با به قدرت رسیدن فاطمیان، سازمان دعوت اسماعیلیه نیز گسترش و تکامل یافت. فاطمیان مراکزی همچون دار العلم و الأزهر را برای تربیت داعیان خود تأسیس و تجهیز کردند؛ و سازمان دعوت را همچون نظامی آرمانی برای جهان اسماعیلی آینده پایه ریزی کردند.
شکل گیری سازمان دعوت در فرقه اسماعیلیه
اسماعیلیان با تکیه بر پیشینه خانوادگی و هاشمی بودن، اهداف سازمانی و نیز زمینه های مساعدی که برایشان به وجود آمد، موفق به تشکیل سازمان دعوت اسماعیلی شدند. آنها مدعی امامت منصوص اسماعیل و فرزندش محمد بن اسماعیل، به عنوان امام پس از امام صادق (ع) بودند؛ و بنا به اقتضای زمان و با توجه به نظارت و سخت گیری حکومت های وقت و فعالیت گروه های رقیب، برای رسیدن به انگیزه ها و اهداف خود، دست به تشکیل سازمان سری دعوت زدند و با یاری داعیان خود آن را گسترش دادند.
از اهداف مهم امامان اسماعیلی و پیروان، دست یابی به خلافت، رسیدن به قدرت و گسترش اصول عقاید خویش بود که یکی از عوامل ضروری پیدایش سازمان دعوت بوده است. اسماعیلیه در چارچوب سازمان دعوت خویش برای رسیدن به اهداف خود به فعالیت گسترده سیاسی معتقد بودند. بر این اساس از جمله عواملی که باعث شد اسماعیلیان در این راستا موقعیت بهتری به دست آورند فقدان حضور گسترده امامیه در صحنه های نظامی و سیاسی، در پیروی از رویه امام صادق (ع) و دیگر ائمه امامی پس از ایشان بود که زمینه را برای اسماعیلیان فراهم کرد.[1]
سازمان دعوت اسماعیلی پس از تأسیس خلافت فاطمی
اسماعیلیان پیش از به قدرت رسیدن فاطمیان، به طور مخفیانه و زیرزمینی به دعوت و فعالیت می پرداختند. تا اینکه در سال 296 هجری، عبیدالله مهدی توانست در افریقا به عنوان اولین خلیفه فاطمی قدرت را در دست بگیرد و دوران ستر را به پایان رساند. از آن زمان فاطمیان دعوت اسماعیلی را به طور گسترده و علنی، و با تأسیس مراکز علمی بسط و توسعه بخشیدند.
تأسیس دار العلم در عصر فاطمی
خليفه ششم فاطمى، الحاکم بأمر الله، كه توجه خاصى به امور دعوت و تعليم داعيان فاطمى داشت، دار العلم را براي اين منظور در 395 ق بنيان نهاد. اين مركز علمى كه داراي كتابخانه نفيسى بود، براي اشاعه اصول عقايد شيعيان به طور كلى، و اسماعيليان فاطمى به طور اخص مورد استفاده قرار گرفت.
دار العلم كه تحت رياست داعى الدعات قرار داشت، و با دعوت اسماعيليه به طور نزديكى مرتبط بود، تا آخر دولت فاطميان همچنان پاي بر جا ماند. عقاید و جهان شناسی اسماعيليان فاطمى كه از زمان معز، خلیفه چهارم، به «حكمت» مشهور شده بود، در اين مركز تدريس مى شد و در همان جا داعيان فاطمى تعاليم لازم را كسب مى كردند. الحاکم بأمر الله، اغلب شخصاً در جلسات درس دار العلم كه گاه تنها به اسماعيليان اختصاص داشت، حضور مى يافت.
تسامحی که در ابتدای تأسیس این مرکز علمی از سوی الحاکم بأمر الله نشان داده شده بود، سبب شد برخی از علمای اهل سنت نیز در این مرکز علمی به آموزش و پژوهش مشغول شوند. از علمای اهل سنت افرادی چون حافظ عبدالغنی بن سعید (م 409 ق)، ابوالحسن علی بن سلیمان انطاکی مقری (م 399 ق)، ابواسامه جناده بن محمد بن حسین اسدی هروی (م 399 ق)، و ابوالفضل جعفر در دار العلم تدریس داشته اند.
