هشتم ذی الحجه توطئه ترور امام حسین علیه السلام

هشتم ذی الحجه توطئه ترور امام حسین علیه السلام

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

امام حسین (علیه السلام) امام سوم شیعیان، فرزند امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) است و مادرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، نوه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد، شیعیان از ایشان به «اباعبدالله» و «سیدالشهداء» نیز یاد می کنند. امام حسین (علیه السلام) پس از برادرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) یازده سال امامت شیعیان را بر عهده داشت.

حرکت به سوی مکه

در پانزدهم رجب سال شصت هجری قمری پس از مرگ معاویه یزید به حکومت می رسد و  تصمیم می گیرد که از چند تن از شخصیت های مطرح آن زمان که ولایتعهدی او را نپذیرفته بودند، به زور بیعت بگیرد از جمله آن افراد حسین بن علی علیهما السلام بوده است، امام حسین (علیه السلام) به شدت تمام بیعت با یزسد را رد می کند و نمی پذیرد و همراه خانواده و اصحابش در بیست و هشتم رجب از مدینه به قصد مکه حرکت می کند.[1]

امام حسین (علیه السلام)  وقتی به مکه رسید در مکه با استقبال مردم مکه و عمره گزاران که از اقصی نقاط عالم آنجا آمده بودند مواجه می گردد. امام بیش از چهار ماه با خانواده در این شهر مقیم می شوند،  در این زمان شیعیان کوفه نامه‌هایی زیادی برای امام می فرستدند و از ایشان دعوت می نمایند تا به کوفه بیایند.

امام حسین (علیه السلام) مسلم بن عقیل را به کوفه می فرستد تا اوضاع را به او گزارش کند، مسلم پس از مشاهده استقبال و بیعت مردم، امام حسین را به کوفه فرا می خواند.[2]

توطئه ترور

از برخی نقل ها به دست می آید که در هشتم ذی الحجه سال شصت هجری یزید قصد ترور امام حسین (علیه السلام) را در مکه هنگام مراسم حج داشته تا امام را در مکه هنگام ازدحام به شهادت برساند، بدین منظور به دستور یزید لعین سی نفر از شیاطین بنی امیه از شام برای دستگیری و یا کشتن امام حسین (علیه السلام) به بهانه حج وارد مکه شدند.[3]

امام از این توطئه آگاه می گردد و برای حفظ حرمت مکه، این شهر را به قصد عراق ترک می کند.

امام به برادرش محمد بن حنفیه نیز فرمود: «يا أخي قد خفت أن يغتالني يزيد بن معاوية بالحرم، فأكون الذي يستباح به حرمة هذا البيت»؛ ای برادر! می ترسم که یزید بن معاویه مرا در حرم غافلگیر کند و من کسی باشم که احترام حرم با کشتن او از بین می رود؛[4]

ابن عباس در نامه ای که در جواب یزید نوشت، از این حقیقت پرده برداشت. او خطاب به یزید نوشت: «من فراموش نمی کنم که چگونه حسین را از حرم رسول (صلی الله علیه و‌ آله و سلم) به حرم خدا راندی و این که به مامورانت دستور دادی تا او را در حرم به قتل برسانند».[5]

دستور قتل توسط یزید

از برخی منابع به دست می آید که یزید دستور قتل امام حسین (علیه السلام) را به طور رسمی صادر کرده بود؛ وقتی که یزید از امتناع بیعت امام حسین (علیه السلام) با او با خبر شد در نامه ای به حاکم مدینه دستور داد که ابن زبیر را رها کند و با او کاری نداشته باشد؛ ولی حسین را به قتل برساند:

«من عبد الله يزيد أمير المؤمنين إلى الوليد بن عتبة، أما بعد، فإذا ورد عليك كتابي هذا فخذ البيعة ثانيا على أهل المدينة بتوكيد منك عليهم، وذر عبد الله بن الزبير فإنه لن يفوتنا و لن ينجو منا أبدا ما دام حيا، وليكن مع جوابك إليّ رأس الحسين بن علي، فإن فعلت ذلك فقد جعلت لك أعنة الخيل و لك عندي الجائزة و الحظ الأوفر و النعمة واحدة و السلام.».[6]

از بنده خدا یزید امیرالمؤمنین به ولید بن عتبه، اگر این نامه به شما رسید، ثانیا با اطمینان خود از مردم مدینه بیعت بگیرید و هشدار دهید. عبدالله بن الزبیر که تا زنده است دلش برای ما تنگ نمی شود و هرگز از دست ما نمی گریزد و به عنوان سر حسین بن علی با من پاسخگو باشد و اگر چنین کردی. من به تو کمک اسب ها را دادم و جایزه دارم، بهترین شانس، یک برکت و سلامتی.

وقتی فرزدق شاعر از امام پرسید: چرا عجله کرده و حجتان را کامل به جا نیاوردید؟ فرمود: «اگر عجله نمی کردم دستگیر می شدم».[7]

جمع بندی

امام حسین (علیه السلام) امام سوم شیعیان پس از برادرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) یازده سال امامت شیعیان را بر عهده داشت. در هشتم ذی الحجه سال شصت هجری، یزید قصد داشت تا در مکه و هنگام مراسم حج و ازدحام حجاج امام حسین (علیه السلام) را به شهادت برساند، حضرت سیدالشهداء(ع) از این توطئه آگاه می گردد و برای حفظ حرمت مکه، این شهر را به قصد عراق ترک می کند.

پی نوشت ها

[1] . بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۶۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳، ج۲، ص۳۴.

[2] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۱.

[3] . قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص 375. فیض العلام: ص 113.

[4] . سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۲۸.

[5] . یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴۸-۲۴۹.

[6] . کوفی کندی، احمدابن اعثم، کتاب الفتوح، ج۵، ص۱۸.

[7] .  طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۶.

منابع

  1. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا.
  2. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله على العباد، قم، كنگره شیخ مفید، اول، ۱۴۱۳ق.
  3. محلاتي، ذبيح‌الله، قلائد النحور في ذکر وقايع الايام و الشهور، کتابفروشي اسلام؛ بی تا.
  4. السيّد رضي الدين أبو القاسم علي بن موسى بن جعفر بن طاووس الحسني الحلّي [ السيّد بن طاووس ]، الملهوف على قتلى الطّفوف، دار الأسوة للطباعة والنشر، ١٤١٧ هـ.ق.
  5. احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، نجف ۱۳۵۸.
  6. تاريخ الامم والملوك، ابى جعفر محمد بن جرير الطبري، منشورات مؤسسته الاعلمي للمطبوعات، بيروت – لبنان
بدون دیدگاه