جایگاه زن در اسلام همانند جایگاه مرد است و دین اسلام هیچ تمایزی میان انسان ها از نظر جنسیت شان برقرار نمی کند. قوانین و احکام اسلامی به گونه ای تنظیم شده است که زنان بتوانند ضمن انجام فعالیت های اجتماعی از احساس کرامت و امنیت کافی برخوردار باشند.
از همین رو با توجه به تفاوت های جسمی و روحی زنان و مردان خداوند برای هرکدام حقوق و وظایف متفاوتی تعریف کرده است. تکریم و تحسین ویژه خداوند از وظایف مختص به زنان از جمله مادری و تربیت فرزندان نشان دهنده ارجمندی و بزرگی جایگاه زن در اسلام است.
عدم تفاوت جایگاه زن در اسلام در مقایسه با مرد
یکی از ادعاهای دشمنان اسلام، برتری مرد بر زن در اسلام است. این ادعا به هیچ عنوان با آموزه های دینی سازگاری ندارد.
بر اساس مبانی اسلام، حقیقت وجود انسان را روح او تشکیل می دهد، نه جسم او و نه مجموع جسم و جان و از آن جا که روح از هر گونه شائبه تذکیر و تانیث فارغ است، هیچ تفاوتی در انسانیت بین افراد انسان وجود ندارد. بنابراین جایگاه زن در اسلام همانند مرد است.
طبق این دیدگاه اگر جسم نقشی در انسانیت انسان می داشت، سخن از مذکر و مؤنث قابل طرح باشد و باید بحث می شد که آیا این دو صنف متساویند یا متفاوت؛ ولی اگر حقیقت هر کسی را روح او تشکیل داد و جسم ابزاری بیش نبود، قهرا بحث از تساوی یا تفاوت زن و مرد، در مسائل مربوط به حقیقت انسان رخت بر می بندد.
متاسفانه برخی از جوانان، با این منطق قوی و عقلانی اسلام آشنایی کافی ندارند و همین امر سبب سوء برداشت آنان از اسلام شده است. بدون شک اسلام بر برخی از تمایزات جنسیتی میان زن و مرد تاکید می کند، اما این تاکیدات هیچ تاثیری در ارزشمندی و انسانیت آن دو از نظر اسلام ندارد.
تاکید بر این تمایزها در اسلام، به مواردی اختصاص دارد که حفظ مصالح اجتماعی در گرو آن هاست. مثلا اگر در بخش ارث، سهم مذکر دو برابر سهم مونث مقرر گردیده، هیچ مسلمان آگاهی آن را نشانه فضیلت و برتری مرد بر زن به شمار نمی آورد، بلکه این تمایز را صرفا به لحاظ نقش اقتصادی ویژه مرد در نظام اسلامی می داند.
اما هنگامی که سخن از فضائل و ارزش های انسانی ـ که فراتر از جنسیت افرادند ـ به میان می آید، چیزی جز اصل برابری حکومت نمی کند؛ بنابراین دختران و بانوان عزیز طرفدار زن زندگی آزادی باید بدانند که مبانی دین مبین اسلام هرگز مستلزم تفاوت و تبعیض میان زن و مرد نیست و بر اساس آموزه های قرآن و اهل بیت (ع) همواره این دو در یک مرتبه اجتماعی قرار می گیرند.
تأکید اسلام بر این است که اولا زن و مرد هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد، مگر با تقوا و کسب صفات و ارزش های انسانی بیشتر؛ ثانیا هر دو به صورت مساوی در تکوین فرزندان مشارکت دارند؛ و ثالثا هر دو مکمل هم هستند و با هم در کنار هم به کمالات نوعی می رسند. چنان که قرآن می فرماید:
«هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ؛[۱] آنها لباس شما هستند، و شما لباس آن ها.»
لباس از یک سو انسان را از سرما و گرما و خطر برخورد اشیاء به بدن حفظ می کند، و از سوى دیگر عیوب او را می پوشاند، و از سوى سوم زینتى است براى تن آدمى، این تشبیه که در آیه فوق آمده اشاره به همه این نکات است.
دو همسر یکدیگر را از انحرافات حفظ می کنند، عیوب هم را می پوشانند وسیله راحت و آرامش یکدیگرند، و هر یک زینت دیگرى محسوب می شود. این تعبیر نهایت ارتباط معنوى مرد و زن و نزدیکى آن ها را به یکدیگر و نیز مساوات آن ها را در این زمینه کاملا روشن می سازد، زیرا همان تعبیر که در باره مردان آمده در باره زنان هم آمده است بدون هیچ تغییر.[۲]
بنابراین جایگاه زن در اسلام برابر با جایگاه مرد است و هیچ تفاوتی میان آن ها وجود ندارد.
