عید نوروز در دیدگاه اسلام – بخش اول

عید نوروز از دیدگاه اسلام – بخش اول

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

نوروز، نخستین روز بهار است، نخستین روز سبزترین فصل سال، سرآغاز زنده شدن زمین و شکوفایى ها و وزیدن نسیم دل انگیز بهارى و نغمه پرندگان خوش آواز؛ همه چیز در بهار، نشانگر نشاط و طراوت است و حتى باد شفابخش بهارى نوید زندگى تازه مى دهد.

بهار، درس خداشناسى و معادشناسى و تحول و رشد و تکامل است، اگر انسان ها از این طبیعت زیبا، درس بیاموزند، در حقیقت اعتقاد به رستاخیز را آموخته اند، در این صورت باید سرآغاز چنان بعثتى را روز برتر نامید و آن را جشن گرفت. بهار، فرصتى است، براى تامل در راز آفرینش و اندیشیدن در شان و جایگاه بهار از نظرگاه دین. در کشور ما نوروز را جشن مى گیرند و حضور سبز بهار را به یکدیگر تبریک مى گویند، آیا چنین روزى از نظر اسلام، عید است؟ در این روز چگونه باید رفتار کرد؟

ظهور اسلام و برخورد مسالمت آمیز آن با سایر ادیان و آیین‌ها از جمله اعتقادات مذهبی و ملی ایرانیان موجب شد که مراسم و آداب مربوطه، به یکباره از جامعه اسلامی ایران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدریجی ایرانیان از وسعت آن ها کاسته شد. طی گذشت ایام، زمانی که برخی از سنت ‌ها و آداب در تضاد آشکار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار می‌ گرفت ایرانیان می‌ کوشیدند سنت کهن ملی را در قالب سنن اسلامی باز یابند و به عبارت روشن ‌تر، سنت‌ های ملی ایرانی را با سنت ‌های اسلامی در آمیختند.

تاریخچه نوروز

در ايران باستان نوروز در آغاز فروردين و فصل بهار، جشن اهورا مزدا، ايزد بزرگ دين مزديسنا بوده كه در روز اورمزد ( نخستين روز از نخستين ماه سـال) برگزار می شد و همچنین نوروز روز آفرينش جهان و كائنات و انسـان به شمار مي رفت. نوروز به بيان ابوريحان بيرونی روز «نوزايی آفرينش» محسوب می شد.[1]

از پیشینه و خاستگاه تاریخی نوروز و آیین های آن در دوره های كهن، آگاهی های مكتوب بـسیار و دقیقـی در دست نیست. بی تردید نوروز و جشن نوروزی یک آییـن كهنسال همگانی و مربوط بـه پدیـده نوگـشتگی سـال و دگرگونی طبیعت از حالتی به حالتی دیگر در میـان اقـوام مختلف جهان و بومیان ایران، پیش از آمدن آریایی ها به این سرزمین بـوده اسـت.

مهـرداد بهـار، نویـسنده كتـاب «از اسطوره تا تاریخ» نوروز را سنت كهن و محتملا رایـج در هزاره سوم پیش از میلاد در منطقه بین النهرین دانـسته و می نویسد: این آیین یا همراه با كوچ بومیان نجد ایران به بین النهرین به آن سرزمین رفته، یا همان زمان در سراسـر منطقه وجود داشته است.

به عقیده برخی مورخین نخستین کسى که نوروز را جشن گرفت و آن روز را عید ملى شمرد، جمشید بود.[2] جمشید پسر تهمورث، از شاهان افسانه اى پیش از تاریخ ایران (قبل از مادها) است. روزى که او بر تخت سلطنت نشست، اولین روز بهار بود که آن را نوروز خواند و جشن گرفت. جمشید مدتى طولانى سلطنت کرد، تا آن که مغرور شد و خود را خداى جهان نامید. سرانجام ضحاک با همکارى و همیارى مردم، او را از سلطنت خلع کرد و به زندگى سلطه جویانه اش پایان داد.

