آشکار شدن معجزات و کرامات اهل بیت (ع) علل و زمینه های مختلفی دارد. از جمله زمینه هایی که در آنها این فضائل نمایان می شود داستان هایی است که از برخورد و مواجهه ائمه (ع) با اهل کتاب نقل شده است. کرامات امام علی (ع) به عنوان وصی و جانشین پیامبر (ص) بارها برای یهود و نصارا آشکار شده و ماجراهای زیبایی در این باره حکایت شده است. کرامات امام علی (ع) علاوه بر اثبات حقانیت اسلام در برابر سایر ادیان، مقام و منزلت آن حضرت به عنوان جانشین پیامبر (ص) را نیز اثبات می کند. در ادامه به نقل برخی از کرامات امام علی (ع) در برخورد با اهل کتاب می پردازیم.
ملاقات امیرالمومنین (ع) با راهب مسیحی
یکی از معجزات و کرامات امام علی (ع) تشخیص و شناختن کسانی است که هرگز او را ندیده است. در حکایت زیر بیان خواهد شد که امام علی (ع) به مجرد دیدن راهبی مسیحی او را شناخت و او را به اسم و اسم پدر صدا کرد. همچنین این راهب مسیحی نیز از شکل و شمایل امام علی (ع) تشخیص داد که وصی رسول خدا (ص) است.
ابان از سلیم نقل می کند که گفت: با امیرالمؤمنین (ع) از جنگ صفین می آمدیم، لشکر نزدیک صومعه یک راهب پیاده شدند. از صومعه پیرمرد سالخورده زیبا و خوش رو و خوش سیما و خوش چهره ای بیرون آمد در حالی که کتابی در دستش بود. نزد امیرالمؤمنین (ع) که رسید با عنوان خلافت بر آن حضرت سلام کرد. گفت: السلام علیک یا خلیفه رسول الله (ص).
حضرت فرمود: مرحبا ای برادرم شمعون فرزند حمون، حالت چطور است؟ خدا تو را رحمت کند.
او پاسخ داد: خوب است ای امیرالمؤمنین (ع) و ای آقای مسلمین و ای وصی رسول رب العالمین. من از نسل مردی از حواریین برادرت عیسی بن مریم هستم. من از نسل شمعون بن یوحنا وصی حضرت عیسی بن مریم هستم که از بهترین دوازده نفر حواریین آن حضرت و محبوب ترین آنان نزد او و مقدم آنها در پیشگاه او بود و عیسی بن مریم به او وصیت کرد و کتاب ها و علم و حکمتش را به او سپرد. و خاندانش همچنان بر دین او ثابت ماندند و به آیین او پایدار بودند و کافر نشدند و تبدیل و تغییری ندادند.[1]
در این داستان زیبا یکی از کرامات امام علی (ع) آشکار می شود که بر طبق آن حضرت کسی را که هرگز ندیده بودند با نام و نام پدر صدا معرفی می کنند.
اسلام آوردن و شهادت راهب مسیحی در اثر کرامات امام علی (ع)
بارها برخورد و یا معجزات اهل بیت (ع) باعث هدایت و مسلمان شدن دیگران شده است. همانگونه که معجزات پیامبر گرامی اسلام (ص) از دلایل قاطع نبوت آن حضرت به شمار می آید، کرامات و معجزات اهل بیت (ع) نیز دلیل امامت آن حضرات است. از این رو در برخی مواقع این کرامات و معجزات از سوی امامان لازم بوده که برای هدایت دیگران اظهار می گردید. داستان پیش رو یکی از کرامات امام علی(ع) را بازگو نموده که باعث هدایت یک مسیحی و شهادت او در راه اسلام می گردد.
در جریان جنگ صفین، هنگامی که امیر مؤمنان علی (ع) در یکی از روزهای جنگ همراه یاران در بیابان عبور می کردند، تشنگی آنها را فرا گرفت، و آبشان تمام شده بود، و یاران در آن بیابان برای جستجوی آب، به هر سو می رفتند، آب نیافتند، و لحظه به لحظه بر شدت تشنگی آنها افزوده می شد.
امیر مؤمنان علی (ع) از جاده کنار رفت و اندکی در بیابان حرکت کرده، ناگهان، چشمش به دیری (عبادتگاه) افتاد، که یکی از راهبان مسیحی، در آنجا عبادت می کرد.
امام علی (ع) به یاران فرمود: ندا کنند تا راهب، از ورود ما به آن سرزمین آگاه شود، آن ها ندا زدند، راهب متوجه آنها شد، حضرت علی (ع) نزد آن راهب آمد و پرسید: آیا در این جا که سکونت داری، آب وجود دارد؟ راهب گفت: نه، در این نزدیکی آب نیست، در دو فرسخی این جا آب پیدا می شود.
