علل و آثار بدزبانی و ناسزاگویی و راهکارهای درمان آن

علل و آثار بدزبانی و ناسزاگویی و راهکارهای درمان آن

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

نیروی نطق و بیان، یکی از مهمترین موهبت های الهی به انسان و از بارزترین عوامل تمایز او از سایر مخلوقات است. این ابزار شگرف، اگر در مسیر خیر و هدایت بکار رود، می تواند عامل سعادت فردی و اجتماعی انسان شود؛ اما اگر در کژراهه هرزه گویی، بدزبانی و ناسزاگویی بیفتد، به بلایی ویرانگر تبدیل شده و علاوه بر هلاکت معنوی گوینده، شیرازه نظم و اخلاق جامعه را برهم می زند. هدف از این مقاله، بررسی اجمالی موضوع بدزبانی و ناسزاگویی و راهکارهای درمانی آن، برمبنای آموزه های اسلامی است.

ماهیت، تعریف و مراتب بدزبانی و ناسزاگویی

بدزبانی، که در اصطلاح فقهی از آن با عنوان «سَبّ» یا «فُحش» یاد می شود، مفهومی وسیع دارد. ناسزاگویی عبارتست از اینکه انسان از امور قبیح و مستهجن با عبارات و الفاظ صریح تعبیر کند و کلمات ناشایست و دور از شأن آدمی را بر زبان جاری نماید.

علما و فقها بر این عقیده اند که مراتب فحش به حسب عادات و موارد با هم فرق می کند؛ لذا حکم شرعی آن نیز متفاوت است؛ بعضی از فحش ها (مانند نسبت ناروای ناموسی که به «قذف» مشهور است) به صورت قطعی حرام و دارای حد شرعی است و بعضی دیگر (مانند استفاده از کنایات رکیک تر یا الفاظ سخیف) نیز شدیداً مکروه و مذموم است.

بنابراین، انسان مؤمن باید از بکار بردن الفاظ و عباراتی که بر اشیاء قبیح و مستهجن دلالت دارد اجتناب ورزد. در هنگام ضرورت نیز نباید به آن ها تصریح کند، بلکه باید به صورت کنایه و رمز به آن ها اشاره نماید. این شیوه، ادب قرآنی است، چنانکه خداوند حتی به روابط زناشویی تصریح نفرموده، بلکه به صورت کنایه از آن به «مسّ» [۱] و «لمس» [۲] تعبیر فرموده است.

ریشه ها و اسباب بدزبانی و ناسزاگویی

بدزبانی و ناسزاگویی، یک رفتار ناگهانی نیست، بلکه تدریجی و اکتسابی بوده و نتیجه انباشت سوء رفتارهای درونی است. منابع دینی، دو عامل اصلی را برای پیدایش این آفت زبانی مطرح می کنند که نیازمند توجه ویژه برای معالجه هستند:

الف) خشم و غضب مهارنشده

یکی از اساسی ترین محرک ها، حالت خشم و غضب است. وقتی شخصی از فردی ناراحت و خشمگین می شود و قصد آزار و اذیت او را دارد، به جای استفاده از منطق و دلیل، به بدزبانی و ناسزاگویی متوسل می شود. خشم، عقل را تعطیل و زبان را افسارگسیخته می کند. در این حالت، فرد برای ارضای حس انتقام یا تخلیه هیجانات منفی خود، قبیح ترین کلمات را بکار می گیرد. دشنام در حقیقت، ابزاری ضعیف برای تسکین موقت غضب است که پیامدهای بلندمدت روانی و اجتماعی وخیمی به دنبال دارد.

ب) معاشرت ناسالم

عامل مهم دیگر در رواج بدزبانی و ناسزاگویی، همنشینی با افراد ناسالم است. اگر انسان با افراد پست و فرومایه و کسانی که اهل فسق و فجور هستند، مجالست و همنشینی کند و با آن ها رفیق و مأنوس گردد، به تدریج روحیات، خُلقیات و گفتار آنان در او اثر می گذارد. از آنجایی که سخنان عادی این گروه توأم با هرزه گویی و فحاشی به یکدیگر است، این رفتار به صورت تدریجی به فرد سرایت می کند.

در ابتدا، گاهی اوقات آن الفاظ رکیک بر زبانش جاری می شود و به زشتی آن کلمات توجه دارد؛ اما بعد از مدتی، قبح آن الفاظ از نظرش زائل شده و فحش دادن و فحش شنیدن برایش به صورت امری عادی در می آید. این روند مخرب به جایی می رسد که در شرایط معمولی به طور ناخودآگاه، این الفاظ زشت بر زبانش جاری می شود و کمتر سخنی می گوید که چاشنی آن فحش و ناسزا نباشد.

