غزوه دومة الجندل بعد از غزوه تبوک در سال پنجم هجرت

غزوه دومة الجندل بعد از غزوه تبوک در سال پنجم هجرت

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

دومة الجندل ناحيه ‏اى در شمال نجد است كه در قديم از نواحى شام بوده و امروز در حيطه حكومت عربستان است و نام ديگر آن جوف السرحان است. [1] در این غزوه هرچند جنگی صورت نگرفت اما به دلیل این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه  آله و سلم) با نیروهای خود به قصد دفاع از کیان اسلام به این سرزمین رفته اند، به نام غزوه دومة الجندل نامیده شده است.

اعزام خالد بن وليد به دومة الجندل

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از غزوه تبوک که به علت عقب نشینی رومیان هیچ جنگی رخ نداد برای رفع خطر از سوی مسیحیان تدابیری را اعمال نمودند.

در مرز بین کشوراسلامی و امپراتوری روم منطقه ای به اسم دومة الجندل قرار داشت. «دومة الجندل» منطقه آبادى را مى‌ گفتند كه داراى درختان سرسبز و آب جارى بود و در كنار دژ محكمى قرار گرفته و تقريبا پنجاه فرسخ با شام فاصله داشت. «اكيدر بن عبد الملك مسيحى» در آن روز حاكم آنجا بود.

پيامبر بيم آن داشت كه در حمله مجدد سپاه روم، فرمانرواى مسيحى «دومه» به كمك و نصرت آنان شتافته و از اين طريق امنيت عربستان را به خطر افكند، لذا لازم ديد كه از نيروى موجود حد اكثر استفاده را كرده و با اعزام گروهى به سرپرستى خالد بن ولید منطقه مزبور را مطيع خود سازد.

خالد بن وليد، با گروهى سواره نظام تا نزديكى «دومة الجندل» شتافته، در بيرون دژ كمين كردند. در آن شب مهتابى، «اكيدر» با برادر خود «حسان» براى شكار، از دژ بيرون آمد. هنوز از قلعه دور نشده بودند كه با همراهانشان با سپاه خالد بن ولید رو به رو شدند.

زد و خورد كوتاهى كه در ميان آنان و سربازان اسلام رخ داد، منجر به قتل برادر «اكيدر» شد. همراهان وى، به داخل دژ پناهنده شده در را بستند، ولى خود «اكيدر» دستگير گرديد.

خالد بن ولید با او پيمان بست كه اگر ساكنان دژ به دستور وى درب را به روى ارتش اسلام باز كنند و اسلحه خود را تحويل دهند، او از سر تقصير وى درگذشته و او را به حضور رسول خدا (صلی الله علیه  آله و سلم) خواهد برد.

اكيدر، از راستگويى و پاى‌ بند بودن مسلمانان به قول و پيمانشان آگاه بود، لذا دستور داد كه درب‌ هاى دژ را باز كنند و اسلحه‌ ها را تحويل دهند. اسلحه موجود در دژ عبارت بود از: چهارصد زره، پانصد شمشير و چهارصد نيزه. خالد بن ولید با اين غنايم در حالى كه اكيدر نيز با آنان همراه بود، رهسپار مدينه گرديد.

«خالد» پيش از ورود خود به مدينه، شنل زربفت اكيدر را – كه او مانند سلطان ها بر شانه خود مى‌ انداخت و در اختيار خالد گذاشته بود – براى پيامبر فرستاد. ديدگان گروهى از دنيا طلبان، از نگاه به اين ديباى زربفت خيره گرديد. در حالى كه پيامبر، كمال بی اعتنايى به آن نشان مى‌ داد، گفت: لباس‌ هاى بهشتيان از اين شگفت ‌انگيزتر است.

«اكيدر» حضور پيامبر (صلی الله علیه  آله و سلم) رسيد و از قبول اسلام امتناع ورزيد، ولى حاضر شد كه باج گزار مسلمانان باشد و نامه‌ اى نيز ميان وى و پيامبر نوشته شد. سپس پيامبر هديه گرانبهايى را به او داد و «عباد بن بشر» را مامور كرد كه او را به سلامت به دومة الجندل برساند.[2]

این واقعه پیش از غزوه دومة الجندل اتفاق افتاده است و به عنوان سریه می تواند مطرح باشد. اما غزوه دومة الجندل بعدها واقع گردیده که با عقب نشینی مسیحیان هیچ جنگی در آن رخ نداده است.

چگونگی غزوه دومة الجندل

گزارشى به مدينه رسيد كه گروهى در «دومة الجندل» گرد آمده اند و بر مسافران و رهگذران ستم مى‌ كنند و قصد دارند مدينه را محاصره كنند.[3] رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) براى دفع آنان در ماه ربيع الاول سال پنجم به جانب دومة الجندل روان شد و سباع بن عرفطة الغفارى را بر مدينه گماشت[4] و مدينه را با هزار سرباز ترك گفت.

او شب ها راه می رفت و روزها به استراحت مى‌ پرداخت. دشمنان از حركت رسول گرامى آگاه شدند و اجتماع خود را به هم زدند و متفرق گرديدند، آنگاه پيامبر مدتى در آنجا ماند و هيئت‌ هايى را به اطراف فرستاد تا توطئه ‌هاى احتمالى آن منطقه را خنثى كند.

پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم)در بيستم ربيع‌ الآخر آهنگ مدينه كرد[5]  و در بازگشت با شخصى از قبيله «فزار» به نام عيينة بن حصين قرارى نهاد كه حق داشته باشد در اراضى مدينه بچراند، زيرا بلاد خودشان دچار خشكسالى شده بود، ولى در مدينه باران آمده بود و زمين‏ ها بارور شده بود.[6]

جمع بندی

در غزوه دومة الجندل، هیچ جنگی رخ نداده است همان گونه که در غزوه تبوک نیز بین مسلمانان و رومیان جنگی اتفاق نیفتاده و با عقب نشینی آنان، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه بازگشتند.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش از غزوه دومة الجندل و در بازگشت از غزوه تبوک، سریه ای را با فرماندهی خالد بن ولید به این منطقه فرستاد و آنان با پرداخت جزیه، حکومت اسلامی را پذیرفتند اما در عین حال می خواستند با همکاری رومیان علیه اسلام توطئه کنند که در اثر غزوه دومة الجندل توطئه آن ها خنثی گردید.

پی نوشت ها

[1] . ترجمه الأخبار الطوال، ص 241.

[2] .   فروغ ابدیت، صفحه: ۸۷۶.

[3] . تاریخ اسلام، ص ۲۱۱.

[4] . ترجمه تاریخ ابن خلدون، ج1، ص424.

[5] . تاریخ اسلام، ص ۲۱۱.

[6] . ترجمه تاریخ ابن خلدون، ج1، ص424.

منابع

1. ابن خلدون، ترجمه تاریخ ابن خلدون، ترجمه، عبد المحمد آيتى‏، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چ1، 1363ش.

2. دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود، ترجمه الأخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوى دامغانى‏، تهران، نشر نی، چ4، 1371ش.

3. سبحانی تبریزی، جعفر، تاریخ اسلام، [بی نا]، [بی جا].

4. سبحانی تبریزی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم)، 1385ش.

بدون دیدگاه