به طورکلی تاثیر دین و باورهای دینی در سلامت فرد و جامعه بسیار پراهمیت است. مطالعات انجام شده حاکی از آن است که میتوان در گرو اعتقادات و اعمال صالح و اخلاقی پسندیده به یک آرامش روانی دست یافت و انسان معتقد را به یک انسان سرزنده و بشّاش که همیشه در حال تلاش و تکاپوست در میآورد، در ارتباط با جامعه خود است و در هر زمینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سعی بر آن دارد که با توجه به توانایی های خودش بهترین باشد. انی نوشته درباره تأثیر دین در سلامت روانی فرد و جامعه مطالبی ارائه داده است.
تاثیر دین و باورهای مذهبی در بهداشت روانی
در قرآن در سوره مباركه فتح میخوانیم: «هوالذی انزل السكینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم..؛ اوكسی است كه آرامش را در دل های مؤمنان نازل كرد تا ایمانی به ایمانشان بیفزایند…» اولین برداشتی كه صورت میگیرد این است كه بدون ایمان، آرامش روحی و روانی وجود ندارد.
به تعبیر علامه طباطبایی «ظاهراً مراد از سكینت در این آیه آرامش و سكون نفس و اطمینان آن، به عقائدی است كه به آن ایمان آورده و لذا نزول سكینت را این دانسته كه «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم» تا ایمانی بر ایمان سابق بیفزایند. پس معنای آیه این است كه: خدا كسی است كه ثبات و اطمینان را لازمه مرتبه ای از مراتب روح است در قلب مؤمن جای داد تا ایمانی كه قبل از نزول سكینت داشته بیشتر و كاملتر شود.» (عسکری، حسن – 1386)
در آیه شریفه 28 سوره رعد در قرآن کریم، آمده است که :« َالا بذکر الله تطمئن القلوب؛ آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد.»
هنگامیکه انسان دردمند و تنها، ناامید از دیگران در کاهش دردهای جسمی، یا روانی خود راهی به جایی نمییابد، هنگامیکه امید بهبودی از بیمار مبتلا به اختلال روانی، یا جسمانی با سیری مزمن و پیشرونده سلب میشود و درمان های کلاسیک کمکی به او نمیکند، تنها راهی که برای نجات از اضطراب، افسردگی و دردهای جانکاه او باقی میماند، یاری جستن از ایمان و باور دینی است. (کالابراس،1987 – به نقل از دادفر، محبوبه)
پیرامون اهمیت مذهب بر سلامت روانی میتوان به سخن بنیامین راش به عنوان پدر علم روانپزشکی اشاره کرد. او اظهار میدارد که نقش مذهب در سلامت روانی انسان همانند اکسیژن برای تنفس است. (کرمیو همکاران، 1385، ص34)
افراد متدین به هر نسبت که ایمان قوی و محکم داشته باشد از بیماری روانی مصون تر هستند. از جمله آثار ایمان دینی آرامش خاطر است. ایمان دینی به حکم اینکه به انسان که یک طرف معامله است، نسبت هیجان که طرف دیگر معامله است، نسبت به هیجان که طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان میبخشد. دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان از میان میبرد و بجای آن به او آرامش خاطر میدهد.(مطهری – 1375)
کارل گوستاو یونگمیگوید: «من صدها تن از بیماران را معالجه و درمان کرده ام. از میان بیمارانی که در نیمه عمر خود (35 سالگی به بعد) به سر میبرند حتی یک بیمار را نیز ندیدم که اساساً مشکلش نیاز به یک گرایش دینی در زندگی نباشد. به جرأت میتوانم بگویم که تک تک آنها به این دلیل قربانی بیماری روانی شده بودند که آن چیزی را که ادیان موجود در هر زمانی به پیروان خود میدهند، نداشتند و فرد فرد آنها، تنها وقتی که به دین و دیدگاه های دینی بازگشته بودند به طور کامل درمان شدند.» (بوترابی، خدیجه- 206)