توجه به تفاوت زن و مرد در جایگاه زن در اسلام
یکی از نکات مهم در زندگی بشر توجه به تمایز ها و تفاوت هاست. بدون شک زن و مرد به لحاظ روحی و جسمی با هم تفاوت هایی دارند که سبب می شود تکالیف و حقوق اجتماعی آن دو نیز متفاوت از یکدیگر باشد. متاسفانه برخی با برداشت غلط از جایگاه زن در اسلام گمان می کنند، تمایزهای حقوق و اجتماعی زنان در آموزه های دینی سبب نایده گرفتن حقوق آنان می شود. این عزیزان توجه ندارند که انکار این تمایزها نه تنها به نفع بانوان نیست، بلکه آسیب و ضرر فراوانی برای آنان در پی دارد.
جوانانی که دچار سوء برداشت از جایگاه زن در اسلام شده اند، باید توجه داشته باشند که با تشویق زنان به انجام کارهای خلاف غریزه و فطرت زنانه، سبب رنج آنان در زندگی می شوند.
در اسلام آنجا که بحث حقوق و تکالیف مطرح می شود، خداوند برای هر یک از زن و مرد، وظایف و حقوق خاصی را بیان کرده است. گفتنی است تساوی حقوق به معنای غربی اش؛ یعنی تشابه کامل در تمامی موارد حقوقی بین زن و مرد، در نظام دینی اسلام جایی ندارد. جایگاه زن در اسلام بر اساس تمایزات جسمانی و روحی زن و مرد مشخص می شود.
زن و مرد در آن جنبه هایی که با هم شبیه هستند، از حقوقی مشابه نیز برخوردارند، ولی در جنبه هایی که با هم تفاوت دارند، حقوقی متفاوت می یابند و این هرگز به معنای کم ارزش بودن یک جنس و برتری جنس دیگر نیست. این همان برابری حقوق است که اسلام بر آن تاکید دارد و آن را از لوازم زندگی می شمارد.
در مقابل برخی از نظریه پردازان غربی خواستار برابری زن و مرد در تمام جنبه ها هستند که امری مخالف طبیعت و خلقت خداوند است. جایگاه زن در اسلام مبتنی بر تفاوت های طبیعی زن و مرد است.
از منظر نظام توحیدی، طبیعت مخلوقی هدفمند است و در جهت اراده الهی حرکت می کند. در این نظام حکیمانه، هر گونه تفاوتی که در طبیعت مشاهده می شود، در راستای حکمت خداوند رقم خورده است.
بنابراین در اسلام نه تنها این تفاوت ها انکار نمی شود و یا منشأ ظلم و ستم حاکی از جهت گیری خصمانه طبیعت نسبت به زنان معرفی نمی شود، بلکه ضمن پذیرش تفاوت ها، بر هدفمند بودن آن تاکید می شود.
در دین مبین اسلام، وظایف و حقوق به تناسب همین ظرفیت های روحی و جسمی مشخص شده است و این هرگز به معنای تبعیض نیست، بلکه به معنای تفاوت در حقوق است و این تفاوت، لازمه حیات نظام بشری است. اشتباهی که برخی نسبت به جایگاه زن در اسلام مرتکب می شوند، عدم توجه به همین تفاوت هاست و متاسفانه، بی دقتی نسبت به این موارد، سبب از بین رفتن عفت و حیا در جامعه می شود.
تاکید بر عدالت در جایگاه زن در اسلام
تساوی به این معنا که حقوق زن و مرد، مانند هم باشد، با عدل خداوند نیز سازگاری ندارد؛ زیرا عدالت به معنای این است که به هر کس، متناسب با ویژگی هایی که دارد تکلیف و حق متناسبی داده شود.
خداوند، به هر انسانی به تناسب وظیفه ای که به حکم آفرینش بر دوشش گذاشته، ویژگی هایی را بخشیده است؛ به عنوان مثال از زنان خواسته است تا عطوفت و مهربانی خود را خرج تحکیم خانواده و تربیت فرزندان بکنند و از ارتباط ناسالم با مردان غریبه بپرهیزند.
