پیامبر اسلام (ص) در قرآن کریم، پیامبر امی معرفی شده است. معنای آن این است که آن حضرت از کسی نوشتن و خواندن نیاموخته است؛ هر چند می توانسته است که بنویسد و بخواند.
نبوت و رسالت اقتضا می کند که نبی و پیامبر، استاد نداشته و شاگرد کسی دیگری نباشد. زیرا در صورت شاگرد بودن، این استاد است که برتر از پیامبر خواهد بود و نبوت او در اثر شاگردی در معرض خدشه قرار گرفته و کسی از او به عنوان پیامبر الهی پیروی نخواهد کرد.
تاریخ انبیای الهی نیز گواه روشن بر این است که آنان شاگرد هیچ استادی نبوده و مستقیما با خداوند متعال ارتباط داشته و دارای علم لدنی بوده اند. بر همین اساس پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از بعثت نزد هیچ استادی درس نخوانده و تمام علوم آن حضرت خدا دادی بوده است.
پیامبر امی در قرآن کریم
قرآن کریم در دو آیه شریفه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را «امی» معرفی کرده است. در یکی از آیات می فرماید: «الَّذینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذی یجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ…[1] ؛ همانها كه از فرستاده (خدا)، پیامبر «امى» پیروى مى كنند؛ پیامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجیلى كه نزدشان است، مىیابند…»
در آیه دیگر می فرماید: «قُلْ یا أَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیكُمْ جَمیعاً الَّذی لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ یحْیی وَ یمیتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِی الْأُمِّی الَّذی یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ[2] ؛
بگو: اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم؛ همان خدایى كه حكومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودى جز او نیست؛ زنده مىكند و مىمیراند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستادهاش، آن پیامبر درس نخوانده اى كه به خدا و كلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروى كنید تا هدایت یابید!»
در این دو آیه شریفه به صراحت از پیامبر امی سخن گفته شده است و این کلمه صفت پیامبر اسلام قرار داده شده است و در هردو آیه شریفه به ایمان به پیامبر امی اشاره شده و دستور به متابعت از او داده شده است.
مراد از پیامبر امی
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در چهل سالگی به نبوت مبعوث گردید. آن حضرت تا زمان بعثت نه کتابی خوانده و نه چیزی نوشته است. به همین دلیل پیامبر امی و درس نخوانده معرفی شده است تا مخالفین و بهانه جویان نگویند که آن حضرت دین اسلام را از کتاب های یهود و نصارا کپی برداری نموده و ادعای نبوت کرده است.
درباره مفهوم «امى» سه احتمال معروف وجود دارد، نخست اینكه به معناى درس نخوانده است، دوم اینكه به معناى كسى است كه در سرزمین مكه تولد یافته و از مكه برخاسته است، سوم به معناى كسى است كه از میان امت و توده مردم قیام كرده است، ولى معروف تر از همه تفسیر اول است كه با موارد استعمال این كلمه نیز سازگارتر مى باشد، اما مانعی ندارد که ممكن است هر سه معنى با هم مراد باشد.
در اینكه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به مكتب نرفت و خط ننوشت، در میان مورخان بحثى نیست و قرآن نیز صریحاً درباره وضع پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از بعثت مىگوید «وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیمِینِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ؛[3] پیش از این نه كتابى مى خواندى و نه با دست خود چیزى مى نوشتى تا موجب تردید دشمنان تو گردد كه مى خواهند سخنان تو را ابطال كنند».[4]
اینکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر امی بوده است با وضعیت فرهنگی حجاز و مکه مطابقت دارد؛ زیرا اصلاً بر مردم حجاز و مکه فرهنگ جاهلیت حاکمیت داشته و درس خواندن و نوشتن در این منطقه رایج نبوده است.
بلاذری می گوید در هنگام ظهور اسلام در عربستان تنها هفده نفر مرد سواد نوشتن و خواندن داشته است و اسامی همه آن ها مشخص و معروف است. از میان زنان تنها یک نفر به نام شفاء دختر عبدالله نوشتن می دانسنته است.[5]
مسلما در چنین محیطى اگر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد معلمى خواندن و نوشتن را آموخته بود كاملا معروف و مشهور مى شد. و در هر حال وجود این صفت در پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تاكیدى در زمینه نبوت او بود تا هر گونه احتمالى جز ارتباط به خداوند و جهان ما وراء طبیعت در زمینه دعوت او منتفى گردد.
حتی پس از بعثت نیز در هیچ یك از تواریخ نقل نشده است كه او خواندن و نوشتن را از كسى فرا گرفته باشد، بنا بر این او تا پایان عمر پیامبر امی بوده است و بر امی بودنش باقى بود.[6]
به همین مناسبت شاعر فارسی زبان حافظ شیرازی شعری سروده که دو بیت آن از این قرار است:
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد[7]
تفاوت بین امی بودن و بی سواد بودن
پیامبر امی به معنای پیامبر بی سواد نیست. توجه به این مطلب لازم است که درس نخواندن غیر از بى سواد بودن است و كسانى كه كلمه«امى» را به معناى«بىسواد» تفسیر مى كنند، گویا به این تفاوت توجه ندارند؛ زیرا هیچ مانعى ندارد كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به تعلیم الهى، خواندن و نوشتن را بداند، بى آنكه نزد انسانى فراگرفته باشد؛ زیرا چنین اطلاعى بدون تردید از كمالات انسانى است و مكمل مقام نبوت است.