اما برخی از نظریه پردازان روانشناسی نظر دیگری دارند. فروید در نامه ای به یونگ در سال 1910مینویسد: من از اعماق وجود خود تنها به یک چیز میتوانم اطمینان کنم، عمیقاً بر این باورم که تمامیشالوده نیاز انسان به دین، بر درماندگی خردسالانه او قرار دارد. نوع بشر پس از تولد دنیای بدون پدر و مادر را نمیتواند تحمل کند و برای خود، خدای عادل و طبیعت دلپذیر، این دو بدترین دروغ انسانی را که میتوانست تصور کند، بنا مینهد… ( پالمر، ص15)
فروید به شدت معتقد بود که نیروی مخالفت های او در برابر دین، در ویژگی علمیآنها نهفته است و مجادلات او در برابر دین، بدان جهت نیرومندند که دین دقیقاً همان علائم بیماری روان آزردگی را از خود نشان میدهد که علم روان تحلیل گری از طریق فرآیند پژوهش تجربی به دست آورده است. (همان ص25)
در پژوهشی که اخیراً توسط محمدی و مهرابی زاده انجام گرفته ارتباط بین نگرش مذهبی با مکان کنترل بررسی شده است. مکان کنترل، بیانگر آن است که فرد حوادث زندگی خود را به تا چه حد به عوامل بیرونی ( مانند شانس، تصادف افراد دیگر، سرنوشت، قضا و قدر و دیگر نیروهای بیرونی) یا عوامل درونی ( مانند گرایش های شخصی، توانمندی یا کوشش درونی) نسبت میدهد. در حالت اول به مکان کنترل بیرونی و در مورد دوم درونی اطلاق میشود.( محمدی، مهرابی زاده، 85، ص 50)
مقابله های دینی و سلامت روانی
شیوه هاى مقابله، توانایى هاى شناختى و رفتارى هستند كه توسط فرد در معرض استرس به منظور كنترل نیازهاى خاص درونى و بیرونى كه فشارآور بوده و فراتر از منابع فردى مى باشند، به كار گرفته مى شوند. (هینز و همكاران، 1991)
در همین راستا مقابله دینى به عنوان روشى كه از منابع دینى مانند دعا، نیایش، توكل و توسل به خداوند و… براى مقابله استفاده مى كند، تعریف شده است. یافته هاى اخیر نشان داده اند، از آن جا كه این نوع مقابله ها هم به عنوان منبع حمایت عاطفى و هم وسیله اى براى تفسیر مثبت حوادث زندگى هستند و مى توانند به كارگیرى مقابله هاى بعدى را تسهیل نمایند، از این رو به كارگیرى آنها براى بیشتر افراد مفید است. (كارور و همكاران، 1989به نقل از دادفر)
دین به طور اعم ارتباط انسان با خالق هستی و اعتقاد به حضور دائم او، میتواند در ایجاد بهداشت روانی و درمان بیماری های روانی تأثیر بسزایی داشته باشد.( یونگ، به نقل از کرمیو همکاران)
داشتن معنی و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن در زندگی به منبعی والا و امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای، برخورداری از حمایت های اجتماعی و … همگی از جمله منابعی هستند که افراد متدین با برخورداری از آنها میتوانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند. (همان)
بی پناهی، احساس بی کسی و پوچی که در بیشتر اختلال های روانی به چشم میخورد، در اعتقاد به وجود یک، حامیمقتدر و پناه دهندده که مصدر نیکی ها و کارهای خیر است رگ میبازد و در بالا بردن بهداشت روانی او موثر است. (قریشی راد، فخرالسادات، 85)
در تحقیق دیگری که توسط پالوما و پندلتون در مورد نقش مذهب در سلامت روان انجام شد، مشاهده گردید که اعتقادات مذهبی و نماز خواندن ارتباط قوی و مستقیمیبا احساس رضایت کامل از زندگی دارند. (کرمیو همکاران، 1385، ص36)
دین و بیماری روانی
تأثیر استرس در اختلالات روانی موضوع پژوهش های متعددی در نیم قرن گذشه است و روانشناسان بر این باورند که زندگی در قرن بیست و یکم همراه با استرس و تنیدگی روانی و بحران هایی است که باعث بیماری های جسمانی، و حتی مرگ میشود.
بیماران روان درمانى حمایتى هفتگى به مدت 45 دقیقه یك بار در هفته به مدت 20 جلسه و روان درمانى كه شامل قرائت قرآن، نقل حدیث، روایات و آموزش باز مسائل دینى و ترغیب به نماز و دعا به عنوان یك نوع مراقبه را دریافت داشتند. روش آنها مثل پژوهش قبلى بود كه توضیح داده شد. تكنیك شناخت درمانى با تأكید بر مضمون دینى و با استفاده از آموزش هاى دینى بود.
