یکی از عوامل سعادت انسان داشتن بصیرت و قدرت تمیز حق از باطل است. در برهه های مهم و حیاتی تاریخ، افراد برجسته ای به علت نداشتن بصیرت لازم از مسیر حق منحرف شده و از صف پیروان راستین قرآن و اهل بیت (ع) خارج شدند.
شناخت عواملی که موجب افزایش بصیرت است، می تواند به ما در شناخت حق از باطل در بزنگاه های زندگی یاری رساند. بدون شک قرآن و روایات، مهمترین منبع آگاهی از عوامل بصیرت زا هستند، به همین خاطر در ادامه برخی از عوامل افزایش بصیرت را با توجه به آیات و روایات به صورت اجمالی مورد بررسی قرار می دهیم.
بصیرت در لغت و اصطلاح
بصیرت در لغت به معنای هوشیاری، بینایی، زیرکی و یقین و قوه و نیرویی که قلب به وسیله آن درک می کند[۱] یا به گفته مرحوم طبرسی صاحب تفسیر شریف مجمع البیان «بینشی است که با آن، واقعیت آن گونه که هست مشاهده می شود.»[۲] و در اصطلاح قوه قلبی یا نیروی باطنی است که به نور قدسی روشن گردیده و از پرتو آن صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیاء را می یابد، همانگونه که شخص به وسیله چشم، صور و ظواهر اشیاء را می بیند.
بنابراین بصیرت در اصل به معنای علم است، اما باید توجه داشت هر علمی بصیرت نیست و هر عالمی بصیر نامیده نمی شود بلکه واژه بصیرت بیانگر نوعی احاطه علمی و آینده نگری می باشد.[۳]
عوامل افزایش بصیرت در قرآن و روایات
عوامل افزایش بصیرت، در آیات و احادیث بسیاری بیان شده و ما در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره می کنیم:
۱. قرآن
مهمترین عامل افزایش بصیرت، خود قرآن کریم می باشد. در روایتی از امام علی (ع) قرآن به عنوانی عامل افزایش بصیرت چنین توصیف شده است:
«کِتَابُ اللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ[۴] کتاب خداست، که به یارى آن، حق را مى بینید و مى گویید و مى شنوید.»
در این روایت قرآن راهنمایی است که انسان با آن می تواند حق را از باطل تشخیص داده و در بینش و گفتار و آنچه می شنود، حق طلب باشد. قرآن کتابی است که سراسر آن مایه هدایت و آیات آن سبب افزایش بصیرت در انسان است. همانطور که خود قرآن می فرماید:
«قَدْ جَاءَکُمْ بَصائِرٌ مِنْ ربِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهَا؛[۵] دلایل بصیرت آفرین از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ کسى که به وسیله آن، بصیرت و آگاهى یافت، به سود خود اوست؛ و کسى که از دیدن آن چشم پوشید، به زیان خودش می باشد.»
قرآن در اختیار ماست پس هر کس می تواند آن را تلاوت کند و از آیات نورانی و بصیرت بخش آن استفاده کند یا آن را به کنار بگذارد و از آیات الهی بهره نبود.
امیر مومنان (ع) طی سخنانی گهربار، ما را به استفاده از قرآن تشویق کرده و می فرماید:
«اِعْلَمُوا أَنَّ هَذَا اَلْقُرْآنَ هُوَ اَلنَّاصِحُ اَلَّذِی لاَ یَغُشُّ وَ اَلْهَادِی اَلَّذِی لاَ یُضِلُّ وَ اَلْمُحَدِّثُ اَلَّذِی لاَ یَکْذِبُ وَ مَا جَالَسَ هَذَا اَلْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلاَّ قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِیَادَهٍ فِی هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًی؛[۶]
بدانید که این قرآن اندرزدهنده اى است که در اندرزش رنگ فریب نیست و راهنماینده اى است که گمراه نمى کند و سخنگویى است که دروغ نمى گوید. هر کس با قرآن همنشینى کند، چون برخیزد، چیزى بر او افزوده شده و چیزى از او کاسته گشته. به هدایتش افزوده شده و از کوردلیش کاسته گشته.»
بنابراین قرآن مهمترین عامل افزایش بصیرت ماست که باید با سر و کار داشتن با آیات روشن این عطیه الهی، نورِ درک و فهم را در خود ایجاد کنیم.