علی(ع) که سوار استر بود، استرش را به طرف قبله برگرداند و محلی را که نزدیک آن عبادتگاه بود نشان داد و به یاران خود فرمود: این مکان را بشکافید، آنها همان مکان را با وسایلی که داشتند، حفر کردند، ناگهان سنگ بزرگی پیدا شد و عرض کردند: ای امیرمؤمنان در این جا سنگی پیدا شده که کلنگ در آن اثر نمی کند، همه یاران جمع شدند، هرچه نیرو مصرف کردند، نتوانستند کاری از پیش ببرند، و آن سنگ همچنان استوار، در زمین برقرار بود.
امیر مؤمنان علی (ع) خود وارد کار شد، انگشتانش را زیر سنگ برد، و آن را حرکت داد و سپس از جا کند و به چند متری انداخت، ناگهان دیدند در زیر آن سنگ، آب سفیدی پیدا شد، کنار آن آمدند و از آن آشامیدند، که بسیار گوارا و خنک و زلال بود، سپس امام علی (ع) آن سنگ بزرگ را برداشت و به جای خود نهاد، و دستور داد، با خاک آن را بپوشانند و اثری از آن دیده نشود.
راهب در عبادتگاه خود، وقتی کرامتی از کرامات امام علی (ع) در این جریان را دید، فریاد زد: ای مسافران بفرمایید و نزد من بیایید. امام علی (ع) همراه یارانش نزد راهب رفتند، حضرت علی (ع) در پیشاپیش یاران نزدیک راهب شد.
راهب به حضرت علی (ع) رو کرد و گفت: آیا تو پیامبر مرسل هستی؟ فرمود: نه. پرسید: آیا فرشته مقرب هستی؟ فرمود: نه. عرض کرد: پس تو کیستی؟ امام علی (ع) فرمود: من وصی رسول خدا محمد بن عبدالله (ص) خاتم پیامبران هستم.
راهب گفت: دستت را بگشا، تا برای خدا به دست تو، اسلام را قبول کنم، امام علی (ع) دستش را گشود و فرمود: گواهی بده به یکتایی خدا و رسالت پیامبر اسلام (ص).
راهب گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر (ص) داد و بعد عرض کرد: گواهی می دهم که تو وصی رسول خدا (ص) هستی، و شایسته مردم بعد از رسول خدا (ص) به امر وصایت او می باشی.
سپس عرض کرد: این عبادتگاهی را که من در آن هستم فقط به منظور شناختن مردی بنا شده است که این سنگ بزرگ را از جا می کند، و آب از زیر آن در می آورد، قبل از من، راهب های بسیار در این جا بودند، و آن شخص را نیافتند ولی خداوند این موهبت را نصیب من کرد، که شما را یافتم، ما در یکی از کتاب های خود، و از آثار علمای خویش، یافته ایم که در این بیابان، چشمه ای وجود دارد که سنگ بزرگی روی آن قرار دارد، و به مکان آن، کسی آگاه نیست جز پیامبر مرسل یا وصی پیامبر، و این که خداوند ولی الله دارد که مردم را به سوی حق دعوت می نماید و نشانه اش، شناختن مکان این سنگ و قدرت او بر از جا کندن این سنگ می باشد، و من وقتی دیدم، تو این سنگ بزرگ را از جا کندی، آن موضوع مهمی را که مدت ها در انتظارش بودم برایم تحقق یافت.
قطرات اشک از دیدگان امیر مؤمنان علی (ع) سرازیر شد و گفت:حمد و سپاس خداوندی را که در کتاب هایش نام مرا ذکر نموده است، سپس امام علی (ع) به یاران فرمود: جلو بیایید تا گفتار این راهب را بشنوید، آنها پیش آمدند و گفتار راهب را شنیدند، و خدا را شکر و سپاس گفتند: سپس به سوی میدان جنگ صفین رهسپار شدند، راهب نیز با آنها به راه افتاد، و در جنگ صفین به شهادت رسید، علی(ع) بر پیکر مقدس او نماز خواند و او را دفن کرد، و برای او بسیار طلب آمرزش نمود.[2]
این داستان زیبا نیز نشان می دهد که چگونه یکی از کرامات امام علی (ع) موجب ایمان آوردن راهبی مسیحی و شهادت او در رکاب وصی رسول خدا (ص) گردید.
مسلمان شدن تعدادی از نصارا با نمایان شدن یکی از کرامات امام علی (ع)
امیر المومنین (ع) تنها وصی و جانشین بر حق پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) است. از همین رو خداوند وظیفه هدایت مردم را پس از پیامبر به آن حضرت واگذار کرد. در ادامه حادثه ای بازگو شده است که در ضمن اثبات معجزه پیامبر گرامی اسلام یکی کرامات امام علی (ع) به عنوان وصی آن حضرت را به اثبات می رساند.
