حقیقت این است هر کسی نمی تواند شیعه واقعی اهل بیت (علیهم السلام) باشد. به مجرد اعتقاد به امامت امام علی (علیه السلام) و امامان اهل بیت (علیهم السلام) کسی شیعه واقعی نمی شود. در جهان تشیع، بسیارند کسانی که خود را پیروان اهل بیت (علیهم السلام) می دانند اما در عین حال آنان شیعه واقعی محسوب نمی گردند.
شیعه واقعی دارای شروطی است که در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با توجه به آیه تطهیر و شأن نزول آن نیز از اهل بیت (علیهم السلام) به شمار می آیند.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در بوستان نبوی و در خاندان وحی تحت تربیت پدر گرامی اش رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) که بهترین معلم اخلاق و توحید بود، آداب و ارزش های اسلامی را آموخت آن گونه که باطنش با قرآن مانوس گردید و اسرار و دانش ها را چنان فرا گرفت که کتابی به نام مصحف فاطمه را که علم گذشته و آینده در آن است پدید آورد.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) که از ابتدا جان و روحش آمیخته به عطر حیات بخش قرآنی بود، با بیان احکام و معارف الهی، جامعه اسلامی و به خصوص زنان را نسبت به وظایف شان آشنا ساخت و در عمل به قرآن و نشر آن از همگان پیشی گرفت و هر که در مکتب توحیدی اش زانوی ادب زد از نامداران و ره یافتگان به درگاه ربوبی شد. شاگردان و پروش یافتگان کلاس درسش از خادمین، حافظین و گروندگان واقعی قرآن گردیدند.
از حضرت زهرا (سلام الله علیها) حدیثی نقل شده که در آن شرط شیعه واقعی را بیان فرموده است. در این نوشته در ابتدا متن عربی حدیث را نقل کرده و سپس به ترجمه آن پرداخته شده است:
متن حدیث
[قَالَ الامام (علیه السلام) ] قَالَ رَجُلٌ لِامْرَأَتِهِ: اذْهَبِي إِلَى فَاطِمَةَ (علیهاالسلام) بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَسَلِيهَا عَنِّي، أَنَا مِنْ شِيعَتِكُمْ، أَوَ لَسْتُ مِنْ شِيعَتِكُمْ. فَسَأَلَتْهَا، فَقَالَتْ (علیها السلام): قُولِي لَهُ: إِنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِمَا أَمَرْنَاكَ، وَ تَنْتَهِي عَمَّا زَجَرْنَاكَ عَنْهُ فَأَنْتَ مِنْ شِيعَتِنَا، وَ إِلَّا فَلَا.
فَرَجَعْتُ، فَأَخْبَرْتُهُ، فَقَالَ: يَا وَيْلِي- وَ مَنْ يَنْفَكُّ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْخَطَايَا، فَأَنَا إِذَنْ خَالِدٌ فِي النَّارِ، فَإِنَّ مَنْ لَيْسَ مِنْ شِيعَتِهِمْ فَهُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ.
فَرَجَعَتِ الْمَرْأَةُ فَقَالَتْ لِفَاطِمَةَ (علیهاالسلام) مَا قَالَ لَهَا زَوْجُهَا.
فَقَالَتْ فَاطِمَةُ (علیهاالسلام): قُولِي لَهُ: لَيْسَ هَكَذَا [فَإِنَ] شِيعَتَنَا مِنْ خِيَارِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ كُلُّ مُحِبِّينَا وَ مُوَالِي أَوْلِيَائِنَا، وَ مُعَادِي أَعْدَائِنَا، وَ الْمُسَلِّمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ لَنَا- لَيْسُوا مِنْ شِيعَتِنَا إِذَا خَالَفُوا أَوَامِرَنَا وَ نَوَاهِيَنَا- فِي سَائِرِ الْمُوبِقَاتِ.
وَ هُمْ مَعَ ذَلِكَ فِي الْجَنَّةِ، وَ لَكِنْ بَعْدَ مَا يُطَهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ بِالْبَلَايَا وَ الرَّزَايَا، أَوْ فِي عَرَصَاتِ الْقِيَامَةِ بِأَنْوَاعِ شَدَائِدِهَا، أَوْ فِي الطَّبَقِ الْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذَابِهَا- إِلَى أَنْ نَسْتَنْقِذَهُمْ- بِحُبِّنَا- مِنْهَا، وَ نَنْقُلَهُمْ إِلَى حَضْرَتِنَا.[1]
ترجمه حدیث
مردى به زنش گفت نزد حضرت فاطمه دختر رسول خدا (صلى اللَّه عليه و اله) برويد و از او بپرسيد آيا من از شيعيان شما هستم يا نيستم، آن زن رفت و سوال كرد. حضرت فاطمه (سلام اللَّه عليها) فرمود: به او بگو اگر به آنچه ما تو را امر کرده ایم، عمل مى كنى و از آنچه تو را نهی کرده ایم اجتناب می کنی، شيعه ما هستى. اگر نه شیعه ما نیستی.