۲. ولایت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)
پس از قرآن، مهمترین عامل افزایش بصیرت، ولایت پیامبر و اهل بیت (ع) است. امیرالمومنین علی (ع) درباره پیامبر (ص) می فرماید: «[فَهُوَ] إِمَامُ مَنِ اِتَّقَى، وَ بَصَرُ مَنِ اِهْتَدَى؛[۷] پیامبر (ص) پیشوای پرهیزکاران و بصیرت هدایت خواهان است.»
در این خطبه امیرالمومنین (ع) از پیامبر (ص) به عنوان شخص بصیر یاد کرده و وجود مطهر و نورانی ایشان را سبب افزایش بصیرت و به عنوان الگو معرفی می کند.
کلمه «اهتدی» در این روایت به این معنی است که اگر کسی به دنبال هدایت باشد و قصد این را داشته باشد که از حضرت به عنوان چراغ راه خود استفاده کند و سراغ تعالیم ایشان برود، از وجود این خورشید عالمتاب مستفیض شده و به بصیرت می رسد.
همچنین در روایتی از امام صادق (ع) آمده که درباره آیه «قُلْ هذِه سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی[۸]؛ بگو: این راه من است! من و پیروانم، با بصیرت کامل، به سوى خدا دعوت مىکنیم.» سوال شد، حضرت در پاسخ فرمودند: هِیَ وَلاَیَتُنَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ لاَ یُنْکِرُهُ أَحَدٌ إِلاَّ ضَالٌّ قَالَ وَ لاَ یَنْتَقِصُ عَلِیّاً إِلاَّ ضَالٌّ[۹] ولایت ما اهل بیت است که هر کس منکر شود گمراه است و بر علی (ع) خورده نمی گیرد مگر شخص گمراه.»
در این روایت، ولایت اهل بیت (ع) عامل افزایش بصیرت شمرده شده است. یعنی اگر کسی ولایت را بپذیرد و در زندگی خود از فرامین ولی اش اطاعت نماید، صاحب بصیرت شده است. به عبارت دیگر بصیرت این است که افراد، ملاک انجام امور خود را امام و ولی قرار دهند.
در آیه مورد استناد امام صادق (ع)، روش کار پیامبر (ص) و ملاک دعوت ایشان عاملی برای افزایش بصیرت معرفی می شود؛ از همین رو هر کس قوانین و مقرراتی که در دین اسلام وجود دارد را، انجام دهد، بصیرتش افزایش پیدا می کند و اگر این کار را انجام ندهد، بصیرت را از خود دور کرده است.
بنابراین دومین عامل افزایش بصیرت، ولایت اهل بیت (ع) و عمل به دستورات و آموزه های آنان است.
۳. اسلام
سومین عامل افزایش بصیرت که در ادامه دو عامل قبلی مطرح می شود، دین اسلام است. در روایتی آمده است که شخصی از امیرالمومنین (ع) از تعریف اسلام پرسید، حضرت در جواب فرمود: «بَصِیرَهً لِمَنْ عَزَمَ وَ آیَهً لِمَنْ تَوَسَّمَ وَ عِبْرَهً لِمَنِ اِتَّعَظَ؛[۱۰] [خداوند] دین اسلام را مایه افزایش بصیرت آن که تصمیم گیرد و نشانه آنکه باریک بین شود و اندرز آنکه پند پذیرد قرار داد.»
در این روایت امام علی (ع) پس از آن که صفاتی برای اسلام بیان می فرماید، افزایش بصیرت را یکی از اثرات و فواید اسلام معرفی می کند. البته در اینجا اشاره به نکاتی ضروری است:
۱. اسلام در صورتی سبب افزایش بصیرت افراد می شود که خود شخص اراده کند و بخواهد که از اسلام به عنوان سبب افزایش بصیرت استفاده کند.
۲. با توجه به کلمه عزم در کلام بالا، هنگامی که انسان اراده کند و بخواهد عمل کند، عمل به اسلام سبب ایجاد بینش خواهد شد که این بینش افزایش بصیرت را به دنبال دارد.
۳. اسلامی افزایش بصیرت را به دنبال دارد که با پرهیزکاری و عمل صالح همراه باشد.
از این رو می توان گفت مهمترین عوامل افزایش بصیرت که در قرآن و روایات از آن ها یاد شده، همین سه عامل مذکور است؛ یعنی قرآن، اهل بیت (ع) و آموزه های این دو که همان اسلام است. تمسک به هر کدام از این ها بدون دیگری موجب گمراهی و کاهش بصیرت انسان می شود.