تسامحی که این خلیفه در آغاز فعالیت دار العلم نسبت به مذاهب اهل سنت از خود نشان داد و دعوت او از مدرسان سنی و نیز گروهی از دانشمندان علم نجوم، پزشکی و ادب سبب شد تا به تدریج روند آموزش ها از انحصار دانش های مذهبی فاطمی بیرون شود، اما چندان نپایید که الحاکم به دستگیری مدرسان سنی مذهب و قتل و حبس آنان فرمان داد و از آن پس آموزش ها به همان شیوه مذهبی اسماعیلیان ادامه یافت.[2]
مجالس الدعوة و مجالس الحکمة: برنامه هاي درسى اسماعیلیان
در مصر، برنامه هاي درسى و علمى گوناگونى براي تعليم گروه هاي مختلف اسماعيليان و داعيان آنها تدوين يافته بوده است كه به «مجالس» (مجالس الدعوة) شهرت داشتند، و در الازهر و دار العلم و ديگر مؤسسات علمى قاهره توسط فقها و متكلمان اسماعيلى اجرا مى شدند.[3]
در ميان اين مجالس، جلساتى كه به مباحث كلام و حكمت اختصاص داشتند، به «مجالس الحكمة» مشهور بوده، و شركت در آنها براي عموم اسماعيليان امكان پذير نبوده است. اغلب داعى الدعات شخصاً مطالب مجالس را تهيه و تنظيم مى كرده كه مهم ترين نمونه آن در «المجالس المؤيديه» تبلور يافته است.
داعى الدعات و انتخاب داعيان فاطمی
در مورد سازمان دعوت، داعى الدعات مسئوليت انتخاب داعيان مناطق تحت استيلاي فاطميان را نيز به عهده داشته است. اين نمايندگان رسمى «دعوت هاديه»، به تمام شهرهاي مصر و همچنين ديگر بلاد فاطمى مانند دمشق، صور، عكا، رمله و عسقلان گسيل مى شدند.[4] به نظر مى رسد كه در مورد انتخاب داعيان مناطق خارج از مرزهاي حكومت فاطميان نيز داعى الدعات نقش مهمى داشته است.
وظایف، عنوان، و گزینش رئیس اجرایی سازمان دعوت
اطلاعات بيشتري درباره وظايف خاص داعى الدعات كه از مقر مركزي دعوت در پايتخت فاطميان به امور كلى دعوت رسيدگى مى كرده است، در دست نيست. خود عنوان «داعى الدعات» نيز عمدتاً در منابع غير اسماعيلى به كار رفته است.[5] متون اسماعيلى بر جا مانده از دوره فاطمى كه به سلسله مراتب دعوت اشاره دارند، معمولاً عنوان «باب» و گاهى «باب الابواب» را به صورت مترادف با واژه داعى الدعات در مورد رئيس اجرايى سازمان دعوت به كار برده اند.
حميدالدين كرمانى اشارات متعددي به اهميت مقام باب و نزديكى او به شخص امام دارد.[6] باب كه زير نظر مستقيم امام اسماعیلی، مسئول اداره امور عاليه و طرح سياست هاي كلى دعوت بوده، با كمك چندين دستيار به وظايف خود عمل مى كرده است. باب از ميان عالم ترين و متقى ترين اسماعيليان واجد شرايط براي احراز اين سمت، و توسط شخص امام اسماعيلى برگزيده مى شده است.
سلسله مراتب سازمان دعوت فاطمى
برخى از مؤلفان اسماعيلى اشارات نادر و پراكنده اي به سلسله مراتب سازمان دعوت فاطمى دارند كه به «حدود دين» يا «مراتب الدعوة» معروف بوده است. اين سازمان به تدريج طى دوره فاطمى توسعه و تحول يافت و در زمان الحاکم بأمر الله، شكل خاص و ثابتى پيدا كرد؛ ولى سلسله مراتب دعوت در زمان داعى الدعات المؤيد به صورت نهايى خود در آمد.
