حمله پیامبر اسلام (ص) به کشورهای غیر اسلامی واقعیت یا توهم

حمله پیامبر اسلام (ص) به کشورهای غیر اسلامی واقعیت یا توهم

1400-04-27

958 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک
فهرست محتوا

اشاره:

یکی از حوادث تاریخی اسلام فتح ایران توسط مسلمانان است. برخی برای زیر سؤال بردن دین اسلام شبهه ایجاد می کنند که  ایرانیان به زور سرنیزه توسط مسلمانان، مسلمان شده اند. یعنی آنان بر خلاف میل خود و از ترس جان و حفظ ناموس شان به دین اسلام گرویده اند. این نوشته بنا بر گواهی تاریخ بیان نموده که هرچند جنگهای خونینی از سوی عربها بر ایران تحمیل شد اما  اسلام ایرانیان به زور سرنیزه نبوده بلکه با میل و اختیار خود مسلمان شه اند.

پس از پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) عده ای وصیت آن حضرت را نادیده گرفته و خودشان را جانشین پیامبر معرفی كرده و جنگهایی را آغاز كردند. اسلام را نباید از عملکرد برخی مسلمانان شناخت بلکه  شناسنامه دین اسلام پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) و اهل بیت معصوم او(علیهم السلام) هستند، نه عرب هایی كه  جنایات آنها سر زبانها می گردد. اگر چه عرب هایی كه ایران را فتح كردند، در میان آنها نیز از صحابه نزدیك رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) بودند كه از هرگونه تعدی به حقوق دیگران پرهیز می كردند، عده ای نیز در این سپاه انبوه حضور داشتند كه به پیامبر و دین او ایمان نیاوردند و به ظاهر مسلمان شده و جهت رسیدن به برخی از اهداف مادی و كسب غنایم در فتح ایران حضور داشتند و احتمال دارد به هر جنایتی دست بزنند. این حوادث به آن جهت روی داد كه پس از پیامبر آن كسی كه باید امور را به دست بگیرد، (امیر مومنان علی (علیه السلام) ) كنار گذاشته شد.

بنابراین توجه به  این مطلب لازم است كه دین اسلام و كتاب آسمانی مسلمانان و پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و امامان دوازده گانه شیعه(علیهم السلام) هرگز این جنایات را تأیید نمی كنند، هر چند در بین مسلمانان هنوز عده ای در كشورهای اسلامی هستند كه این افكار و اندیشه ها را دارند، مثل گروه طالبان و القاعده و سایر گروه های انحرافی كه اموال نوامیس دیگران را برای خود مباح و حلال دانسته و تجاوزگرند.

اما این كه چگونه اسلام در ایران گسترش یافت، دین اسلام هرگز با خونریزی و جنگ به كسی تحمیل نشده بلكه قرن ها زمان برای گسترش اسلام صرف شده است. چون پس از پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) كار بدان گونه كه آن حضرت خواسته بود پیش نرفت، اگر امیرمومنان علی(علیه السلام) حاكم می شد، شاید مردم ایران با یك سخنرانی و خطبه حضرت مسلمان می شدند. و نیازی به حمله و هجوم و لشكر كشی نبود. شیوه برخورد خلفا و امویان و عباسیان هرگز مورد تایید قرآن نبود و مسلمان شدن ایرانیان از عوامل دیگری نیز داشت و فقط تاثیر نظامی نبود كه در این جا به اختصار بررسی می شود.

فرهنگ مجموعه ای از عناصر عینی و ذهنی است كه میراث نسل های متوالی و دارای عناصری مثل علم و دین و… است و ابزارهای مختلف آموزشی و تبلیغی در شكل گیری و استمرار آن نقش اساسی دارند. (1) انسان با ویژگی ها و احساسات خاص و پیچیده، مانند حس برتری، كمال جویی، آزادی خواهی، سلطه گریزی و اختیار، در فرایند فرهنگ سازی نقش اول را دارد.

