آموزش نظم و انضباط به کودکان، یکی از دغدغه های مهم والدین در فرایند تربیت فرزندشان است. هدف از آموزش نظم و انضباط به کودکان آن است که به بچه ها توانایی اداره کردن خود و زندگی شان داده شود. آموزش نظم و انضباط به کودکان، آنها را قادر می سازد که با محیط های جدید کنار آمده، تفکر منطقی داشته و به خوبی با مسائل خود کنار آیند و به این طریق توانایی انتخاب های صحیح را در جاهای مورد نیاز پیدا می کنند.
بچه ها اغلب بازیگوش بوده و اسباب بازی های خود را پراکنده می کنند و شما به عنوان پدر و مادر این وضعیت را تحمل کرده و آنها را جمع آوری می کنید. کودک شما رفتار بدی دارد و شما اگرچه از این مسئله رنج می برید ولی به دنبال یافتن دلائلی مانند کم سن بودن، معصوم بودن و نظایر آن هستید، تا او را تبرئه نمایید و حتی به خاطر رفتار او، از دیگران عذرخواهی نیز می نمایید.
آنچه در فرایند آموزش نظم و انضباط به کودکان لازم است، توجه به سن آنهاست؛ البته این دلیل آن نمی شود که در این مورد کوتاهی کنید و کوتاه بیایید. والدین می توانند در سنین مختلف فرزندان، روش های انضباطی مختلفی را تجربه کنند.
همانطور که می دانیم کودکان با تقلید از دیگران می آموزند و بهترین و نزدیکترین مدل برای آنها پدر و مادر هستند. بنابراین پدر و مادر در آموزش نظم و انضباط به کودکان خود، ابتدا باید انضباط را از خود، شروع کنند.
بنابراین به محض اینکه قانونی در خانواده به اجرا در می آید تمام افراد خانواده به ویژه پدر و مادر، باید آن را انجام داده و هیچ تغییری در آنچه مقرر شده است در آن زمان انجام نشود. با کمک کردن به کودک برای درک آن قانون و انجام آن، کودک انضباط شخصی را فرا گرفته و این اولین مرحله از آموزش نظم و انضباط به کودکان و اولین هدف منضبط بودن می باشد.
علاوه بر این، در آموزش نظم و انضباط به کودکان و به اجرا در آوردن یک قانون خاص باید عملی بوده و غیر ممکن نباشد؛ مثلاً پدر و مادر نمی توانند از کودکی یکساله انتظار داشته باشند که آرام به تنهایی بنشیند و صبحانه خود را تمام کند.
مدارا در آموزش نظم و انضباط به کودکان
بعضی مواقع ما به عنوان پدر و مادر باید بگذاریم کودک در فرآیند آموزش نظم و یادگیری، از اشتباهات خود بیاموزد. این اشتباهات نباید باعث شوند که به او برچسب «بد» یا «شیطان» زده شود. آنچه مهم است آن است که پدر و مادر باید فرزند خود را راهنمایی کنند که این اشتباهات را دوباره تکرار نکرده و در عوض رفتار خوب انجام دهد.
در این راستا و در جهت بهبود روند آموزش نظم و انضباط به کودکان، لازم است به این نکات کلیدی توجه شود:
۱-توانایی های کودک خود را به او یادآوری نمایید نه ضعف و ناتوانی های او را.
۲-وقتی با موقعیت هایی موافق هستید، به او حق انتخاب بدهید.
۳-تغییر محیط به معنای تغییر رفتار نیست.
۴-به یاد داشته باشید که کودک شما قوانین خاصی را متوجه می شود؛ بنابراین او را تشویق به انجام آنها نمایید.
۵-دستورات قطعی بدهید مثل «وقت خواب است، مامان تختت را آماده کرده بیا بخواب».
۶-برای بازداشتن او از رفتار نامناسب توضیحات مثبت بدهید؛ مثلاً «قطعات لگو (Lego) برای ساختن چیزی است نه پرتاب کردن به این طرف و آن طرف» «بیا با هم یک قصر بسازیم».
۷-کنجکاوی کودک را به حساب رفتار منفی او نگذارید.
۸-وقتی کودک رفتار خوب از خود نشان می دهد، او را تحسین کنید.