عده ای از نصارا حضور پیامبر اکرم (ص) آمدند و گفتند: می رویم و تمام خویشان و قوم خود را می آوریم، اگر صد شتر بچه دار برای ما بیاوری به تو ایمان می آوریم! پیامبر اکرم (ص) نیز برای آنها صد شتر تعهد کرد، آنان به وطن خود برگشتند.
وقتی دوباره به مدینه آمدند پیامبر (ص) رحلت فرموده بود. آنان گفتند: ما در کتاب های خود خوانده ایم که هر پیامبری جانشین و وصی دارد. جانشین پیامبر شما کیست؟
مردم ابوبکر را به او نشان دادند! آنان بر ابوبکر وارد شدند و گفتند: تعهد محمد (ص) را ادا کن. ابوبکر گفت: چه تعهدی کرده است؟ گفتند: صد شتر بچه دار که تمامش سیاه باشد. ابوبکر گفت: ارثیه رسول خدا (ص) به اندازه طلب شما نیست. آنان به زبان خود به یکدیگر گفتند: دین محمد (ص) باطل است!
سلمان حاضر بود و زبان آنها را می فهمید، به آنها گفت: بیایید تا وصی رسول خدا (ص) را به شما نشان دهم. در این هنگام امام علی (ع) وارد مسجد شد. آنها با سلمان به طرف او رفتند و مقابل حضرت نشستند و گفتند: پیامبر شما صد شتر با این صفات برای ما تعهد کرده بود. امام علی (ع) فرمود: در این صورت ایمان می آورید.
گفتند: بلی. حضرت فردای آن روز آنها را به جبانه برد و منافقین خیال می کردند که حضرت مفتضح خواهد شد. وقتی که به آن جا رسیدند حضرت دو رکعت نماز خواند و به آرامی دعا کرد و با چوب دستی رسول خدا (ص) به سنگی زد و از آن صدایی مثل ناله شتر حامله شنیده شد. آن گاه سنگ شکافه شد و صد شتر در حالی که با افسار بود، از آن بیرون آمد. به امام حسن (ع) فرمود: افسارش را بگیر تا این که صد شتر سیاه موی بچه دار از آن بیرون آمد.
با مشاهده این صحنه تمام نصارا ایمان آوردند. سپس گفتند: ناقه حضرت صالح یکی بود و به خاطر آن تمام قومش هلاک شدند. یا امیرالمؤمنین دعا کن این ها به جای خود برگردند، تا این که سبب هلاکت امت محمد (ص) نشوند. حضرت دعا نمود، سپس شترها از جایی که بیرون آمده بودند، وارد شدند و ناپدید گشتند.[3]
در این حکایت شگفت انگیز نیز حضرت با قدرتی که از خداوند به دست آورده، معجزه ای بالاتر از معجزه ناقه صالح را به نمایش گذارند و با یکی از کرامات امام علی (ع) جمعی از مسیحیان به اسلام ایمان می آورند.
مسلمان شدن یهودیان با کرامت امام علی (ع)
کرامات امام علی (ع) حاکی از مقام و منزلت معنوی بالای آن حضرت است که بینندگان با دیدن و درک کردن آنان متوجه خداوند شده و در عمق جان آنان تأثیر می گذارد. در ادامه به دو کرامت از کرامات امام علی (ع) اشاره شده که باعث هدایت یهودیان گردید.
۱. وقتی که امیر مؤمنان علی (ع) زمام امور خلافت را به دست گرفت، روزی در نخیله (سرزمین نزدیک کوفه) بود، پنجاه نفر از یهودیان به محضر آن حضرت رسیده و عرض کردند: ما در کتاب های خود دیده ایم که خبر داده اند از سنگ عظیم که نام هفت نفر از پیامبران در آن نوشته شده و آن سنگ در همین سرزمین است ولی هر چه کاوش کردیم آن را نیافتیم.
امام علی(ع) متوجه خدا شد و از درگاهش خواست که آن ریگ ها را از روی سنگ بردارد، ناگهان طوفانی گرفت و تمام آن ریگ ها را به اطراف پراکنده ساخت و در نتیجه، سنگ نمایان شد و امام علی (ع) به یهودیان فرمود: آن نام ها در آن جانب سنگ که روی زمین قرار گرفته، ثبت شده است.
