پیمان اخوت میان مسلمانان (مهاجرین و انصار) در مدینه، به عنوان یکی از مهم ترین و نخستین اقدامات سیاسی، اجتماعی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، پس از هجرت از مکه به مدینه است.
پیمان اخوت
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى تحقق عينى اصل پیمان، پیمان اخوت دو بار ميان مسلمانان پیمان اخوت بست و اين جلوه زيباى ايمانى را جلوه اجتماعى بخشيد. بار نخست پيش از هجرت؛ ميان مهاجران تا آنان را براى حركتى بزرگ و سرنوشت ساز و سرفصلى جديد در تاريخ بشر آماده سازد. آنان در اين حركت با همه گونه سختى رو به رو بودند و بالطبع نيازمند همراهى و همكارى و هميارى در برترين مرتبه آن بودند. آنان می رفتند تا در محيطى جديد، جامعه اى نو بنياد گذارند، و می بايست خود ابتدا به درستى پيوند مى خوردند و بر حق و مساوات نسبت به يكديگر متعهد مى شدند.[1]
تمركز مسلمانان، در مدينه فصل جديدى در زندگانى پيامبر پديد آورد. او قبل از ورود به مدينه، فقط در صدد جلب قلب ابن هشام ها و تبليغ آيين خود بود، ولى از امروز بايد بسان يك سياست مدار پخته و كارآزموده موجوديت خود و هوادارانش را حفظ كرده و نگذارد دشمنان داخلى و خارجى در آن نفوذ كنند. در اين ميان، او با سه مشكل بزرگ رو به رو گرديد:
- خطر قريش و عموم بت پرستان شبه جزيره عربستان.
- يهوديان يثرب كه در داخل و خارج شهر زندگى می كردند و ثروت و امكانات زيادى داشتند.
- اختلافى كه ميان هواداران او و «اوس» و «خزرج» وجود داشت.
مهاجران و انصار، از آنجا كه پرورش يافته دو محيط مختلف بودند، در طرز تفكر و معاشرت فاصله زيادى با هم داشتند. وانگهى اوسيان و خزرجيان كه جمعيت انصار را تشكيل می دادند، 120 سال با هم نبرد كرده و دشمنان خونى يكديگر به شمار می رفتند و با اين خطرها و اختلاف ها ادامه حيات دينى و سياسى به هيچ وجه امكان نداشت، ولى پيامبر تمام اين مشكلات را به روشى خردمندانه از هم گشود. او درباره دو مشكل نخست، دست به كارهايى زد و مشكل اختلاف هواداران خود را با مهارت خاصى از بين برد.
وى از طرف خدا مأمور گشت كه مهاجران و انصار را با يكديگر برادر كند. روزى در يك انجمن عمومى، روبه هواداران خود كرد و فرمود: دو تا دو تا با يك ديگر برادر دينى شويد.[2] تواريخ مسلمانان از آن جمله تاريخ «ابن هشام» مشخصات افرادى را كه با يك ديگر برادر شدند ضبط كرده است.[3]
او با اين طرح، وحدت سياسى و معنوى مسلمانان را حفظ كرد. اين وحدت و پيوستگى باعث گرديد كه درباره دو مشكل اول نيز تصميم گيرى كند.
دو منقبت بزرگ
اكثر مورّخان و محدثان شيعه و سنى، در اين جا دو منقبت بزرگ را يادآور شده اند:
پيامبر سيصد نفر از مهاجران و انصار را با يك ديگر برادر كرد و رو به مسلمانان كرد و گفت: فلانى! تو برادر فلانى هستى.
