نگاهی به احادیث مهدویت در آثار علمای اهل سنت

نگاهی به احادیث مهدویت در آثار علمای اهل سنت

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

موضوع مهدویت و ظهور منجی در آخرالزمان، از جمله مسائل مهم و مورد توجه در اسلام است. احادیث مهدویت در منابع اسلامی، اعم از شیعه و سنی آمده و به اوصاف و ویژگی های حضرت مهدی (عج) اشاره دارد. در این میان، علمای اهل سنت نیز به طور گسترده ای به این مسئله پرداخته و احادیث مهدویت را در آثار خود نقل و بررسی کرده اند.

علی محمد علی دخیل در کتاب خود، فهرستی از ۲۰۵ عالم برجسته اهل سنت را ارائه کرده که به موضوع حضرت مهدی (عج) پرداخته اند. این تعداد قابل توجه، نشان از اهمیت احادیث مهدویت در میان علمای اهل سنت دارد. در این نوشتار، به نام چند تن از علمای برجسته اهل سنت که صحت احادیث مربوط به مهدی موعود (عج) را پذیرفته و به اوصاف و خصوصیات آن حضرت پرداخته اند، اشاره می شود.

احادیث مهدویت در آثار علمای اهل سنت

همانگونه که اشاره شد، علی محمد علی دخیل در کتاب خود، «الامام المهدی»، فهرستی از ۲۰۵ عالم برجسته اهل سنت را ارائه کرده که به موضوع حضرت مهدی (عج) پرداخته‌ و احادیث مهدویت را نقل کرده اند. از این تعداد، ۳۰ نفر به طور مستقل کتاب هایی در این زمینه تألیف کرده اند، ۳۱ نفر فصلی از آثار خود را به روایات مربوط به حضرت مهدی (عج) اختصاص داده اند و ۱۴۴ نفر دیگر در آثار خود به مناسبت های مختلف به این موضوع اشاره کرده اند.

۱) ابوبکر محمد بن علی معروف به محیی الدین عربی (۵۶۰- ۶۳۸ ه)

مولف کتاب «الفتوحات المکیه» در قسمت احادیث مهدویت، درباره مهدی موعود (ع) می نویسد:

«إِنَّ لِلَّهِ خَلِیفَهً یَخْرُجُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ جَوْراً وَ ظُلْماً فَیَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ طَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یَلِیَ هَذَا الْخَلِیفَهُ مِنْ عِتْرَهِ رَسُولِ اللَّهِ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَهَ، یُواطِی اسْمُهُ اسْمَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)؛

داوند را خلیفه ای است که روزی ظاهر می شود و ظهورش زمانی اتفاق می افتد که دنیا پر از جور و ستم باشد و او دنیا را پر از عدل و قسط می فرماید و اگر از عمر دنیا یک روز بیشتر نماند، خداوند آن روز را طولانی می گرداند تا این خلیفه که از عترت رسول خدا (ص) و از اولاد فاطمه زهرا (س) است و نامش با نام رسول خدا یکی باشد، حکومت روی زمین را به دست گیرد.»

محیی الدین به دنبال این عبارت، پس از ذکر شمائل و فضائل مهدی و وصف یارانش و شرح شروع و پایان کارش چنین می افزاید: «أَلَا إِنَّ خَتْمَ الْأَوْلِیَاءِ شَهِیدٌ هُوَ السَّیِّدُ الْمَهْدِیُّ مِنْ آلِ أَحْمَدَ هُوَ الشَّمْسُ یَجْلُو کُلَّ غَمٍّ وَ ظُلْمَهٍ وَ عَیْنُ إِمَامِ الْعَالَمِینَ فَقِیدُ هُوَ الصَّارِمُ الْهِنْدِیُّ حِینَ یَبِیدُ هُمُ الْوَابِلُ الْوَسْمِیُّ حِینَ یَجُودُ؛[۱] آگاه باشید که آخرین جانشین از اولیاء شهید است. اوست سید مهدی از خاندان احمد. او خورشیدی است که هر اندوه و تاریکی را برطرف می‌کند، و چشمه امام جهانیان، که غایب است. او شمشیر هندی است هنگامی که نابود می کند، و باران موسمی است هنگامی که می بارد.»