او می گوید برگشتم و سخنان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به او گفتم. مرد گفت: واى بر من پس چه كسی ما را از اين گناهان خلاص مى كند و من در جهنم مخلد خواهم شد؛ زيرا هر كس شيعه نباشد تا ابد در جهنم است.
زن برگشت و جريان را به حضرت فاطمه (عليها السلام) گفت: حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود: به شوهرت بگو اين طور نيست كه خيال كرده اى، شيعيان ما از نيكان اهل بهشت هستند همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و كسانى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند، همه اينها از شيعيان ما نيستند هنگامى كه با اوامر و نواهی ما مخالفت می کنند (اوامر ما را انجام ندهند و از منهيات ما دست باز ندارند) و مرتكب گناهان شوند.
اين گروه با همه اين ها اهل بهشت هستند؛ لکن بعد از اينكه به وسیله بلایا و مصیبت ها پاک شوند و یا در روز قیامت به انواع سختی ها گرفتار شوند و یا در طبقه اول جهنم معذب گردند تا اینکه ما آنان را به خاطر محبتی که با ما داشته اند نجات می دهیم و به طرف خود مى آوريم.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) در حدیثی که از آن حضرت نقل شده به یک شرط کلی شیعه واقعی اشاره فرمودند و آن این بود که از اوامر و نواهی اهل بیت (علیهم السلام) متابعت شود. در روایت و کلام بزرگان به شراط متعددی شیعه واقعی اشاره شده است که در اینجا به چند مورد مهم اشاره می شود:
نگفتن دروغ و تهمت نزدن از شروط شیعه واقعی
شيعه واقعی هيچ گاه دروغ و تهمت را در عواطف مذهبى راه نمى دهد و از هيچ فردى از شيعه واقعى شنيده نشده است که بزرگى را متهم به دروغ و مطالب ناروا كند و حاشا كه امتى را به چيزهائى متهم كند كه از آن به دور است.[2] بنابراین شیعه واقعی د برخود های و سنخان خود بسیار محتاط هستند و حتی به دشمنان خود دروغ نمی بندند و آنان مورد تهمت و افترا قرار نمی دهند.
توجه به حضرت ولی عصر (عج) از شروط شیعه واقعی
توجه به حضرت ولى عصر (عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف) و دعا براى وجود شريفش، ابراز عشق و علاقه به محضرش و دعا براى تعجيل ظهورش همه و همه نشانه يك شيعه واقعى است؛ ولى بى ترديد، آن كس كه براى ظهور مصلح جهانى دعا مى كند، براى اصلاح خويش و جامعه خود مى كوشد و آن كس كه در انتظار منجى بشريت و امام بر حق به سر مى برد، خود نيز همچون سربازى فداكار و گوش به فرمان، براى جانبازى در راه اسلام و نجات ستمديدگان، تلاش مى كند.
دعاى ندبه نجواى عاشقانه اى است براى دلدادگان و رمزى است براى هر شيعه منتظر، تا با زمزمه آن و توجه به محتوايش، هم براى وجود نازنين امام زمان دعا كند، هم عشق و ارادت خويش را به آن حضرت نشان دهد و هم راز و رمز سربازى را به درستى بياموزد و هم با يك دوره فشرده از تاريخ پيامبران و دلايل ولايت امير مومنان (عليه السلام) آشنا شود.[3]
اسوه بودن شیعه واقعی برای دیگران
نام تشيع را بردن و آن را يدك كشيدن و در صفوف شيعه قرار گرفتن، ساده است، ولى شيعه واقعى شدن مشكل است، به خصوص انتظار امام زمان (عج) و ائمّه هدى (عليهم السلام) از اهل علم و شاگردان اين مكتب بيشتر است و اين عده بايد اسوه و مقتداى مردم باشند، تا مردم به آن ها اقتدا كنند. مهم ترين راه تبليغ همين است كه انسان چنان تقوا و ورع داشته باشد كه مردم به وسيله او خدا را بشناسند و بدانند كه انسان واقعى و شيعه واقعى كيست. شيعيان واقعى افرادى شجاع، صبور، پر محبت، پرهيزكار و اجتناب كننده از حرام هستند، و حب جاه و مقام ندارند.[4]
تقوا داشتن از شرایط شیعه واقعی
نام شيعه بر خود گذاشتن و شركت در مجالس دعا، توسل و عزادارى- كه همه مطلوب است- براى شيعه واقعى بودن كافى نيست؛ بلكه شرط اول تقواست كه او را از گناه باز دارد و هوا و هوس را مهار كرده و حلال و حرام را از هم جدا كند.
