حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، معیار تشخیص حق و باطل

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، معیار تشخیص حق و باطل

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)، دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، تنها زنی است که جزء اهل بیت رسول الله است و در قرآن کریم، آیه تطهیر درباره آنان نازل شده است؛ همچنین احادیثی از پیامبر اسلام درباره آن حضرت نقل شده که جایگاه او را از دیگران متمایز می کند.

حضرت فاطمه در زمره اهل بیت (علیهم السلام)

در منابع معتبر اهل سنت از جمله صحیح مسلم که یکی از معتبر ترین کتاب ها نزد آنان است، از زبان عایشه همسر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که روزی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) هنگام بین طلوعین، کسایی را که از پشم سیاه بافته شده بود بر روی خود انداخت که در این هنگام حسن بن علی آمد و پیامبر او را در کنار خود زیر کسا برد و سپس حسین آمد، او هم زیر کسا رفت و بعد از او فاطمه دختر رسول الله آمد او هم داخل کسا شد و بعد از او علی آمد و در زیر کسا با آن ها یک جا شد؛ در این زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمود: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت»[1]

در مستدرک حاکم و کتاب های دیگر اهل سنت نیز از زبان ام سلمه همسر دیگر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است، زمانی که این آیه در خانه من بر پیامبر نازل گردید، پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، علی، فاطمه، حسن و حسین را در زیر کسا جمع کردند و فرمودند: «اللهم هؤلاء اهل بیتی»؛

ام سلمه می گوید: من عرض کردم آیا من از اهل بیت نیستم؟ فرمودند: تو اهل منی و با خیر هستی و اینان اهل بیت من هستند.[2]

از این حدیث به دست می آید که حضرت زهرا (علیها السلام) در مجموعه اهل بیت (علیهم السلام) می باشد و در پیشگاه خدای متعال از مقام و منزلتی برخودار می باشد که هیچ فرد دیگری از امت رسول خدا نمی تواند به این مقام برسد.

وجوب محبت حضرت فاطمه (علیها السلام) بر مسلمانان

خداوند در قرآن خطاب به پیامبر اسلام فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى[3]؛ بگو من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏ كنم جز دوست ‏داشتن نزدیكانم [اهل بیتم‏]».

این آیه شریفه به اتفاق مفسرین شیعه و سنی دلالت روشن بر وجوب محبت حضرت فاطمه (علیها السلام) دارد؛ زیرا در کتاب های معتبر اهل سنت آمده است هنگامی که آیه مودت نازل گردید از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد این قرابت شما کیست که محبت آنان بر ما واجب گردیده است؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: علی و فاطمه و دو فرزند او.[4]

غضب حضرت فاطمه (علیها السلام)، غضب پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)

بر طبق کتاب های اهل‌ سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»؛[5] یعنی فاطمه پاره تن من است، هر کسی او را غضبناک کند، مرا غضبناک کرده است.

همچنین رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «إنما فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یؤْذِینِی ما آذَاهَا»[6] یعنی فاطمه پارة تن من است؛ هر چه او را اذیت کند مرا اذیت کرده است.

حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)، سید زنان اهل بهشت

در کتاب های اهل سنت نقل شده که طبق فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت فاطمه (علیها السلام)، سید زنان اهل بهشت است. این  حدیث در صحیح بخاری بدون هیچ قیدی در چند مورد ذکر شده است.

یکی از این موارد از زبان عایشه همسر پیامبر اکرم در لحظات آخر عمر مبارک پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اینگونه نقل شده است: «…عایشه رضی الله عنها گفت: فاطمه وارد گردید و مانند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قدم بر می داشت؛ پیامبر فرمود مرحبا ای دخترم! سپس او را در سمت راست یا چپ خود نشاند و سخنی را به صورت سری به او گفت که بلا فاصله، فاطمه به گریه افتاد.

سپس سخن دیگری به صورت سری به او گفت و فاطمه خندید. به او گفتم تو را مثل امروز هیچگاه خوشحال ندیدم که بعد حزن و اندوه برایت حاصل گردید. سپس از او پرسیدم که رسول خدا به او چه گفت. ولی او گفت سر رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) را افشا نمی کنم.

بعد از رحلت پیامبر از او سوال نمودم او در جوابم گفت: پیامبر به من به صورت سری گفت که جبرئیل هر سال قرآن را یک بار بر من عرضه می کرد ولی امسال دوبار عرضه کرد، من چنین برداشت می کنم که اجلم فرا رسیده است و تو اولین کسی از اهل بیتم هستی که به من ملحق می شوی. وقتی این سخن را شنیدم گریه ام گرفت و پدرم گفت آیا راضی نمی شوی که سید زنان اهل بهشت باشی؟ این سخن پدرم مرا به خنده آورد.[7]

بخاری در جای دیگر نیز به صورت مطلق نقل کرده است : «قال النبی صلى الله علیه و سلم: فاطمة سیدة نساء أهل الجنة»[8] و نیز در مناقب حضرت فاطمه نقل کرده است: «و قال النبی صلى الله علیه و سلم: فاطمة سید نساء أهل الجنة».[9] یعنی حضرت فاطمه سید زنان اهل بهشت است.