۲) سبط ابن جوزی (م ۶۵۴ ه)

صاحب کتاب «تذکره الخواص» نیز با بررسی احادیث مهدویت در زمینه امام مهدی (ع) می نویسد: او محمد فرزند حسن بن علی بن موسی الرضا… است کنیه اش ابوعبدالله و ابوالقاسم و القابش: خلف، حجت، صاحب الزمان، قائم، منتظر و تالی است و او آخر ائمه دوازده گانه است.

عبدالعزیز محمود بن بزاز از ابن عمر روایت کرد که می گفت: رسول خدا (ص) فرمود: در آخر الزمان مردی از فرزندان من قیام می کند که نام و کنیه اش مانند نام و کنیه من است زمین را از عدالت پر می کند چنانکه پر از ظلم و ستم شود. او همان مهدی است. و این حدیث مشهوری است که آن را ابوداود و زهری به همین معنی از علی (ع) نقل کرده اند و در روایت آنان این جمله هم وجود دارد که اگر از عمر دنیا جز یک روز بیشتر نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت مرا برانگیزد تا زمین را از عدالت پر کند. و این مضمون در روایات زیادی ذکر شده است.[۲]

۳) علی بن محمد المالکی ابن الصباغ (متوفی ۸۵۵ ه)

صاحب کتاب «الفصول المهمه فی معرفه احوال الائمه» با بررسی احادیث مهدویت می گوید: فصل دوازدهم در بیان حالات ابوالقاسم محمد حجت و خلف صالح فرزند ابو محمد حسن عسکری (ع) که امام دوازدهم است، می باشد. امام پس از ابومحمد حسن بن علی فرزند آن جناب بود که همنام رسول خدا (ص) است و پدرش جز او فرزندی نه آشکار و نه در نهان از خود به جای نگذاشت و امام عسگری (ع) در حالی که آن حضرت در پرده غیبت بود، پس از خویش در مدینه جانشین خود ساخت.

روزی که پدرش فوت کرد، پنج سال بیشتر نداشت و در همان پنج سالگی خداوند او را حکمت عنایت فرمود. چنان که به یحیی در سن کودکی عنایت فرمود و همچنان که عیسی بن مریم را در گهواره منصب نبوت داد، او را نیز در طفولیت مقام امامت داد و پیش از آن نص بر امامت آن حضرت از زبان رسول خدا (ص) در میان مسلمین معروف و ثابت شده بود.

سپس امیرالمومنین (ع) بدان خبر داده و تصریح به امامت او کرد و همچنین ائمه اطهار (ع) یکی پس از دیگری تا برسد به پدر ارجمندش همگی بر امامت و ظهورش به طور صریح خبر دادند. او صاحب شمشیر و قیام کننده به حق و همه چشم به راه برپایی دولت او هستند چنان که در خبر صحیح وارد شده است.

آن حضرت پیش از قیام خود، دو بار غیبت اختیار می کند؛ یکی طولانی تر از دیگری است. غیبت نخستین او، به غیبت صغری مشهور است که مدت آن کوتاه و از ولادت او آغاز و تا پایان سفارت در میان او و شیعیانش خاتمه می پذیرد و اما غیبت کبری و طولانی پس از نخستین غیبت او است که در پایان آن، حضرت به شمشیر قیام خواهد فرمود.

رسول خدا (ص) فرمود: روزها و شب ها نگذرد و دنیا به پایان نرسد تا اینکه خداوند مردی از خاندان مرا برانگیزد که هم نام من است. او زمین را پر از عدل و داد کند چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد.

کنیه وی ابوالقاسم و لقبش حجت، مهدی، خلف صالح، قائم منتظر، و صاحب الزمان و مشهورترین آنها مهدی است. آن حضرت جوان بلندقامت، زیباروی و زیبامویی است که مویش بر شانه هایش ریخته و رویش روشن و وسط بینی اش کمی برآمدگی دارد و دربانش محمد بن عثمان است.[۳]

این قسمتی از نصوصی است که دلالت بر امامت امام دوازدهم دارد که از ائمه حدیث رسیده است. و احادیث مهدویت در این باره زیاد است که از ذکر آنها صرفنظر کردیم و همه آنها را اصحاب حدیث در کتاب های خود جمع آوری کرده اند.

