برخورد کریمانه، نشان دادن نوعى «مناعت طبع» و «بلند همتى» و «روحیه والا» است که دیگران را هم تحت تأثیر قرار می دهد؛ مثل آن که بدى را با نیکى پاسخ بگویى و قهر و خشونت را، با محبت و عاطفه. جوانمردی و برخورد کریمانه، یکى از اینگونه بزرگواری ها در معاشرت هاست؛ «خود» را ندیدن و براى «دیگران» در قاموس زندگى شخصى، جایى باز کردن و دلى به دست آوردن و تکیه گاهى براى یک بینوا گشتن!
به فرموده امیرمومنان (ع): «ما تَزَیَّنَ الأنسانُ بِزینهٍ اَجْمَلَ مِنَ الفُتُوَّهِ؛[۱] انسان به هیچ زینتى، زیباتر از مروت و جوانمردى آراسته نشده است».
مفهوم جوانمردی
بى دردى و بى خیالى نسبت به وضع مردم نیازمند و محروم و مظلومیت آنان، از مردانگى و از مسلمانى به دور است. از آن سو، غم مردم خوردن و حامى مظلوم بودن و یارى به بینوا رساندن، مسلمانى و مردانگى است. آیین رادمردى حکم می کند که صاحبان قدرت، دستى هم به سر و گوش محرومان بکشند و بازوى آنان را بگیرند و از خاک نشینى بلند کنند، عزت ببخشند و حرمت گزارند. این، زکات توانایى و توانگرى است!
مردانگى، صفت برجسته و ارزشمندى است که به یک اجتماع زنده، آبرو مى بخشد. بزرگوارى و کرامت نفس در برخورد با دیگران، خصیصه آزادمردانى است که از روى جوانمردی و جوانمردى، اندیشه محرومان را در سر مى پرورانند و مهرشان را در دل. زندگى بى حضور چنین فرزانگانى، نه لذت دارد، نه زیبایى. جامعه اى که از جوانمردان خالى باشد، غبار مرگ بر چهره اش نشسته است.
این خصلت عملى، ریشه در اندیشه دارد و از آنجا به رفتار و برخوردها سرایت می کند. امام على (ع) مى فرماید: «بُعْدُ المرءِ عَنِ الدنیّه فُتُوَّهٌ؛[۲] جوانمردى، دور بودن انسان از پستى و فرومایگى است».
در حدیثى دیگر، امام علی (ع) چارچوب و استخوان بندى جوانمردى را اینگونه برمى شمارد که مى تواند معیارى براى هر شخص جهت ارزیابى میزان جوانمردی خویش باشد: «نِظامُ الفُتُوَّهِ اِحتمالُ عَثَراتِ الاْخوانِ وَ حُسْنُ تَعَهُّدِ الجیران؛[۳] نظام مردانگى، تحمل لغزش هاى برادران و رسیدگى شایسته به همسایگان است».
نشانه های جوانمردی
نه جوانمردی به ادعا است، نه به سخن! رفتار و عمل، شاهد مردى و نامردى هر انسان است. جوانمردی تنها با عمل و برخورد کریمانه است که مهر تأیید مىخورد و مقبول خاطرها مى گردد، نه با حرف و شعار. بعضى از نشانه هاى جوانمردان که در روایات آمده، از این قرار است:
- عفو و گذشت
روح هاى بزرگ، ظرفیت گذشت نیز دارند، اما افراد حقیر، به سرعت در صدد انتقام برمى آیند و برخورد کریمانه از خود نشان نمی دهند. به فرموده حضرت على (ع): «لَیْسَ مِنْ شِیَمِ الکرامِ تَعجیلُ الأنتقام:[۴] شتاب و سرعت در انتقام گرفتن، از اخلاق انسان هاى بزرگوار نیست».
باز هم از کلام حضرت امیر (ع) بیاموزیم: «المبادَرهُ اِلَى الْعَفوِ مِنْ اَخلاقِ الکِرامِ، المبادَرَهُ اِلَى الأنتقامِ مِن اَخلاقِ اللّئام؛[۵] سرعت در عفو، از اخلاق مردان بزرگوار است و شتاب در انتقام گرفتن، از اخلاق فرومایگان».