آموزش نظم و انضباط به کودکان خردسال
پدران و مادران باید بدانند که رفتار و حرکات کنجکاوانه در میان کودکان خردسال و نوپا، بسیار دیده می شود. تنها هدف آنها کشف دنیای اطرافشان می باشد. با این اکتشافات آنها اطلاعاتی در مورد پیرامون خود به دست می آورند. والدین در مقابل این کاشفین کوچک چه عکس العملی نشان می دهند؟ آیا به آنها اجازه می دهیم به قیمت به هم ریختن خانه، این اطلاعات را به دست آورند؟ آیا آنها را به خاطر اشتباهاتی که قسمتی از فرآیند کشفیات آنهاست، سرزنش می کنیم؟
بدقلقی های کودک در هنگام آموزش نظم و انضباط
در فرآیند آموزش نظم و انضباط به کودک، مواردی هست که کودک شروع به بدخلقی می نماید. در این مواقع والدین باید صبر و حوصله بیشتری نشان دهند. آنچه توسط پدر و مادر گفته می شود، ممکن است مورد قبول بچه شما نباشد. در این حالت می توانید:
۱-خم شده یا زانو بزنید و در یک سطح با کودک قرار گیرید.
۲-وقتی تقاضای چیزی دارد، دست یا شانه او را نگهدارید.
۳-هنگام صحبت چشم در چشم او بدوزید.
۴-با لحن آرام و ملایمی با او صحبت کنید.
۵-با او صمیمی باشید.
۶-هنگام صحبت با او مطمئن شوید که کاملاً به شما گوش می کند.
۷-عکس العمل های او را درک و به نظرات و افکار او توجه کنید.
۸-حق انتخاب به او بدهید.
۹-درباره مطالب مختلف با او بحث کنید.
۱۰-افکار مثبت او را بپذیرید.
۱۱-امیدهای واهی به او ندهید.
۱۲-توانایی های او را به چشم تحقیر ننگرید.
۱۳-بی رحمانه او را تنبیه نکنید.
آموزش نظم و انضباط به کودکان باید حول دو رویکرد متفاوت و در عین حال متجانس شکل گیرد: یکی سهل گیری و واگذاری و دیگری سختگیری و کنترل، ضمن رعایت حد اعتدال در این دو شیوه متضاد. رمز موفقیت و هنر ظریف والدین در آموزش نظم به کودک خود، استفاده بجا و اصولی از هر یک از این دو روش متضاد، در جای خود است.
ضرورت قاطعیت و صلابت در آموزش نظم
اعمال مقررات و انضباط دهی، یکی از بایسته ها در فرایند تربیت فرزند به ویژه آموزش نظم به اوست. برخی می پندارند که کودکان باید تا سن هفت سالگی کاملاً آزاد و رها باشند و به دلخواه عمل کنند و برای اثبات عقیده خویش به پاره ای از روایات و نظریات روانشناسی استناد می کنند؛ در حالی که آنچه از اینگونه منابع فهمیده می شود این است که کودکان باید تا قبل از هفت سالگی، از تعلیم و تعلم و تنبیه رها باشند، تا روح تشنه خود را با بازی سیراب نمایند.
منظور از تعلیم نیز، آموزش به صورت کلاسیک و مدون به آن ترتیبی که بعد از هفت سالگی لازم است، می باشد. البته کودک خود در این سنین، با هوش سرشار و کنجکاوی فراوانی که دارد به صورت طبیعی آنچه را لازم است می آموزد و نباید با تعلیم مصنوعی و قانونمندانه، کودک را از لذت جستجو و کشف محروم ساخت؛ اما ایجاد روح قانون پذیری در آنان و آموزش نظم به کودکان و عادت دادن آنها به نظم و انضباط و رعایت مقررات، منافاتی با آزادی کودکان ندارد.
دانشمندان تربیتی معتقدند که شش سال اول زندگی هر فردی، مهمترین دوران تربیت بوده و رفتار و منش هر فردی در طول زندگی تداوم خلقیات و عاداتی است که در همان سال های اولیه شکل گرفته است.
بنابراین در تربیت همانگونه که محبت و اکرام ضروری است، انضباط و ایجاد برخی محدودیت ها نیز لازم است. در زمینه آموزش نظم به کودک، نقش پدر بسیار بااهمیت بوده و بلکه ضروری تر از نقش مادر است و لذا در خانواده باید پدر به عنوان عامل کنترل و رعایت نظم و انضباط شناخته شود و لزوماً باید کودکان این حالت را حس کنند به گونه ای که در حضور پدر، پرهیز بیشتری از بدرفتاری داشته باشند. پدر باید همواره این نگرش را در خانواده حفظ کند بدون آن که به خشونت و آزار فرزندان متوسل شود.
