زندگی نامه حضرت شعیب (ع)

زندگی نامه حضرت شعیب (ع)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حضرت شعیب (ع) از انبیاء و شخصیت‏ هایی است که در قرآن کریم، بسیار مورد تکریم واقع شده است. چهل و هفت آیه قرآن به اخلاقیات، فعالیت ها و مجاهدات، درگیری‏ با ظالمان، شیوه او در هدایت قومش و بالاخره سرنوشت او و یارانش اختصاص دارد. سیره و زندگانی او بر اساس گزارش قرآن، پندآموز و عبرت افزا است. حضرت شعیب (ع) با جامعه سازی در مسائل توحیدی، اجتماعی و مخصوصا مسائل اقتصادی در قرآن شناخته می شود.

نسب حضرت شعیب (ع)

حضرت شعیب (ع) از فرزندان حضرت ابراهیم (ع) است اما نه از نسل اسحاق (ع) و نه از نسل اسماعیل (ع) بلکه از نسل مدین فرزند دیگر حضرت ابراهیم (ع) می باشد. و در منابع عبری نامش را یترون پسر صفوان پسر غابر پسر ثابت پسر مدین پسر ابراهیم ذکر نموده اند.[1] اما برخی دیگر چنین گفته اند که حضرت شعیب (ع) فرزند میکائیل پسر یسخر پسر مدین پسر ابراهیم است[2] ابن اثیر معتقد است نام شعیب (ع) در منابع یهودی یثرون پسر ضیغون پسر عنقا پسر ثابت پسر مدین پسر ابراهیم است[3]

محل رسالت حضرت شعیب (ع)

در محل رسالت حضرت شعیب (ع) میان مورخین اختلاف وجود دارد برخی معتقدند حضرت شعیب (ع) یک بار به سوی قوم مدین فرستاده شده و نبوت این قوم را بر عهده داشته همانطور که در سوره هود چنین وارد شده است: وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً…[4] (و به سوى «مدين» برادرشان شعيب (ع) را (فرستاديم)؛ گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست! پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم فروشى نزنيد)! من (هم اكنون) شما را در نعمت مى بينم؛ (ولى) از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم!)

به احتمال زياد مركز سرزمين مدين در نواحى شهر «البدع»، ميان تبوك و ساحل، در مسافت 132 كيلومترى غرب تبوك و هفتاد كيلومترى شرق رأس الشيخ حميد، در ساحل قرار داشته است. سرزمين مدين در واديى ميان كوه ها (مدين) به نام وادى «عفان» بوده است. ظاهرا سرزمين پهناورى را شامل مى شده كه احتمالا تا معان، در شرق اردن و بئر السبع در جنوب فلسطين امتداد داشته است. بعضى گفته اند: مدين همان «كفرمنده» است كه روستايى است در استان ناصرۀ فلسطين و در قديم از نواحى (اعمال) طبريّه بوده و چاه و صخره در محل آن قرار داشته است. اما نظر اول قوى تر مى نمايد.[5]

پس از به هلاکت رسیدن قوم مدین، حضرت شعیب (ع) به سوی قوم ایکه فرستاده شد كَذَّبَ أَصحابُ الايكَةِ ٱلمُرسَلِينَ * إِذ قَالَ لَهُم شُعَيبٌ أَلاَ تَتَّقُونَ[6] (اصحاب ايكه [شهرى نزديك مدين] رسولان (خدا) را تكذيب كردند، هنگامى كه شعيب به آنها گفت: «آيا تقوا پيشه نمى كنيد؟!)