شالوده تمام فرهنگ ها دین و ایدئولوژی است، كه در پیام انبیای الهی نهفته است. (2)با مراجعه به سیره پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در می یابیم كه تمام اقدامات آن حضرت برای گسترش دین اسلام (به جز موارد نظامی و دفاعی)، فرهنگی بوده است. (3)درباره سایر كشورها نیز عملكرد پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) بر اساس رسالت جهانی اش، (4)دعوت آنها به اسلام، توسط نامه صورت گرفته كه محتوای نامه موجود و دلیل بر محوریت امور فرهنگی است. (5) بدین گونه، پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) توانست در مدت كوتاهی با انقلاب فرهنگی در جامعه جاهلی حجاز (6)افرادی را تربیت كند كه در راه گسترش اسلام جان فشانی نمایند و به مراتب عالی معنوی نایل شوند.

پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نیز، مسلمانان برای دفاع از كیان اسلام و نشر فرهنگ اسلامی به فراسوی جهان، مرزهای جغرافیایی را كه مانع رسیدن فرهنگ و شعارهای اسلام بود برچیدند و زمینه های گسترش اسلام در ایران را فراهم كردند. عوامل گسترش اسلام و پایداری و بالندگی آن پس از گشوده شدن دروازه های ایران به روی اسلام را به اختصار می توان این گونه بیان كرد:

1. شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران سبب شده بود كه مردم ایران به استقبال دین اسلام بروند و مسلمان شوند. چنان كه در بسیاری از شهرها، حاكمان بدون جنگ و درگیری به خاطر عدم مقاومت مردم در مقابل سپاه اسلام پرداخت جزیه را می پذیرفتند و صلح می نمودند.(7)

2. تشریع قانون جزیه از طرف پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) و استمرار آن و مختار بودن مردم در پذیرش دین یا پرداخت جزیه كه در تمام مناطق فتح شده اعمال می شد.(8)

3. تخریب نكردن آتشكده های مجوس در ایران چنان كه گزارش شده است، یكی از سرداران عرب فرمان داد تا به یك امام جماعت و مؤذن او تازیانه زدند. چون یكی از معابد زرتشتی را ویران كرده بودند و سنگ های آن را در بنای مسجد به كار برده بودند. در قرن دهم میلادی، یعنی سه قرن پس از فتح ایران، آتشكده های زرتشتیان در عراق، فارس، كرمان، سیستان، خراسان، آذربایجان و در سراسر ایران برپا بود. (9)پیروان دین زرتشت به تدریج و به اختیار خود به دین اسلام گرویدند. وجود پیروان زرتشتی در ایران تا عصر حاضر و آزادی آنان در اجرای مراسم دینی، بهترین دلیل بر نبود اجبار و زور در پذیرش دین است.(10)

4. مسلمان شدن بسیاری از ایرانیان، قبل از فتح ایران، كه در یمن و بحرین به سر می بردند. گفته شده پس از جنگ قادسیه، چهار هزار دیلمی به اختیار به دین اسلام گرویدند.(11)

5. خدمات ایرانیان به اسلام و تولید و توسعه علوم اسلامی و تدوین هزاران كتاب در زمینه علوم مختلف. به طوری كه بزرگ ترین صاحب نظران در علوم مختلف، دانشمندان بزرگ اسلام از شیعه و سنی، از ایران برخاسته بودند و ایرانیان با اندك فاصله پس از رسیدن اسلام به ایران، در زمینه علوم اسلامی، اعم از سیره، تاریخ، فقه، حدیث، رجال، علوم قرآنی، علوم عقلی و فنی و تجربی با نوآوری های شگفت به تولید علم پرداختند و این شیوه فرهنگ سازی را به كشورهای غربی انتقال دادند و مؤثرترین قدم ها را در تكامل علوم اسلامی برداشتند. (12)چنان كه پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) درباره ایرانیان می فرماید: «اگر علم به ستاره ثریا آویخته بود، گروهی از فرزندان (ایران) به آن دست می یافتند».(13)