نوروز در احادیث و پس از اسلام

  • مرحوم کلینی (‏۳۲۹ق) در «الکافی» چنین روایت می کند:

عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمد جمیعاً، عن ابن محبوب، عن ابراهیم الکرخی، قال: سألتُ أباعبداللّه (علیه السلام) عن الرجل تکون له ضیعة، فإذا کان یوم المَهرَجان أو النَّیروز، أهدوا الیه الشی‏ء لیس هو علیهم، یتقرّبون بذلک الیه. فقال (علیه السلام): «ألیس هم مُصلّین؟». قلتُ: بلی. قال: فلیقبل هدیّتهم و لْیُکافِهِم؛ فإنّ رسول اللّه(ص) قال: «لو أهدی الیّ کراع لقبلتُ، و کان ذلک من الدین، ولو أنّ کافراً أو منافقاً أهدی الیّ وسقاً ما قبلت، و کان ذلک من الدین. أبی اللّه عزّ وجلّ لی زبد المشرکین و المنافقین و طعامهم؛[3]

ابراهیم کرخی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم از شخصی که مزرعه ای دارد، روز مهرگان یا نوروز، هدایایی به او داده می شود و قصد تقرب جستن به وی را ندارند [آیا بپذیرد؟]. حضرت فرمود: آیا نمازگزار هستند؟ گفتم: آری. فرمود: باید هدیه آنان را بپذیرد و تلافی کند. به درستی که رسول خدا فرمود: اگر برایم ران بُزی هدیه آورند، می پذیرم و این، جزو دینداری است و اگر کافر یا منافقی ران گاو یا گوسفندی برایم هدیه آورد، نخواهم پذیرفت و این هم جزو دینداری است. خداوند، خوراک و دستاورد مشرک و منافق را برای ما روا نداشته است.

  • شیخ صدوق (‏۳۸۱ق) در «کتاب من لایحضره الفقیه» آورده است:

أتی علی(علیه السلام) بهدیة النَّیروز، فقال (علیه السلام): «ما هذا؟». قالوا: یا أمیرالمؤمنین! الیوم النَّیروز. فقال (علیه السلام): «إصنعوا لنا کلّ یوم نَیروزاً»؛[4]

برای علی(علیه السلام) هدیه نوروز آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: ای امیرمومنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازید!

  • همچنین ایشان نقل می کند: روی أنّه قال (علیه السلام): نیروز ناکل یوم؛[5]

روایت شده است که علی (علیه السلام) فرمود: هر روز ما نوروز است.

  • نعمان بن محمد تمیمی (۳۶۳ق) در کتاب «دعائم الاسلام» روایت می کند:

عنه [علی] (علیه السلام) أنّه اُهدی الیه فالوذج، فقال: «ماهذا». قالوا: یوم نیروز. قال: فَنَیرزوا إن قدرتم کلَّ یومٍ [یعنی تهادوا و تواصلوا فی اللّه]؛

برای امام علی (علیه السلام) فالوده هدیه آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند امروز، نوروز است. فرمود: اگر می توانید، هر روز را نوروز سازید [یعنی به خاطر خداوند، به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید].[6] مانند این روایت در کتب اهل تسنن هم ذکر شده است.[7]

  • شیخ طوسی (م‏۴۶۰ق) در «مصباح المتهجد» چنین آورده است:

عن المُعلَّی بنِ خُنیس، عن مولانا الصادق (علیه السلام) فی یوم النَّیروز، قال (علیه السلام): إذا کان یوم النیروز، فاغتسل و البس أنظف ثیابک و تطیب بأطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً، فإذا صلّیت النوافل والظهر والعصر فصلّ بعد ذلک أربع رکعات، تقرأ فی أوّل کلّ رکعة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «إنّا أنزلناه فی لیلة القدر»، و فی الثانیة فاتحة الکتاب و عشر مرّات «قل یا أیها الکافرون»، وفی الثالثة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «قل هو اللّه أحد»، و فی الرابعة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «المعوّذتین»، و تسجد بعد فراغک من الرکعات سجدة الشکر و تدعو فیها، یغفر لک ذنوب خمسین سنة؛[8]

امام صادق (علیه السلام) در روز نوروز فرمود: هنگامی که نووز شد، غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامی که نماز ظهر و عصر و نافله های آن را به جای آوردی، نمازی چهار رکعتی بگزار که در رکعت اول آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را می خوانی. در رکعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره کافرون را می خوانی. در رکعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید را می خوانی و در رکعت چهارم، سوره حمد را با سوره های فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر می گزاری و دعا می کنی. (بدین ترتیب) گناهان پنجاه ساله ‏ات بخشوده می شود.

