کیسان بن کلیب یکی از اصحاب امام حسن مجتبی (علیه السلام) است، شیخ طوسی وی را از اصحاب امیر المومنین علی (علیه السلام)، امام حسن مجتبی سبط اکبر (علیه السلام) می داند[1]
برقی[2] در کتاب رجال نیز کیسان بن کلیب را هم از اصحاب یمنی امیرالمومنین علی (علیه السلام) و هم از اصحاب امام حسن (علیه السلام) شمرده است که جز اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده اند. «اصحاب ابی محمد الحسن بن علی من أصحاب رسول الله (صلی الله علیه و آله) أبوصادق کلیب.»[3]
از دیگر عالمان رجالی شیعه که کیسان بن کلیب را جزء اصحاب و یاران امام حسن مجتبی می داند، مرحوم ابن داود[4] است، وی در تبعیت از شیخ طوسی، کیسان را از اصحاب امام علی، امام حسن، امام حسین و امام سجاد (علیه السلام) شمرده است.[5]
ابن شهر آشوب در کتاب مناقب آل ابی طالب نیز کیسان بن کلیب را از یاروان و اصحاب امام حسن مجتبی داسته است. می نویسد: افراد زیر از یاران امام حسن مجتبی (علیه السلام) به شمار می رفتند: عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، مسلم بن عقیل، عبدالله بن عباس، حبابه والبیه دختر جعفر، حذیفة بن اسید، جارود بن ابی بشر، جارود بن منذر، قیس بن اشعث بن سوار، سفیان بن ابی لیلای همدانی ، عمرو بن قیس مشرقی، ابو صالح کیسان بن کلیب، ابو مخنف لوط بن یحیی ازدی، مسلم بن بطین، ابوزرین مسعود بن ابی وایل، هلال بن یساف و ابو اسحاق بن کلیب سبیعی و دیگر یاران آن حضرت از اصحاب خصوصی پدرش، حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) بودند، مانند: حجر، رشید، رفاعه، کمیل، مسیب، قیس، ابن واثله، ابن حمق، ابن ارقم، ابن صرد، ابن عقله، جابر، دیلی، حبه، عبایه، جعید، سلیم، حبیب، احنف، اصبغ و اعور که شمار آنان مشخص نیست»[6]
کیسان بن کلیب و نقل روایت
از ابن ابن حبان بستی[7] نقل شده است که وی نام کیسان بن کلیب را در کتاب الثقاتش آورده است و وی را ثقه می داند عده ای معتقدند، کیسان بن کلیب از علی بن ابی طالب (ع) به صورت مرسل روایت نقل کرده است[8]
ابن سعد در کتاب الطبقات الکبری در باره کیسان بن کلیب می نویسد: در پایان عمر، موهای سر و ریشش سفید شده بود و با آنکه به صورتی شگفت آور پارسا بود، در تمام سال یک روز روزه مستحب نمیگرفت و یک رکعت هم نماز مستحب نمیگزارد و به همین سبب در باره او سخن می گفتند. و او محدثی بود که کم حدیث نقل کرده است» [9]
کیسان بن کلیب و امام علی (علیه السلام)
کیسان بن کلب گفته هنگامى كه عمر ابن خطاب امر خلافت را به عنوان شورى در ميان شش نفر[10] (على (علیه السلام)، عثمان، زبير، طلحه، سعد وقاص، عبد الرحمن عوف) مقرر داشت به ابو طلحه انصارى و ديگران گفت اگر دو نفر با ديگرى بيعت كردند شما با سه نفرى باشيد كه عبد الرحمن عوف با آن ها است و آن سه نفر ديگر را بكشيد در آن وقت على به اتفاق عبد اللَّه بن عباس از دار الشورى بيرون رفتند و فرمود اى پسر عباس اين مردم همچنان كه در زمان حيات پيغمبر (صلی الله علیه و آله) با آن جناب دشمنى كردند پس از درگذشت او نيز با شما عداوت نمودند سوگند به خدا به جز از شمشير چيز ديگرى كار ايشان را انتظام نه خواهد داد.
ابن عباس پرسيد عداوت اينان چگونه است؟
فرمود مگر توصيه عمر را نشنيدى مى گفت هر گاه دو نفر با يكى و دو نفر با ديگرى بيعت كرد با آن سه نفرى باشيد كه پسر عوف با آن ها است و آن سه نفر ديگر را بكشيد.
ابن عباس عرض كرد آرى چنين شنيدم.
فرمود مگر نمي دانى كه عبد الرحمن، پسر عموى سعد وقاص است و عثمان داماد عبد الرحمن است، گفت آرى فرمود بنا بر اين عمر مي داند كه سعد و عبد الرحمن و عثمان با يك ديگر اختلافى نخواهند داشت.
و بالاخره هر يك از اين سه نفر كه نامزد خلافت شوند آن دو نفر اظهار مخالفت نخواهند كرد و از قتل طلحه پس از قتل من و زبير باكى ندارد و سوگند بخدا اگر عمر زنده بماند از راى ناپسند او چنانچه بارها اعلام كرده اطلاع خواهم داد و اگر مرد فرداى قيامت حق متعال ميان من و او داورى خواهد كرد.»[11]
جمع بندی
یکی از یاران و اصحاب امام حسن مجتبی (علیه السلام) کیسان بن کلیب بوده است، بنا به برخی گذارش های تاریخی کیسان از اصحاب امام علی (علیه السلام) نیز بوده و ایشان به عنوان راوی حدیث نیز مشهور است، برخی روایات خصوصا شورای شش نفری را خلیفه دوم یعنی عمر برای تعین خلیفه معرفی نمود، کیسان بن کلیب نیز نقل کرده است.
