مقام رضا، یکی از بالاترین مقامات در راه بندگی و عبودیت حق تعالی است. مقام رضا زمانی حاصل می شود که انسان به آنچه خداوند برای او مقدر کرده راضی باشد و خواستی جز خواست خداوند، نخواهد. آیات مختلفی از قرآن کریم و همچنین روایات اهل بیت (ع) به مقام رضا پرداخته اند که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
تعریف مقام رضا
واژه رضا از ریشه رضی یا رضو[۱] به معنای اختیار کردن و برگزیدن[۲]، خوشدلی، همداستانی و تسلیم آمده است.[۳] برخی از عالمان اخلاق با استفاده از آیات و روایات، مقام رضا را اینگونه تعریف کرده اند: «مقام رضا آن است که شخص به آنچه در زندگی، قسمت او می شود و از سوی خداوند برای او مقدر می گردد، خشنود باشد و بر آن اعتراضی نداشته باشد.»[۴]
برخی مقام رضا را عبارت از خوشنودی بنده از حق تعالی در همه زمینه ها دانسته و بیان نموده اند که مرتبه اعلای رضا، بالاترین مرتبه کمال انسانی بوده و از بزرگترین مقامات اهل جذبه و محبت الهی است.[۵]
حقیقت مقام رضا
رسیدن به مقام رضا آن است که انسان به جایی برسد که نه تنها کوشش کند خدا از او راضی گردد، بلکه بکوشد او از «قضا و قدر» خدا راضی باشد. بنابراین رضا بر دو قسم است:
۱-رضای خداوند از بنده
در این قسم، انسان باید بکوشد که خدا از او راضی باشد. رضای خداوند متعال از بنده، خود در صورتی محقق می گردد که هیچ گونه خلاف و عصیان و انحرافی از آن بنده واقع نگشته و در همه امورِ خود، موافقت خواسته خداوند متعال را در نظر بگیرد.[۶] این همان معنای واقعی اسلام و تسلیم شدن به خدای سبحان است.
۲-رضای بنده از خداوند
در این قسم، انسان می کوشد از قضا و قدر الهی راضی باشد؛ یعنی انسان در این مرحله به نقطه ای می رسد که تسلیم محض خداوند و مطیع کامل تقدیرات و قوانین الهی می شود، چه این قوانین در عرصه تشریع و احکام دینی باشد چه در عرصه قوانین تکوینی مربوط به جهان. این قسم رابطه متقابلی با قسم اول دارد؛ زیرا اگر انسان کاملا به قوانین تشریعی و تکوینی خداوند خشنود باشد، خداوند نیز از او راضی می شود.
خدای سبحان در پاسخ کلیم خود حضرت موسی (ع) که در خواست کرد «مرا به رضای خود ره بنما» فرمود: « رضایت من در رضایت تو به قضای من است.»[۷] مرحوم خواجه نصیر الدین در رساله اوصاف الاشراف نوشته: «رضای خداوند از بنده اش آنگاه حاصل می شود که رضای بنده از خدای بزرگ حاصل شود.»[۸]
بنابراین حقیقت مقام رضا این است که انسان در برابر هر گونه ناراحتی، تسلیم خدا باشد و اعتراض و چون و چرا نکند و از آنچه خدا می خواهد، دلگیر و خشمگین نباشد.
مقام رضا در قرآن
مقام رضا در قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است که در ادامه به دو نمونه، از آیات اشاره می کنیم:
۱-«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ؛ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً؛[۹]به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است.»
خداوند در این آیه، نفس انسان را به دو وصف «راضیه» و «مرضیه» توصیف کرده است. این موضوع براى آن است که اطمینان و سکونت یافتن دل به پروردگار، مستلزم آن است که انسان از خداوند راضى باشد، و هر قضا و قدرى که او برایش پیش می آورد، کمترین چون و چرایى نکند، حال چه آن قضا و قدر تکوینى باشد، و چه حکمى باشد که او تشریع کرده باشد. وقتى بنده خدا از خدا راضى باشد، قهرا خداى تعالى هم از او راضى خواهد بود؛ چون هیچ عاملى به جز خروج بنده از زى بندگى، خدا را به خشم نمی آورد.[۱۰]
۲-«وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنصَارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ؛[۱۱] پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانى که به نیکى از آنها پیروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت و آنها نیز از او خشنود شدند.»
