غدیر خم بیانگر مسئله امامت و جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و اله) است. این موضوع به قدری مهم و اساسی است که جهان اسلام به علت اختلاف در آن، به فرقه ها و مذاهب مختلفی تقسیم شده است.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق وظیفه الهی و عقلی خویش، هرگز از سرنوشت امامت اسلامی غافل نبوده و پس از رحلت خود، امت را به حال خود رها نکرده و در این رابطه تلاش های زیادی را انجام دادند و در مناسبت های متعدد به تبیین این مسئله پرداخته و پیوسته بر امامت و ولایت امام علی (علیه السلام) پس از خودش تاکید داشته است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در نهایت به دستور خداوند پس از انجام حجة الوداع مراسمی را در روز هیجدهم ذی الحجه در منطقه ای به نام غدیر خم برپا داشت و امامت و ولایت امام علی (علیه السلام) را رسما اعلام نمود.
این حادثه در قالب حدیث غدیر برای آیندگان نقل شده است. این روز در مذهب شیعه هر سال تحت اسم عید غدیر و عید ولایت و امامت با انجام مراسم مناسب و اطعام مورد تجلیل قرار می گیرد.
امامت در لغت و اصطلاح
امامت از ماده أمم (الاَمّ) گرفته شده که در لغت به معنای قصد کردن،[1] قصد مستقیم و توجه به سوی مقصود است.[2] امام به کسی گفته می شود که به قول یا فعل او اقتدا شود و به هر چیزی دیگری مثل کتاب و امثال آن نیز امام اطلاق میگردد و فرقی نمی کند که امام محق باشد یا مبطل و به همین دلیل خداوند فرموده است: «یوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم[3]؛(به یاد آورید) روزى را كه هر گروهى را با پیشوایشان مى خوانیم».[4]
امامت در اصطلاح از نظر مذهب شیعه و اهل سنت یکسان تعریف شده است. از نظر شیعه امامت، ریاست عامه برای شخصی از اشخاص است در امور دین و دنیا به عنوان نیابت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) .[5]
در كتاب مواقف از قول علمای اهل سنت امامت ریاست عامه است در دین و دنیا و سپس خودش می گوید بهتر این است كه گفته شود امامت، خلافت و جانشینی رسول خدا (ص) است در اقامه دین به طوری كه پیروی و متابعت او بر همه امت واجب باشد.[6]
با توجه به این که اطاعت از امام مانند اطاعت از خدا و پیامبر خدا بر همگان واجب است؛ مراد از امام همان اولی الامری است که در قرآن کریم اطاعت آن بر مسلمانان واجب گردیده است.[7]
حدیث غدیر و غدیر خم در متون اهل سنت
حدیث غدیر و مراسمی که در غدیر خم از سوی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) با حضور همه حاجیان برگزار گردید، هرگز قابل انکار نیست. در متون شیعه داستان غدیر و خطبه و سخنرانی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به طور مفصل نقل شده که در اینجا نیازی به ذکر آن نیست. اما در متون اهل سنت اصل مراسم غدیر خم به طور گسترده بیان گردیده ولی فقط به آن قسمت از سخنرانی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اشاره نموده اند که بر ولایت امام علی (علیه السلام) دلالت دارد.
بريدة، ابو هريرة، جابر، البراء بن عازب و زيد بن ارقم، هر کدام نقل کرده که پیامبر اسلام (صلى الله عليه و سلم) در روز غدیر خم فرمود: «من كنت مولاه فعليّ مولاه، اللَّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه» [8] یعنی هر که من مولای او هستم پس علی مولای اوست؛ خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن دار هر که با او دشمنی کند.
اباجنیده جندع بن عمرو گفت از پیامبر اسلام (صلى الله عليه و سلم) شنیدم که فرمود: «من كذب على متعمدا فليتبوَّأ مقعده من النار؛ یعنی هر کس بر من عمدا دروغ ببندد جایگاهش آتش خواهد بود. و زمانی که از حجة الوداع برگشت، وقتی که در غدیر خم نزول فرمود در میان مردم برای ایراد خطابه ایستاد و دست علی را گرفت و فرمود:
«من كنت وليه فهذا وليه، اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه؛ [9] یعنی هر کس که من ولی او هستم پس او (علی) ولی اوست؛ خدایا دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که با او دشمنی کند.