۴) شیخ محمد بن ابراهیم الجوینی الخراسانی الحموینی (م ۶۴۴- ۷۳۰ هـ)

محدث و فقیه شافعی صاحب کتاب «فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الائمه من ذریتهم» درباره احادیث مهدویت و حضرت مهدی (ع) چنین نوشته است:

«از جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: هر کس قیام مهدی را انکار کند، به دین محمد کافر شده است و نیز هر کس نزول عیسی را – در آخر الزمان به یاری حضرت مهدی – و خروج دجال را انکار کند، کافر است.[۴]

و در همان کتاب از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت شده است که گفت: «رسول خدا (ص) فرمود: خلفا و اوصیای من و حجت های خدا بر مردم بعد از من دوازده نفر هستند که اول آنها علی (ع) و آخرشان فرزندم مهدی است. به هنگام ظهور او، روح خدا عیسی پسر مریم از آسمان نازل می شود و پشت سر مهدی نماز می گزارد و زمین به نور پروردگارش روشن می گردد و سیره و فرمانروایی اش، مشرق و مغرب را فرا می گیرد. [۵]

۵) اسماعیل بن عمر بن کثیر شافعی معروف به ابن کثیر (۷۰۱- ۷۷۴ ه)

مولف کتاب «البدایه و النهایه» در کتاب خود می گوید: بخشی جداگانه به بیان مساله مهدی (عج) و احادیث مهدویت اختصاص دادم و لله الحمد و المنه. در بیان مهدی که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد. مهدی یکی از خلفای راشدین و امامانی است که خداوند آنها را به سوی حق هدایت فرموده است؛ و این منطوق احادیثی است از رسول خدا (ص) روایت شده که او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و من گمان می کنم ظهور آن حضرت، قبل از نزول عیسی خواهد بود چنان که روایات بر این مطلب دلالت دارد.

امام احمد بن حنبل به سند خود از حجاج نقل کرده که گفت: از علی (ع) شنیدم می گفت: رسول خدا (ص) فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز نماند، در همان روز، خداوند مردی را از ما بر می انگیزد که زمین را پر از عدل و داد کند چنان که از ظلم پر شده باشد.[۶]

۶) ابن الوردی (۶۹۱- ۷۴۹ ه)

ابن الوردی از اکابر ادباء و شعرا و فقهای شافعی و مولف کتاب «خریده العجائب و فریده الغرائب» می باشد به احادیث مهدویت پرداخته و درباره حضرت مهدی (ع)می نویسد: از شکل و شمایل مهدی آن است که رنگش گندمگون، موی محاسنش انبوه، دو چشمش سیاه، دندان های جلو دهانش بسیار درخشان، و در رخسارش خالی وجود دارد. او ریشه ظلم و جور را از روی زمین برمی کند و عدل و داد را در سرتاسر آن می گستراند و در اجرای حق میان ضعیف و قوی فرق نمی گذارد و اسلام مشارق و مغارب زمین را فرامیگیرد و قسطنطنیه را فتح می کند در روی زمین کسی نمی ماند که یا داخل اسلام می شود یا اینکه جزیه می پردازد، اینجاست که وعده الهی تحقق پیدا می کند.[۷]

۷) جلال الدین سیوطی شافعی (۷۴۹- ۹۱۱ ه)

صاحب کتاب «الحاوی للفتاوی» در همین کتاب، بخشی را به احادیث مهدویت اختصاص داده و آن را «العرف الوردی فی اخبار المهدی» نامیده و در آغاز آن می گوید: سپاس خدای را و درود بر بندگان برگزیده اش، این بخشی است که در آن احادیث و آثار وارده درباره مهدی را جمع آوری کردم و در آن چهل حدیثی را که حافظ ابونعیم گردآوری کرده است، تلخیص نمودم و آنچه را که از قلم وی افتاده بود، بدان اضافه کردم.