۴. تفکر و تعقل
چهارمین عامل افزایش بصیرت، تفکر و تعقل است. تعقل، کاری است که در نظام آفرینش بر عهده عقل نهاده شده است. مراد از عقل در اینجا عقلی است که این مقدار شناخت برایش حاصل شود که بتواند راه سعادت خویش را تشخیص دهد.
عقل عامل مهمی برای افزایش بصیرت به شمار می رود. امیر مومنان علی (ع) می فرماید: «کَفَاکَ مِنْ عَقْلِکَ مَا أَوْضَحَ لَکَ سَبِیلَ غَیِّکَ مِنْ رُشْدِکَ؛[۱۱] عقل تو را کفایت می کند که راه گمراهی را از رستگاری برایت روشن شود.»
بکارگیری عقل به عهده خود انسان گذاشته شده است. البته عقلی سبب افزایش بصیرت است که بدور از هوی و هوس باشد.
نکته مهم دیگر این است که صرف عقل سبب ایجاد بصیرت نمی شود، بلکه انسان باید آن را به کار بیاندازد و تفکر کند. امام کاظم (ع) به نقل از پیامبر (ص) می فرماید: «فَإِنَّ اَلتَّفَکُّرَ حَیَاهُ قَلْبِ اَلْبَصِیرِ کَمَا یَمْشِی اَلْمُسْتَنِیرُ فِی اَلظُّلُمَاتِ وَ اَلنُّور؛[۱۲] تفکر عامل حیات قلب شخص بصیر است چنانچه آن که جویاى روشنى است در تاریکی ها به وسیله نور راه را پیماید.»
در این روایت، حضرت تفکر را عامل حیات قلب انسان بصیر و سبب افزایش بصیرت او معرفی می کند. یعنی انسان بصیر با تفکر زنده است و زنده بودن او به تفکر بستگی دارد. اگر انسان بصیر تفکر نکند قلب او خواهد مرد.
با تفکر است که انسان، به حقایق اشیاء پی می برد و تاریکی ها برای او روشن می شود و از چشم بینایی برخوردار خواهد شد. به این علت است که از تفکر به حیات انسان بصیر یاد شده است. امام علی (ع) در نامه ای که برای فرزند خویش، امام حسن مجتبی (ع) نوشته است، می فرماید: «مَنْ تَفَکَّرَ أَبْصَرَ؛[۱۳] هر کس تفکر کند، بصیرت پیدا می کند.»
در این کلام حضرت تاکید می نماید که هر فردی اگر می خواهد افزایش بصیرت پیدا کند، باید تفکر نماید و با تفکر است که بصیرت به دست می آید.
۵. تقوا
از دیگر عوامل افزایش بصیرت تقواست. چرا که اولین شرط در مسیر کمال انسان این است که برای اعمال و رفتارهای خود، معیار و ضابطه ای در اختیار داشته باشد و هواهای نفسانی را تحت کنترل بگیرد.
برای بررسی نقش تقوا در افزایش بصیرت، به آیه ای از قرآن و روایتی از امیرالمومنین (ع) اشاره می کنیم؛ خداوند در قرآن می فرماید: «یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا؛[۱۴] اى کسانى که ایمان آورده اید! اگر از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید، براى شما نورانیت درون و وسیله تشخیص حق از باطل قرار می دهد.»
فرقان به معنای چیزی است که میان دو چیز فرق می گذارد و آن در آیه مورد بحث فرقان میان حق و باطل است، چه در اعتقادات و چه در عمل.
فرقان در اعتقادات، جدا کردن ایمان و هدایت از کفر و ضلالت است و در عمل عبارت است از: جدا کردن اطاعت و هر عملی که موجب خشنودی خدا می باشد از معصیت و هر عملی که موجب غضب او است. در رأی و نظر، فرقان جدا کردن فکر صحیح از فکر باطل است. در واقع تمامی این ها، نتیجه و میوه ای درخت تقوا می باشد.
در آیه مذکور فرقان، به هیچ یک از این اقسام، مقید نشده، و اطلاقش همه را شامل می شود، علاوه بر اینکه در آیات قبلی تمامی خیرات و شرور را ذکر کرده بود، پس فرقان در آیه مورد بحث شامل همه انحاء خیر و شر می شود، چون همه احتیاج به فرقان دارند.[۱۵]
در بسیاری از موارد، انسان گرفتار اشتباه می شود؛ باطل را به جای حق می پندارد و دشمن را به جای دوست انتخاب می کند. در اینجا دید و درک نیرومندی لازم است و نورانیت و روشن بینی فوق العاده، طبق آیه بالا، تقوا سبب افزایش بصیرت و نورانیت برای تشخصیص حق از باطل می شود.