برخی گفته اند ایکه همان تبوکی است که پیامبر (ص) در آن محل غزوه ای انجام دادند و از نظر لغت ایکه به مکانی اطلاق می شود که درخت انبوه و درهم پيچيده در آن محل وجود داشته باشد.[7] اما برخی دیگر از مورخین معتقدند که قوم مدین و ایکه یک گروه هستند؛ اما تعابیر قرآن به دو گونه آمده است.[8]

شخصیت معنوی حضرت شعیب (ع)

شعيب (ع) از زمره پيامبران مرسل و والامقامی است که خداوند در آيات متعددی از قرآن به ویژه در سوره اعراف، هود و شعراء، از علم الهی و تقوا او نسبت به پروردگارش حكايت و تمجید نموده است.

حضرت شعیب (ع) بر اساس کتب تاریخی و روایی نابینا بود؛ در روایتی از رسول گرامی اسلام (ص) چنین آمده است که (شعیب از حبّ خدا آن‏ قدر گریست تا نابینا شد. پس خداوند بیناییش را به وی بازگرداند. باز هم آن قدر گریست تا نابینا شد و خدا بینایی وی را بازگرداند.

بار چهارم خداوند به وی وحی کرد: ای شعیب! این کار را تا کی می‏ خواهی ادامه دهی؟ اگر این کار تو از شدت ترس از آتش است، آن را از تو برداشتم و اگر به شوق بهشت است، آن را به تو بخشیدم. عرض کرد: پروردگارا! تو خود می ‏دانی که من نه از ترس آتش و نه به شوق بهشتت گریستم. خداوند به وی فرمود: حال که چنین است، من کلیم خود، موسی بن عمران را به خدمت تو می ‏گمارم.) [9]

علامه طباطبایی نیز در مورد نابینایی حضرت شعیب (ع) به همین دسته از روایات اشاره می فرماید[10]

حضرت شعیب (ع) خود را رسولى امين «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمين‏» و مصلح «إِنْ أُريدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْت‏» معرفی نموده و خداى تعالى همه اينها را از آن جناب حكايت كرده و امضاء و تصديق نموده و در شخصيت معنوى او همين بس كه كليم خدا، موسى بن عمران (ع) نزديك به ده سال او را خدمت كرده است‏[11]

فعالیت های اجتماعی حضرت شعیب (ع)

سیره حضرت شعیب (ع) از نظر قرآن کریم، شامل پنجاه سرفصل مهم فردی و اجتماعی است. شعیب (ع) به رغم نابینایی و به ‏رغم نداشتن نیروی اجتماعی همراه و یاوران مطیع، توانست تحولات ژرف اجتماعی پدید آورد؛ چون انسانی خودساخته و با عزم و اراده بود. ویژگی‏ها و فعالیت های او را می توان ذیل عناوینی همچون مدیریت؛ حقوق جامعه، اخلاقیات، ترویج فرهنگ توحیدی، اصلاحات، مبارزه با مفسدین ترسیم کرد:.[12]

1) مدیریت

1ـ افزایش نیروی انسانی (وَ اذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ)[13]

2ـ برخورد منطقی و ملایم با مخالفان (قالَ أَ وَ لَو كُنّا كارِهينَ)[14]

3ـ مدیریت عقلانی جامعه و پرهیز از مدیریت استبدادی (وَ مَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ)[15]

4ـ رسول امین (إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ)[16]

5ـ عدم دریافت مزد از مردم (ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ)[17]

6ـ توسعه فرهنگ تعاون و هم افزایی  (لا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ)[18]

7ـ دریافت پاداش الهی (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ)[19]

8ـ دلسوزی برای مردم و خوف داشتن نسبت به عذاب فراگیر و هلاکت آنها (إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُّحِیطٍ)[20]

2) حقوق بشر

1ـ ابداع ترازو و پیمانه جهت اجرای عدالت و سالم‏ سازی اقتصاد (فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ؛ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ)[21]

حقوق بشر و حقوق اجتماعی (لاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَائهُمْ؛ لاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ)[22]

3- مبارزه با استثمار و غارت اموال مردم (لَا تَنقُصُواْ الْمِکْیَالَ وَ الْمِیزَانَ)[23]

4ـ داشتن رزق نیکوی آسمانی (رَزَقَني مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً)[24]

