واقعه حره لکه ننگی بر پیشانی خاندان بنی امیه

واقعه حره لکه ننگی بر پیشانی خاندان بنی امیه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حره منطقه ای است در مدینه و لشکر یزید بن معاویه مردم مدینه را به حره کوچ دادند و واقعه حره یا واقعه مدینه را به وجود آوردند. واقعه حره، واقعه ای است که اهل مدینه توسط بنی امیه قتل عام گردید و اموال شان به غنیمت برده و  بزرگان مهاجرین و انصار هتک حرمت گردید و به زنان شان تجاوز شد.[1]

جنایات یزید بن معاویه

یزید بن معاویه دومین خلیفه خاندان اموی است که در سال 60 هجری قمری پس از مرگ پدرش معاویه به کرسی قدرت نشست و در مدت چهار سال حکومت خود بر سرزمین­ های اسلامی دست به خلق جنایات بزرگی زد. سه فاجعه بزرگ سال های حکومت وی بر جامعه اسلامی عبارتند از:

1. به شهادت رساندن امام حسین (علیه السلام) و به اسارت بردن اهل بیت آن حضرت در سال 61 هجری؛

2. راه انداختن واقعه حره در سال 63 هجری که در ضمن این حادثه، آن گونه که در تاریخ آمده 17 هزار نفر از مردم شهر مدینه قتل عام شده و نوامیس مردم به مدت سه روز به دست سپاهیان شام به تاراج رفت؛

3. و بالاخره جنگ با عبدالله بن زبیر و به آتش کشیدن خانه کعبه به وسیله منجنیق ­های آتشین در سال 64 هجری قمری.[2]

علت اتفاق واقعه حره

پس از واقعه دلخراش کربلا مردم مدینه علیه یزید شوریدند. نخستین واقعه ای كه در حره (مدینه) رخ داد خلع یزید بود كه در سال 63 قمری اهالى مدینه عثمان بن محمد بن ابى سفیان را كه از طرف یزید والى بود از مدینه طرد و اخراج كردند. بنى امیه هم پس از آن كه اهل مدینه با عبد الله بن حنظله بیعت كردند این شهر را محاصره نمودند. بنى امیه با غلامان و یاران و كسانی كه با آنها هم عقیده بوده در یك جا جمع شدند و در خانه مروان تحصن نمودند و به یزید نامه نوشتند و استغاثه كردند.[3]

بیان واقعه حره‏

بنا بر نقل وفیات الأعیان، یزید بن معاویه، لشكرى به سردارى مسلم بن عقبه به مدینه فرستاد. مسلم مدینه را غارت كرد. او اهالى مدینه را به سنگلاخ «حره» واقع‏ در بیرون شهر كوچ داد و جنایتی را در آنجا مرتکب شدند که قلم از بیان آن شرم دارد. تا جایى كه گفته‏ اند: بعد از واقعه حره قریب هزار دختر از دختران مهاجران و انصار به واسطه تجاوزى كه لشكر شام به آن ها نمودند وضع حمل كردند.

در آن روز «10780» نفر از مهاجران و انصار و فرزندان ایشان و سایر مسلمانان به قتل رسیدند. بعد از این واقعه، دیگر یك نفر از آنها كه در نخستین جنگ اسلام (بدر) شركت داشتند، باقى نماندند. گروه زیادى از زنان و كودكان نیز كشته شدند!

جنایت، به قدرى دلخراش بود كه سرباز شامى، پاى بچه شیر خوار را می ‏گرفت و از بغل مادرش بیرون مى‏ آورد و چنان به دیوار مى ‏كوفت كه مغز آن كودك بر زمین مى ‏ریخت و مادرش به او نگاه مى كرد!

سپس اهالى شام از مردم مدینه براى یزید بیعت گرفتند كه بردگان او باشند! اگر خواست آنها را به بردگى ببرد وگرنه آزاد كند! مردم مدینه هم در حالى كه اموالشان سلب شده و دارایى‏شان غارت گردیده و خونهایشان ریخته‏ و زنانشان مورد تجاوز قرار گرفته بود، با «مسلم بن عقبه» با آن شرط بیعت كردند!! سپس مسلم بن عقبه جانى، سرهاى مردم مدینه را براى یزید به شام فرستاد. همین كه سرها را جلو یزید نهادند گفت:

لیت اشیاخی ببدر شهدوا      جزع الخزرج من وقع الاسل

و بدین گونه از انتقام خون اجداد مشرك خود، سخن به میان آورد. آنگاه جنایتكار مزبور، براى جنگ با عبد اللّه زبیر- كه آن موقع در مكه بود و مردم با وى بیعت كرده بودند- رفت. مسلم بن عقبه در میان راه به درك واصل شد. و طبق دستورى كه یزید داده بود «حصین بن نمیر» به جاى وى فرماندهى لشكر را به عهده گرفت.[4]

کشتار و فساد بزرگ و اسارت و اباحه زنان مدینه از سوی لشکر یزید مشهور است. در واقعه حره و  بسیاری از صحابه رسول خدا و در حدود هفت صد قاری قرآن را کشتند و شهر مدینه را مدت چند روز برای لشکریان یزید مباح شده بود و مسجد نبوی روزهای متمادی از جماعت خالی شده و به جای مردم سگ ها وارد مسجده گردیده و بر منبر پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بول کرده دقیقاً همان گونه که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از آن خبر داده بودند.

