یکی از دوره های درخشان مصر در زمینه فرهنگ و تمدن اسلامی دوران فاطمیان اسماعیلی مذهب است. آنان با ایجاد مراکز علمی و کتابخانه ها و حمایت گسترده از آنها زمینه شکوفایی فرهنگی و علمی مصر را در دوران حکومتشان (۳۵۸ تا ۵۶۷ ق) فراهم کردند. یکی از مراکز علمی مصر در دوران فاطمیان دار العلم یا دار الحکمه است که به دستور الحاکم بأمر الله، ششمین خلیفه فاطمی، تأسیس و تجهیز شد. الحاکم بأمر الله، کتابخانه دار العلم را با هدف افزایش نسخه نویسی از کتاب ها تأسیس کرد. برخی شواهد نشان از انجام فعالیت های آموزشی در این مرکز، به ویژه در رابطه با دعوت اسماعیلی، دارد که طی آن، کتاب ها و رساله هایی میبایست پیش از خواندن آثار مشکل تر و پیچیده تر مطالعه می شد.
علاقه فاطمیان به کتاب و کتابخانه
در مورد علاقه فاطمیان به جمع آوری کتاب و کتابخانه، گزارش های متعددی به دست ما رسیده که برای نمونه به چهار مورد از آنها اشاره می کنیم.
۱. غارت شدن کتابخانه شخصی مهدی
هنگامی که مهدی، نخستین خلیفه فاطمی، در سال ۲۹۲ ق در پوشش یک بازرگان ثروتمند، همراه با مقدار بسیاری از اموال خود از مصر به مغرب می رفت، طی سفر چهار روزه خود، در غرب اسکندریه مورد هجوم راهزنان قرار گرفت و کتاب های مهدی به سرقت رفت؛ ظاهراً او کتابخانه شخصی اش را همراه خود برده بود. خلیفه آینده فاطمیان برای از دست دادن این کتاب ها بیش از سایر چیزهایی که دزدان سرقت کردند ناراحت بود. ده سال بعد طی اولین هجوم فاطمیان برای فتح مصر، سپاه تحت امر فرزند مهدی توانست این کتاب ها را به دست آورد و مهدی از این موضوع بسیار خوشحال شد. از او نقل شده است که: «اگر این هجوم هیچ دستاوردی جز بازگرداندن این کتاب ها نداشته باشد، باز هم یک پیروزی بزرگ به شمار می رود.»[۱]
۲. اشتیاق المعز لدین الله به کتاب و مطالعه
قاضی نعمان در حکایت دیگری در مورد المعز لدین الله، چهارمین خلیفه فاطمی، می نویسد: روزی سخن از یکی از موضوعات علمی به میان آمد، معز فاطمی گفت: چند شب پیش به یاد این موضوع افتاده بودم، و کتابی را می شناختم که به طور کامل پیرامون آن بحث کرده بود. دستور دادم آن کتاب را برایم بیاورند، اما مسئول کتابخانه از جای آن مطلع نبود. خودم به کتابخانه رفتم و یکی از صندوق ها را باز کردم و همانطور ایستاده بر سر پا به دنبال کتاب می گشتم. هر کتابی را که بر می داشتم نظرم به بخشی از آن جلب می شد و آن را تورق می کردم و سپس به سراغ کتاب دیگر می رفتم و اصلا فراموش کردم بنشینم! و این گونه از ابتدا تا نیمه شب بر سر پا ایستاده بودم تا اینکه از درد پا به خود آمدم. از روز بعد درد زیادی در پای خود به خاطر آن شب احساس می کردم.[۲]
۳. ارزش فوق العاده کتابخانه های سلطنتی فاطمیان
گزارش مهم بعدی مربوط به سال ۴۶۱ ق است. در آن زمان، حکومت فاطمی درگیر شورش بزرگی بود که باعث کاهش سلطه اقتصادی و امنیتی آنها بر مصر شد. حکومت به دلیل مواجهه با خزانه خالی، برای پرداخت هزینه های کارمندان نظامی و اداری خود چاره ای جز فروش دارایی های ارزشمند خود نداشت.
