بر تنش باقى است، پرسید: قاتل او کیست؟ گفتند: على بن ابى طالب. آنگاه گفت: او را هماوردى بزرگوار و جوانمرد کشته است. سپس در سوگ برادرش اشعارى خواند، به این مضمون: اگر کشنده عمرو، کسى جز «على» بود، همواره بر برادرم مى گریستم؛ ولى چه کنم که قاتل او کسى است که از قتل او، عیب و عارى بر «عمرو» نیست.[۴]
-
فتوت و جوانمردی على(ع) در برابر قاتل خود
امیرالمومنین (ع) با آنکه مى دانست قاتلش «ابن ملجم» است، اما متعرض او نشد و قصاص قبل از جنایت نکرد. مردانگى را به حدى رساند که به فرزندش امام مجتبى(ع) فرمود: او که اکنون در اختیار شماست، با او مدارا کنید و اگر من از دنیا رفتم، تنها یک ضربت به او بزنید. و دستور داد از شیر و غذاى خودش به او هم بدهند.[۵] این گونه حتى دشمنان و اسیران را مورد محبت و مروت قرار مى داد. به قول شهریار:
بجز از على که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون،به اسیر کن مدارا
همین فتوت و جوانمردی على(ع) بود که او را ملقب و مفتخر به «لا فتى الاّ على …» ساخت.
-
فتوت و جوانمردی امام علی (ع) با سپاه معاویه
در جنگ صفین، وقتى سپاه معاویه بر نهر فرات دست یافتند، یاران امام على (ع) را از برداشتن آب جلوگیرى کردند. خطر بى آبى سپاه حضرت را تهدید مى کرد. با سخنان پرشور آن حضرت، سربازان اسلام بر دشمن تاختند و فرات را تصرف کردند. آنان مى توانستند مقابله به مثل کنند و سپاه معاویه را با تشنگى به هلاکت برسانند اما على (ع) فرمود تا جایى را باز بگذارند تا لشکریان معاویه هم بتوانند از آب فرات بردارند.[۶] این نیز نمونه اى از فتوت و جوانمردى مولى، حتى در برخورد با لشکریان متجاوز شام و دشمنى همچون معاویه بود.
-
عاشورا، جلوه گاه فتوت و جوانمردی
حماسه عاشورا، سراسر درس کرامت و بزرگوارى و جلوه اى از برخوردهاى کریمانه، فتوت و جوانمردی اهلبیت (ع) با دیگران بود. وقتى سپاه تشنه حر آمدند و راه را بر امام(ع) بستند، حسین بن على (ع) دستور داد همه آن گروه هزار نفرى و حتى اسب هایشان را هم سیراب کنند.[۷]
روز عاشورا، همین حر بنیزید، وقتى تصمیم گرفت از سپاه باطل جدا شود و به حسین بن على(ع) بپیوندد، امام (ع) او را پذیرفت و خطاى گذشته اش را نادیده گرفت. حر به آغوش فتوت و جوانمردى امام حسین(ع) پناه آورد و توبه کرد، توبه اش هم قبول شد.[۸]
حسین بن على (ع) در روز عاشورا به سپاه کوفه فرمود: «اگر دین ندارید، لااقل آزادمرد باشید.» خود او که روح بلند و خصلت فتوت و جوانمردى داشت، دشمن را هم به داشتن مردانگى و پرهیز از هجوم به زنان و کودکان بى دفاع، فرا مى خواند.
علمدار رشید و وفادارش حضرت ابوالفضل(ع) نیز نمونه اعلاى فتوت و جوانمردى بود، بویژه آنجا که لب تشنه بر فرات وارد شد و مشک را از آب پر کرد و خواست از آب زلال آن بنوشد که یاد تشنگى امام حسین(ع) و کودکان خیام، مانع از آن شد و به خود خطاب کرد: اى نَفْس! پس از حسین زنده نباشى! او و یارانش در آستانه مرگ و شهادتند و تو مى خواهى آب سرد بنوشى؟ … آب را بر روى آب ریخت و لب تشنه از فرات بیرون آمد و به شهادت رسید.[۹]
حضرت ابوالفضل، پهلوانى در میدان فتوت و جوانمردی و نام آورى از دودمان غیرت و رادمردى بود.
به دریا پا نهاد و خشکلب بیرون شد از دریا
مروّت بین، جوانمردى نگر، غیرت تماشا کن
-
امام حسن (ع) و مرد شامى
مردى شامى که در اثر تبلیغات معاویه، دشمن اهلبیت(ع) بود، در مدینه امام مجتبى(ع) را دید و شروع کرد به ناسزاگویى و لعنت و … آن حضرت نیز هیچ نمى گفت. سخنانش که تمام شد حضرت رو به او کرد، سلام داد و لبخند زد و فرمود: گویا غریب هستى! اگر از ما چیزى بخواهى مى دهیم، اگر راهنمایى بخواهى، رهنمون مى شویم، اگر بخواهى بارت را به مقصد مى رسانیم. اگر گرسنه اى، سیرت مى کنیم، اگر برهنه اى، تو را مى پوشانیم، اگر نیازمندى بى نیازت مى کنیم، اگر رانده شده و بى پناهى، پناهت مى دهیم، اگر حاجتى دارى بر مى آوریم، اگر به منزل ما بیایى، تا وقتى که بخواهى بروى، مهمانت مى کنیم و ….