  • ابن فهد حلی (‏۸۴۱ق) در کتاب «المهذب البارع» چنین آورده است:

و ممّا ورد فی فضله و یعضد ما قلناه، ما حدّثنی به المولی السید المرتضی العلاّمة بهاء الدین علی بن عبدالحمید النسّابة دامت فضائله، ما رواه بإسناده إلی المعلّی بن خُنیس عن الصادق (علیه السلام): إنّ یوم النوروز، هو الیوم الّذی أخذ فیه النّبی (ص) لأمیرالمؤمنین (علیه السلام) العهد بغدیرخم، فأقرّوا له بالولایة، فطوبی لمن ثبت علیها والویل لمن نکثها، وهو الیوم الّذی وَجَّه فیه رسول اللّه (ص) علیّاً (علیه السلام) إلی وادی الجن، فأخذ علیهم العهود والمواثیق. وهو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النَّهروان، و قتل ذَا الثَدْیة. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا أهل البیت وولاة الأمر و یظفّره اللّه تعالی بالدجّال، فیصلبه علی کناسة الکوفة. و ما من یوم نوروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه من أیّامنا حفظه الفرس وضیَّعتموه. ثم إنَّ نبیّاً من أنبیاء بنی إسرائیل سأل رَبَّه اَنْ یُحییَ القوم الّذین خرجوا من دیارهم وهم اُلوف حذر الموت فأماتهم اللّه تعالی، فأوحی إلیه أنْ «صُبِّ علیهم الماء فی مضاجعهم»، فصَبَّ علیهم الماء فی هذا الیوم، فعاشوا وهم ثلاثون ألفاً، فصار صبُّ الماء فی یوم النیروز سنّة ماضیةً لایعرف سببها إلاّ الراسخون فی العلم. وهم أوّل یوم ٍمن سنة الفرس. قال المعلّی: وأَملی علیّ ذلک، فکتبته من إملائه؛[9]

از آنچه در فضلیت نوروز روایت شده و گفته ما را تایید می کند، حدیثی است که علامه سید بهاءالدین علی بن عبد الحمید، با سند خود از معلی بن خنیس نقل کرده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: روز نوروز، همان روز است که پیامبر (ص) در غدیرخم برای امیرالمومنین (علیه السلام) بیعت گرفت و مسلمانان به ولایت وی اقرار کردند. خوشا به حال آنان که به این بیعت، استوار ماندند و وای بر آنان که آن را شکستند. و این، همان روزی است که پیامبر (ص) علی (علیه السلام) را به منطقه جنیان روانه ساخت و از آنان عهد و پیمان گرفت. و همان روز است که علی (علیه السلام) بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. و همان روز است که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور می کنند و خداوند، او را بر دجال پیروز می گرداند و دجال را در زباله دان کوفه به دار می آویزد. ما در هر نوروز، امید فرج داریم؛ چرا که نوروز، از ایام ماست که پارسیان آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نمودید.

همچنین پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل، از خداوند خواست که گروهی چند هزار نفره را که از بیم مرگ، دیار خویش را ترک گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خداوند، بر آن پیامبر، وحی فرستاد که بر محل گورستان آنان آب بپاشد. پیامبر در روز نوروز، چنین کرد.

سپس زنده شدند و تعدادشان سی هزار نفر بود. از همین روز، پاشیدن آب در نوروز، سنتی دیرینه شد که سبب آن را جز آنان که دانشی پایدار دارند، ندانند و همان، آغاز سال پارسیان است. معلی گوید: امام صادق (علیه السلام) این سخنان را بر من املا کرد و من نوشتم.