در میان اموالی که در این زمان فروخته شد، تعداد زیادی کتاب در موضوع های مختلف دیده می شود. این کتاب ها در چهل مخزن جداگانه در قصر نگهداری می شد که یکی از آنها حاوی ۱۸ هزار جلد کتاب درباره علوم باستانی بود. به گفته منابع ما این نوع از غارت، تنها شامل بخش بیرونی قصر (برّانیه) می شد و آنچه در قسمت درونی قصر (داخله) بود دست نخورده باقی ماند.[۳] با این وجود اگر بپذیریم که بخش زیادی از این مجموعه سلطنتی حفظ شد، باز هم بخش قابل توجه آن از بین رفت.
در یکی از گزارش ها آمده است که شخصی، کاروانی متشکل از ۲۵ شتر دیده که بارهای کتاب را به سوی خانه وزیر مغربی می برد. این کتاب ها سهم او از محل درآمدها بود (گفته شده او برای این کتاب ها که ارزشی معادل صد هزار دینار داشت، پنج هزار دینار پرداخت). یک ماه بعد طی آشفتگی همان دوران، بسیاری از همان کتاب ها از خانه وزیر مغربی دزدیده شد؛ بازار محلی کتاب رونق گرفت و سرشار از کتاب شد. فروشندگان، آنها را به اسکندریه و از آنجا به مغرب می فرستادند. تعدادی از آنها هم به بغداد ارسال می شد.[۴]
۴. یکی از کتابخانه های سلطنتی در حکومت فاطمی
گزارش دیگری درباره کتابخانه های سلطنتی، در آثار ابن طویر که منبع منصفانه و موثقی به شمار می آید، آمده است. به گفته ابن طویر[۵] کتابخانه بزرگی – یکی از چند کتابخانه ای که در جاهای مختلف وجود داشت – در یکی از بزرگ ترین بخش های بیمارستان قرار داشت. کتابدار آن، جلیس بن عبدالقَوی بود. این مجموعه دارای قفسه ها و بخش هایی بود که همگی محافظت شده و نشانه گذاری شده بود. این کتابخانه روی هم رفته حاوی ۲۰۰ هزار جلد کتاب در موضوع های گوناگونی چون فقه مکاتب مختلف، دستور زبان، لغت، حدیث، تاریخ، سیره پادشاهان، نجوم، کلام و کیمیا بود.
کتابخانه دار العلم
از اقدامات مهم الحاکم بأمر الله، تأسیس دار العلم در سال ۳۹۵ هجری قمری بود که یک نهاد علمی نیمه عمومی به شمار می رفت، و الحاکم بأمر الله حجم زیادی کتاب و رساله به آن بخشید. بعدا، دار العلم به صورت کتابخانه ای برای استفاده عموم در آمد.
به علاوه، این دار العلم از مجلس العلم (یا مجلس الحکمه) که به طور هفتگی برگزار می شد و موکداً برای اسماعیلیان مؤمن بود، کاملاً جدا بود. مجلس العلم به طور خاص برای ترویج دعوت اسماعیلی از طریق برگزاری جلسات درس منظم مرتبط با آن تشکیل می شد. دار العلم به این معنا اسماعیلی نبود و به واقع بیشتر نهادی غیردینی محسوب می شد که هدف دینی خاصی را دنبال نمی کرد. لذا از این نهاد به واسطه اهمیت و منحصر به فرد بودنش در منابع کلیدی ما یاد شده است. مقریزی می نویسد:
«دار العلم در جمادی الثانی سال ۳۹۵ ه ق در قاهره تأسیس شد؛ علما در آن حضور یافتند؛ کتاب ها به آنجا برده شد؛ مردم برای نسخه برداری و مطالعه کتاب ها به آنجا می رفتند. علمای فقه، وعظ، دستور زبان و دیگر رشته ها در آن مشغول به کار شدند. این مکان کاملاً مجهز بود و خادمانی جهت پیشبرد امور در آنجا حضور داشتند. برای علما و سایر کسانی که در آنجا فعالیت داشتند دستمزدی مقرر شد. جوهر، کاغذ و قلم مورد نیاز نیز تدارک دیده شده بود.»[۶]
تمام علمایی که در دار العلم صاحب جایگاه بودند و ما می شناسیم، از اهل تسنن بودند. اما آنچه بیشتر محل توجه است، دروسی همچون دستور زبان است که در آنجا تدریس می شد و ماهیت غیر دینی داشت. بعدها، در حدود یک قرن بعد از تأسیس این دار العلم، این شرایط تغییر کرد و دار العلم به بخشی از سازمان دعوت اسماعیلیه تبدیل شد؛ هرچند در زمان الحاکم بأمر الله چنین کاربردی نداشت و ظاهراً او در ایجاد چنین نهادی، این هدف را دنبال نمی کرد.