كار پیمان اخوت به پايان رسيده بود. ناگهان امام علی با چشم هاى اشك بار عرض كرد: ياران خود را با يك ديگر برادر كرديد، ولى عقد پیمان اخوت ميان من و ديگرى برقرار نفرموديد؟[4] در اين هنگام پيامبر رو به امام علی كرد و گفت: تو در دنيا و آخرت برادر منى.[5]
«قندوزى» حنفى، جريان را به طور كاملتر نقل كرده و می گويد: پيامبر در جواب سوال امام علی (علیه السلام) فرمود:
به خدايى كه مرا براى هدايت مردم مبعوث فرموده سوگند! كار برادرى تو را براى اين به عقب انداختم كه مى خواستم در پايان با تو برادر شوم. تو به من، مانند هارونى به موسى؛ جز اينكه پس از من پيامبرى نيست، تو برادر و وارث من هستى.[6]
ابن كثير،[7] در صحت اين جريان تشكيك كرده است. از آنجا كه تشكيك هاى وى، زاييده روحيات مخصوص او است و كمتر از اعتذارى نيست كه از جانب معاويه و هواداران او خواست؛ از اينرو از نقل و ردّ آن صرف نظر می كنيم.
منقبت ديگر براى امام علی عليه السلام
ساختمان مسجد به پايان رسيد. در اطراف مسجد، خانه هاى پيامبر و اصحاب وى قرار داشت و هر كدام از خانه هاى خود درى به مسجد داشتند و از درهاى خصوصى وارد مسجد مى گرديدند. ناگهان دستورى از طرف پروردگار جهان رسيد كه تمام درهاى خصوصى كه از خانه ها به مسجد باز مى گرديد، بسته شود جز در خانه امام علی (علیه السلام).
سبط ابن الجوزى مى نويسد:
اين عمل سر و صدايى در ميان برخى به وجود آورد و گمان كردند اين استثنا جنبه عاطفى داشته است. رسول خدا براى روشن كردن اذهان مردم، خطبه اى خواندند و در ضمن فرمود: من از جانب خود هرگز دستور بازماندن و بسته شدن درى را نداده ام، بلكه دستورى بود از طرف خدا و من ناچار بودم كه از آن پيروى كنم.[8]
جمع بندی
از مهمترین دغدغه های پیامبر (صلی الله علیه و آله) چگونگی برقراری عدالت اجتماعی در میان همه مردم بوده است و لازمه پدیدار گشتن چنین عدالتی، از یک سو برافتادن تضادهای طبقاتی و از دیگر سو، ایجاد پیوندهای قرابت میان آحاد مردمان بوده است. به همین سبب پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیوند برادری دینی را به عنوان راهکاری عملی برای شکل گیری برادری و برابری میان همه انسان ها برقرار ساخته است و همچنین پيامبر از طريق پیمان اخوت اسلامى، اختلاف چند ساله را كه در ميان افراد مومن وجود داشت از بين برد.
پی نوشت ها
[1] . سيره نبوى«منطق عملى» ،ج2،ص:563
[2] . تأخوا في اللّه أخوين أخوين.
[3] . سيره ابن هشام، ج 2، ص 123- 126.
[4] . اخيت بين أصحابك و لم تؤاخ بيني و بين أحد.
[5] . أنت أخى في الدّنيا و الآخرة.
[6] . ينابيع الموده، ص 56.
[7] . البداية و النهايه، ج 2، ص 226.
[8] . تذكرة الخواص، ص 46.
منابع
- السيرة النبوية( لابن هشام)، ابن هشام حميرى معافرى، دار المعرفة، بيروت،
- البداية و النهاية، ابن كثير دمشقى، دار الفكر، بيروت، بی تا.
تذكرة الخواص المعروف بتذكرة خواص الأمة في خصائص الأئمة، يوسف بن قزأوغلي 5. أو قزغلي ابن عبد الله، أبو المظفر، شمس الدين، سبط أبي الفرج ابن الجوزي(المتوفى، مكتبة الثقافة الدينية، الأولى 1429 هـ – 2008 م. - ينابيع المودة لذو القربى، سليمان بن ابراهيم القندوزي، دار الاسوة للطباعة والنشر، اسوه.
- سيره نبوى« منطق عملى»، مصطفى دلشاد تهرانى، دريا، تهران، دوم، 1385 ش.