شهید مطهری (ره) در این باره می گوید: «نقش ترس، این نیست که عامل رشددهنده باشد. ترس، عامل فرونشاندن است. عامل رشد دادن و پرورش دادن استعدادهای عالی نیست ولی عامل جلوگیری از رشد استعدادهای پست و جلوگیری از طغیان هاست.»(۱)
اگر در تربیت فقط از محبت استفاده کنیم، کودک در امیال خود غرق خواهد شد؛ گاهی دلسوزی بیجا و بیش از حد پدر، قاطعیت منطقی را از او سلب می کند. اگر بنا باشد قاطعیت و اقتدار پدر را از تربیت سلب کنیم، در نهایت فرزندانی لوس، پرتوقع، خودخواه و تنبل پرورش داده ایم.
البته منظور از انضباط آموزی و آموزش نظم به کودکان، وضع قوانین و مقررات خشک و دست و پاگیر نیست و ظرفیت کودکان تحمل این سختگیری ها را ندارد بلکه بیشتر به معنای پرهیز از عادت های زشت و ایجاد عادات پسندیده در کودکان است؛ مثلاً تسلیم شدن در برابر گریه و شیون کودکان و تن دادن به خواسته های نامعقولشان، نوعی بی انضباطی است که باعث رشد عادات ناپسند کودک می گردد.
ژان ژاک روسو می گوید: «مطمئن ترین راه در بدبخت کردن اطفال، این است که هر چه می خواهند به زور بگیرند. هر چه خواسته های کودک زودتر و آسانتر برآورده گردد، خواهش هایش زیادتر خواهد شد. آنگاه کار به جایی می رسد که به واسطه عدم قدرت و برخلاف میل خود، نمی توانید خواسته های او را برآورید.
صدمه ای که طفل از این برآورده نشدن تقاضایش که برخلاف عادت اوست، متحمل می شود، بسیار بیشتر است از محرومیت از آنچه که میل دارد به دست آورد بطوری که اگر از ابتدا با ایجاد محدودیت محرومش می کردید، این صدمات را نمی دید. بچه لوس و پرتوقع اول عصای شما را می خواهد، وقتی گرفت ساعتتان را مطالبه می کند، سپس مرغی را که در آسمان می پرد و ستاره هایی که می درخشند! می خواهد.
روزگار به زودی به آنها می فهماند که قابلیت و توانایی واقعی آنها تا چه حد است. به زودی می فهمند که هیچ کاری از ایشان ساخته نیست. به ناامیدی و خواری و ذلت تن می دهند و بی غیرت و ترسو و پست می شوند و به اندازه ای که خود را بزرگ می دیدند در نظر خویش کوچک می شوند.»(۲)
بنابراین بر عهده والدین است که با قاطعیت، محدودیت های لازم را برای کودکان ایجاد کنند و گاهی آنها را از برخی مزایا محروم سازند و در این خصوص، پدر متخصص تر از مادر است؛ زیرا همانطور که مهر و عاطفه در وجود مادر بیش از پدر تجلی می کند، قاطعیت و اقتدار نیز باید بیشتر از سوی پدر اعمال شود به عبارت دیگر: «کودک، محدودیت می خواهد و به آن احتیاج دارد. این محدودیت را آدم قابل اعتماد و با اقتداری باید اعمال کند. محدودیتی که پدر ایجاد می کند با اغماض بیش از حد مادر، روی هم، نوعی تعادل به وجود می آورند.»(۳)
آموزش نظم و دسته بندی مقررات
برای آن که روشن شود که پدر در فرایند آموزش نظم، چه موقع باید محدودیت ایجاد کند و بر چه اساس انضباط برقرار سازد، بهتر است ابتدا قوانین و مقررات را بر اساس میزان اهمیتشان دسته بندی کرد. از این طریق او مبنای درستی در تعیین میزان قاطعیت نیز می یابد. برخی از قوانین، قطعی و لازم الاجرا بوده و کودک به هیچ عنوان نباید از آن قوانین تخلف کند.
بر پدر لازم است که در آموزش نظم و مقررات، قاطعانه موضع گیری کرده و به کودک بفهماند که هیچگونه نرمشی از خود در این زمینه نشان نخواهد داد. در این صورت وقتی کودک بعد از چند تجربه مکرر می بیند که اصرار و خواست او بی تأثیر است، چاره ای جز تسلیم نمی یابد. در مقابل، قوانین دیگری نیز هست که هر چند مطلوب والدین هستند، اما جای نرمش و انعطاف پذیری نیز دارند و امکان دارد که در این دسته از مقررات، با توجه به شرایط مختلف، گاهی اوقات با انعطاف پذیری بیشتری عمل کرد.