الحاکم بأمر الله در سال ۴۰۰ ه ق برخی از دارایی های خود را وقف دائم چند مسجد، از جمله مسجد الأزهر، و دار العلم مذکور کرد. او با این وقف، دار العلم را نهادی مستقل ساخت که از دخالت های حاکمان بعد در امان بود. این دار العلم از سال ۳۹۹ ق به بعد طبق فقه اسلامی، موقوفه به حساب می آمد و لذا تحت نظارت مستقیم دولت نبود. نکته قابل ذکر دیگر آن که الحاکم بأمر الله، این دار العلم را تنها کتابخانه ای عمومی قرار نداد و احتیاجات لازم برای استنساخ کتاب را نیز در آن فراهم آورد.
نتیجهگیری
فاطمیان در دوران حکومت خود به جمع آوری کتاب و ایجاد کتابخانه ها علاقه زیادی نشان داده اند. غنی بودن کتابخانه های فاطمیان به اندازه ای بود که وقتی حکومت فاطمیان با مشکلات مالی مواجه شد، برای پرداخت هزینه های کارمندان نظامی و اداری خود، تصمیم به فروش بخشی از این کتاب ها گرفت. کتابخانه دار العلم که در دوره الحاکم بأمر الله فاطمی تأسیس شد، در ابتدا ماهیت غیر دینی داشت. اما در حدود یک قرن بعد از تأسیس آن، این کتابخانه به بخشی از سازمان دعوت اسماعیلی تبدیل شد. این دار العلم نه کاملاً خارج از نظارت دولت بود و نه نهادی کاملاً خصوصی که صرفاً متعلق به یک شخص باشد.
پی نوشت ها
[۱] . قاضی نعمان، افتتاح الدعوه، ص۱۶۱
[۲] . قاضی نعمان، المجالس و المسایرات، ص۵۳۳
[۳] . مقریزی، اتعاظ الحنفاء، ج۲، ص۳۸۸-۳۹۰، مقریزی، الخطط، ج۲، ص۳۵۵
[۴] . مقریزی، اتعاظ الحنفاء، ج۲، ص۳۸۹؛ مقریزی، الخطط، ج۲، ص۳۵۶
[۵] . مقریزی، الخطط، ج۲، ص۳۵۶
[۶] . مقریزی، الخطط، ج۲، ص۵۰۲-۵۰۴
فهرست منابع
۱. قاضی نعمان، ابن حیون نعمان بن محمد، افتتاح الدعوه، بیروت، الأعلمی، چاپ اول، ۱۴۲۶ق
2. قاضی نعمان، ابن حیون نعمان بن محمد، المجالس و السمایرات، بیروت، دار المنتظر، چاپ اول، ۱۹۹۶م
3. مقریزی، احمد بن علی، المواعظ و الإعتبار بذکر الخطط و الآثار المعروف بالخطط المقریزیه، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸ق
4. مقریزی، احمد بن علی، اتعاظ الحنفاء، قاهره، وزاره الاوقاف، چاپ اول، ۱۳۸۷ق
منبع مقاله | اقتباس از:
تقوی، محمد، کتابخانهها، دارالعلم و نگارش کتاب در عصر فاطمیان، ماهنامه پژوهش های تاریخی، اجتماعی و سیاسی، شماره اول، اردیبهشت ۱۳۹۶