لشکر یزید پس از این فاجعه رو به سوی پسر زبیر رفته و کعبه را با منجنیق تیرباران نموده و آن را با آتش سوزاندند و چه چیزی از این قبایح بزرگ تر است که در زمان یزید اتفاق افتاد.[5]

نفرین عاملین واقعه حره از سوی رسول خدا (صلی الله علیهو آله و سلم)

حدیثی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده  است که لعن عاملین واقعه حره از آن به دست می آید.  پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

«من أخاف أهل المدینة ظلما أخافه الله و علیه لعنة الله و الملائكة و الناس أجمعین»؛ هر کسی اهل مدینه را ظالمانه بترساند خدا او را می ترساند و لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد. این در حالی است که شکی در ترساندن اهل مدینه به وسیله یزید در واقعه حره و کشتار اهل مدینه  وجود ندارد.[6]

فضایل كشته‏ شدگان واقعه حره‏

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در یكى از سفرهاى خود به بیرون مدینه، به منطقه حره كه از آن بنى زهره بود رسید، آن جا ایستاد و آیه استرجاع را قرائت كرد. مردم به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: یا رسول الله چه شده است؟

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: در حره كسانى از بهترین افراد امتم كشته مى ‏شوند.

عبد الله بن سلام در دوره حكومت معاویه در حره ایستاد و گفت: در كتاب یهودیان چیزى دیدم كه نه مبدل مى‏ شود و نه تغییر مى ‏كند و آن این كه، این جا جایگاه كشته شدن مردمى است كه در روز قیامت در حالى كه شمشیرهاى خود را بر گردن‏ هاى خود آویخته ‏اند محشور مى ‏شوند، آنان در برابر خداوند می ایستند و مى‏ گویند: ما براى تو كشته شدیم.

داود بن حصین گفته است: نزد ما قبرهاى كسانى هست كه در واقعه حره كشته شده ‏اند، بیش‏تر اوقات كه به طرف آن قبرها مى ‏رویم، بوى خوش مشك از قبر آنان به مشام ما مى‏ رسد.[7]

نتیجه گیری

نتیجه این شد که اعمال ننگین در واقعه حره و واقعه مدینه باعث منفور شدن چهره یزید در نزد عموم مسلمانان به خصوص علما و دانشمندان اسلامی گردیده است. از همین روی اکثریت علما و دانشمندان اهل سنت یزید را چهره منفور و مستحق لعن و نفرین می­ دانند و حتی ابن جوزی یکی از علمای اهل سنت در خصوص جایز بودن لعن یزید کتابی تالیف کرده به نام «الرد علی المتعصب العنید المنکر للعن یزید».

نویسنده: حمید الله رفیعی

پی نوشت ها

[1]. الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ص 429.

[2]. تاریخ الیعقوبی، ج2، ص 253.

[3] . الكامل فی التاریخ ( كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران) ، ج 11، ص 242.

[4]. اجتهاد در مقابل نص، ص552.

[5] . رک:  الصواعق المحرقه، ج2، ص 637-639،

[6] . الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، ج2، ص 635.

[7] . امامت و سیاست (تاریخ خلفاء)، ص 227.

منابع

1. ابن اثیر، عزالدین علی بن اثیر، الكامل فی التاریخ ( كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، ترجمه:‏ ابو القاسم حالت و عباس خلیلى، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371ش.

2. ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، لبنان، مؤسسة الرسالة – چ1، 1417ق/ 1997م، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله التركی – كامل محمد الخراط.

3. ابن قتیبه دینوری، امامت و سیاست (تاریخ خلفاء)، ترجمه سید ناصر طباطبایى، تهران، ققنوس، 1380ش.

4. أبو ریحان بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، محقق / مصحح: پرویز اذكایی‏، تهران، مركز نشر میراث مكتوب، چ 1 ، 1380 ش.

5. احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، بیروت، بی­تا.

6. سید عبد الحسین شرف الدین، اجتهاد در مقابل نص، ترجمه على دوانى، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ9، 1383 ش.

بدون دیدگاه