مقام عصمت مانع ارتكاب گناه است به طورى كه معصوم حتى فكر گناه هم نمى كند و همان گونه كه انسان از نوشيدن آب گنديده جويها اكراه دارد و دورى مى كند، معصوم هم از ارتكاب گناه دورى مى كند.
عدالت مقام پايين تر از عصمت است، يعنى اگر گناهى هم مرتكب شود توبه مى كند.[5]
عمل به دستورات الهی از شرایط شیعه و اقعی
امام باقر (عليه السلام) به يكى از دوستان خود فرمود:
أَبْلِغْ شِيعَتَنا أَنَّهُ لا يُنالُ ما عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِعَمَلٍ[6]؛ به شيعيان ما بگو كه هيچكس به مواهب و رحمت هاى الهى نمى رسد مگر با عمل.
اين گفتار امام باقر (عليه السلام) پاسخى است به آن ها كه تصور مى كنند تنها به عنوان قبول نام تشيع و ابراز عشق به خاندان پيغمبر (صلى الله عليه و آله) مى توانند بزرگترين مقام را در پيشگاه خدا داشته باشند، در حالى كه مى دانيم اساس اسلام روى عمل گذاشته شده و شيعيان واقعى آن ها هستند كه برنامه عملى آنان اقتباسى است از برنامه هاى عملى على (عليه السلام) و يارانش و اصولا تشيع از ماده مشايعت به معناى گام برداشت پشت سر كسى است؛ بنا بر اين آن ها شيعه واقعى خاندان پيغمبرند كه پشت سر آن ها گام بر مى دارند.[7]
نتیجه گیری
طبق سخن حضرت فاطمه (علیهاالسلام) شیعه اهل بیت (ع)، با محب اهل بیت (ع) تفاوت دارد. شیعه واقعی اهل بیت (ع) کسانی هستند که در اوامر و نواهی مطیع اهل بیت (ع) بوده و از گناهان پرهیز می کنند. اما کسانی که در ظاهر شیعه هستند و مرتکب گناه می شوند، شیعه واقعی اهل بیت (ع) به شمار نمی آیند بلکه از محبین اهل بیت (ع) محسوب می شوند. طبق احادیث و روایات، این گروه از شیعه نیز پس از پاک شدن از گناه، وارد بهشت می گردند.
تهیه کننده: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1]. التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري (ع)، ص308.
[2] . علامه امينى، ترجمه الغدیر، ج9، ص100، ترجمه جمعى از نويسندگان، تهران.
[3] . ناصر مكارم شيرازى، ناصر، كليات مفاتيح نوين، ص 189، قم، مدرسه الامام على بن ابى، چ29، 1390ش.
[4] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكات هدايت، ص 35 قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، چ1، 1385ش.ملاحظات: تهيه و تنظيم حجة الإسلام مسعود مكارم و حجة الإسلام والمسلمين محمد رضا حامدى
[5] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكات هدايت، ص113، قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، چ1، 1385ش.ملاحظات: تهيه و تنظيم حجة الإسلام مسعود مكارم و حجة الإسلام والمسلمين محمد رضا حامدى.
[6] . کلینی، محمد بن یعقوب، كافي، ج3، ص 733، قم، دارالحدیث، چ1، 1429ق.
[7] . مکارم شیرازی، ناصر، يكصد و پنجاه درس زندگى، ص 86، قم، مدرسه امير المومنيين، چ1.
منابع
1. حسن بن على، امام يازدهم (عليه السلام)، التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري (ع)، قم، مدرسة الامام مهدی، چ1، 1409 ق.
2. علامه امينى، ترجمه الغدیر، ترجمه جمعى از نويسندگان، تهران.
3. کلینی، محمد بن یعقوب، كافي،قم، دارالحدیث، چ1، 1429ق.
4. مکارم شیرازی، ناصر، مشكات هدايت، قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، چ1، 1385ش.ملاحظات: تهيه و تنظيم حجة الإسلام مسعود مكارم و حجة الإسلام والمسلمين محمد رضا حامدى.
5. مکارم شیرازی، ناصر، يكصد و پنجاه درس زندگى، قم، مدرسه امير المومنيين، چ1.
6. ناصر مكارم شيرازى، ناصر، كليات مفاتيح نوين، قم، مدرسه الامام على بن ابى، چ29، 1390ش.