3) اخلاق اجتماعی

1ـ نجات یافتگی (إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا؛ نَجَّیْنا شعیبا (ع))[25]

2ـ صادق بودن در قول و رفتار (قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُم)[26]

3ـ مخالفت با ارتجاع و بازگشت به شرک (مَا يَكُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِيهَا)[27]

4ـ نصیحت و خیرخواهی برای مردم (نَصَحْتُ لَكُمْ)[28]

5ـ حلیم و رشید بودن شعیب (ع) (إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ)[29]

6ـ توفیق طلبی از خداوند (مَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ)[30]

7ـ تکیه بر خداوند (عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ)[31]

8ـ بازگشت به خداوند (إِلَيْهِ أُنِيبُ)[32]

9ـ نقش سازنده نماز در پیروان شعیب (ع) (قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ)[33]

10ـ گسترش تقوا (قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ؛ فاتقوا الله)[34]

11ـ متصف به صالح بودن (سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصالِحِينَ)[35]

4) ترویج فرهنگ توحیدی

1ـ فرستاده خداوند جهت هدایت اهالی مدین (وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شعیباً)[36]

2ـ دعوت مردم به توحید (قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ؛ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ)[37]

3ـ داشتن معجزه و ارائه آن به عنوان بینه (قَدْ جاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ)[38]

4ـ گسترش فرهنگ ایمانی (ذلِکُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ)[39]

5ـ گسترش فرهنگ توبه و استغفار (اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ)[40]

6- ترویج دین رحمانی (إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ)[41]

5) ترویج فرهنگ عدالت خواهی

1ـ جلوگیری از فساد مفسدین و گسترش اصلاحات (لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا؛ لاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ)[42]

2ـ مبارزه با موانع و دفاع از مؤمنان (لا تَقْعُدُوا بِکُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ)[43]

3ـ آسان‏گیری در زندگی اجتماعی (وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ)[44]

عدالت خواهی و اصلاح طلبی (إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ؛ لاتُفْسِدُوا فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها)[45]

حضرت شعیب (ع) در قرآن

روش قرآن کریم در سیره نگاری انبیاء و گزارش حوادث، تشریح گزیده ای از حوادث مهم و مؤثر است. در مورد حضرت شعیب (ع) هم فقط مقطع هایی از سیره حضرت شعیب (ع) که از نظر قرآن اهمیت و اولویت ویژه داشته آمده است.

قرآن کریم در پنج سوره به شرح وقایع و شرح حال مربوط به شعیب (ع) می پردازد البته فقط در یازده آیه کلمه شعیب (ع) آمده است. اما بیش از چهل آیه از قرآن کریم مرتبط به حضرت شعیب (ع) و وقایع معاصر او است.

حضرت شعیب (ع) در یازده آیه زیر آمده است:

ـ سوره اعراف، آیات 85، 88، 90، 92 و 93

ـ سوره هود، آیات 84، 87، 91 و 94

ـ سوره شعراء، آیه 177

ـ سوره عنکبوت، آیه 36

اما سوره قصص، آیات 20 تا 28 درباره حضرت شعیب (ع) و دختران شعیب (ع) است.

بیشتر این آیات درباره رسالت حضرت شعیب (ع) و نقش او در راهنمایی مردم و درباره مردم آن زمان به عنوان منکرین، راهنمایی ‏های حضرت شعیب (ع) و نزول عذاب و هلاکت آنها است.

خلاصه این آیات چنین است: حضرت شعیب (ع) نخست در بین مردم شهر مدین می‏ زیست. اهالی مدین بت پرست و از اغنیاء مرفه بودند. با کم‏ فروشی و گران فروشی اجناس و عدم رعایت ضوابط تجارت و معامله درست به ثروت بسیار دست یافته بودند. حضرت شعیب (ع) برای آنان میزان و مکیال یعنی وسیله رعایت عدالت و انصاف در تجارت و معامله آورد و این ابزارها را به آنها معرفی کرد. به همین دلیل بعضی گفته‏ اند: ترازو و وسایل اندازه ‏گیری کالاها، ابتکار شعیب (ع) است.