احادیثی در کتاب های اهل سنت درباره غدیر خم به گونه ای نقل شده که ولایت و امامت علی (علیه السلام) را بعد از پیامبر اسلام به اثبات می رساند. در این احادیث که از طریق های جریر و عایشه بنت اسد نقل شده آمده که: در موسم حج حجة الوداع با رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) بودیم به مکانی رسیدیم که به آن غدیر خم گفته می شد در این هنگام ندا در داده شد که برای اقامه نماز توقف شود. وقتی مهاجر و انصار جمع شدند پیامبر اسلام در میان ما ایستاد و فرمود:
«ایها الناس بم تشهدون؟ قالوا نشهد انّ لا اله الا الله. فرمود سپس چه؟ گفتند: و انّ محمدا عبده و رسوله. فرمود: چه کسی ولی شماست؟ گفتند: الله و رسوله مولانا… سپس با دستش بر بازوی علی زد و از دستش گرفت و از زمین بلندش کرد و فرمود: من یکن الله و رسوله مولیاه فان هذا مولاه اللهم وال من ولاه و عاد من عاداه…»[10]
در این گونه احادیث ولایتی که مورد نظر رسول خداست، ولایتی است که اختصاص به خدا دارد و از طرف خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و سپس به علی (علیه السلام) اعطا شده و مؤمنین در این ولایت با آنان شریک نیستند و آن جز ولایت تصرفی چیزی دیگری نیست.
صدور حدیث ثقلین در غدیر خم
در برخی از متون اهل سنت نقل شده که حدیث ثقلین نیز در غدیر خم از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر شده است.
در صحیح مسلم آمده که پیامبر (ص) در محلی به نام «خم» بین مکه و مدینه بعد از این که خدا را حمد و ستایش نموده و مردم را موعظه کرد، فرمود: «ایها الناس نزدیک است که پیامبر دعوت خدا را جواب گوید و من در میان شما دو چیز گران بها را می گذارم اول از آن دو، کتاب خدا است که در آن هدایت و نور است پس آن را بگیرید و به آن متمسک شوید. دومی اهل بیت من است و سه بار فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی».[11]
بر طبق روایات اهل سنت پیامبر در خطبه غدیر خم فرمود: «من در میان شما دو چیز گران بها را بر جای گذاشتم یکی از آن ها بزرگتر از دیگری است. کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. آن دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا این که در حوض بر من وارد شوند».[12]
در مستدرک این حدیث با این اضافه که «هرگز گمراه نخواهید شد اگر از آن دو متابعت کنید» نقل شده است و پیامبر بعد از گفتن سه مرتبه «ا تعلمون انی اولی بالمومنین من انفسهم ؛ آیا می دانید من اولای به مومنین از خود آنان هستم». فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه»[13]
در این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم در ضمن خطابه ای جمله معروفی را درباره امام علی (علیه السلام) در حالی که دست او را بلند کرده، فرموده است هیچ کسی خدشه نکرده است. تنها چیزی که علمای اهل سنت روی آن تکیه دارند تا امامت و ولایت امام علی (علیه السلام) با این حدیث ثابت نشود، کلمه «مولا» و «ولی» است که می گویند این کلمه در این حدیث به معنای دوستی است نه به معنای ولایت و سرپرستی.
حدیث غدیر بیانگر امامت امام علی (علیه السلام)
دلالت این حدیث بر ولایت بلافصل علی(علیه السلام) روشن است زیرا لفظ «مولی و ولی» گرچه در معانی مختلف و از جمله به معنی دوست، یاور و سرپرست و اولای به تصرف استعمال شده ولی با وجود قرائنی معین می شود که مراد از آن در این حدیث ولایت امر است، زیرا:
اولا قبل از این بیان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از رحلت خود خبر داده و سفارش به کتاب خدا و عترت خویش کرده و بعد از آن علی (علیه السلام) را به عنوان «مولی» معرفی نموده است و این مبین آن است که مقصود شناساندن کسی است که بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مرجع است و امت با تمسک به او و قرآن از گمراهی خود را باید نجات دهد.
ثانیا حضرت خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم ) در غدیر خم از حاضرین اقرار به این معنی گرفته است که نبی نسبت به مومنین سزاوارتر از خود آنهاست یعنی همان اولویتی که در قرآن برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابت است (سوره احزاب آیه 6) بعد فرموده «من کنت مولاه فعلی مولاه» و با تقدیم جمله (آیا من نسبت به شما سزاوارتر نیستم؟!) هر گونه شبهه را در معنی مولا دفع فرموده و همان اولویت ثابت برای خود را برای علی (علیه السلام) اثبات نموده است.
ثالثا بعد از خطبه غدیر و به پایان رسیدن مراسم، شخص عمر با جمله (بخٍ بخٍ یابن ابیطالب… مبارک باد تو را که مولای من و مولای مرد و زن مومن گردیدی).[14] به علی (علیه السلام) تبریک گفت. و این خود دلیل بر این است که عمر و همه کسانی که در این جلسه حضور داشته اند امام علی (علیه السلام) را به عنوان امام و ولی پذیرفته و به او تبریک گفتند.