6. در تاریخ ایران باستان دوره هخامنشی، كه اسكندر مقدونی سراسر ایران را به زور شمشیر فتح كرد و حكومت (سلوكیان) تأسیس شد و سال ها بر سراسر ایران حكومت كردند، نتوانستند فرهنگ یونانی و غربی را بر ایرانیان تحمیل كنند، بلكه از فرهنگ و معماری ایرانیان تأثیر پذیرفتند و ایرانیان هرگز دچار خودباختگی فرهنگی و بی هویتی نشدند و به ترویج این فرهنگ ها نیز نپرداختند. (14)پس از اسلام نیز، مردم ایران شاهد تهاجم اقوام مختلف از ماوراء النهر و مغولستان با فرهنگ های مختلف بودند، ولی هرگز دین «شمنی مغول» را ترویج ندادند، بلكه مهاجمان را مغلوب فرهنگ اسلامی خویش ساختند، با این كه مسلم است كه شمشیر مغولان از شمشیر اعراب برنده تر و تیزتر و قتل و جنایت آنها در طول تاریخ ایران بی نظیر بوده است و اعراب مسلمان هرگز چنین جنایاتی را در ایران مرتكب نشدند. بنابراین هرگز نمی توان گسترش دین اسلام در ایران را به زور شمشیر دانست، بلكه در علل زیر باید جستجو كرد:

7. غنی بودن محتوای دین اسلام و فرهنگ انسان دوستانه و ضد تبعیض و عدالت محور آن كه با فطرت انسان سازگار است.

8. پس از گشوده شدن مرزها، ارتباط مردم ایران با مسلمانان تنگاتنگ شد. این پیوند خود به نوعی در ترویج دین اسلام مؤثر بود و ایرانیان از نزدیك شاهد جامعه مسلمانان بودند كه با حكومت اشرافی و جامعه طبقاتی ساسانی متفاوت بود.(15)

9. اسرای جنگی ایرانی كه به همراه خانواده و فرزندان به مدینه و شهرهای دیگر منتقل شده و در كنار مسلمانان زندگی می كردند، تحت تأثیر جامعه مسلمین، مجذوب اسلام می شدند.(16)

10. ایرانیانی كه قرن ها شاهد اشرافیگری شاهان ساسانی و محرومیت طبقات دیگر جامعه از امكانات اولیه زندگی بودند، با مشاهده ساده زیستی خلفای اسلامی، از جمله امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ و عاملان آنها در شهرهای ایران كه مثل پایین ترین طبقات مردم زندگی می كردند، به پذیرش آیین اسلام ترغیب شدند.(17)

11. حضور صحابه بزرگ پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) در جنگ ها و فتوحات ایران و قبول مسئولیت فرمانداری در نواحی مختلف ایران نیز یكی از عواملی بود كه در ترویج اسلام در ایران تأثیر بسزایی داشت. سلمان فارسی وقتی از طرف خلیفه برای فرمانداری مداین اعزام شد، مردم آنجا منتظر بودند كه او با تشریفات خاصی وارد شهر شود اما سلمان سوار بر درازگوشی برهنه برای اداره امور مردم آن دیار وارد این شهر شد و خدمات ارزنده ای به مردم ارائه داد. این خود از مهم ترین عوامل ترویج اسلام در ایران بود.(18)

12. حضور خاندان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در برخی از شهرها نیز، از عوامل مهم ترویج اسلام در ایران بوده است. چنان كه مشهور است در برخی از فتوحات كه فرماندهی سپاه اسلام با سلمان بود، حسنین ـ علیهما السلام ـ نیز حضور داشتند و به دروازه هر شهری كه می رسیدند مردم آن شهر بدون درگیری اسلام را می پذیرفتند.(19)

در پایان لازم است به چند نكته توجه داشته باشیم:

1. گسترش اسلام و پایداری آن در ایران و صدور آن از این كشور به سایر كشورهای جهان كه هیچ فتحی در آنها انجام نشده بود، علل دیگری دارد. چون حكومت ظالمانه و مستبدانه بنی امیه و بنی عباس از عهده این مسئولیت سنگین برنمی آمدند و عملكرد آنها به عنوان خلیفه در جامعه ایران، پاسخ و نتیجه مثبتی نداشت كه در رشد و پایداری اسلام تأثیرگذار باشد، بلكه برعكس، مردم ایران با دیدن رفتار تبعیض آمیز كارگزاران خلفا و حتی برخی از خلفای نخستین، درباره آنها دچار تردید شدند و فرقه های مختلفی پس از ورود اسلام به ایران به وجود آمد كه ناشی از عملكرد منفی مدعیان دروغین جانشینی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود.(20)