دلیل این مطلب این است که گرچه عقل انسان به قدر کافی برای درک حقایق آماده است، ولی پرده هایی از حرص و طمع و شهوت و خودبینی و حسد و عشق های افراطی به مال و زن و فرزند و جاه و مقام همچون دود سیاهی در مقابل دیده عقل آشکار می گردد، و یا مانند غبار غلیظی فضای اطراف را می پوشاند.
پیداست که در چنین محیط تاریکی انسان چهره حق و باطل را نمی تواند بنگرد، اما اگر با آب تقوا این غبار زدوده شود و این دود سیاه و تاریک از میان برود دیدن چهره حق آسان است.
همچنین باید به این نکته توجه داشت که هر کمالى در هر جا وجود دارد، پرتوى از کمال حق است و هر قدر انسان به خدا نزدیک تر شود پرتو نیرومندترى از آن کمال مطلق در وجود او انعکاس خواهد یافت. از همین رو همه علوم و دانش ها از علم و دانش او سر چشمه مىگیرد و هر گاه انسان در پرتو تقوا و پرهیز از گناه و هوى و هوس به او نزدیک تر شود، سهم بیشترى از آن علم و دانش خواهد گرفت.[۱۶]
امام علی (ع) در مقام بیان آثار مترتب بر تقوا به تاثیر آن در افزایش بصیرت اشاره کرده و می فرماید: «فَإِنَّ تَقْوَى اَللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِکُمْ وَ بَصَرُ عَمَى أَفْئِدَتِکُمْ[۱۷]؛ تقوا داروی درد قلب ها و بینایی کوری دلهاست.»
بر اساس بیان امیرالمومنین علی (ع) کوری دل به وسیله تقوا، مرتفع و ادراک حقایق و یافتن صراط مستقیم برای انسان حاصل می شود. در حقیقت، انسان با حفظ خود از معاصی، بینا گشته، به سطحی از درک و فهم از حقایق می رسد.
بنابراین تقوا یکی از عوامل کلیدی در افزایش بصیرت به شمار می رود که نقش مهمی در این زمینه دارد و در کنار تفکر و تمسک به قرآن و اهل بیت (ع) قرار می گیرد.
۶. عبرت
یکی دیگر از عوامل افزایش بصیرت، عبرت گرفتن است. امیر مومنان (ع) می فرماید: «اَلْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ وَ اَلاِعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ؛[۱۸] اندیشه آینه اى صاف است و عبرت گرفتن، هشدار دهنده اى نیکخواه.»
عبرت آموزی عنصری مهم برای افزایش بصیرت تلقی می شود. هنگامى که از یک سو از آینه شفاف فکر استفاده گردد و از سوى دیگر از حوادث تاریخى و عبرت آموز پند گرفته شود به یقین افزایش بصیرت را در پی خواهد داشت و انسان مى تواند با اتکاء به آن به سوى مقصد الهى پیش رود.
از همنشینی بصیرت با اعتبار در نهج البلاغه، می توان به ارتباط دو سویه این دو واژه پی برد؛ به گونه ای که از یک سو، اعتبار به عنوان عامل ایجابی بصیرت مطرح می شود: «مَنِ اِعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ؛[۱۹] کسی که عبرت گیرد آگاهی یابد، و آن که آگاهی یابد، فهم پیدا می کند، و آن که بفهمد علم به دست می آورد.» و این روایت «رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً تَفَکَّرَ فَاعْتَبَرَ وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَرَ[۲۰]؛ خدا رحمت کند کسی را که تفکر کند پس عبرت گیرد و چون عبرت گیرد بصیرت پیدا کند.»
و از سوی دیگر، بصیرت عاملی برای شناخت عبرت ها و چگونگی پند گرفتن از آنهاست: «اَلْیَقِینُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَهِ اَلْفِطْنَهِ وَ تَأَوُّلِ اَلْحِکْمَهِ وَ مَوْعِظَهِ اَلْعِبْرَهِ وَ سُنَّهِ اَلْأَوَّلِینَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی اَلْفِطْنَهِ تَأَوَّلَ اَلْحِکْمَهَ وَ مَنْ تَأَوَّلَ اَلْحِکْمَهَ عَرَفَ اَلْعِبْرَهَ وَ مَنْ عَرَفَ اَلْعِبْرَهَ عَرَفَ اَلسُّنَّهَ وَ مَنْ عَرَفَ اَلسُّنَّهَ فَکَأَنَّمَا عَاشَ فِی اَلْأَوَّلِینَ؛[۲۱]
یقین را چهار شعبه است: بینایى هوشمندانه و دریافت از روى حکمت و پند گرفتن از چیزهاى عبرت آمیز و رفتن به روش پیشینیان. هر که از روى هوشمندی و بصیرت نگاه کند، حکمت بر وى آشکار شود و هر که حکمت بر وى آشکار شود، آموخته است که چگونه از حوادث عبرت گیرد و هر که عبرت گرفتن را آموزد، گویى با گذشتگان در گذشته، زیسته است.»