دوازده جزیره جهان
تمامى منابع اسماعيلى متفق هستند كه جهان، يا به طور دقيق تر سرزمين هاي غير فاطمى آن، به 12 جزيره تقسيم مى شده، و هر يك از اين جزاير، منطقه جداگانه و مستقلى براي اشاعه دعوت اسماعيليه بوده است. اين 12 منطقه، يا «جزاير الأرض»، عبارت بوده اند از سرزمين هاي عرب، روم، صقالبه، نوب، خزر، هند، سند، زنج، حبش، چين، ديلم (سرزمين ايران) و بربر.[7] هر يك از اين جزاير زير نظر يك داعى عالى رتبه بوده كه عنوان «حجت» داشته است. از مشهورترین داعیان اسماعیلی در ایران، ابوحاتم رازی، نسفی، و سجستانی را می توان نام برد.
در آثار اسماعيلى صدر دوره فاطمى، به «حجت» با نام هاي ديگري مانند «نقيب» و «لاحق» و «يد» هم اشاره رفته است، ولى اين عناوين بهتدريج منسوخ شده بوده است. «حجت» در هر جزيره عالى ترين مرجع دعوت و صدر داعيان آنجا بوده است. در سلسله مراتب دعوت، پس از باب و حجت، داعيان مختلف بوده اند كه در هر جزيره مسئوليت فعاليت هاي خاصى را به عهده داشته اند. شمار داعيان بعضى از جزاير به حدود 30 نفر مى رسيده است.[8]
طبقه بندی داعیان
منابع، داعيان را در 3 رديف طبقه بندي كرده اند كه به ترتيب اهميت عبارت بوده اند از «داعى بلاغ»، «داعى مطلق»، و «داعى محدود (محصور)». درباره وظايف گوناگون اين 3 نوع داعى اطلاعات خاصى در دست نيست.
داعى محدود احتمالاً دستيار اصلى داعى مطلق بوده، و در غياب حجت و داعى بلاغ هر جزيره، و یا داعى مطلق آنجا، اختيارات تام مى يافته است. داعى بلاغ نيز عمدتاً نقش رابط بين سازمان مركزي دعوت در پايتخت فاطمى و مركز محلى دعوت در هر جزيره را به عهده داشته است.
در اوايل دوره فاطميان، گاهى عناوين ديگري مانند «جناح»، به جاي داعى، در سرزمين هاي ايرانى به كار مى رفته است.[9] داعيان با كمك دستيارانى فعاليت مى كردند كه به طور كلى «مأذون» خوانده مى شدند. در تشكيلات دعوت در هر جزيره دست كم دو نوع مأذون وجود داشته است: مأذون مطلق و مأذون محدود (محصور)؛ مأذون محدود سرانجام عنوان «مُكاسِر» يافت.
مأذون مطلق، يا دستيار اصلى داعى كه اغلب خود در نهایت به مقام داعى ارتقا مى يافت، اجازه يا «اذن» داشته است تا از تازه واردان به جماعت اسماعيليه عهد يا ميثاق معمول را اخذ كند. وي همچنين مقررات متداول را به نواسماعيليان مى آموخته است.
مسئوليت اصلى مكاسر كه اختياراتش محدود بوده، شناسايى و انتخاب افراد براي ورود به جماعت اسماعيليه بوده است.
تعليم مأذون ها بر عهده داعيان بوده است و خود داعيان اغلب در دار العلم و ديگر مؤسسات تخصصى قاهره تعليم مى يافتند و سپس به جزيره محل مأموريتشان فرستاده مى شدند.
ضمن اينكه تماس مستمر بين هر جزيره و مركز دعوت در پايتخت فاطمى وجود داشته است، داعيان به ميزان قابل توجهى از استقلال عمل در محل مأموريت خود برخوردار بوده اند. اسماعيليان عادي مقامى در تشكيلات دعوت نداشتند و معمولاً «مستجيب» ناميده مى شدند.