حضرت شعیب (ع) شروع به نصحیت آنان نمود؛ از آنان خواست خداوند یکتا را پرستش کنند؛ آنان را تشویق کرد تا به اقامه عدل، انصاف، احسان بپردازند و از اعمال قبیح پرهیز نمایند. امّا آنان به عصیان و انکار و تمرد روی آوردند و حضرت شعیب (ع) و پیروانش را تحقیر ‏کرده و به اذیت آنها می‏ پرداختند تا اینکه آزارها را آنقدر افزایش دادند که حضرت شعیب (ع) و پیروانش را از مدین اخراج کردند.

وقتی حضرت شعیب (ع) دید راهی برای هدایت آنان باقی نمانده و آنان موجب مفاسد هستند از خداوند خواست به حساب آنها برسد. خداوند هم آنان را به عذاب زلزله مبتلا ساخت و شهر و مردمان فاسدش هلاک و نابود شدند.

خداوند پس از آن، حضرت شعیب (ع) را به سوی ایکه و اصحاب ایکه فرستاد. ایکه به کفر و شرک روی آورده بودند و نصایح حضرت شعیب (ع) را نمی‏ پذیرفتند حتی شعیب (ع) را تکذیب و مسخره می‏ کردند. وقتی اصرارشان بر کفر و فساد مشاهد شد، خداوند 7 یا 9 روز محل زندگی آنان را داغ نمود؛ به طوری که آب‏ها به جوش آمد؛ پس بر آنان آتش بارید و همه هلاک و نابود شدند.[46]

داستان آشنایی حضرت شعیب (ع) و حضرت موسی (ع)

داستان مواجهه حضرت موسی (ع) با دختر حضرت شعیب (ع) در قرآن چنین بیان شده است:

در جریان کشته شدن قبطی به دست حضرت موسی (ع)، فرعون همین که دانست موسى دستش به خون آلوده شده، به جستجوى او پرداخت. حضرت موسى علیه السلام، بوسیله مردی از خطرى که در راهش بود آگاهى یافت. فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّالِمِینَ . [47] (موسى از شهر بیرون رفت در حالی که هراسان و نگران بود و مى گفت: پروردگارا مرا از چنگ این گروه بیدادگر رهایى ده.)

بدین جهت وَ لَمّا وَرَدَ ماءَ مَدْینَ وَجَدَ عَلَیهِ أُمَّه مِنَ اَلنّاسِ یسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ اِمْرَأَتَینِ تَذُودانِ .[48] (و چون به چشمه آبى نزدیک شهر مدین رسید، در آنجا گروهى را دید که – چارپایان خود را – آب مى دادند؛ اما دور از آنها نیز دو زن را دید که گوسفندان خود را در آغل نگه داشته بودند.) این دو تن، دختران شعیب پیغمبر بودند. برخى نیز گفته اند: دختران یثرون بودند که برادرزاده شعیب (ع) بود.

موسى همین که آن دو دختر را دید، پرسید: ما خَطْبُکما قالَتا: لا نَسْقِی حَتّى یصْدِرَ اَلرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیخٌ کبِیرٌ[49] (کار شما در اینجا چیست؟ در پاسخ گفتند: ما گوسفندان خود را آب نمى دهیم تا وقتى که چوپانان – گوسفندان خود را سیراب کنند و – باز گردند. پدر ما پیرى سالخورده است.) که چون توانایی کار کردن ندارد، ما این زحمت را مى کشیم.