نتیجه اى كه از این پژوهش به دست آمده نشان مى دهد كه آزمون t یك ماهه و سه ماهه تفاوت معنى دارى نشان داد، ولى در پایان شش ماه تفاوت معنى دار نبود. سرعت بهبود در بین افرادى كه از این روش استفاده مى كنند به طور چشمگیرى زیاد است. آنها توصیه كردند كه مطالعات بیشترى روى نحوه ارائه این نوع روان درمانى و به ویژه از نظر اجزاء و ریز محتوى برنامه روان درمانى صورت گیرد.
كن وى ضمن تحقیقى كه در زمینه تأثیر دین بر سلامت روان در سال 6 ـ 1985 روى اشخاص سالمند انجام داد دریافت كه شرایط طبى استرس زا در بین اشخاص سالمند شایع تر بوده ولى اعتقادات و اعمال دینى شامل نماز خواندن، فكر كردن در مورد خداوند و عقاید درونى فرد به عنوان مكانیزم هاى مهم براى كم كردن استرس و بهتر كردن توانایى سازش با اینها در بین بیماران سالمند به ویژه سیاه پوستان به كار مى روند. (به نقل از طهماسبى پور و كمانگرى، 1376)، ( دادفر، 86)
همچنین افسردگی بسیار پایین را در بین سالمندان عامل به مذهب نشان داده شده. مورفی و همکاران(2000) نیز نشان دادند که اعتقادات دینی و عامل بودن یا نبودن به آن، با نبود افسردگی همبسنگی داشته است.
توبه و نقش آن در سلامت روان
«توبه» در لغت، به معنای رجوع است. وقتی بنده به مولای خود برمیگردد، میگویند توبه كرده است. خداوند در قرآن كریم به همه مؤمنان دستور توبه میدهد. «و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلكم تفلحون» (سوره نور،آیه31) (صفورایی پاریزی، محمد مهدی – 1386)
توبه و باز گشت از گناه و حركت به سوی خدا، تنها راه نجات گناهكاران، وسیله تقرّب و دوستی با خدا، تبدیل كننده سیئات به حسنات و مایة امید ناامیدان و نخستین مقام عارفان و اوّلین منزل سالكان كوی دوست است. توبه با همه خواصی كه دارد یك خاصیت ویژه و ممتاز، برای توبه كننده دارد، و آن ایجاد آرامش واطمینان روحی و روانی است. چرا كه كسی كه خود را گنهكار میداند در یك بحران روحی به سر میبردكه با توبه این بحران روحی تبدیل به آرامش و سكون خاطر فرد میشود. (عسگری، حسن – 1386)
توبه یا اقرار به گناه در تمام ادیان توحیدی یهودیت و مسیحیت و اسلام وجود دارد و یکی از مشترکات این ادیان است. احساس گناه، سبب احساس کمبود و اضطراب در انسان میشود و این احساس به بروز عوارض بیماری های روانی منجر میشود.
روان درمانی در چنین مواردی بر موضوع تغییر دیدگاه های بیمار درباره ی اعمال گذشته وی که سبب احساس گناه هستند توجه میکند.
بیمار در این حالت از دیدگاه جدیدی به اعمال خود مینگرد به طوری که دیگر دلیلی برای احساس گناه در خود نمیبیند در نتیجه سرزنش وجدانش تخفیف مییابد و برای پذیرش « خود » آماده تر میشود و سرانجام اضطراب و عوارض بیماری روانی اش از بین میرود.(بوترابی، خدیجه،1382، 207)
با توجه به اینکه ارتکاب گناه با احساس گناه همراه است انسان دارای دستگاه فطری الهام خیر و شر است، در این صورت باید نوعی در رفتار ظاهر شود، و این تنش بر خلاف سایر اشکال تنش که از مظاهر اضطراب به حساب میآیند، خصوصیت بهداشتی و بهنجاری روانی دارد. مطابق این احساس، در صورت ارتکاب خلاف، یا برخورد با هرنوع خلاف، بایستی در فرد تنش ایجاد شود که علت آن به احساس مسئولیت بر میگردد و در غیر این صورت، در حالت بی توجهی به خلافکاری، فرد فاقد احساس مسئولیت خواهد بود.( بستانی، محمود، 1372)
در قرآن روش توبه را که روشی بی نظیر و موفق برای احساس گناه است، به ما ارائه میشود…زیرا توبه یا بازگشت به سوی خداوند متعال سبب آمرزش گناهان و تقویت امید انسان به جلب رضایت الهی است و همین دلیل موجب کاهش شدت اضطراب انسان میشود (بوترابی و نجاتی- قرآن و روانشناسی ص 366) .
«لاتقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً ؛ از رحمت خداوند نومید نباشید که همانا خدواند همه گناهان را میآمرزد.» (زمر ، آیه 52)
از نظر روانی، بخشودگی ناپذیر بودن جرم و گناه تبهکار، سبب تثبیت تبهکاری اش میشود. مثلاً اگر به کسی بگویند تو با این اعمالی که انجام داده ای، هیچ گاه به رستگاری نمیرسی و مورد لطف و مرحمت خداوند قرار نمیگیری، او با خود میگوید: در این صورت معنا ندارد که مراقب خودم باشم که از اعمال ناروا خودداری کنم، چون فایده ای ندارد و نمیتوانم سعادتمند باشم. بدین سبب خداوند رئوف و مهربان مقرر داشته که در صورت تحقق انقلاب درونی توبه و انابه، همه گناهان به گونه ای آمرزیده میشود که گویی گناهی نکرده است. ( همان، ص 226)
برخی از آثار توبه در پیشگیری از آسیبهای روانی:
*توبه انسان را محبوب خدا میكند.
«انّ اللّه یحبّ التّوابین و یحبّ المتطهرین» (بقره: 222)
و پیامبر گرامی(صلیالله علیه و آله) میفرماید: «لیس شیءٌ احبُّ الی الله من مؤمنٍ تائبٍ او مؤمنةٍ تائبةٍ» (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 6، ص 21)
*توبه سبب توقّف آسیب میشود.
*توبه آسیبها و ناملایمات روحی و روانی را ترمیم میكند.
*توبه آسیبها و ناملایمات روحی و روانی را درمان مینماید.
*توبه از عوارض جانبی آسیب جلوگیری میكند.
*توبه اثرات مخرب آسیب را از روح و روان میزداید.
*توبه روح و جان آدمیرا شست وشو و تطهیر میكند.
*توبه انسان را از حالت سكون و ركود بازمیدارد.
*توبه انسان را به كار و تلاش سازنده وامیدارد.
دعا و سلامت روانی
دعا در اصطلاح عبارتست از توجه به خداوند، راز و نیاز کردن و ارتباط با او اعراض از غیر و استمداد از او، به سخن دیگر دعا ارتباط روحی و معنوی، روی آوردن به آفریدگار عالم و ماورای ظواهر، اظهار عجز و عبودیت و درخواست نیاز از پیشگاه بی نیاز است.(صانعی، 1382، ص 235)
دعا و نیایش تسلی بخش دل های خسته و مایه روشنی و صفای جان و نیروبخش انسان در برابر مشكلات و فراز و نشیب های زندگی است. انسان موجودی است بی نهایت كوچك، وقتی در برابر آفریدگارش كه بی نهایت بزرگ است قرار میگیرد و خود را، حتی كمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذره ای در مقایسه با كهكشان ها مییابد، احساس كوچكی در برابر آن عظمت، او را به كرنش و نیایش وا میدارد و همه عظمت در همین احساس نیازمندی است.
آنچه كه این «هیچ» را به آن «همه» پیوند میزند دعاست. كم نیستند كسانی كه دلهره، نگرانی، ترس، اضطراب و تشویش خاطر را در مقاطع خطر وسختی ها و بحرانها، با داروی«دعا» درمان میكنند.
قرآن هم به اثر آرامش بخشی دعا اشاره میكند. آنجا كه میفرماید:«خذ من اموالهم صرقه تطهرهم و تزكیهم بها وصلّ علیهم انّ صلوتك سكن لهم والله سمیع علیم؛ از اموال آنها صدقه ای (زكات) بگیر تا به وسیله آن آنها را پاك سازی و پرورش دهی، و به آنها (هنگام گرفتن زكات) دعا كن كه دعای تو مایه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست» (عسگری، حسن – 1386)
برای همین میتوان این برداشت را از این آیه كرد كه: دعای خیر در حق یكدیگر موجب تسكین و آرامش روحی و دعا كننده و دعا شونده، میشود. (عسگری، حسن – 1386)
برخی از پزشکان بر این باورند که در بسیاری از موارد دعا در بهبودی حال بیماری موثر بوده است. بنابراین باید دعا را در معالجه بیماران یکی از شیوه های موثر دانست.