بر طبق این عبارات، شناخت عبرت ها و عبرت آموزی، نتیجه دریافت حکیمانه واقعیت هاست که آن هم در نتیجه بینش زیرکانه و بصیرت، حاصل می شود. بینش زیرکانه بینش در عین هوشیاری و به کار بستن آن است و هوشیاری همان سرعت احاطه نفس بر حقایقی است که از راه حواس، بر نفس وارد می شود.[۲۲]
بر اثر این ارتباط دو سویه و همنشینی اعتبار و بصیرت، می توان گفت که انسان وقتی به امور عبرت انگیز، از روی اعتبار، نظر بیفکند، از ظاهر این امور عبور کرده، به باطن آن ها راه می یابد که این خود بصیرت انسان را افزایش می دهد؛ زیرا افزایش بصیرت چیزی جز افزایش ادراک حقایق از طریق ادله و براهین نیست.
به تعبیری دیگر، شخص دارای نگاه عبرت انگیز به امور همان شخص صاحب بصیرت خواهد بود. از سوی دیگر، بصیرت ایجاد شده در وجود انسان از رهگذر نگاه عبرت انگیز، موجب شناخت بیشتر عبرت ها می شود و این امر، زمینه تقویت و افزایش بصیرت را فراهم می سازد.
جمع بندی
بصیرت نقش مهمی در سعادت انسان دارد. عوامل مختلفی برای افزایش بصیرت در قرآن و احادیث ذکر شده که از جمله مهمترین آن ها می توان به قرآن، ولایت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، اسلام، تفکر، تقوا و عبرت آموزی اشاره کرد.
پی نوشت ها
[۱] راغب، المفردات، ص ۴۶.
[۲] طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص ۴۳۰.
[۳] شیرپور، مفهوم شناسی واژه بصیرت در قرآن کریم، ص ۳۵.
[۴] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۱۹، ص ۱۹۱.
[۵] انعام/۱۰۴.
[۶] مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص ۲۴.
[۷] مجلسی، بحارالانوار، ج۳۴، ص ۹۱.
[۸] یوسف/۱۰۸
[۹] مجلسی، بحارالانوار، ج۲۴، ص۲۳.
[۱۰] مجلسی، بحارالانوار، ج۶۵، ص ۳۸۲.
[۱۱] مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص ۱۶۰.
[۱۲] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص ۱۳۴.
[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص ۲۱۶.
[۱۴] انفال/۲۹.
[۱۵] طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۷۱.
[۱۶] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص ۱۳۹.
[۱۷] مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۸۴.
[۱۸] مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص ۳۲۸.
[۱۹] شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت ۱۸۵، ص ۵۰۶.
[۲۰] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۹۶، ص ۱۴۸.
[۲۱] مجلسی، بحارالانوار، ج۶۵، ص ۱۸۵.
[۲۲] ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص ۴۳۴.
منابع
۱. قرآن کریم.
۲. ابن میثم بحرانی، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق.
۳. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۲ق.
۴. شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم ـ ایران، موسسه دارالهجره، ۱۳۶۶ش.
۵. شیر پور، ناهید، مفهوم شناسی واژه بصیرت در قرآن کریم، دستاوردهای نوین مطالعات علوم انسانی، ش۴۰، ص ۴۴ـ۳۴.
۶. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
۷. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت ـ لبنان، درالمعرفه، ۱۴۰۸ق.
۸. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
منابع اقتباس
۱-آتشکار، مصطفی، عوامل و زمینه های بصیرت در قرآن و روایات، معارف قرآن و عترت، ش ۱، ۱۳۹۴، ص ۱۳۳ـ۱۱۱.
2-مصلایی پور، عباس، معناشناسی بصیرت در نهج البلاغه، کتاب قیم، ش۱۰، ۱۳۹۳، ص ۳۶ـ۷.