حضرت موسى (ع) به حالشان رحم نمود و بر سر چاه آمد و سنگى را از چاه برداشت که گروهى در اطرافش گرد آمده بودند و مى کوشیدند تا آن را بردارند. بعد براى آن دو دختر، گوسفندانشان را آب داد. آن دو که همیشه مدتى معطل مى شدند و گوسفندان خود را هم از پس مانده آب سایر گوسفندان سیر آب مى کردند – از مهربانى موسى که زود کارشان را انجام داد شاد شدند و شتابان بازگشتند. موسى، که بسیار گرسنه بود.

سپس به سوى درختى روى آورد تا در سایه اش بیارامد و گفت: رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقِیرٌ.[50] (پروردگارا، من به خیر و برکتى که تو برایم فرو فرستى، نیازمندم.) هنگامى که آن دو دختر زودتر از همیشه به پیش پدر خود بازگشتند، پدرشان سبب زود آمدنشان را پرسید. آنان برخوردشان با موسى را به او خبر دادند. او به شنیدن این خبر، یکى از دو دختر را در پى موسى فرستاد تا او را به خانه وى دعوت کند.

دختر پیش موسى رفت و به او گفت: إِنَّ أَبِی یدْعُوک لِیجْزِیک أَجْرَ ما سَقَیتَ لَنا[51](پدرم تو را به نزد خود فرا مى خواند تا به خاطر گوسپندانى که براى ما آب دادى به تو پاداش دهد.) موسى برخاست و با او به راه افتاد.

فَلَمّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیهِ اَلْقَصَصَ قالَ: لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّالِمِینَ[52]  (همین که موسى به شعیب (ع) رسید و آنچه را که پیش آمده بود برایش شرح داد، شعیب (ع) گفت: نترس و نگران نباش چون از چنگ آن گروه ستمکار رهایی یافته اى.)

قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اِسْتَأْجِرْهُ  إنَّ خَیرَ مَنِ اِسْتَأْجَرْتَ اَلْقَوِی اَلْأَمِینُ [53] (یکى از آن دو دختر – که صفورا نام داشت و موسى را به نزد پدر خود آورده بود – گفت: اى پدر، او را اجیر کن. زیرا بهترین کسى که مى توانى استخدام کنى این مرد نیرومند و امین است.) پدرش گفت: «نیرومندى او را من هم اکنون دیدم ولى به امانت او تو چگونه پى بردى ؟» دختر آنچه را که در راه از پاک چشمى موسى دیده بود، و دستور موسى به وى که از عقب او بیاید، همه را شرح داد. پدر آن دو دختر از شنیدن این سخنان شاد شد.

قالَ : إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکحَک إِحْدَى اِبْنَتَی هاتَینِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِی حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِک [54] (شعیب (ع)، پدر آن دو دختر، به موسى گفت: من مى خواهم یکى از دو دخترم را به نکاح تو درآورم بر این مهر که هشت سال براى من کار کنى. و اختیار دارى که آن را به ده سال برسانى.)

قالَ ذلِک بَینِی وَ بَینَک أَیمَا اَلْأَجَلَینِ قَضَیتُ فَلا عُدْوانَ عَلَی  وَ اَللّهُ عَلى ما نَقُولُ وَکیلٌ  (موسى گفت: این قرار میان من و تو باشد. انجام کار در هر یک ازین دو مدت براى من سخت نیست. و خدا بر آنچه ما مى گوئیم گواه و وکیل است.) موسى آن روز را در پیش حضرت شعیب (ع) ماند و حضرت شعیب (ع) از موسى (ع) خوشش آمد و رغبتى که به او پیدا کرده بود، افزایش یافت و صفورا، همان دخترى را که در پى موسى فرستاده بود، به عقد او درآورد.

نتیجه گیری

از آیات و روایات و کتب تاریخی چنین بر می آید که حضرت شعیب (ع) علیرغم شرایط دشوار زندگی اعم از نابینایی و زندگی محدود اقتصادی و نیز عدم همراهی جامعه با وی در مسائل اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی، همواره در مسیر اصلاح و اعتلای جامعه اطراف خود کوشیده است؛ این اصلاحات شامل مسائل توحیدی، اجتماعی، اقتصادی و… می باشد.