آن ها با بیل و کلنگی که همراه داشتند، هر چه در توانشان بود کوشیدند، تا سنگ را به آن سو برگردانند، ولی از عهده این کار برنیامدند. در این وقت امیر مؤمنان علی (ع) پیش آمد و با دست پرتوان خود، آن سنگ را به جانب دیگر انداخت، در نتیجه آن سوی سنگ که نام هفت پیامبر، در آن نوشته شده بود، آشکار شد.
یهودیان دیدند در آن، نام این پیامبران نوشته شده: نوح و ابراهیم و موسی و داود و سلیمان و عیسی و محمد (علیهم السلام جمیعاً). همان جا و همان دم نور حقانیت اسلام بر قلبشان تابید و شهادتین را به زبان جاری کرده و قبول اسلام نمودند.[4]
۲. امیر مؤمنان حضرت علی (ع) در سفری با یکی از یهودیان خیبر، هم سفر گردید، با هم حرکت کردند تا به رودخانه ای که عرض طولانی داشت و آب در آن بود رسیدند، در آن جا پل یا وسیله دیگری نبود، که به آن طرف رودخانه بروند.
با توجه به این که، یهودی، امام علی (ع) را نمی شناخت، آهسته دعایی خواند و بر روی آب به راه افتاد، بی آن که غرق شود، خود را به آن سوی رودخانه رساند. سپس رو به امام علی (ع) کرد و گفت: لو عرفت کما عرفت لجزت کما جزت:اگر آن چه را من می دانم تو می دانستی (آن را می گفتی) و همانند من از روی آب به این طرف می آمدی، بی آن که غرق شوی.
امام علی (ع) فرمود: ای یهودی همان جا توقف کن، تا من نیز بیایم. حضرت علی (ع) متوجه خدا شد، و به اذن پروردگار از روی آب قدم برداشت، و خود را به آن سوی رودخانه رساند.
یهودی تعجب کرد و به دست و پای امام علی (ع) (که آن حضرت را نمی شناخت) افتاد و عرض کرد: ای جوان! چه گفتی که آب در زیر پای تو مانند سنگ سخت شد و از روی آن به این طرف آمدی؟!
امام علی(ع) به او فرمود: تو چه گفتی که بر آب قدم نهادی و رد شدی؟ یهودی گفت: من خدا را به وصی اعظم محمد (ص) خواندم، خداوند به من لطف کرد، و از روی آب گذشتم. حضرت علی(ع) فرمود:آن وصی محمد (ص) من هستم.
یهودی گفت:به راستی که حق می گویی، آن گاه قبول اسلام کرد و در حضور امام علی (ع) به افتخار اسلام نایل آمد.[5]
در این دو داستان دو کرامت از کرامات امام علی (ع) سبب هدایت و ایمان آوردن تعدادی از یهودیان گردید و آن حضرت با نمایان کردن یکی از کرامات خود علاوه بر هدایت آنان مقام و منزلت خود به عنوان جانشین و وصی پیامبر (ص) را نیز به آنان اثبات نمود.
جمع بندی
معجزات و کرامات امام علی (ع) نشان دهنده بزرگی و منزلت معنوی و جایگاه بی مانند آن حضرت در مقام جانشین و وصی رسول خدا (ص) است. حکایات و داستان بسیاری از کرامات امام علی (ع) در مواجهه با افراد گوناگون نقل شده است. در این میان یکی از موارد با اهمیت نمایان شدن کرامات امام علی (ع) در مواجهه با یهود و نصارا است. کرامات آن حضرت در مواجهه با این دو گروه بارها سبب هدایت آنان و ایمان شان به اسلام گردید. علاوه بر این کرامات امام علی (ع) نشان می داد که وصی و جانشین به حق پیامبر آخر الزمان حضرت علی (ع) است.
پی نوشت ها
[1] هلالی، اسرار خاندان محمد رسول الله، ص ۲۰۶ و ۲۰۷.
[2] طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۱، ص ۳۴۶-۳۴۸.
[3] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۹۸.
[4] سپهر، ناسخ التواریخ علی (ع)، ج ۵، ص ۶۹.
[5] بحرانی، مدینة المعاجز، ج ۱، ص ۴۳۰.
منابع
بحرانی، هاشم بن سلیمان، مدینة المعاجز الائمة عشر و دلائل الحجج علی البشر، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۳۷۱ش.
سپهر، میرزا محمد متقی لسان الملک، ناسخ التواریخ: زندگانی حضرت امیرالومنین علی بن ابیطالب (ع)، قم، موسسه مطبوعاتی دینی، ۱۳۳۶ش.
طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، قم، موسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ۱۳۷۵ش.
مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
هلالی، سلیم بن قیس، اسرار خاندان محمد رسول الله، ترجمه مهدی صباغی، قم، ارمغان یوسف، ۱۳۸۵ش.