غضب حضرت فاطمه (علیها السلام)، غضب خدا و رضای او، رضای خدا

در متون معتبر شیعه نقل شده است که غضب حضرت زهرا (علیها السلام) غضب خدا است و رضای آن حضرت رضای خدا است. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود: «یا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَیغْضَبُ لِغَضَبِكِ وَ یرْضَى لِرِضَاك»؛[10] ای فاطمه! خداوند برای غضب تو غضبناک می شود و برای رضای تو راضی می شود.

در امالی شیخ مفید از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَیغْضَبُ لِغَضَبِ‏ فَاطِمَةَ وَ یرْضَى لِرِضَاهَا»؛[11] خداوند به خاطر غضب فاطمه غضبناک می شود و به خاطر رضای او راضی می شود.

بیان جایگاه حضرت زهرا (علیها السلام)

از این احادیث که بیشتر آن ها از کتاب های معتبر اهل سنت نقل گردید، جایگاه بلند حضرت زهرا (علیها السلام) مشخص می شود. به این معنا که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) افزون بر اینکه معیار حق و باطل را با حدیث ثقلین و دیگر احادیث بیان فرموده، شخصیت حضرت فاطمه (علیها السلام) را نیز با این احادیث به عنوان معیار تشخیص حق از باطل معرفی نموده است و هشدار داده است که نباید کسی خود را در برابر حضرت فاطمه (علیها السلام) قرار دهد و او را ناراضی کند.

وقتی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، که در عصمت آن حضرت هیچ تردیدی وجود ندارد، با غضب حضرت فاطمه (علیها السلام) غضبناک می شود و همچنین غضب و رضای فاطمه (علیها السلام) موجب غضب و رضای خداوند می گردد، افزون بر اینکه عصمت حضرت فاطمه (علیها السلام) از آن به دست می آید، این مسئله هم مسلم می گردد که راهی را که آن حضرت انتخاب کرده بود، راه حق است و راهی را که او کنار زده است، قطعا باطل است؛

زیرا هم خداوند متعال و هم پیامبرش از این عملکرد حضرت فاطمه (علیها السلام) راضی هستند و رضایت خدا و رسولش دلیل بر حقانیت راهی است که آن حضرت رفته است و قطعا راه کسانی که مخالف با راه آن حضرت بوده باطل است و مورد رضایت خدا و رسولش نیست.

جمع بندی

هر چند درک مقام حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) برای ما مقدور نیست، ولی بر اساس آیات قرآن کریم و احادیثی که در متون معتبر شیعه و سنی نقل شده است، جایگاه بلند معنوی و قدسی آن حضرت در حدی آشکار می گردد که مسلمانان جرات مخالفت با آن حضرت را نداشته باشند و همان گونه که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوست دارند، آن حضرت را نیز دوست داشته باشند و توهین به آن حضرت را توهین به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و خداوند تلقی کنند.

پی نوشت ها

[1] . صحیح مسلم، ج4، ص 1883.

[2] . المستدرک علی الصحیحن، ج3، ص451.

[3] . شوری، 33.

[4] . الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج4، ص219؛ ابی سعود محمد بن محمد، إرشاد العقل السلیم إلى مزایا القرآن الكریم (تفسیر ابی سعود)، ج8، ص30؛ الجامع لأحكام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج16، ص22.

[5] . صحیح بخاری، ج3، ص1361.

[6] . صحیح مسلم، ج4، ص1903.

[7] . صحیح البخاری، ج4، ص 183.

[8] . همان، ج4، ص209.

[9] . همان، ص 219.

[10] . الامالی (شیخ صدوق)، ص384؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار (علیهم السلام‏)، ج3، ص 29.

[11]. الامالی (شیخ مفید)، ص95.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن بابویه، محمد بن علی، الأمالی، ص384، تهران، کتابچی، چ6، 1376ش.
  3. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام‏، محقق / مصحح: حسینى جلالى، محمد حسین‏، قم، جامعه مدرسین، چ1، 1409ق.
  4. ابی سعود محمد بن محمد، إرشاد العقل السلیم إلى مزایا القرآن الكریم (تفسیر ابی سعود)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
  5. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دار ابن کثیر الیمامه، چاپ سوم، 1407ق – 1987م. و دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع، 1401ق/1981م.
  6. محمد بن محمد قرطبی، الجامع الأحكام القرآن (تفسیر قرطبی)، قاهره، دار الشعب، بی ‌تا.
  7. محمود زمخشری، الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الكتاب العربی، 1407ش؛
  8. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، محقق: محمد فؤاد عبدالباقی.
  9. مفید، محمد بن محمد، الأمالی، محقق / مصحح: استاد ولى، حسین وغفارى على اكبر، قم، كنگره شیخ مفید، چ1، 1413ق.
  10. نیشابوری، محمد بن عبد الله، المستدرک علی الصحیحن، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1411 ق.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

بدون دیدگاه