جایگاه زن در اسلام بر اساس همین وظایف و ویژگی ها تعریف می شود. در مقابل عده ای معتقدند با زنان باید همانند مردان رفتار شود. امری که بدون شک زندگی و آزادی زنان را مختل و جامعه را از سلامت معنوی و روانی خارج می کند.
عدالت در عرصه اجتماع، آن است که برای انسان ها فرصت جنب و جوش برای کسب حقوق و انجام وظایف شان را ـ که متناسب با ویژگی هایشان است ـ فراهم کنیم. عدل خداوند اقتضا می کند که حقوق هر یک از زن و مرد با توجه به روحیه، تکلیف، استعدادها و قابلیت های آن ها وضع شود؛ زیرا نظام هستی بر دو پایه حق و عدالت استوار است.
بنابراین اگر با نگاه عدالت محور و حق طلبانه به جایگاه زن در اسلام نگاه کنیم، در می یابیم که زنان و مردان در اسلام از حقوق اجتماعی و فردی یکسانی برخوردارند.
جایگاه زن در اسلام و تعیین سرنوشت جامعه
برخی گمان می کنند اسلام برای زنان در تعیین سرنوشت جامعه حقی در نظر نمی گیرد و آنان را نادیده می گیرد. این ادعا با وجود حضور پر رنگ زنان در انتخابات های گوناگون جمهوری اسلامی ادعای عجیب و غیر قابل قبول است.
این گمان باطل که متاسفانه در ذهن برخی از جوانان عزیز نیز نقش بسته است، خلاف مبانی و تاریخ دین اسلام از زمان پیامبر (ص) تا زمان حال است. طبق مبانی اسلام همه انسان ها حق تعیین سرنوشت جامعه را دارند.
زن و مرد مسلمان و مسئولیت پذیر، باید برای نشر خوبی ها و ارزش های الهی تلاش کنند و از گناهان و زشتی ها فاصله گرفته و برای بازداشتن از زشتی ها با تمام توان بکوشند. این مفهوم در اندیشه اسلامی «امر به معروف و نهی از منکر» نامیده شده است. قرآن کریم می فرماید:
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَآءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ؛[۳] مردان و زنان با ایمان، بعضی نسبت به بعضی دیگر ولایت و سرپرستی دارند و یکدیگر را به خوبی ها فرمان می دهند و از زشتی ها باز می دارند.»
این آیه به خوبی جایگاه زن در اسلام را همسنگ جایگاه مرد معرفی می کند و هیچ تفاوتی میان آن ها نمی گذارد. محدود امر به معروف و نهی از منکر گستره وسیعی دارد و تمامی ابعاد جامعه اسلامی از سیاست، اقتصاد و امور اجتماعی تا حکومت و رهبری را شامل می شود. از این رو تمامی مردان و زنان نسبت به برپایی حکومت عدالت محور مسئولند و باید در این مسیر به مجاهده برخیزند.
تلاش ها و مجاهدت های حضرت خدیجه (س) در سال های آغازین نشر و گسترش اسلام و نیز فداکاری ها و مجاهدت های حضرت فاطمه زهرا (س) در پاسداری و دفاع از ولایت و امامت و نیز جانفشانی های حضرت زینب (س) در قیام و نهضت امام حسین و تحمل اسارت، همگی از مصادیق روشن و آشکار مسئولیت های اجتماعی زنان در اسلام بوده است.
بیعت زنان با پیامبر (ص)
از نمونه های روشن دیگر در نقش آفرینی اجتماعی زنان در اسلام، می توان به مشارکت در مراسم بیعت با پیامبر (ص) اشاره نمود.
پیش از هجرت پیامبر (ص) به مدینه تعدادی از تازه مسلمانان این شهر در مکه با آن حضرت به طور مخفیانه بیعت کردند که به بیعت عقبه ثانیه شهرت یافت. این گروه از مسلمانان که متشکل از هفتاد نفر بود و دو زن به نام های نسیبه و اسماء در میان آنان حضور داشتند، بر اسلام و دفاع از جان پیامبر (ص) بیعت نمودند.[۴]
همچنین در جریان فتح مکه، مردان مسلمان با دست دادن به پیامبر (ص) بیعت کردند و برای بیعت زنان ظرف آبی آماده شد و پیامبر (ص) دست خود را در آب ظرف فرو بردند و بیرون آوردند و آن گاه زنان، دستان خویش را به نشانه بیعت در این ظرف فرو بردند.[۵]
این اقدامات پیامبر (ص) نشان می دهد که جایگاه زن در اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش همتراز با مرد بوده است. کسانی که نسبت به جایگاه زن در اسلام تردید دارند، اگر نگاهی به تاریخ اسلام داشته باشند، هرگز جایگاه زن در اسلام را ناعادلانه قلمداد نخواهند کرد.