پی نوشت ها
[1] . رجال الطوسی، طوسی، ص۸۷، و 95.
[2] . «رجال برقی از نخستین منابع رجالی شیعه است. این کتاب با عنوان طبقات الرجال یا الطبقات نیز شناخته می شود و در آن نام ۱۴۵۱ راوی حدیث به ترتیب طبقات آن ها ذکر شده است. بنابر دیدگاه رایج، این اثر تالیف احمد بن محمد بن خالد برقی (۲۷۴ یا ۲۸۰ق)، از اصحاب امام جواد (علیه السلام) و امام هادی(علیه السلام) است. از میان منابع پنج گانه رجالی، رجال برقی، در کنار رجال شیخ طوسی، در همین دسته قرار دارد. در این رویکرد، دسترسی محققان به طبقه راوی و تشخیص روایات مرفوعه (روایتی که نام بعضی از راویان آن حذف شده باشد)، آسانتر می گردد.»؛ برقی، رجال البرقی، ۱۴۳۳ق، ص۷.
[3]. رجال البرقی، البرقی، ص۷،
[4] . « ابومحمد تقیالدین حسن بن علی بن داوود حلی (۶۴۷- بعد از ۷۰۷ق) معروف به ابن داوود حلی، عالم رجالی، فقیه، ادیب وشاعر شیعی قرن هفتم هجری قمری است. ابن داوود با علامه حلی معاصر بود. مشهورترین اثر او کتاب الرجال است. ابن داوود در اجازات و معاجم به «سلطان العلماء و البلغاء» و «تاج المحدثین و الفقهاء» شهرت یافته است. از قول شهید ثانی نقل شده که: ابن داود در علم رجال مسیری را پیموده که هیچ یک از بزرگان شیعه آن را طی ننموده است.»؛ ابن داوود، رجال ابن داوود، ۱۳۹۲ق، ص۵.
[6]. مناقب آل ابیطالب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۴۰ و بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۴۴، ص۱۱۰ -۱۱۱ به نقل از مناقب آل ابی طالب.
[7] . « ابن حبان، ابو حاتم، محمد بن حبان بن احمد بن حبان (ح ۲۷۰- ۲۱ شوال ۳۵۴ق/۸۸۳ -۲۰ اکتبر ۹۶۵م)، محدث، فقیه شافعی، مورخ و لغوی تمیمی بستی است. ابن حبان از صاحب نظران علم حدیث و رجال است و در این دو علم آرای ویژه ای دارد. وی در جرح و تعدیل دارای مسلکی مخصوص است و معتقد است که راوی عدل کسی است که جرحی بر او وارد نشده باشد، زیرا جرح ضد عدل است و اگر کسی را جرح نکرده باشند، لامحاله عادل شمرده می شود.»؛ ابن حبان محمد، کتاب الثقات، ج۱، ص۱۳،
[8]. الجرح و التعدیل، ج۸، ص۱۹۹ ۲۰۰؛ تقریب التهذیب، ابن حجر، ج۲، ص۴۱۷؛ تاریخ الإسلام، ذهبی، ج۶، ص۲۳۸ و ج۲، ص۴۲۷ و الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب السته، ذهبی، ج۱، ص۳۹۴.
[9] . الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۲۹۵؛ میزان الاعتدال، ذهبی، ج۴، ص۵۳۸ (وی
[10] . توضیح بیشتر: « شورای شش نفره، شورایی شامل گروهی از صحابه که عمر بن خطاب پیش از مرگش (سال ۲۳ق/۶۴۴م)، برای انتخاب خلیفه بعدی تعیین کرد. وی اعضای شورا را ملزم کرد که در این انتخاب حضور یابند و در صورت مخالفت با نتیجه شورا، کشته شوند.
نتیجه این شورا انتخاب عثمان بن عفان به عنوان سومین خلیفه مسلمانان بود. امام علی(علیه السلام) با توجه به جهت گیری اعضای انتخاب شده و کثرت مخالفانش در ترکیب شورا، پیش بینی کرده بود که شورا منجر به انتخاب عثمان خواهد شد.».
[11] . ترجمه الإرشاد، ص 277
منابع
- طوسی، رجال شیخ طوسی چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۵ق.
- برقی، احمد بن عبدالله، رجال البرقی، اشراف: جعفر سبحانی، تحقیق و تعلیق: حیدر محمد علی بغدادی، قم، موسسه الامام الصادق، ۱۴۳۳ق.
- ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۷۶ق.
- علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
- أبو محمد عبد الرحمن بن محمد بن ادريس بن المنذر التميمي، الحنظلي، الرازي ابن أبي حاتم (المتوفى: 327هـ)، الجرح والتعديل، دار إحياء التراث العربي – بيروت، الأولى، 1271 هـ 1952 م
- أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)، تقريب التهذيب، دار الرشيد – سوريا، الأولى، 1406 – 1986
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، دار الکتاب العربي – بیروت – لبنان، 1409-1413 هجری قمری|1989 میلادی
- شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة، القبلة للثقافة الإسلامية – مؤسسة علوم القرآن، جدة، الأولى، 1413 هـ – 1992 م
- بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق، مقدمه محقق.
- شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت – لبنان، الأولى، 1382 هـ – 1963 م
- مفید، محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، مفید، ۱۴۱۴ق.
- ابن حبان محمد، کتاب الثقات، ج۱، ص۱۳، به کوشش عزیزبیگ و دیگران، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.