- آغاز به نیکى
گاهى کسى از انسان چیزى مى طلبد، انسان هم پاسخ می دهد. ولى اخلاق جوانمردانه آن است که حفظ آبروى دیگران کنى و پیش از سؤالشان، در رفع نیازشان بکوشى که این خصلت، جوانمردی است و نشانه کرامت روح. به تعبیر حضرت على (ع): «الکریمُ مَنْ بَدَءَ بِاحسانِه؛[۶] کریم، کسى است که آغازگر نیکى باشد و شروع به احسان کند».
- پاسخ بدى با نیکى
این رفتار نیز، روحیه اى والا و عفوى بزرگ مى خواهد که اگر دیگران بدى کردند و ناسزا گفتند، تو خوبى کنى و ادب و احترام نشان دهى و اگر از تو بریدند و قطع رابطه کردند، تو قطع رابطه نکنى و پیوندها را نگه دارى و برخورد کریمانه داشته باشی. امام علی (ع) می فرمایند: «الکریمُ مَنْ جازى الأسائَهَ بالأحسانِ؛[۷] جوانمرد، کسى است که بدى را با نیکى پاسخ دهد». آرى، در عفو، لذتى است که در انتقام نیست.
- عفو با قدرت
جوانمرد کسى است که وقتى قدرت دارد و مى تواند انتقام بگیرد، درگذرد و عفو و برخورد کریمانه را پیشه خود سازد. على (ع) فرمود: «الکَریمُ اِذا قَدَرَ صَفَحَ وَ اِذا مَلِکَ سَمِحَ وَ اِذا سُئِلَ اَنْجَحَ؛[۸] جوانمرد و بخشنده کسى است که: وقتى قدرت یابد، درگذرد و ببخشاید و چون توانمند و مالک گردد، عطا کند و ببخشد، و آنگاه که چیزى از او خواسته شود، نیاز را برآور».
- غمخوارى محرومان
جوانمردان به نیازمندان رسیدگى و نسبت به آنان حمایت و دلجویى می کنند و خود را در راحت و رنج دیگران شریک مى شمارند. به قول سعدى:
تو کز محنت دیگران بى غمى نشاید که نامت نهند آدمى
تماشاى جلوه هاى جوانمردی و بزرگوارى و برخورد کریمانه در آینه رفتار بزرگان و اسوه ها، تماشایى تر است.
برخورد کریمانه و جوانمردی در مکتب اهل بیت (ع)
تاریخ اسلام و شرح حال بزرگان، اندوخته های فراوانی از برخوردهای کریمانه و جوانمردی ها به خاطر دارد که هرکدام درسی از انسانیت است و تابلویی است که چشم دل را به سوی خود جذب می کند. در این بخش، به چند نمونه اشاره می کنیم:
۱-پیامبر (ص) و پیمان جوانمردان
از فرازهای برجسته دوران جوانی رسول خدا (ص) پیش از بعثت، شرکت و عضویت او در پیمانی بود که عده ای از جوانمردان قریش برای دفاع از حقوق مظلومان بستند و به «حلف الفضول» معروف شد. این گروه، خود را ملزم و متعهد می دانستند که به استغاثه و استمدادهای بی پناهانی که به حقشان تجاوز می شود پاسخ دهند. پیامبر خدا (ص) از این پیمان به عظمت و نیکی و با افتخار یاد می کرد و هرگز حاضر نبود به هیچ قیمت آن را بشکند.
۲-رسول خدا (ص) و عفو عمومی
نمونه دیگر از برخورد کریمانه و مروت پیامبر (ص)، حتی نسبت به دشمنان سرسخت خویش، اعلان عفو عمومی بود که نسبت به مردم مکه داشت. در سال فتح مکه که مسلمانان پیروزمندانه وارد مکه شدند، با آنکه مکیان، آن حضرت و مسلمانان را بسیار آزرده بودند و چندین بار برای نابودی اسلام، لشکرکشی کرده بودند، رسول خدا (ص) همه آنها را بخشبد و با جمله «اذهبوا فانتم الطلقاء؛ بروید، آزادید» همه را عفو کرد و آب عفو و گذشت بر کینه ها ریخت. این برخورد کریمانه با دشمن نیز، نشان روحیه والای او بود.