جایگاه زن در اسلام و در زمان حکومت امیر المومنین (ع)
همچنین از میان زنان متعددی که در صدر اسلام به فعالیت های سیاسی می پرداختند، می توان به سوده زنی از پیروان حضرت علی (ع) اشاره نمود که روزی در عهد فرمانداری امیر المومنین (ع) برای شکایت از کارگزار آن حضرت به نزد وی آمد در حالی که امیرالمومنین (ع) مشغول نماز بود.
حضرت چون متوجه حضور سوده شد، نماز خود را سریع تر به پایان رسانید و از او حاجتش را جویا شد. سوده عرضه داشت که کارگزار شما بر ما ستم می کند و وظایف خود را در قبال مردم به درستی انجام نمی دهد.
حضرت بی درنگ نامه ای نوشت و در آن به کارگزار خود دستور داد که تا آمدن فرماندار بعدی کارها بر عهده داشته باشد و پس از آمدن او، کارها را به وی بسپارد و خود راهی کوفه شود.[۶]
چنانکه می بینیم در این قضیه، منزلت بالای جایگاه زن در اسلام از سوی امیر المومنین (ع) تحقق عملی پیدا می کند. سوده که زنی همچون دیگر زنان مسلمان است به نمایندگی از سوی گروهی از مردم، به مداخله در یکی از مهم ترین امور سیاسی که عزل و نصب فرماندار یک منطقه است، می پردازد و حضرت علی (ع) نیز به او اعتراض نمی کند که چرا تو چنین کاری را به عهده گرفتی و آیا مردی پیدا نشد که به جای تو برای انجام این کار اقدام کند.
بنابراین برخلاف آنچه برخی گمان می کنند زنان در اسلام نه تنها از انجام فعالیت های سیاسی بازداشته نمی شوند، بلکه در طول تاریخ همواره در این زمینه نقش داشته اند و مورد نهی بزرگان دین نیز قرار نگرفته اند.
جایگاه زن در اسلام در جهت استحکام خانواده
همانطور که بیان کردیم متناسب با تفاوت های روحی و جسمی زن و مرد، اسلام تکالیف متفاوتی از آن دو خواسته است. یکی از مهمترین وظایف زن که کاملا مطابق با ویژگی های خاص اوست، حفظ و پاسداری نظام خانواده است. خداوند می فرماید:
«وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً[۷] و از نشانههاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان محبت و رحمت قرار داد.»
زن محور آرامش و استحکام خانواده است و اگر ویژگی ها و امکانات خاص خود را فراموش کند و در جهت خلاف سرشت طبیعی زنانه خود حرکت کند، نظام خانواده از هم می پاشد.
متاسفانه برخی که مخالف جایگاه زن در اسلام هستند، به جای آن که نقش مادری که متناسب با روحیات و جهاز بدنی زنان است را محترم بشمارند، پیوسته زنان را به حضور در جامعه و دوری از نقش مادری ترغیب می کنند.
تفاوت میان زن و مرد، زمینه ساز رونق یافتن زندگی مشترک و جاذبه دو سویه میان آن دو است. استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه می نویسد:
«اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود، محال بود بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و مرد را شیفته وصال خود نماید و اگر مرد، همان صفات جسمی و روانی زن را می داشت، ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالی ترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد.»[۸]
عنصر اصلی تشکیل خانواده، زن است نه مرد؛ بدون مرد، ممکن است خانواده ای باشد، اما اگر زن از خانواده ای گرفته شد، مرد نمی تواند خانواده را حفظ کند. بنابراین، خانواده با محوریت زن می چرخد. مسأله مدیریت مرد در امور خانواده نسبت به همسرش در فرهنگ اسلامی چیزی از سنخ تحکم سیاسی و کاربرد زور نیست. نوعی وفاداری و حمایت و نوعی مسئولیت مرد نسبت به زن است.