مرد شامى که این سخنان را شنید و این برخورد را دید، گریست، و گفت: شهادت مى دهم که تو جانشین خدا در زمینى. خدا داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد. تو و پدرت در نظر من منفورترین اشخاص بودید، اما اینک تو محبوب ترین فرد در نظر منى. آنگاه به خانه امام (ع) رفت و تا بود، مهمان او بود و از دوستداران اهلبیت(ع) گردید.[۱۰] این معجزه رفتار کریمانه و فتوت و جوانمردی اولیا خدا است که حتى دشمن را به دوست تبدیل مى سازد.
-
فتوت و جوانمردى امام سجاد(ع)
هشام بن اسماعیل، یکى از دولتمردان اموى و حاکم مدینه بود که در دوران حکومتش، ستم هاى بسیار به خصوص بر علویان و بزرگ آنان امام سجاد (ع) کرده بود. وقتى عزل شد، به فرمان حاکم جدید او را جلوى خانه «مروان حکم» نگه داشته بودند که هر کس از او ستم دیده یا ناروا شنیده است، بیاید و تلافى کند.
شهید مطهرى مى نویسد: «خود هشام، بیش از همه نگران على بن الحسین و علویون بود. با خود فکر مى کرد انتقام على بن الحسین در مقابل آن همه ستم ها و سب و لعنها نسبت به پدران بزرگوارش کمتر از کشتن نخواهد بود. ولى از آن طرف، امام به علویون فرمود: خوى ما بر این نیست که به افتاده، لگد بزنیم و از دشمن پس از آنکه ضعیف شد انتقام بگیریم. بلکه برعکس، اخلاق ما این است که به افتادگان کمک و مساعدت کنیم.
هنگامى که امام (ع) با جمعیت انبوه علویین به طرف هشام بن اسماعیل مى آمد، رنگ در چهره وى باقى نماند. هر لحظه انتظار مرگ را مى کشید. ولى برخلاف انتظار وى، امام طبق معمول که مسلمانى به مسلمانى مى رسد، با صداى بلند فرمود: «السلام علیکم» و با او مصافحه کرد و بر حال او ترحم کرده، به او فرمود: «اگر کمکى از من ساخته است، حاضرم. بعد از این جریان، مردم مدینه هم شماتت به او را موقوف کردند».[۱۱]
سخن از فتوت و جوانمردى و رفتار کریمانه با دوست و دشمن، بویژه در سیره پیشوایان مکتبى و اصحاب آنان دامنه اى وسیع دارد.
این بحث را با فرازى از دعاى امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه به پایان مى بریم که نشانگر روح بلند آن حضرت است و تجلى شخصیت کریمانه که در نیایش او مشهود است:
«خدایا! … بر پیامبر و دودمانش درود فرست و توفیق ده و یارى کن در برابر کسى که با من ناراستى مى کند، خیرخواهانه رفتار کنم، کسى را که از من دورى مى گزیند، به نیکى پاداش دهم، و هر که مرا محروم مى سازد، به او عطا و بخشش کنم، و هر که با من قطع رابطه مى کند، صله رحم کنم، هر که مرا غیبت مى کند، نیکی هایش را یاد کنم، نعمت را سپاس گویم و از بدیها در گذرم».[۱۲]
نتیجه گیری
فتوت و جوانمردی، جوهره اخلاق اسلامی و نشانه روح بلند انسانی است که در سیره اولیای دین، به زیباترین شکل تجلی یافته است. رفتار کریمانه آنان با دوست و دشمن، آموزه ای جاودان برای همه انسانهاست تا در برابر رنج ها و بی مهری ها، با کرامت و بزرگواری رفتار کنند. جامعه ای که این روحیه را در خود زنده نگه دارد، به حقیقت انسانیت نزدیک تر خواهد شد.
پی نوشت ها
[۱] ری شهری، میزان الحکمه، ج۹، ص۱۱۳.
[۲] سبحانی، فروغ ابدیت، ج۱، ص۱۵۱.
[۳] واقدى، المغازى، ج۲، ص۸۳۵.
[۴] رسولى محلاتى، زندگانى حضرت محمد، ص۴۵۳.
[۵] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۸۹.
[۶] ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۳۳۱.
[۷] قرشی، حیاه الامام الحسین، ج۳، ص۷۴.
[۸] امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۰۳.
[۹] مقرّم، مقتل الحسین، ص۳۳۶.
[۱۰] ابن شهر آشوب، مناقب، ج۴، ص۱۹.
[۱۱] شهید مطهری، داستان راستان، ج۱، ص۷۴ (داستان: لگد به افتاده).
[۱۲] صحیفه سجادیه، دعاى۲۰ (مکارم الاخلاق).
فهرست منابع
- ابن شهر آشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ش.
- امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطلوعات، ۱۴۰۳ق.
- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۵ش.
- واقدی، محمدبن عمر، المغازی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
- قرشی، باقر شریف، حیاه الامام الحسین، قم، مدرسه علمیه ایروانی، ۱۴۱۳ق.
- رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت محمد (ص)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶ش.
- سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، مؤسسه امام صادق، ۱۳۷۶ش.
- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، چاپ سوم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱.
- مقرم، سید عبدالرزاق، مقتل الحسین (ع)، بیروت، موسسه الخرسان، ۱۴۲۶ق.
- مجلسی محمد باقر، بحار الأنوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ه. ق.
منبع اقتباس: محدثی، جواد، در مکتب جوانمردان و کریمان، مجله پیام زن، شماره ۸۰، آبان ۱۳۷۷ش، ص۲۰-۳۱.