  • علامه مجلسی (م‏۱۱۱۱ق) در «بحارالانوار» آورده است. (لازم به ذکر است ابن فهد نیز بخشی از این روایت را پیش از علامه مجلسی در کتاب «المهذب البارع» آورده است که به آن اشاره شد):

رأیت فی بعض الکتب المعتبرة، روی فضل اللّه بن علی بن عبید اللّه بن محمد بن عبداللّه بن محمد بن محمد بن عبید اللّه بن الحسین بن علی بن محمد بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن بن علی بن أبی طالب، عن أبی عبداللّه جعفر بن محمد بن أحمد بن العباس الدوریستی، عن أبی محمد جعفر بن أحمد بن علی المونسی القمی، عن علی بن بلال، عن أحمد بن محمد بن یوسف، عن حبیب الخیر، عن محمد بن الحسین الصائغ، عن أبیه، عن مُعَلّی بن خُنَیس، قال: دخلت علی الصادق جعفر بن محمد(علیه السلام) یوم النَّیروز، فقال (علیه السلام):

«أتعرف هذا الیوم؟». قلت: جعلت فداک، هذا یومٌ تعظّمه العجم وتتهادی فیه. فقال أبو عبداللّه الصادق (علیه السلام): «و البیت العتیق الذی بمکة، ما هذا إلاّ لأمر قدیم اُفسّره لک حتی تفهمه». قلت: یا سیدی! إن علم هذا من عندک أحب إلیّ من أن یعیش أمواتی و تموت أعدائی.

فقال: «یا مُعلّی! إن یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ اللّه فیه مواثیق العباد أن یعبدوه و لا یشرکوا به شیئاً، و أن یؤمنوا برسله و حججه، و أن یؤمنوا بالأئمة (علیه السلام)». وهو أوّل یوم طلعت فیه الشمس، و هبت به الریاح، و خلقت فیه زهرة الأرض. وهو الیوم الذی استوت فیه سفینة نوح(علیه السلام) علی الجودی. و هو الیوم الذی أحیی اللّه فیه الذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت، فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحیاهم. وهو الیوم الذی نزل فیه جبرئیل علی النبی (ص). و هو الیوم الذی حمل فیه رسول اللّه (ص) أمیرالمؤمنین (علیه السلام) علی منکبه حتی رمی أصنام قریش من فوق البیت الحرام فهشمها و کذلک إبراهیم (علیه السلام). و هو الیوم الذی أمر النبی (ص) أصحابه أن یبایعوا علیاً (علیه السلام) بأمرة المؤمنین. و هو الیوم الذی وجه النبی (ص) علیا ً(علیه السلام) إلی وادی الجن یأخذ علیهم البیعة له. وهو الیوم الذی بویع لأمیرالمؤمنین (علیه السلام) فیه البیعة الثانیة. و هو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النهروان و قتل ذا الثدیّة. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاة الأمر. وهو الیوم الذی یظفر فیه قائمنا بالدجال فیصلبه علی کناسة الکوفة. و ما من یوم نَیروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه من أیامنا وأیام شیعتنا، حفظته العجم وضیّعتموه أنتم.

وقال (علیه السلام): (إن نبیاً من الأنبیاء سأل ربه کیف یحیی هؤلاء القوم الذین خرجوا، فأوحی اللّه إلیه أن یصب الماء علیهم فی مضاجعهم فی هذا الیوم، وهو أول یوم من سنة الفرس، فعاشوا و هم ثلاثون ألفاً، فصار صب الماء فی النیروز سنّة).

فقلت: یا سیدی! ألا تعرّفنی جعلت فداک أسماء الأیام بالفارسیة؟ فقال (علیه السلام): «یا مُعَلّی! هی أیام قدیمة من الشهور القدیمة، کلّ شهر ثلاثون یوماً لا زیادة فیه ولا نقصان»؛[10]

معلی پسر خنیس گوید: در روز نوروز، بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم. فرمود: «آیا این روز را می شناسی؟». گفتم: قربانت گردم! این روز را فارسیان گرامی می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. فرمود: «سوگند به خانه کعبه که این، رمزی دیرینه دارد و برایت روشن می سازم تا آگاه گردی». گفتم: سرورم! آموختن این امر از شما برایم بهتر از آن است که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.