پس، رضایت بنده از خداى تعالى، به همین محقق می شود که هر امرى را که خدا از او خواسته، کراهت نداشته باشد، و هر چیزى را که او نهى کرده و از بنده اش نخواسته، دوست نداشته باشد، و این محقق نمی شود مگر وقتى که بنده به قضاى الهى و کارهاى تکوینى او راضى، و همچنین به حکم او و آنچه را که تشریعا از وى خواسته تن دردهد؛ و به عبارت دیگر، در تکوین و تشریع، تسلیم خدا شود.[۱۲]
مقام رضا در کلام اهل بیت (ع)
بی تردید اهل بیت (ع) هیچ گونه مخالفتی با قضا و قدر الهی نداشته و کاملا به آنچه خداوند برای ایشان تقدیر کرده، راضی و خشنود هستند و در بالاترین درجه از مقام رضا قرار دارند. در فرازی از زیارت جامعه کبیره آمده است: «وَ صِرْتُمْ فِی ذَلِکَ مِنْهُ إِلَى اَلرِّضَا؛[۱۳] و در این راه به مقام رضا رسیدید.» مقام رضا به آنچه خدا می خواهد و دستور می دهد، از مقامات والای اولیای خداوند است. در روایتی از امام سجاد (ع) می خوانیم:
«أَعْلَى دَرَجَهِ اَلزُّهْدِ أَدْنَى دَرَجَهِ اَلْوَرَعِ وَ أَعْلَى دَرَجَهِ اَلْوَرَعِ أَدْنَى دَرَجَهِ اَلْیَقِینِ وَ أَعْلَى دَرَجَهِ اَلْیَقِینِ أَدْنَى دَرَجَهِ اَلرِّضَا؛[۱۴] بالاترین درجه زهد، پایین ترین درجه پارسایی است و بالاترین مرتبه پارسایی، کمترین درجه یقین است و بالاترین درجه یقین، پایین ترین درجه خشنودی از خدا است.»
امامان معصوم (ع) به بالاترین درجه از مقام رضا رسیدند؛ هر آنچه را جانان بر آنان می پسندید، با جان و دل پسندیدند؛ در مسیر ابلاغ رسالت الهی، مرارت ها کشیدند؛ ولی زبان حال و قالشان این بود که «ما نداریم از رضای حق گله». سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) فرمود: «رِضَى اَللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ؛[۱۵] رضایت خداوند، رضایت ما اهل بیت است.»
در روایات معصومان (ع)، مقام رضا و تسلیم، نشانه کامل ایمان و حد اعلای یقین و شکر برشمرده شده و از جلوه های شاکر بودن بنده آن است که در برابر خواست الهی تسلیم باشد. از همین روست که در حدیث قدسی می خوانیم: «مَنْ لَمْ یَرْضَ بِقَضَائِی وَ لَمْ یَشْکُرْ لِنَعْمَائِی وَ لَمْ یَصْبِرْ عَلَى بَلاَئِی فَلْیَتَّخِذْ رَبّاً سِوَایَ؛[۱۶] هر کس به قضای من راضی نیست و شاکر نعمت های من نیست و بر بلای من صبر نمی کند، پس پروردگار دیگری انتخاب کند.»
آنچه انسان را به مرحله «رضا به قضای الهی» و مقام رضا می رساند، معرفت خداست. هر که خداشناس تر باشد، نسبت به خواست او تسلیم تر خواهد بود. امام باقر (ع) در حدیثی به این نکته اشاره می فرماید: «أَحَقُّ مَنْ خَلَقَ اَللَّهُ بِالتَّسْلِیمِ لِمَا قَضَى اَللَّهُ مَنْ عَرَفَ اَللَّهَ؛[۱۷] سزاوارترین خلق خدا به تسلیم در برابر قضای او، کسی است که خداشناس باشد.»
امام سجاد (ع) پس از آنکه از خداوند درخواست می کند دلش را به محبت خالصانه به خویش زینت دهد و ایشان را در شمار دوستان خالصش قرار دهد، می فرماید: «رَضَّیْتَهُ بِقَضَائِکَ؛[۱۸] به حکم و قضای تو، رضایت دارم.»
مراتب و منازل مقام رضا
سلوک در مقام رضا و تسلیم، دارای مراتب و منازلی است. امام خمینی در شرح حدیث جنود عقل و جهل، مقام رضا و تسلیم را دارای سه مرتبه و سه منزل دانسته و معتقد است سالکی که این منازل و مقامات سه گانه را طی طریق کند، به وصال و لقای الهی واصل خواهد شد:
منزل اول؛ رضا به ربوبیت الهی
منزل اول از مقام رضا، نفی ربوبیت غیر خدا و اثبات ربوبیت خدا و در واقع رضا به ربوبیت الهی است. در این مرتبه و منزل سالک خود را از سلطنت شیطان خارج کرده و تحت ربوبیت حق تعالی قرار می دهد و بدان راضی و خشنود می شود.[۱۹] به عبارت دیگر، سالک در این مرتبه نه تنها حق تعالی را خالق و صانع عالم هستی می داند، بلکه ادامه حیات موجودات عالم هستی، از جمله انسان را از حق تعالی دانسته و به این باور و ایمان می رسد که همه امور با تدبیر حضرت حق استمرار دارد و به همین جهت نه تنها نسبت به تکالیفی که از ناحیه پیامبر (ص) و امام (ع) به وی سیده، احساس مشقت نمی کند و راضی به آن است، بلکه با شوق وصف ناپذیری از اوامر و نواهی حق تعالی تبعیت کرده و رفتارش را با دستورات الهی تنظیم می کند.