شایسته است که اصل عملی در تشخیص و تمیز این دو دسته از مقررات، برای سلامت جسم و روح کودک بر مبنای علم و دین قرار گیرد. آنجا که مصالح جسمانی و منافع مادی در تقابل با مصالح تربیتی و معنوی قرار گرفت، اولویت را با معنویات بدانیم مگر اینکه خطری جدی جسم کودک را تهدید کند.
متأسفانه بیشتر والدین در این زمینه سلیقه ای عمل می کنند و با تفکر خود که ناشی از نوع جهان بینی و نگرش ایشان به زندگی است، در این زمینه جهت گیری می کنند؛ به عنوان مثال، یک پدر مبتلا به وسواس، ممکن است در آموزش نظم، قواعد مربوط به نظافت را جزء قوانین دسته اول بداند و یک پدر خوشگذران، تفریح و مسائل مادی را مهمترین مسئله در تربیت قرار دهد و این صحیح نیست.
اجرای قاطعانه
بعد از فرایند آموزش نظم و تدوین مقررات و دایره تکالیف، اگر پدر می خواهد قانونی را اجرا کند، باید ساده و دوستانه اما قاطعانه و مطمئن آن را بیان کند بطوری که کودک بفهمد که پدر حتماً می خواهد به سخن او عمل شود؛ زیرا کودکان، تحت تأثیر اطمینانی که در سخن، لحن صدا و اعمال پدر وجود دارد، قرار می گیرند.(۴)
اگر بعد از مدتی کودک دچار فراموشی و غفلت گردید، تذکر سودمند است اما باید از اصرار و ابرام پرهیز کرد؛ زیرا اصرار، نشان دهنده ضعف است و کودک را جری می کند، اما اگر اصرار لازم شد، نباید با شکست مربی خاتمه یابد. اگر شما هرگز به چیزی اصرار و ابرام نکنید، مگر اینکه آن را انجام دهید بچه خیلی زود خواهد فهمید که در چنین موارد مقاومت بی فایده است و بدون دردسر فرمان شما را اطاعت خواهد کرد. اما برای پیشرفت این روش لازم است که اصرار و ابرام پیشه نسازید مگر اینکه واقعاً علت مهمی داشته باشد و شما را به اصرار ناچار سازد.(۵)
تهدید نیز از دیگر عواملی است که استفاده مکرر آن ناپسند بوده و تأثیر منفی دارد؛ اما گاهی اوقات چاره ای از آن نیست. در تهدید یک نوع تلقین منفی وجود دارد؛ زیرا می گوییم اگر این کار را انجام ندهی، چنین و چنان خواهم کرد و به این روش تخلف را به او گوشزد می کنیم. همچنین تهدید، کودک را تحریک می کند که با تخلف، والدین را بیازماید، تا ببیند آیا واقعاً تهدید را عملی می سازند یا نه! بنابراین چه بسا که با تهدید و اصرار کودک به سمت لجبازی سوق داده شود. اگر می خواهید کودک را تهدید کنید، به تنبیهی تهدید کنید که حاضر به انجام آن باشید.(۶)
ضمناً تهدید کردن به امور وحشتناک و غیر واقعی، شاید برای یکی دو بار، کودک را به اطاعت از شما وادارد، اما به زودی اثر خود را از دست خواهد داد و آنچه باقی می ماند ترس و خیال پردازی آن است. به عنوان مثال برخی کودکان را به چیزهای هولناک و خشن تهدید می کنند. مانند تهدید کردن کودک به تسلیم او به مأموران زندان و یا تحویل او به دیو یا جانور درنده که او را بخورد. اینگونه تهدیدها ابتدا یک حالت عصبی خطرناک ایجاد می کند و بعد کودک را نسبت به تمام گفته ها و تهدیدهای بزرگترها شکاک و ناباور می سازد.(۷)
تنبیه به قصد بیداری
تنبیه امری ضروری و لازم در تربیت است؛ اما اگر از تنبیه همان معانی به ذهن رسد که با خشونت و آزار مترادف است، باید اعتراف کنیم که تنبیه هیچ اثر مثبتی در تربیت ندارد. اساسا تنبیه باید به قصد بیداری دل باشد نه تهدید جسم. تنبیه، صورت های مختلف دارد: محروم کردن، محدود نمودن، بی اعتنایی و قهر و … و بالاخره منفورترین شکل تنبیه -که مخصوصاً در دوران کودکی شدیداً از آن منع شده -تنبیه بدنی است. این در حالی است که تنبیه بدنی کودکان از دیدگاه اسلام روش مناسبی نیست و حتی الامکان باید روش های جایگزین تنبیه کودک باید مورد توجه قرار بگیرد.