۳-برخورد کریمانه علی (ع) در نبرد خندق
امام علی (ع ) در جنگ خندق، وقتی با رقیب شجاعی همچون عمرو بن عبدود در افتاد و او را به هلاکت رساند، برخورد کریمانه و جوانمردانه ای با او داشت. وقتی خواهر عمرو کنار کشته برادرش آمد و دید زره قیمتی او بر تنش باقی است، پرسید: قاتل او کیست؟ گفتند: علی بن ابیطالب. آنگاه گفت: او را هماوردی بزرگوار و جوانمرد کشته است. سپس در سوگ برادرش اشعاری خواند، به این مضمون: اگر کشنده عمرو، جز علی بود، همواره بر برادرم می گریستم؛ ولی چه کنم که قاتل او کسی است که از قتل او، عیب و عاری بر عمرو نیست.
۴-مروت و برخورد کریمانه امام علی (ع) با قاتل خود
امیرالمومنین (ع) با آنکه می دانست قاتلش ابن ملجم است، اما متعرض او نشد و قصاص قبل از جنایت نکرد. مردانگی را به حدی رساند که به فرزندش امام مجتبی (ع) فرمود: با او که اکنون در اختیار شماست، با مدارا کنید و اگر من از دنیا رفتم، تنها یک ضربت به او بزنید. و دستور داد از شیر و غذای خودش به او هم بدهند. اینگونه حتی دشمنان و اسیران را مورد محبت و مروت قرار می داد. به قول شهریار:
بجز از علی که گوید به پسر که: قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
۵-برخورد کریمانه امام علی (ع) با سپاه معاویه
در جنگ صفین، وقتی سپاه معاویه بر نهر فرات دست یافتند، یاران علی (ع) را از برداشتن آب منع کردند. خطر بی آبی، سپاه حضرت را تهدید می کرد. با سخنان پرشور آن حضرت، سربازان اسلام بر دشمن تاختند و فرات را تصرف کردند. آنان می توانستند مقابله به مثل کنند و سپاه معاویه را با تشنگی به هلاکت برسانند اما امام علی (ع) فرمود جایی را باز بگذارند تا لشکریان معاویه هم بتوانند از آب فرات بردارند. این نیز نمونه ای از جوانمردی و برخورد کریمانه مولی علی (ع)، حتی در برخورد با لشکریان متجاوز شام و دشمنی همچون معاویه بود.
۶-عاشورا، جلوه گاه مروت و برخورد کریمانه
حماسه عاشورا، سراسر درس کرامت و بزرگواری و جلوه ای از برخورد کریمانه اهل بیت (ع) با دیگران بود. وقتی سپاه تشنه حر آمدند و راه را بر امام (ع) بستند، حسین بن علی (ع) دستور داد همه آن گروه هزار نفری و حتی اسبهایشان را هم سیراب کنند. روز عاشورا، همین حر بن یزید، وقتی تصمیم گرفت از سپاه باطل جدا شود و به حسین بن علی (ع) بپیوندد، امام او را پذیرفت و خطای گذشته اش را نادیده گرفت. حر به آغوش جوانمردی امام حسین (ع) پناه آورد و توبه کرد، توبه اش هم قبول شد.
۷-برخورد کریمانه امام حسن (ع) با مرد شامی
مردی شامی که در اثر تبلیغات معاویه، دشمن اهل بیت (ع) بود، در مدینه امام مجتبی (ع) را دید و شروع کرد به ناسزاگویی. آن حضرت نیز هیچ نمی گفت. سخنانش که تمام شد حضرت رو به او کرد، سلام داد و لبخند زد و فرمود: «گویا غریب هستی! اگر از ما چیزی بخواهی می دهیم؛ اگر راهنمایی بخواهی، رهنمون می شویم؛ اگر بخواهی بارت را به مقصد می رسانیم؛ اگر گرسنه ای، سیرت می کنیم؛ اگر برهنه ای، تو را می پوشانیم؛ اگر نیازمندی بی نیازت می کنیم؛ اگر رانده شده و بی پناهی، پناهت می دهیم؛ اگر حاجتی داری، بر می آوریم؛ اگر به منزل ما بیایی، تا وقتی که بخواهی بروی، مهمانت می کنیم».
مرد شامی که این سخنان را شنید و این برخورد کریمانه حضرت را دید، گریست، و گفت: شهادت می دهم که تو جانشین خدا در زمینی. خدا داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد. تو و پدرت در نظر من، منفورترین اشخاص بودید، اما اینک تو محبوب ترین فرد در نظر منی. آنگاه به خانه امام (ع) رفت و تا بود، مهمان او بود و از دوستداران اهل بیت (ع) گردید. این معجزه برخورد کریمانه است که حتی دشمن را به دوست تبدیل می سازد.