 احادیث مهدویت که سیوطی در پیرامون حضرت مهدی (ع) آورده، بیش از ۲۰۰ حدیث است و در بین آنها حدیث صحیح، حسن، ضعیف، و مجهول وجود دارد. وی هنگام ذکر حدیث اسامی کسانی را که آن را نقل کرده اند، نیز ذکر می کند. مثلا می گوید: ابو داود و طبرانی از ابن مسعود نقل کرده اند که پیامبر (ص) فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز بیشتر نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی گرداند که در آن مردی از اهل بیت مرا برانگیزد که اسم او با اسم من و نام پدرش با نام پدر من یکی است، او زمین را پر از عدل و داد می کند چنان که پر از ظلم و جور شده باشد.[۸]

۸) الشیخ الامام علی بن حسام الدین الشهیر بالمتقی الهندی (۸۸۵- ۹)

او مولف کتاب «کنز العمال» است، عنایت خاصی به امر مهدی (عج) داشته و آثار متعددی پیرامون احادیث مهدویت جمع آوری کرده است از جمله:

  1. البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان
  2. تلخیص البیان، ایضا فی علامات مهدی آخر الزمان
  3. فصل خاصی در کنز العمال زیر عنوان خروج المهدی(عج)[۹]

او از رسول خدا (ص) روایت می کند: «مهدی، از فرزندان من است که چهره اش چون ستاره تابان است.»[۱۰]

۹) فضل الله روزبهان خنجی اصفهانی (م ۹۲۷ ه)

در شرح صلوات بر امام دوازدهم مهدی موعود (عج) می نویسد: «اللهمَ صَلِ و سَلم عَلی الامامِ الثانی عشر؛ بارخدایا! درود و صلوات فرست بر امام دوازدهم.» او در مورد احادیث مهدویت می گوید: بدان که جمیع امت متفقند در اینکه در آخر الزمان شخصی از اولاد حضرت رسول ظهور خواهد کرد و عالم را از عدل پر خواهد ساخت، همچنان که از جور پر شده باشد. این اتفاق به واسطه احادیث صحیحه است که در این باب وارد شده چنانچه ام سلمه روایت کند از حضرت پیغمبر (ص) شنیدم که فرمود: «مهدی، از عترت من است از اولاد فاطمه (س)»

ابوسعید خدری روایت کرده که رسول خدا (ص) فرمود: «مهدی از من است؛ گشاده پیشانی، بلند بینی، پر می کند زمین را از عدل، همچنان که پر گردانیده شده از ظلم و جور.» ابن روزبهان پس از نقل چندین روایت تحت عنوان عقیده مولف درباره مهدی می نویسد: و مختار ما آن است که وجود مهدی در آخر زمان بنا بر احادیث صحیحه که یاد کردیم، واجب است که حکم کنند که از اولاد فاطمه (س) است و نام او محمد است اکنون این صفات، تمامی در محمد بن الحسن جمع است.

طائفه ای عظیم از مومنان بر آن رفته اند که او محمد بن الحسن است، آثار و حکایات بسیار روایت می کند تا به غایتی که به حد استفاضه و تواتر رسیده است و حکم کردن بدان که مهدی موعود (ع) محمد بن الحسن است، با هیچ قاعده ای از قواعد اسلام منافات ندارد و در هیچ حکم از احکام شریعت قدحی پیدا نمی کند، بلکه اولی و انسب آن است که او باشد؛ زیرا که عدد دوازده امام که در حدیث بدان اشارت واقع شده، به وجود محمد بن الحسن تمام می شود و آن مهدی موعود (ع) است.

در احادیث مهدویت آمده که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عالم را پر از عدل خواهد ساخت. اگر محمد بن الحسن باشد، نسب او از همه شریفتر باشد و نظم دوازده امام به وجود مهدی موعود مکمل شده باشد و اثر امامت خلافت هم در این مسلک کمال یافته باشد و عالم از عدل او تازه گردد و فائده آن حضرت پیغمبر (ص) دوازده امام را همچون دوازده نقیب بنی اسرائیل خواهد بر آن تقدیر ظاهر شود.

پس به حسب احتیاط، در آن امر موافقت با امامیه می کنیم و می گوئیم مهدی موعود محمد بن الحسن است و او قائم و منتظر است و چون وعده او برسد، ظهور خواهد کرد و عالم را از عدل و احسان مالامال خواهد ساخت و جور و طغیان را از جهان دور خواهد گردانید و حالا آثار لطف او به خاصان می رسد. اگر این حکم که ما کردیم، با واقع مطابق باشد و مهدی موعود او خواهد بود و حالا در قید حیات است پس راه صواب یافته ایم و از فرستادن درود و صلوات بر آن ذات مقدس ثواب می خواهیم و از آثار لطف او ان شاء الله بهره مند می شویم.