صراحت کلمه «ولی» بر امامت در متون اهل سنت
افزون بر همه این ها، در متون اهل سنت کلمه «ولی» در مورد امام علی (علیه السلام) به معنای سرپرست آمده است. در مسند احمد و کتاب های دیگر اهل سنت در واقعه جنگ یمن هنگامی که خالد بن ولید با امام علی (علیه السلام) منازعه می کند، وقتی پیامبر اسلام از این جریان مطلع می شود غضب بر چهره او ظاهر گردیده خطاب به بریده فرمود: «لا تقع فی علی فانه منی و انا منه و هو ولیکم بعدی».[15] یعنی با علی نزاع نکنید که همانا او از من است و من از او هستم و او ولی شما بعد از من است.
در کنزالعمال نقل شده که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: «دعوا علیا دعوا علیا دعوا علیا؛ ان علیا منی و انا منه و هو ولی کل مؤمن بعدی»[16]؛ یعنی علی را رها کنید همانا علی از من است و من از علی هستم و او ولی هر مومنی بعد از من است.
این احادیث دلالت روشن بر ولایت و امامت علی (علیه السلام) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر مومنین دارد و نمی توان ولی را در این احادیث بر یاری و دوستی حمل کرد؛ زیرا یاری و دوستی در مورد امام علی (علیه ااسلام) نیازی به قید بعد از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) ندارد و این قید می رساند تا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زنده است علی (علیه السلام) ولی مومنین نیست؛ بلکه این ولایت بعد از وفات رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او پیدا می شود.
در حدیث غدیر خم و مراسم غدیر خم نیز پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در روزهای آخر عمر شریف خود که حتی فرموده دعوت حق را لبیک خواهد گفت مسئله مهم ولایت امام علی (علیه السلام) پس از خودش را اعلام می کند تا مسلمانان گرفتار گمراهی و هرج و مرج نشوند.
جمع بندی
از مطالب فوق این نتیجه به دست می آید که حدیث غدیر که در مراسم غدیر خم از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر شده، دلیلی صریح و واضح بر امامت و ولایت امام علی (علیه السلام) پس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
این مسئله ثابت می کند که پیامبر گرامی اسلام (ص) وظیفه عقلی و الهی خود را به دقت انجام داده و هیچ ابهامی در این حدیث وجود ندارد. و به همین دلیل است که شیعیان در سالروز غدیر خم همه ساله جشن می گیرند و دعاهایی را که برای این روز اختصاص دارد می خوانند. «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المؤمنین (علیه السلام)»
نویسنده: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1]. لسان العرب، ج12 ص22.
[2] . المفردات فی غریب القرآن، ج 1ص87.
[3] . اسراء، 71.
[4] . المفردات فی غریب القرآن، ج 1ص87.
[5] . الباب الحادي عشر، ص10.
[7] . رک: نساء، 59.
[8] . الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، ج3، ص 1099.
[9] . أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج1، ص 364.
[10] . مجمع الزوائد، ج9ص106.
[11] . صحیح مسلم، ج4، ص 1873.
[12] . فضائل الصحابه، ص 14.
[13] . المستدرک علی الصحیحن، ج3، ص118.
[14] . تاریخ بغداد، ج8، ص284.
[15] . مسند احمد، ج5، ص356 ؛ مجمع الزوائد، ج9، ص 128 و 129.
[16] . كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج11، ص279.
منابع
1. قرآن کریم.
2. ابن اثیر، ابوالحسن علی بن محمد، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، بيروت، دار الفكر، 1409ق/ 1989م.
3. ابن عبدالبر، ابو عمر یوسف بن عبدالله، الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، تحقيق على محمد البجاوى، بيروت، دار الجيل، چ1، 1412ق/ 1992م.
4. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار صادر، بیروت، سوم، 1414 ق.
5. امام احمدبن حنبل، مسند احمد، بيروت، دار صادر، بي تا ؛
6. ايجي، عضدالدين عبدالرحمن بن احمد، المواقف، بيروت، دارالجيل، اول 1997 م.
7. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1417ق.
8. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق بیروت، اول، 1412 ق، تحقیق:
9. علامه حلی، جمال الدين أبي منصور حسن بن يوسف بن المطهّر، الباب الحادي عشر، مؤسسه مطالعات اسلامى، تهران، اول، 1365ش.
10. متقی هندی، علاء الدين علي بن حسام الدين، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، دار الكتب العلمية، بيروت، اول، 1419ق -1998م، تحقيق: محمود عمر الدمياطي.
11. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
12. نسائی، احمد بن شعیب، فضائل الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه.
13. نیشابوری، محمد بن عبد الله، المستدرک علی الصحیحن، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، 1411 ق
14. هیثمی، نورالدین علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، قاهره، دار الریان للتراث؛ و بيروت، دارالمكتب العلميه، 1408 ق.