متأسفانه در دوران گذشته، بسیاری از پدران وظیفه خود را در آموزش نظم و اعمال انضباط و کنترل فرزندان، از طریق آن انجام می دادند به همین علت اطفالی که با روش های قدیم تربیت شده اند، از کودکان امروزی که تنبیه نمی شوند، خیره سرتر و نافرمان ترند. تنبیه بدنی اصلاً صحیح نیست. فقط صورت خفیف آن، کم زیان تر است.(۸)
پدرانی که از تنبیه بدنی اطفال خود ابایی ندارند، باید توجه داشته باشند که تحقیر و تخریب شخصیت کودک از بدترین پیامدهای این نوع تنبیه است. کرامت انسانی با تنبیه بدنی سازگار نیست. تربیت کردن و عبرت گرفتن از راه زدن در شأن حیوانات است حضرت امیر (ع) می فرماید: عاقل، به تربیت پند گیرد و حیوانات، به زدن.(۹)
نکات تکمیلی در آموزش نظم و انضباط به کودکان
۱-پرهیز از خشم و زورگویی
یکی دیگر از موضوعاتی که باید برای آموزش نظم و انضباط در فرزندان بدان توجه کرد، پرهیز از خشم و زورگویی است. انضباطی که بر پایه خشم و غضب استوار گردد و با زور انجام پذیرد، همچون خانه ای است که بر پایه هایی سست و بی رمق بنا شود و به محض برداشته شدن زور و اجبار، این خانه سست بنیان از هم می پاشد. خشم، در روایات اسلامی، بسیار نکوهش شده و حتی کلید همه بدی ها نامیده شده است.(۱۰)
آموزش نظم و ایجاد انضباط از راه زور، پیامدهایی زیان بار به دنبال دارد که می توان از میان آنها به مقاومت، بی اعتنایی، شورش، بدخلقی، دروغگویی، انزوا، لج بازی، اشاره کرد. اگر به گونه منطقی و صریح و مستدل، با کودک برخورد شود، او حق را می پذیرد و تسلیم خواهد شد. اجرای برنامه های انضباطی، بدون گذشت، امکان پذیر نیست. در صورت تخلف، باید شکیبایی به خرج داد، ولی در اجرای انضباط، پافشاری لازم است و از راه تشویق و تحسین و در مواضع ضروری از راه تنبیه و توبیخ با احتیاط و دقت، می توان به اصلاح رفتار کودکان پرداخت.(۱۱)
۲-قاطعیت و پرهیز از تردید و دودلی
وقتی برای فرزندان خویش مقرراتی را لازم می دانیم، برای آموزش نظم و ایجاد انضباط در وجود آنان، باید در اجرای این مقررات، استوار باشیم و از تردید و دودلی پرهیز کنیم؛ زیرا سستی و سهل انگاری، باعث بی انضباطی می شود و ما را از هدف بازمیدارد.
اگر فرزند، متوجه تردید و دودلی شما شود، از انجام دادن مقررات سر باز می زند و به بحث و جدل می پردازد و نیز ممکن است دچار سر در گمی شود که آیا باید آن کار را انجام دهد یا ندهد. ناگفته نماند که این آموزش نظم و ایجاد انضباط در خردسالی و پا فشاری بر آن، سبب می شود که در آینده، بردبار و شکیبا و منظم و منضبط باشد.
در روایتی از هفتمین پیشوای شیعیان، امام کاظم (ع)، آمده است: یستحب غرامه الغلام فی صغره لیکون حلیما فی کبره؛(۱۲) بهتر است فرزند، در دوران کودکی، با سختی و مشکلات روبرو شود تا در بزرگسالی، بردبار و شکیبا باشد.
کسب عادت های درست، نیازمند به وقت است و یک باره امکانپذیر نیست. از این رو، باید حوصله به خرج داد و با مراقبت و استقامت، شالوده شخصیت کودک را بر پایه نظم و انضباط استوار ساخت.