شاهد این سخن روایتی است که در آن آمده است. جعفر بن محمد از امام محمد تقی (علیه السلام) پرسید: «یا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، لِمَ سُمِّی النَّبِی (صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الْأُمِّی؟
فَقَالَ: «مَا یقُولُ النَّاسُ؟» قُلْتُ: یزْعُمُونَ أَنَّهُ إِنَّمَا سُمِّی الْأُمِّی لِأَنَّهُ لَمْ یحْسِنْ أَنْ یكْتُبَ. فَقَالَ (عَلَیهِ السَّلَامُ): «كَذَبُوا عَلَیهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ، أَنَّى ذَلِكَ وَ اللَّهُ یقُولُ فِی مُحْكَمِ كِتَابِهِ: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَكِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ فَكَیفَ كَانَ یعَلِّمُهُمْ مَا لَمْ یحْسِنْ؟ وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) یقْرَأُ وَ یكْتُبُ بِاثْنَینِ- أَوْ قَالَ بِثَلَاثَةٍ- وَ سَبْعِینَ لِسَاناً…».[8]
ای فرزند رسول خدا چرا نبى اكرم را امى می گفتند؟
فرمود: مردم چه می گویند در این موضوع؟ عرض كردم مردم گمان می كنند كه چون آن حضرت نمی توانست بنویسد و بخواند حضرتش را امى گفتند! فرمود: دروغ می گویند، لعنت خدا بر آن ها باد، چگونه چنین چیزى مى شود كه پیغمبر نمی توانست بخواند و بنویسد! با اینكه خداوند در كتاب محكم خود قرآن مجید می فرماید:
او است خدائى كه میان عرب امى (كه خواندن و نوشتن را نمی دانستند) پیغمبرى بزرگوار از جنس همان مردم مبعوث به رسالت فرمود تا برایشان آیات وحى خدا را تلاوت كند و ایشان را از جهل و صفات ناپسند و اخلاق زشت پاك سازد و شریعت و كتاب آسمانى و حكمت الهى به آن ها بیاموزد.
پس وقتى كه خدا بفرماید: پیغمبر تلاوت آیات می نمود و مردم را تعلیم كتاب می كرد، آیا چنین پیغمبرى نمی توانست بخواند و بنویسد؟! بخدا قسم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم به هفتاد و سه زبان می خواند و می نوشت.
این حدیث به صراحت می گوید که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هم می توانسته بخواند و هم بنویسد هرچند درس نخوانده و پیش کسی شاگردی نکرده است. اما براى اینكه جایى براى كوچك ترین تردید براى دعوت او نماند از این توانایى استفاده نمىكرد.[9]
ممكن است گفته شود در دو روایتی كه از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده، صریحاً تفسیر«امى» به درس نخوانده، نفى گردیده است، و تنها به معنى كسى كه به «ام القرى” (مكه) منسوب است، تفسیر شده است.[10]
در پاسخ مى گوئیم اولاً در این روایات گفته نشده است که پیامبر اسلام درس خوانده و استاد داشته است، بلکه همانگونه که بیان شد در این روایات از توانایی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بر نوشتن و خواندن سخن گفته شده است. [11]
البته تفسیر پیامبر امی به اینکه پیامبر اسلام منسوب به ام القرا بوده یکی از اقوال است و در هر صورت به معنای بی سواد بودن آن حضرت نیست.
نتیجه گیری
پیامبر امی به معنای پیامبر بی سواد نیست بلکه به این معناست که پیش کسی درس نخوانده است. همچنین هیچ گونه دلیل معتبرى در دست نداریم كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از نبوت یا بعد از آن عملا چیزى را خوانده یا نوشته باشد. این موضوع منافاتى با آن ندارد كه آن حضرت به تعلیم پروردگار قادر بر خواندن یا نوشتن بوده باشد.
نویسنده: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1] . اعراف، 157.
[2] . اعراف، 158.
[3] . عنکبوت، 48.
[4] . تفسیر نمونه، ج6، ص400.
[5]. فتوح البلدان، ص453.
[6] . تفسیر نمونه، ج6، ص 401.
[7] . دیوان حافظ، غزل 167.
[9] . تفسیر نمونه ، ج6، 402.
[10]. رک: همان.
[11] . تفسیر نمونه، ج6، ص402.
منابع
1. قرآن کریم
2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیة ، چ 10، 1371 ش.
3. بلاذری، احمد بن یحی، فتوح البلدان، بیروت، دار و مكتبة الهلال، 1988م.
4. دیوان حافظ،
5. ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرائع، ج1، ص124، قم، كتاب فروشى داورى، چ1، 1385 ش / 1966 م.