آن گاه فرمود: «ای معلّی! روز نوروز، همان روز است که خداوند از بندگان پیمان گرفت او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این همان روز است که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گل های زمین روییدند.

این همان روزی است که کشتی نوح (علیه السلام) بر ساحل جودی آرامش یافت و همان روزی است که خداوند، گروهی چند هزار نفره را که از ترس مرگ از خانه ها بیرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن که آنان را میرانده بود. این، روز فرود جبرئیل بر پیامبر اسلام است و روزی است که پیامبر (ص) امام علی (علیه السلام) بر دوش گرفت تا بت های قریش را در مسجد الحرام شکست و در همین روز، ابراهیم، بت ها را شکست. این همان روزی است که پیامبر به یارانش دستور داد با علی(علیه السلام) بیعت کنند و در همین روز، علی را برای بیعت گرفتن از جنیان فرستاد. در همین روز، دومین بیعت با امیرالمومنین انجام شد. در همین روز بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. در این روز، قائم ما و صاحبان حکومت قیام کنند و در همین روز، قائم ما بر دجال پیروز گردد و او را در زباله دان کوفه به دار آویزد. در هر روز نوروزی، ما آرزوی فرج داریم؛ چرا که آن از روزهای ما و شیعیان ماست. فارسیان، آن را گرامی داشتند و شما آن را ضایع کردید.»

و فرمود: یکی از پیامبران بنی اسرائیل از خداوند پرسید چگونه مردمانی را که خارج شدند، زنده می کند. خداوند بدو وحی کرد که در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد و آن، اولین روز سال فارسیان است و آنها زنده شدند، در حالی که سی هزار نفر بودند. از همین جا پاشیدن آب در نوروز، سنت شده است.

گفتم: آیا نام های روزهای فارسی را به من تعلیم نمی‏دهی؟ فرمود: ای معلّی! این ها روزهایی کهن از ماه هایی کهن است. هر ماه، سی روز است، بدون کم و کاست.

  • محدث نوری (‏۱۳۲۰ق) در «مستدرک الوسائل» به نقل از کتاب حسین بن همدان آورده است:

عن المفضّل بن عمر، عن الصادق (علیه السلام)، قال له فی خبر طویل فی جملة کلامه (علیه السلام):أ فأوحی اللّه الیه: «یا حزقیل! هذا یوم شریف عظیم قدره عندی، و قد آلیت أن لایسألنی مؤمن فیه حاجة الا قضیتها فی هذا الیوم و هو یوم نیروز».[11]

مفضل، فرزند عمر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که: خداوند بر حزقیل وحی فرستاد که: «این روز، روزی گرامی و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد کرده ام هر مومنی در این روز از من حاجتی بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، نوروز است».

نوروز در سیره علما و بزرگان

امام خمینی (ره)

حضرت امام خمینى (قدس سره) با این که در نوروز جلوس داشتند، و تبریک مى گفتند و تبریک دیگران را مى پذیرفتند، و در پیام تلویزیونى خود، دعاى معروف (یا مقلب القلوب والابصار…) را مى خواندند، ولى از به کار بردن واژه (عید) براى نوروز امتناع مى ورزیدند.

حجه الاسلام والمسلمین رحیمیان، یکى از اعضاى دفتر امام مى نویسد: ما روز نوروز به اتاق حضرت امام وارد شدیم؛ امام حدود ساعت نه صبح، با نشاط تر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر که در مجموع با دکترها پنج نفر بودیم، چند بار مبارک باشد گفتند، سپس خودشان سراغ سکه هاى یک ریالى را گرفتند و کف دست قرار دادند، افراد حاضر نیز بعد از دست بوسى، هر کدام چند عدد برداشتند، مشابه این برنامه در نوروز سال هاى دیگر نیز تکرار مى شد.