در مورد بسیاری از مردم دعا برای درمان بیماری های روانی بسیار موثر بوده و در نتیجه صحت بدنی و جسمیآنها را در پی خواهد داشت. افراد مذهبی میپذیرند که هر واقعه و امری در زندگی آنها رخ میدهد انعکاسی از مشیت الهی است و این مشیت الهی که از نظر آنها پنهان است در نمازها و دعاها مشهود میگرد. اگر نیرویی برای تحمل پیش آمدها لازم باشد در اثر دعا و نماز به دست میآید. (بوترابی، 207)
آرام سازی یکی از شیوه های مورد استفاده برخی از روان درمانگران برای درمان بیماری های روانی است و انسان میتواند آنرا از راه تمرین بیاموزد. خواندن نماز آن هم پنج بار در شبانه روز، خود بهترین برنامه آرام سازی میتواند باشد.
پیامبر اکرم (ص) به هنگام فرا رسیدن اقامه نماز میفرمود:« ای بلال ما را با نماز به آرامش وادار» و در در حدیث آمده است هرگاه امری بر رسول خدا سخت میآمد، به نماز میایستاد. حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز، انسان را از اضطرابی که بیمار روانی همواره از آن رنج میبرد، میرهاند.
دعا و تضرع در درگاه خداوند باعث کاهش احساس اضطراب میشود، زیرا مومن میداند که خداوند متعال در قرآن« کریم فرموده است « و قال ربُکم ادعونی استجب لکم؛ پروردگار شما فرمود مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم.» (سوره غافر، آیه60) (بوترابی، ص208)
در انجیل باب 5 نامه یعقوب آمده است : « نزد یکدیگر به گناهان اعتراف نمایید و برای هم دعا کنید تا شفا یابید. دعای صادقانه فرد درستکار قدرت و تأثیر شگفت انگیزی دارد. (ترجمه عهد عتیق، باب 5 ص 1898 – به نقل از بوترابی، ص 209)
گاندی نیز در مورد دعا اظهار میدارد، اگر دعا و نماز نبود من مدتها قبل دیوانه شده بودم.
غزالی میگوید، از طریق ذکر، تمامیترس ها از بین میرود و همه ناراحتی ها از آدم سترده میشود. آنگاه که فرد به یاد خدا میافتد، قلبش مالامال از رضا میشود، قلبی که آکنده از ترس و یاس بوده است. لطف و توجه پروردگار قلب ذاکر را زیر سایه خود قرار میدهد و انسان را به یقین و قاطعیت میرسد که رهایی از ناراحتی های درونی سهل و هموار است و میتوان وسوسه ها را در هم کوبیده و تخیلات باطل را از خود دور ساخت. ( قریشی راد، فخرالسادات، ص257)
ذکر خدا و یاد خدا در جهت سلامت روح و بهداشت روانی بسیار موثر است و موجب پیوند محکم و استوار انسان با خدا میشود.
آدمیمیتواند از ایجاد خصایل زشت و ناپسند اخلاقی در دل و قلب خود جلوگیری کند و زمینه را برای ایجاد بیماری های دل و قلب و روح از بین ببرد.
دل سپردن به پروردگار و مکتبی که خدا برایش فرستاده موجب میشود که انسن از رهگذر آن بتواند از میان تند باد حوادث روزگار و فراز و نشیب های مداوم زندگی و علل و عوامل مشکل ساز با حالتی استوار و با آرامش درونی و توام با اطمینان و یقین عبور کند. ( چکیده مقالات همایش مشاوره از دیدگاه اسلام، همان، ص11 و 12)
برخی مهارت های سلامت روانی در پرتو دین
برای رسیدن به زندگی آرام و توأم با آرامش و رضایت بخش قبل از هر چیز باید تفکرمان را اصلاح کنیم. آنگاه زندگی خود به خود تغییر خواهد کرد. چرا که زندگی ما بر پایه اندیشه ماست.
یافتن معنا در زندگی یکی از مهارت های آرامش و سلامت روانی است که این مهارت در گرو شناخت هستی و خالق و شناخت خود به عنوان جزئی از این مجموعه هستی است. معنا در زندگی یعنی چیزی که به خاطر آن زندگی میکنیم و زندگی برای یک ایده و تفکر و برای خدمت صادقانه به خلق بهترین معنا و مفهومیاست که دین به انسان میدهد. بهتر است آرزوهایمان را معقولانه و کم در نظر بگیریم چرا که آرزوهای طولانی که از دایره عمر انسان خارج باشد، سبب تنش و فشار روانی میشود.