منزل دوم؛ رضا به قضا و قدر الهی
منزل دوم از مقام رضا، راضی بودن به قضا و قدر الهی است. این منزل بدان معناست که سالک از پیشامدهای گوارا و ناگوار و هر آنچه را که حق تعالی به بنده عطا فرموده است، راضی و خشنود باشد و همه را عطیه حق تعالی به شمار آورد. دستیابی به این مرتبه، در صورتی حاصل می شود که سالک به مقام رأفت و رحمت حق تعالی معرفت پیدا کند و ایمان داشته باشد که هر چه خداوند در این عالم به بنده خود عطا می کند، برای تربیت بندگان و حصول کمالات نفسانی آنها و فعلیت یافتن فطرت مخموره آنان است.[۲۰]
امام علی (ع) فرمود: پیامبر در شب معراج از پروردگارش پرسید و عرض کرد: ای پروردگار من! کدام اعمال برتر است؟ خداوند عزوجل فرمود: «لَیْسَ شَیْءٌ عِنْدِی أَفْضَلَ مِنَ اَلتَّوَکُّلِ عَلَیَّ وَ اَلرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ؛[۲۱] هیچ چیز نزد من برتر از توکل کردن بر من و خشنود بودن به آنچه قسمتش کرده ام، نیست.»
منزل سوم: رضا به رضای الهی
منزل سوم از مقام رضا، رضایت به رضای الهی است. این منزل بدان معناست که سالک با عبور از مرتبه اول و دوم، آنچنان فانی در حق تعالی می شود که دیگر خود را نمی بیند، بلکه به بیان عارف و سالک الی الله امام خمینی، در این مرتبه بنده از خود خشنودی ندارد و رضایت او تابع رضایت حق است؛ چنانکه اراده او به اراده خداوند است.[۲۲]
جمع بندی
مقام رضا، مرتبه ای است که بنده به رضایت کامل از تقدیرات الهی برسد.حقیقت مقام رضا زمانی حاصل می شود که بنده از هر آنچه خداوند در عرصه تکوین و تشریع برای او خواسته خشنود باشد. در چنین حالتی خداوند نیز از بنده خود راضی می شود. در قرآن و روایات اهل بیت (ع) مقام رضا به عنوان یکی از بالاترین مقامات انسان مومن مورد اشاره قرار گرفته و بر اهمیت رضایت دو طرفه میان بنده و خداوند تاکید شده است. امام خمینی سه مرتبه رضا به ربوبیت، رضا به قضا و قدر و رضا به رضای الهی را برای مقام رضا برمی شمارد.
پی نوشت ها
[۱] ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۴۰۲.
[۲] حسینی زبیدی، تاج العروس، ج ۱۹، ص ۴۶۳.
[۳] دهخدا، لغت نامه، ج ۸، ص ۱۲۱۲۱.
[۴] انصاری، منازل السائرین، ص ۸۶.
[۵] موسوی خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۲.
[۶] جوادی آملی، تفسیر موضوعی، ج ۱۱، ص ۳۷۸.
[۷] شهید ثانی، مسکَّن الفؤاد، ص ۱۹۹.
[۸] طوسی، اوصاف الاشراف، ص ۱۶۱.
[۹] فجر/۲۷ و ۲۸.
[۱۰] طباطبایی، المیزان، ج ۲۰، ص ۴۷۷.
[۱۱] توبه/۱۰۰.
[۱۲] طباطبایی، المیزان، ج ۹، ص ۵۰۹.
[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۲۹.
[۱۴] مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۳۴.
[۱۵] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۶۶.
[۱۶] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۱۳۲.
[۱۷] مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۳.
[۱۸] مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۱۴۸.
[۱۹] خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۶.
[۲۰] خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۸.
[۲۱] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۱.
[۲۲] خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۶۷.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
- انصاری، خواجه عبدالله، منازل السائرین، تهران، انتشارات مولی، ۱۳۶۱.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی (مراحل اخلاق در قرآن)، قم، نشر اسراء، چاپ سوم.
- حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
- خمینی، سید روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰ش.
- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۷.
- شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسکن الفؤاد، ترجمه حسین جناتی، قم، انتشارات روح، ۱۳۸۰
- طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، ۱۳۷۸.
- طوسی، خواجه نصیر الدین، اوصاف الاشراف، تهران، نشر علم، ۱۳۷۶.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
منابع اقتباس
- انصار محمدی، سید جلیل، تبیین مقام رضا در قرآن کریم، فصلنامه تخصصی تفسیر، علوم قرآن و حدیث، ش ۲۹ و ۳۰، ص ۱۹۰-۱۶۷.
- خاتمی، سید احمد، امامان و مقام رضا، نشریه پاسدار اسلام، ش ۳۴۱، ص ۱۰ـ۱۳.
- قادری، میر تقی، تحلیلی اجمالی از مقام رضا و تسلیم از منظر قرآن کریم، نشریه ره توشه، ش ۱۴۹، ص ۸۹ـ۸۳.