به هر تقدیر، احتیاط آن است که اختیار کنیم و اعتقاد نماییم که مهدی موعود در آخر زمان حضرت امام معصوم ابوالقاسم محمد المهدی ابن الامام ابی محمد الحسن العسکری است (صلوات الله علیه). القائم المنتظر، العالم المقتدر، او قائم به وظائف امامت در مدت پوشیده شدن از چشم مردمان است. یعنی آن حضرت در این مدت که غائب است، از حال مردمان غافل نیست، بلکه قائم است بدانچه امام را بدان قائم باید بود؛ و این اشاره است به الطاف آن حضرت نسبت به بندگان در مدت غیبت و آنکه آن حضرت از دنیا غافل نیست و غائب بودنش نه از آن قبیل است که در سرداب پوشیده باشد و آنجا نشسته، بلکه در اطراف عالم در سیر و حرکت است و در هر زمان از او لطفی نسبت به دوستان ظاهر می گردد.

و آن حضرت منتظر زمان ظهور است تا چون رخصت دهند او را جهت قیام بر مردمان ظاهر گردد و آثار امامت و خلافت او به مردمان رسد و زمین را از عدل و احسان پر گرداند همچنان که از جور پرگردانیده شده است. او دانای صاحب قدرت است. این اشاره است به انصاف ذات آن حضرت به علم و قدرت که اصل جمیع کمالات است؛ زیرا که حضرت مظهر موعود است و باید که او را جاهلیت کامله باشد و منشا جمیع کمالات این دو صفت است.

سپس ابن روبهان در ادامه بیان احادیث مهدویت ذیل عنوان معنای ختم ولایت مهدی (ع) می نویسد: بدان که حضرت مهدی (ع) نسبت به ائمه و اولیاء، نسبت خاتم الانبیاء را دارد نسبت به انبیاء در آنکه جامع جمیع صفات کمال سابقیان باشد و وارث کمالات خاصه هر یک به قدر استعداد، همچنان که حضرت خاتم الانبیاء جامع جمیع صفات کمال پیغمبران متقدم بود و حقیقت معنی ختم آن است که نقطه منتهای دایره نبوت و امامت منطبق شود بر نقطه مبدا دایره و هر آینه که نقطه منتها چون منطبق شود بر نقطه ابتدا دایره تمام گردد.

و چون وجود حضرت مهدی (ع) نقطه ختمیه دائره امامت و ولایت است، هر آینه او جامع جمیع صفات کمالات ائمه عظام خواهد بود و رسول خدا (ص) بدین معنی اشاره فرموده که اسم او مطابق اسم من باشد و کسی از این سخن توهم نکند که لازم می آید که (مهدی) از سایر ائمه افضل باشد؛ زیرا که جامعیت اوصاف کمال لازم نیست که موجب افضلیت باشد بنابر آنکه می تواند بود که هر یکی از اوصاف در افراد ائمه کمال و اشتدادی داشته باشد که در مظهر جامع آن، اشتداد نداشته باشد.

یکی او را وصف جامعیت باشد و ایشان در هر وصف در غایت کمال باشند تحقیق این سخن، آن است که نقطه ختمیه دائره کار او همین است که دائره را کامل می گرداند، چون دائره کامل شد همه نقاط مساویند و بر هر یک صادق است که مبدا دائره و منتهای آن می توانند بود، همچنین وجود حضرت مهدی (ع) خاتم دائره امامت است و بعد از آنکه او ختم کرد، تمام اجزای دائره متساوی شدند و میان ایشان تفاوت نیست و هر یک مبتدی دائره و منتهای اویند و فضیلت کمال همه یکی است.

و از اینجاست که حضرت پیغمبر فرمود که میان پیغمبران تفاضل مکنید و مگویید که کدام افضل از کدامند و حال ائمه اثنا عشر همچنین است و لذا هرگز میان ائمه کسی تفاضل نکرده وحکم ننموده که کدام افضلند. بلی هر کدام که به مبدا قربند، ایشان را فضل و شرف مقدم هست و از این تمثیل و توضیح ظاهر شد که حق آن است که حضرت مهدی (ع) متولد شده و امروز موجود است؛ زیرا مقتضای اکمال دین حضرت محمد (ص) که بر حسب مقتضای آیه اکمال، حکم به وقوع آن شده آن است همچنان که دائره نبوت به وجود آن حضرت کمال یافت، دائره امامت که قرینه نبوت است، هم کمال بیابد تا اکمال دین محقق شده باشد و اگر کمال دین تا آخر زمان موقوف باشد، در سنن متطاوله، عالم از امام به حق خالی باشد و نقاط دائره امامت در عصری به ظهور نیاید زیرا که از انقضای زمان امام حسن عسکری (ع) هیچ امامی دیگر ظاهر نشده است.