2. عنایت و توجه پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) و امیر مؤمنان و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به ایرانیان و رفع تبعیض از موالی كه در دوره خلفای پیشین رواج داشت (21)سبب می شد كه ایرانیان روز به روز شیفته و شیدای اسلام راستین شوند. چنان كه گفته شده است: «… پدران ما تا اسلام را نمی شناختند در برابر آن جنگیدند و چون شناختند در راه آن جنگیدند. این خود مایه سرافرازی است… یكی از بیچارگی های ایرانیان این است كه تاریخ خود را نمی دانند…».(22)

3. به اعتبار همین اسلام راستین، بر مبنا و محوریت اهل بیت- علیهم السلام – بود كه پس از نهضت امام حسین ـ علیه السلام ـ ، بسیاری از ایرانیان (23)در سپاه مختار برای انتقام حضور داشتند (24)و این اندیشه را به ایران و فراسوی منطقه مركزی، همچون خراسان و طبرستان (مازندران) و… بسط دادند و بنی عباس با زیركی از همین موج سود جست و امویان را برانداخت. پس از حضور امام هشتم ـ علیه السلام ـ و سایر سادات از خاندان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در خراسان، با عشق مردم ایران به خاندان نبوت كه چشمه جوشان اسلام ناب بودند، گسترش اسلام به اوج خود رسید و پیش از حضور امام هشتم ـ علیه السلام ـ كه دوره اختناق امویان بود، ایران بهترین مأمن خاندان رسالت بود. در دوره وقوع اختلاف و آشوب بین بنی امیه و بنی عباس كه معاصر امام باقر و امام صادق ـ علیهما السلام ـ بودند رابطه ایرانیان با چشمه های زلال دین و دانش برقرار بود و خردمندان و اندیشمندان ایرانی پیام اسلام را می گرفتند و در ایران به ترویج و بسط آن می پرداختند و با اندیشه های انحرافی و اختلاف انگیزِ تزریق شده از سوی دستگاه اموی و… مبارزه، و از عقاید راستین اسلام پاسداری می كردند و با بسیاری از شبهات كه از سوی دستگاه حكومت برای نابودی اسلام بر اصول اعتقادات و كلام الهی وارد می شد برخورد علمی می نمودند و به آنها پاسخ می دادند.(25)

بنابراین، از مهم ترین عوامل پایداری و گسترش اسلام در ایران عشق و علاقه مردم ایران به اهل بیت پیامبر ـ علیهم السلام ـ است. چون در مناطقی كه توسط امویان و عباسیان فتح شده بود پس از انقراض حكومت آنها اثری از دین اسلام برجا نماند. (26)این خود بهترین دلیل بر ردّ نظریه «بسط و گسترش اسلام به زور شمشیر» است. چون هرگاه دین در قلوب مردم رسوخ كرد و جزئی از فرهنگ و زندگی آنان شد هرگز رنگ نیستی و زوال نخواهد پذیرفت.

پی نوشت:

1. کوئن، بروس، مبانی جامعه شناسی، تهران، انتشارات سمت، چاپ چهارم، 1372ش، ص59.

2. سوره بقره ، آیه 2: وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ.

3. ر.ک: ابن هشام، السیره النبویة، تهران، انتشارات اسلامیه، چاپ چهارم، 1368ش، ص358. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ترجمه آیتی، محمد ابراهیم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم، 1374ش، ج1، ص442. آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تهران، انتشارات دانشگاه، چاپ ششم، 1378ش، ص390. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ دوم، 1382ش، ج1، ص91ـ377 ،430. پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در مدینه اقلیت های دینی و اسرای مشرکین را در انتخاب پرداخت جزیه و قبول اسلام آزاد می گذاشت و… این ها بهترین دلیل بر به کار نگرفتن زور و استبداد در قبولاندن دین اسلام توسط پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) است.

4. ر.ک: سوره اعراف ، آیه 158. سوره سبا، آیه 28. سوره قلم، آیه52. و… .

5. ر.ک: احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، قم، انتشارات یاسین، چاپ اول، 1363ش، ج1، ص30ـ90.

6. ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 2، 93، 95، 192. درباره اخلاق تحسین برانگیز و حیرت آور پیامبر اکرم (ص) که در ترویج دین اسلام نقش اول را داشته است، ر.ک: سوره آل عمران ، آیه 159. سوره قلم آیه 4.

7. ر.ک: زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران پس از اسلام، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم، 1371ش، ص12 و 14.

8. ر.ک: زرین کوب، همان، ص380. لوبون،گوستاو، تمدن اسلام و عرب، ترجمه فخر داعی گیلانی، سید محمد تقی، تهران، انتشارات علمی، چاپ چهارم، 1334ش، ص158.

9. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه پاینده، ابوالقاسم تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، 1370ش، ج1، ص603ـ615.

11. زرین کوب، عبدالحسین، پیشین ، ص535.

12. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه پاینده، ابوالقاسم، تهران، انتشارات، اساطیر، چاپ چهارم، 1368ش، ج4، ص1436.

13. ر.ک: دورانت، ویلیام جیمز،تاریخ تمدن، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، ج4، ص188، 417ـ428.

14. نهج الفصاحه، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ اول، 1374ش، ص649.

15. ر.ک: مشکور ، رجب نیا، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران(اشکانیان)، تهران، انتشارات دنیای کتاب، چاپ سوم، 1374ش، ص64، 70، 102، 128، 149. پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، انتشارات دنیای کتاب، چاپ اول، 1370ش، ص195 ،206.

16. ر. ک: دورانت، پیشین ، ص169ـ181. زرین کوب، عبدالحسین،بامداد اسلام، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ ششم، 1369ش، ص87.ر.ک: کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، انتشارات دنیای کتاب، چاپ نهم، 1374ش، ص 138 ،638 ـ666.

17. ابراهیم حسن، حسن، تاریخ سیاسی اسلام، تهران، انتشارات دنیای کتاب، چاپ هشتم، 1378ش، ص25 ـ 244 ،268.

18. ابراهیم حسن، همان، ص269.

19. محدث نوری، میرزا حسین، نفس الرحمان فی فضیلة السلمان، تهران، انتشارات آفاق، چاپ اول، 1369ش، ص551.

20. ابراهیم حسن ، پیشین، ص288.

21. ر.ک: یعقوبی، پیشین، ص39ـ 42 . محدث نوری، پیشین،ص67 .

22. محدث نوری، همان، ص358: «عمر در نامه ای به سلمان نوشت: تو با کارهایت در مدائن ـ سلمان تواضع داشت و با مردم مهربان بود و… ـ سلطنت را تضعیف کرده ای. او در جواب نوشت: تو می دانی که پیامبر(ص) نیز با مردم الفت داشت…. ر.ک: همان، ص527. شیرازی، سید علی خان ، الدرجات الرفیعه، قم، انتشارات بصیرتی، 1379ش، ص215: «سلمان برای استانداری مدائن از امیر مؤمنان اجازه گرفت».

23. کسروی، احمد، در پیرامون تاریخ، تصحیح عزیز علیزاده، انتشارات فردوس، 1377ش، ص134.

24. ر.ک: خضری، سید احمدرضا، تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1378ش، ص3ـ15.

25. ر.ک: جعفریان، رسول، تاریخ تشیع، تهران،انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، 1371ش، ص 68.

26. ر.ک: ، مفید، محمد بن محمد، الارشاد، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، 1413ق، ج2، ص160ـ330. خضری، سید احمدرضا، پیشین، ص34. جعفری، سید محمدحسین، تشیع در مسیر تاریخ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، 1373ش، ص290 ،302.

27. لوبون، گوستاو، پیشین، ص165 ـ 167 ،که اشاره به اخراج مسلمین از جزیره سیسیل و… می کند. «نمونه دیگر انقراض حکومت در اندلس… که به زور شمشیر تمام این مناطق فتح شده بود، ولی اکنون فقط آثاری تخریب شده از این دوران بر جای مانده است. همان، ص171ـ174 «در این قرن اندلس از دست اعراب خارج شد و حکومتی که در آن جا از هشتصد سال به این طرف داشتند، با تمدن شان هر دو به تمام معنا خاتمه پیدا کرد».

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.

بدون دیدگاه