در عین حال در اواسط فروردین 1362 از سوى دفتر، متنى به منظور پاسخ و تشکر از تمام کسانى که به مناسبت نوروز و یوم الله 12 فروردین (روز جمهورى اسلامى) براى حضرت امام، تلگراف و پیام تبریک فرستاده بودند، تهیه شده بود، متن مزبور، جهت تصویب، خدمت حضرت امام قرائت گردید، در متن جمله عید نوروز آمده بود، حضرت امام فرمودند: کلمه عید را حذف کنید.[12]

همچنین ایشان در یکی از پیام های نوروزی می فرماید: این عید هر چند یک عید اسلامی نیست، ولی اسلام آن را نفی نکرده است.[13]

نظریه علامه مجلسى (ره)

عالم و محقق و محدث بزرگ، علامه مجلسى (ره) که در گردآورى احادیث و اخبار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) و در بررسى آنها مهارت وسیع و عمیقى داشت، نوروز را بر اساس روایات ستوده است و در بیش از بیست مورد در بحارالانوار از ستایش آن سخن به میان آورده است و پس از ذکر روایت معارض امام کاظم (علیه السلام) ـ که بیش از این ذکر شد ـ مى نویسد:

(روایتى که از امام کاظم (علیه السلام) نقل شده، با روایت معلى بن خنیس، مخالف و معارض است، ولى احادیث معلى بن خنیس در بین اصحاب قوى تر و مشهورتر است و ممکن است روایت منسوب به امام کاظم (علیه السلام) از روى تقیه بوده، زیرا حدیث معلى مشتمل بر امورى است که از موارد تقیه است. (مانند این که فرمود: عجم ها عظمت و احترام نوروز را رعایت کردند، ولى شما عرب ها، آن را تباه ساختید یا مسأله مطرح کردن قائم (عج) و…).

از این رو تبرک جویى به نوروز در عصر خلفا در شهرهاى غیر شیعیان، به دلیل تقیه انجام نمى شد، یا این که منظور از نوروزى که در حدیث معلى بن خنیس آمده، غیر از نوروزى است که در حدیث امام کاظم (علیه السلام) آمده است.

مرحوم کاشف الغطاء (ره)

مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سوال که اعتقاد شیعه و روش شما درباره روز اول سال نوروز چیست؟ چنین نوشتند: نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا؛ و بر این اساس روایاتی از اهل بیت (علیهم السلام) درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تایید کرده اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده اند.[14]

در بخش بعدی مقاله به بررسی روایات مخالف نوروز و سایر نکات تکمیلی پرداخته خواهد شد.

پی نوشت ها

[1] . بيرونی، 1318 : 256.

[2] . آقا محمد مقدس اصفهانى، الاوائل، ص584.

[3] . الکافی، ج‏۵، ص‏۱۴۱؛ کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏۳، ص‏۳۰۰؛ تهذیب الاحکام، ج‏۶، ص‏۳۷۸؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۲۱۵.

[4] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص‏۳۰۰؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۲۱۳.

[5] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص‏۳۰۰؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۲۱۳.

[6] . دعائم الاسلام، ج‏۲، ص‏۳۲۶ .

[7] . التاریخ الکبیر، البخاری، ج‏۱، ص‏۴۱۴.

[8] . مصباح المتهجد، ص‏۵۹۱؛ وسائل الشیعة، ج‏۱۲، ص‏۴۲۸ و ج‏۵، ص‏۲۸۸ و ج‏۷، ص‏۳۴۶.

[9] . المهذب البارع، ج‏۱، ص‏۱۹۴-۱۹۵.

[10] . بحارالانوار، ج‏۵۶، ص‏۹۱.

[11] . مستدرک الوسائل، ج‏۱،ص‏۴۷۱؛ (چاپ سنگی) ج‏۶، ص‏۳۵۴ (چاپ آل البیت).

[12] . برداشت‌ هایی از سیره‌ امام خمینی (ره)؛ جلد چهار، صفحه 375.

[13] . اطلاعات، تاریخ 27/12/74.

[14] . مجله فرهنگ جهاد، شماره 6، ص 49.

بدون دیدگاه