۸-امام سجاد (ع) و جوانمردی
هشام بن اسماعیل، یکی از دولتمردان اموی و حاکم مدینه بود که در دوران حکومتش، ستم های بسیار به خصوص بر علویان و بزرگ آنان امام سجاد (ع) کرده بود. وقتی عزل شد، به فرمان حاکم جدید، او را جلوی خانه مروان حکم نگه داشته بودند که هر کس از او ستم دیده یا ناروا شنیده است، بیاید و تلافی کند.
شهید مطهری می نویسد: «خود هشام، بیش از همه نگران علی بن الحسین (ع) و علویان بود. با خود فکر می کرد انتقام علی بن الحسین (ع) در مقابل آن همه ستم ها و سب و لعن ها نسبت به پدران بزرگوارش، کمتر از کشتن نخواهد بود؛ ولی از آن طرف، امام به علویون فرمود: خوی ما بر این نیست که به افتاده، لگد بزنیم و از دشمن پس از آنکه ضعیف شد، انتقام بگیریم. بلکه برعکس، اخلاق ما این است که به افتادگان کمک و مساعدت کنیم.
هنگامی که امام (ع) با جمعیت انبوه علویین به طرف هشام بن اسماعیل می آمد، رنگ در چهره وی باقی نماند. هر لحظه انتظار مرگ را می کشید؛ ولی بر خلاف انتظار وی، امام طبق معمول که مسلمانی به مسلمانی می رسد، با صدای بلند فرمود: السلام علیکم و با او مصافحه کرد و بر حال او ترحم کرده، به او فرمود: اگر کمکی از من ساخته است حاضرم. بعد از این جریان، مردم مدینه هم شماتت به او را متوقف کردند».[۹]
سخن از جوانمردی و برخورد کریمانه با دوست و دشمن، به ویژه در سیره پیشوایان مکتبی و اصحاب آنان، دامنه ای وسیع دارد. این بحث را با فرازی از دعای امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه به پایان می بریم که نشانگر روح بلند آن حضرت است و تجلی شخصیت کریمانه که در نیایش او مشهود است:
«پروردگارا!… بر پیامبر و دودمانش درود فرست و توفیق ده و یاری کن در برابر کسی که با من ناراستی می کند، خیر خواهانه رفتار کنم؛ کسی را که از من دوری می گزیند، به نیکی پاداش دهم؛ و هر که مرا محروم می سازد، به او عطا و بخشش کنم؛ و هر که با من قطع رابطه می کند، صله رحم کنم؛ هر که مرا غیبت می کند، نیکی هایش را یاد کنم؛ نعمت را سپاس می گویم و از بدی ها درگذرم».
نتیجه گیری
برخورد کریمانه، جلوه ای از جوانمردی است که انسان را به آغازگری در نیکی، چشم پوشی از لغزش های دیگران و پاسخ دادن به خوبی و دستگیری از نیازمندان فرامی خواند. این منش، نه تنها موجب آرامش فردی و پالایش روح از خشم و کینه می شود، بلکه زمینه همبستگی اجتماعی، تقویت اعتماد و ترویج رحمت در میان انسان را فراهم می سازد.
پی نوشت ها
[۱] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج۶، ص۹۶.
[۲] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج۳، ص۲۶۰.
[۳] خواجه عبداللّه انصارى، مناجات، ص۳۵.
[۴] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج۵، ص۸۱.
[۵] ری شهری، میزان الحکمه، ج۸، ص۳۶۷.
[۶] ری شهری، میزان الحکمه، ص۳۶۵.
[۷] ری شهری، میزان الحکمه، ص۳۶۵.
[۸] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج۷، ص۳۴۶.
[۹] شهید مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۸ ص۳۴۶.
فهرست منابع
- تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، محقق و مصحح: رجائی، سید مهدی، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، ۱۳۷۶ش.
- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، چاپ سوم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱ش.
- مناجات های خواجه عبدالله انصاری.
منبع اقتباس: محدثى، جواد، اخلاق معاشرت، مجله پیام زن، شماره ۷۹، سال ۱۳۷۷ش.