بطور مثال اهمیت مسائل اقتصادی در سیره حضرت شعیب (ع) به حدی است که بعد از دعوت به توحید آنها را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت می کند و این نشانگر عدم محدودیت حیطه تبلیغی مبلغین دین الهی است؛ به این بیان که مبلغان دینی نباید مواعظ خود را به مسائل صرفا اخلاقی محدود کنند بلکه لازم است در مسائل اقتصادی، اجتماعی و … نیز از اظهار حق، هراس نداشته باشند.

پی نوشت ها

[1] ابن عربی، نسب الانبیاء، ص23

[2] بغوي، معالم التنزیل، ج3، ص256

[3] ابن اثیر، الكامل في التاريخ، ج1، 136

[4] سوره هود، آیه 84

[5] شراب، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص344

[6] سوره شعراء، آیه 176 و 177

[7] حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۹۱

[8] قرچانلو، جغرافیای تاریخی کشور های اسلامی، ج1، ص157

[9] شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص57

[10] طباطبایی، المیزان، ج10، ص566

[11] طباطبایی، الميزان، ج‏10، ص 568

[12] نوری، حضرت شعیب (ع): پیامبر جامعه‏ ساز، ص23

[13] سوره اعراف، 86

[14] سوره اعراف، 88

[15] سوره هود، 86

[16] سوره شعراء، 178

[17] سوره شعراء، 180

[18] سوره شعراء، 181

[19] سوره شعراء، 180

[20] سوره هود، 84

[21] سوره هود، 84، 85

[22] سوره هود، 84، 85

[23] سوره هود، 84

[24] سوره هود، 88

[25] سوره هود، 94

[26] سوره اعراف، 89

[27] سوره اعراف، 89

[28] سوره اعراف، 93

[29] سوره هود، 87

[30] سوره هود، 88

[31] سوره هود، 88

[32] سوره هود، 88

[33] سوره هود، 87

[34] سوره شعراء، ۱۷۷

[35] سوره قصص، 27

[36] سوره اعراف، 85

[37] سوره اعراف، 85

[38] سوره اعراف، 85

[39] سوره اعراف، 85

[40] سوره هود، 90

[41] سوره هود، 90

[42] سوره اعراف، 85

[43] سوره اعراف، 86

[44] سوره قصص، 27

[45] سوره هود، 88

[46] نوری، حضرت شعیب (ع): پیامبر جامعه‏ ساز، ص28

[47] سوره قصص، 21

[48] سوره قصص، 23

[49] سوره قصص، 23

[50] سوره قصص، 24

[51] سوره قصص، 25

[52] سوره قصص، 25

[53] سوره قصص، 26

[54] سوره قصص، 27

منابع

  • قرآن کریم
  • ابن اثیر، علی بن محمد، الكامل في التاريخ، بیروت، دار صادر، 1385ق
  • ابن عربی، محمد بن علی، نسب الأنبياء و أعمارهم من ولد آدم عليه السلام، قاهره، المکتبة الأزهرية للتراث، 2009م
  • بغوي، معالم التنزیل، بیروت، دار إحياء التراث العربي‏، 1420ق
  • حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، 1995م
  • شراب، محمد محمد حسن، فرهنگ اعلام جغرافیایی – تاریخی در حدیث و سیره نبوی، تهران، نشر مشعر، 1383ش
  • صدوق، محمد بن بابویه، علل الشرایع، نجف، منشورات المكتبة الحيدرية، بی تا
  • طباطبایی، سید محمد حسین، موسوی، محمد باقر(مترجم)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، 1374ش
  • قرچانلو، حسین، جغرافیای تاریخی کشور های اسلامی، تهران، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی دانشگاه ها، 1382ش
  • نوری، محمد، حضرت شعیب (ع): پیامبر جامعه‏ ساز، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1394ش
بدون دیدگاه