باید توانایی های خود را بشناسیم و به دانسته های خود ارزش بدهیم. انسان های شاد و سالم کسانی هستند که از آنچه دارند به بهترین شیوه استفاده میکنند و کمتر در افسوس آنچه ندارند وقت خود را تلف میکنند.
یکی دیگر از مهارت های آرامش درونی این است که؛ تلاش کنیم ولی نگران نتیجه نباشیم.
البته وجود اندکی استرس و نگرانی برای فرد لازم است؛ چون به عنوان جرقه ای در شروع فعالیت موثرند، ولی نباید اجازه دهیم این استرس و نگرانی سراسر وجود ما را دربرگیرد و دین توکّل را سفارش کرده است، تا با دیدن قدرت برتر به عنوان یاری رسان و شاهد بر فعالیت های خود به آرامش روانی بیشتری برسیم.
لازم نیست تمام پله های ترقی را یک شبه طی کنیم، پیوسته و آهسته حرکت کنیم، که اگر در مسیر صحیح تلاش و تکاپو باشیم طبق سنت الهی در زمین نتیجه عاید ما خواهد شد.
در جمع بودن و با جمع بودن یکی دیگر از مهارت های اساسی آرامش روان است. جمع دوستان خوب و مطمئن بهترین نعمت دنیوی است، دوستانی که مایه خیر و برکت اند و با دین آنها به یاد خدا میافتیم و بهترین آرامش بخش دلها، یاد خداست.
صبر و تحمل و بردباری مهارت دیگری است در حفظ آرامش و سلامت روان. صبر در مقابل عبادت، در مقابل معصیت و همچنین در مقابل ناملایمات زندگی. انسان صبور همیشه قدرت برتر و حکمت الهی را بالای سرخود میبیند و از دیدگاه او زندگی یعنی طی یکسری موانع که باید سعی کند با تلاش و کوشش آنها را طی کند و نه اینکه موانع سد راه زندگی باشند. یعنی انسان فکر نکند برای تن آسایی روی زمین آمده است بلکه او آفریده شده است تا در آبادانی زمین بکوشد .
منابع ومآخذ:
- قرآن کریم
- روانشناسی دینی و نقش دین در سلامت جسم و روان، مجله معرفت
- بحارالانوار ، جلد 6 ، ص21
- پالمر، مایکل – فروید، یونگ و دین، ترجمه محمد دهگانپور و غلامرضا محمودی، 1385- تهران، رشد
- گنجی، حمزه،1386 – بهداشت روانی ، تهران، ارسباران
- محمدی، سید داوود و مهرابی زاده هنرمند، مهناز، 1385 – ارتباط نگرش مذهبی با مکان کنترل و نقش جنسیت – فصلنامه پژوهش های روانشناختی، دوره 9، شماره 3و4، زمستان 1386، صفحات 47 – 62
- قریشی راد، فخر السادات 1382 – نقش مذهب و رویارویی مذهبی در بهداشت روانی- اسلام و بهداشت روانی (مجموعه مقالات ، جلد 2) نشر معارف ،ص249 – 257
- بوترابی، خدیجه 1382 – وجوه مشترک بهداشت روانی در ادیان توحیدی و کتب مقدس، صفحات205- 211
- کرمی، جهانگیر/ روغنچی، محمود/ عطاری، یوسفعلی/ بشیده، کیومرث/ شکری، مهتاب 1385 – بررسی روابط چندگانه ابعاد جهت گیری مذهبی با سلامت روانی در دانشجویان دانشگاه رازی- مجله علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران، پاییز 85،شماره 3
- صفورایی پاریزی، محمّدمهدی، 16/04/1386، آموزههای دینی و نقش آنها در پیشگیری از آسیبهای روانی، منبع:خبرگزاری فارس
- دادفر، محبوبه، 21/10/1386- بررسى نقش دین در بهداشت روانى و فرآیندهاى روان درمانى- منبع: خبرگزاری فارس
- عسگری، حسن، 01/08/1386 – راه های رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن، منبع: سایت باشگاه اندیشه
مهدی رمضانی زین آباد؛ كارشناس امور قرآنی تبلیغات اسلامیورامین