به خلاف دائره نبوت که از زمان آدم تا زمان خاتم، در هر عصری انبیاء بوده اند؛ پس لابد است که دایره امامت به وجود امام خاتم تمام شده باشد تا اکمال دین محقق شود و حکمت الهی مقتضی آن است که او پوشیده باشد در هر عصری تا عصر آخر؛ زیرا که اگر او در تمامی عصر ظاهر باشد، اصلا خلل در هیچ کار نباشد و ظلم و جور سلاطین ظاهر نگردد و امت مبتلای بلیات نشوند.[۱۱]

جمع بندی

احادیث مهدویت که در آثار علمای اهل سنت نقل و بررسی شده اند، نشان دهنده اشتراکات فراوان بین مذاهب اسلامی در این زمینه است. این امر می تواند زمینه مناسبی برای گفتگو و تعامل بین پیروان مذاهب مختلف اسلامی در جهت تقویت وحدت و انسجام و مقابله با چالش های مشترک فراهم کند. توجه به احادیث مهدویت و تبیین صحیح آنها برای نسل جوان، می تواند نقش مهمی در تقویت امید و انگیزه آنان برای ساختن آینده ای بهتر و تحقق جامعه ای عادلانه داشته باشد.

احادیث مهدویت، با تأکید بر ظهور منجی در آخرالزمان، پیامِ تحقق عدالت و صلح جهانی در پرتو ظهور حضرت مهدی (عج) برای همه مسلمانان دارد. بنابراین، احادیث مهدویت می توانند به عنوان پلی برای تقریب بین مذاهب اسلامی و تقویت همبستگی امت اسلامی مورد استفاده قرار گیرند.

پی نوشت ها

[۱] ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج ۳، ص ۳۲۷ – ۳۲۸

[۲]ابن جوزی، تذکره الخواص، ص ۳۶۳-۳۶۴

[۳] حرعاملی، الفصول المهمه، ص ۲۹۱ تا ۳۰۴

[۴] جوینی، فرائد السمطین، ص ۹۲، حدیث ۵۸۵

[۵] جوینی، فرائد السمطین، ص ۹۲

[۶] ابن اثیر، کتاب النهایه، ج ۱، ص ۱۰۶ –۱۰۷

[۷] قزوینی، خریده العجائب، ص ۱۹۹.

[۸] سیوطی، الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۱۳۰ تا ۱۷۰

[۹] متقی هندی، کنز العمال، از ص ۲۰۴ تا ۲۱۹

[۱۰] متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۲۰۹

[۱۱] فضل‌الله بن روزبهان، وسیله الخادم الی المخدوم، ص ۲۹۵ – ۲۷۳

منابع

  1. ابن عربی، محیی‌الدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۷.
  2. سبط بن جوزی، یوسف، تذکره الخواص، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۸ ق.
  3. حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه، قم، مؤسسه معارف اسلامی، ۱۴۱۸ ق.
  4. جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین، بیروت، مؤسسه المحمودی، ۱۹۷۸.
  5. ابن اثیر، مبارک بن محمد، کتاب النهایه، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۹۹۷.
  6. قزوینی، زکریا بن محمد، خریده العجائب، قاهره، مکتبه الثقافه الدینیه، ۲۰۰۸.
  7. سیوطی، جلال الدین، الحاوی للفتاوی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۱.
  8. متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۵
  9. فضل‌الله بن روزبهان، وسیله الخادم الی المخدوم، قم، نشر انصاریان، ۱۳۷۵ش

منبع اقتباس: کتاب فضایل امام مهدی (ع) در روایات اهل سنت، نویسنده داوود الهامی. بی جا، نشر مکتب اسلام، ۱۳۷۷ش، ص۴۸۰ تا ۴۹۴

بدون دیدگاه