نظام خانواده در اسلام مبتنی بر واقعیات جسمانی مادران و در راستای حفاظت و تداوم علایق غالب زنان است. اما امروزه تحت تاثیر افکار فمینیستی، اندیشه برخی از بانوان هوادار شعار زن زندگی آزادی دچار انحراف شده و تمام آمال و آرزوی آنان متوجه فعالیت های بیرونی است. از زمان شکل گیری تفکرات فمینیستی، علیه خانواده که ارزشمندترین نهاد اجتماعی است، جنگ به راه افتاده است. آنان خانواده را نماد ستم یا مظهر شر و یا نوعی زندان خانگی دانسته، بی حرمتی به خانواده را آموزش می دهند.
طبق آموزه های دین اسلام خداوند متعال، افتخار مادری را به زن ارزانی داشت و این موهبت بزرگی است؛ همه مردان و زنان بزرگ از دامن زن نشأت گرفته و در آن پرورش می یابد. از همین جا می توان گفت با ارزش ترین کار زن، مادری است و شئون دیگر او باید در کنار شأن مادری لحاظ گردد.
اسلام مادری و بارداری را فضیلت و ارزش معنوی می داند. در اجر مادر باردار همین بس که پیامبر خدا فرمود: زن از هنگام بارداری تا هنگام از شیر گرفتن کودک مانند رزمنده در راه خداست و اگر در این مدت جان دهد، پاداش شهید را دارد.[۹]
ضابطه بندی روابط جنسی از نظر اسلام
یکی از عوامل موثر در استحکام خانواده ها حرمت و منع شدید از روابط بیرون از خانواده و با غیر همسر است. دین اسلام به صراحت روابط جنسی آزاد و خارج از ادواج را نامشروع دانسته و برای ارتکاب آن ها آثار و مجازات دنیوی و اخروی اعلام کرده است.
امروزه متاسفانه سخن از تقدیس و احترام به علائق و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قید و بندی در این زمینه فراوان شده است.
امروزه فحشا، زنا، روسپیگری، لواط در برخی کشورها، گسترش زیادی پیدا کرده و حتی تبدیل به یکی از جاذبه های توریستی آن ها شده است.
با توجه به تاثیر گسترده ای که زنان در شئون مختلف زندگی انسان ها دارند، تغییر الگوهای حاکم بر زنان می تواند منجر به تغییر الگوهای حاکم بر زندگی تمام انسان ها شود. هدف دشمن نیز همین است که با سوء استفاده و تبلیغات منفی علیه جایگاه زن در اسلام جامعه ایران را از ارزش های دینی و معنوی دور کند.
نظام سلطه برای تغییر سبک زندگی در ایران، نخست، جوانان و از میان آنان، دختران جوان را هدف قرار داده است و می کوشد با بهره گیری از ابزار رسانه ها اعم از اینترنت، شبکه های اجتماعی و شبکه های ماهواره ای، عرصه های گوناگون زندگی آنان را تحت تأثیر خود قرار دهد و آن ها را دگرگون سازد.
جمع بندی
جایگاه زن در اسلام مبتنی بر تفاوت های طبیعی زنان و مردان و کاملا عدالت محور است. بی توجهی به تفاوت های زنان و مردان نه تنها به نفع زنان نیست، بلکه سبب سوء استفاده از آنان شده است. دین اسلام با در نظر گرفتن دقیق تمایزات زن و مرد برای هرکدام، حقوق و تکالیف مشخصی تعیین نموده است که عمل بر طبق آن ها زندگی ای شایسته و همراه با عفت برای زنان رقم می زند.
پی نوشت ها
[۱] بقره/۱۸۷.
[۲] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص ۶۵۰.
[۳] توبه/۷۱.
[۴] ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص ۱۹۵.
[۵] ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص ۴۵.
[۶] ارسطا، زن و مشارکت سیاسی، ص ۱۳۹
[۷] روم/۲۱.
[۸] مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۴۵.
[۹] ابن بابویه، الامالی للصدوق، ص ۴۱۱.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن بابویه، محمد بن علی، الامالی للصدوق، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.
- ابن کثیر، اسماعیل بن عمر،البدایه و النهایه، بیروت ـ لبنان، دارالفکر، بی تا.
- ارسطا، محمد جواد، زن و مشارکت سیاسی، فصلنامه علوم سیاسی، ش ۱، تابستان ۱۳۷۷.
- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، ۱۳۹۷ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، درالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴ش.
منابع اقتباس
- بستان، حسین، خانواده در اسلام، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۶ش.
- جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جمال و جلال، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۷۵ش.