۳-رعایت اصل تدریج در اصلاح رفتار
یکی دیگر از اصولی که باید برای آموزش نظم و ایجاد انضباط مورد توجه قرار گیرد، اصل تدریج در اصلاح رفتار است. کسب عادت های درست، نیازمند به وقت است و یک باره امکان پذیر نیست. از این رو، باید حوصله به خرج داد و با مراقبت و استقامت، شالوده شخصیت کودک را بر پایه نظم و انضباط استوار ساخت.
برای دستیابی به این هدف بلند، باید به تدریج و گام به گام او را به سوی هدف رهنمون ساخت و در این راه، ظرفیت و موقعیت جسمی و روحی اش را در نظر داشت. پیامبران الهی (ع) که مربیان جامعه بشری اند، تمام دستورهای خود را به یک باره به مردم ابلاغ نمیکردند، بلکه از گذشت زمان و شیوه گام به گام بهره می جستند.
قرآن کریم نیز، که کتاب نور و هدایت است، در مدت بیست و دو سال، به تدریج نازل شد و مسلمانان را گام به گام با احکام و معارف نورانی خود آشنا ساخت. برخی از احکام قرآن، مانند حکم حرمت شراب، به تدریج در موقعیت های زمانی گوناگون بیان شده است.
۴-تداوم در استوار ساختن نظم و انضباط
برای اینکه انضباط، ابتدا به صورت یک حالت، در درون فرزند شکل گیرد و سپس به عادت و آن گاه به ملکه ای درونی مبدل شود، لازم است در استوار ساختنش مداومت کرد. گر چه ممکن است آغاز کار، آسان باشد، به سامان رساندن آن و به بار نشاندنش، به مراقبت و مواظبت نیاز دارد. برای اینکه بذر ارزشمند انضباط به برگ و بار بنشیند و آدمی در سایه سار آن به آرامش و سعادت برسد، مداومت و شکیبایی بسیار، بایسته است.
امام علی (ع)، در حدیثی نورانی میفرماید: العمل العمل ثم النهایه و الاستقامه الاستقامه ثم الصبر الصبر؛(۱۳) عمل، عمل، سپس توجه به پایان کار، پایان کار، آن گاه استقامت، استقامت، سپس شکیبایی، شکیبایی!
و در حدیثی دیگر میفرماید: قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه؛(۱۴) کاری اندک که بر آن مداومت شود، برتر است از کار بسیار که خستگی آورد و توانایی دوامش از انسان سلب شود.
جمع بندی
آموزش نظم و انضباط به کودکان و ایجاد روحیه قانون پذیری در آنان، یکی از مراحل مهم در فرایند تربیت فرزند است. در این راستا والدین می توانند ابتدا، خود قوانین را اجرا کرده و با استفاده از شیوه الگوپذیری کودک، آموزش نظم به او را آغاز کنند. آنچه در فرایند آموزش نظم و انضباط به کودکان لازم است، توجه به سن و رعایت میزان درک آنهاست. قاطیعیت و پایداری در عین مهربانی، صبوری و مدارا از سوی والدین، بستر مناسبی جهت آموزش نظم به کودک و تسریع در فراگیری او ایجاد می کند.
پی نوشت ها
۱-شهید مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص۶۰
۲-سادا، راهنمای پدران و مادران، ص۵۹
۳-ویلیام سیند، همان، ص۱۳۵
۴-کریمی، هشدارها و نکته هاى تربیتى، ص۴۷
۵-راسل، در تربیت غیر مستقیم، ص۱۵۱
۶-راسل، در تربیت غیر مستقیم، ص۱۵۰
۷-راسل، در تربیت غیر مستقیم، ص۱۵۰
۸-راسل، در تربیت غیر مستقیم، ص۱۵۹
۹-نهج البلاغه، نامه ۳۱
۱۰-امام صادق (ع): «الغضب مفتاح کل شر». کلینی، کافی، ج۲، ص۳۰۳
۱۱-جزوه اهمیت نظم و تدبیر در اسلام، ص۲۲
۱۲-حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص۱۹۸
۱۳-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱۷۶
۱۴-نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت قصار، ص۴۴۴
منابع اقتباس: نشریه پیام زن؛ شهریور ۱۳۸۸؛ شماره ۲۱۰ و ۲۱۱؛ انسیه نوش آبادی؛ «نظم و انضباط» تالیف مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما؛ گروه معارف؛ تبیان