سلسله مراتب هفتگانه دعوت، از باب (داعىالدعات) تا مكاسر (مأذون محدود)، همراه با وظايف اصلى و آرمانى آنها توسط داعى كرمانى تشريح شده است.[10]
فلسفه سازمان دعوت فاطمی
يادآوري اين نكته لازم است كه سازمان دعوت فاطمى منعكس كننده الگويى آرمانى براي زمانى كه دنياي اسلام كلاً تحت استيلاي امام اسماعيلى قرار مى گرفته، بوده است. به عبارت ديگر، نه تنها تمام سلسله مراتب دعوت همواره اشغال نشده بوده اند، بلكه بعضى از مراتب آن هميشه خالى مى مانده است. توضيحات ناقص و پراكنده اي درباره سلسله مراتب دعوت فاطمى، پس از حدود امام و باب (داعى الدعات) وجود دارد.
نتیجه گیری
سازمان دعوت اسماعیلی در عصر فاطمی به کامل ترین شکل خود رسید. داعیان فاطمی در مراکز بزرگی همچون دار العلم، با شرکت در مجالس دعوت و حکمت، تعلیم و تربیت می یافتند و زیر نظر باب امام به یکی از جزایر دوازده گانه گسیل می شدند و زیر نظر داعی آن جزیره به فعالیت می پرداختند. باب امام یا داعی الدعات نیز توسط خلیفه فاطمی برگزیده می شده است. سازمان دعوت فاطمى منعكس كننده الگويى آرمانى براي زمانى كه دنياي اسلام كلاً تحت استيلاي امام اسماعيلى قرار مى گرفته، بوده است.
پی نوشت ها
[1] . شریفی و همکاران، 151
[2] . مقریزی، المقفی الکبیر، ج1، ص369، ص391، 458-460، ج2، ص380؛ مقريزي، الخطط، ج1، ص458، ج2، ص342، 363؛ صفدی، ج11، ص148
[3] . مقریزی، الخطط، ج1، ص390، 391، ج2، 341-342؛ قلقشندي، صبح الاعشى، ج10، ص434- 439
[4] . قلقشندي، صبح الاعشى، 8/239-241، 11/61 -66
[5] . ابنميسر، اخبار مصر، ص18؛ مقريزي، اتعاظ الحنفاء، 2/251
[6] . کرمانی، راحة العقل، ص135، 138، 224؛ نيز نك: مؤيد فی الدین، المجالس المؤیدیة، 3/220، 256-257، 263-264
[7] . قاضى نعمان، تأويل الدعائم، ج2، ص74، ج3، ص48-49؛ سجستانی، اثبات النبوات، ص172
[8] . ناصر خسرو، وجه دين، ص178
[9] . سجستانی، اثبات النبوات، ص91، 100، 128
[10] . کرمانی، راحة العقل، 134-139، 224- 225
منابع
1- ابن ميسر، محمد، اخبار مصر، قاهره، المعهد العلمی الفرنسی للآثار الشرقیه، چاپ اول، 1981م
2- سجستانى، ابویعقوب اسحاق بن احمد، اثبات النبوات، تهران، رایزن، چاپ اول، 1395ش
3- شریفی، جعفر، و همکاران، بررسی تطبیقی اهداف و اصول سازمان دعوت عباسیان و اسماعیلیه، تاریخ اسلام، س16، ش2
4- قاضی نعمان، ابن حیون نعمان بن محمد، تأویل الدعائم، قاهره، دار المعارف، چاپ دوم، 1972م
5- قبادیانی، ابومعین حمیدالدین ناصر بن خسرو، وجه دین، تهران، طهوری، چاپ دوم، 1348ش
6- قلقشندی، احمد بن علی، صبح الاعشى فی صناعة الإنشاء، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1407ق
7- كرمانى، احمد بن عبدالله، راحة العقل، قاهره، دار الفکر العربی، چاپ اول، 1953م
8- مؤيد فى الدين، هبة الله بن موسی، المجالس المؤیدیة، قاهره، مکتبة محبولی، چاپ اول، 1994م
9- مقریزی، احمد، اتعاظ الحنفاء، قاهره، وزاره الاوقاف، 1387ق
10- مقریزی، احمد بن علی، المواعظ و الإعتبار بذكر الخطط و الآثار المعروف بالخطط المقريزية، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1418ق
11- مقریزی، احمد بن علی، المقفی الکبیر، بیروت، دار الغرب الاسلامی، چاپ دوم، 1427ق
منبع مقاله | اقتباس از:
دفتری، فرهاد، اسماعیلیه، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1377ش