آثار زیان بار بدزبانی و ناسزاگویی در دنیا و آخرت

باید توجه داشت که بدزبانی و ناسزاگویی، صرفا یک گناه و آسیب اخلاقی فردی نیست بلکه یک آسیب اجتماعی و عامل فساد است که نتایج سوء بسیاری بر زندگی فرد و جامعه می گذارد. برخی از آثار زیانبار آن عبارتند از:

۱. انزجار نیکان و جذب بدان

یکی از نخستین و مهمترین آثار بدزبانی و ناسزاگویی، تغییر در دایره ارتباطات و دوستی های اجتماعی است. فحش دادن و هرزه گویی باعث می شود که خوبان و نیکان، از فحش دهنده تنفر و انزجار پیدا کنند و در نتیجه از او دوری گزینند. این انزوا از صالحان، خلأیی ایجاد می کند که بَدان و رذلان، دور او را می گیرند و او را غرق در فساد و تباهی می کنند.

امیرمؤمنان علی (ع) می فرماید: «از هر کلام زشت و سخن ناروا پرهیز کن؛ زیرا با گفتن آن، پستان و رذلان به تو روی می آورند و کریمان از تو می گریزند» [۳]. این کلام، یک قانون اجتماعی را بیان می کند که بدزبانی، عملاً فرد را از دایره حمایت و دوستی انسان های شایسته خارج می سازد.

۲. کینه توزی و تولید عداوت

بدزبانی و ناسزاگویی، ریشه کینه ها و دشمنی هاست. وقتی فردی مورد ناسزا قرار می گیرد، حتی اگر به مقابله برنخیزد، بذر کینه در دلش کاشته می شود. این چرخه کینه توزی، ثبات و آرامش روانی و اجتماعی را از بین می برد. شخصی از قبیله بنی تمیم از پیامبر (ص) موعظه خواست، و حضرت در میان مواعظ خود، این جمله کلیدی را فرمود: «به مردم فحش مده که باعث دشمنی آنها می شود» [۴].

۳. محرومیت از رحمت الهی و بهشت

از منظر شرعی، بدزبانی و ناسزاگویی، گناهی بزرگ محسوب می شود که آثار اخروی سنگینی دارد. امام صادق (ع) می فرماید: «فحش دادن، ظلم است و ظالم در آتش دوزخ قرار دارد»[۵]. ظلم در اینجا، شامل ستم به نفس و ستم به دیگران است.

پیامبر اکرم (ص) در کلامی کوبنده، عاقبت این صفت زشت را مشخص فرموده اند: «خداوند بهشت را حرام کرده بر هر دشنام دهنده بی ابروی بی حیایی که از آنچه می گوید و از آنچه به او گفته می شود باکی ندارد و متأثر و ناراحت نمی شود» [۶].

۴. نشانه نفاق و شرکت شیطان

در روایات معصومان (ع)، بدزبانی و ناسزاگویی، رفتاری مذموم و پیروی از شیطان است. پیامبر (ص) فرمود: «هرگاه شخصی را دیدید که نسبت به آنچه می گوید یا درباره او گفته می شود بی مبالات و بی تفاوت است پس همانا او یا زنازاده است و یا شیطان شریک او بوده است» [۷]. در روایت دیگری از امام باقر (ع) آمده است که اگر دشنام گویی مجسم می شد، صورت بدی بود [۸].

۵. هلاکت معنوی و عدم قبولی دعا

بدزبانی و ناسزاگویی، فرد را در پرتگاه هلاکت قرار می دهد. رسول خدا (ص) فرمود: دشنام مؤمن مانند نزدیک شدن به مرگ و هلاکت است. [۹] در بنی اسرائیل، مردی سه سال دعا کرد تا خدا پسری به او بدهد اما مستجاب نشد. در خواب به او گفته شد: «تو سه سال تمام خدا را با زبانی بد و هرزه، ولی دلی سرکش و ناپرهیزکار، و نیتی نادرست می خوانی، پس باید از هرزه گویی بدر آیی، و دلت پرهیزگار، و نیتت درست گردد (تا خواهشت برآورده شود)». این داستان نشان می دهد که بدزبانی، مانع مهمی در استجابت دعا و ارتباط با پروردگار است.

راهکارهای درمان بدزبانی و ناسزاگویی

برای معالجه آفت بدزبانی و ناسزاگویی، باید ریشه های آن را خشکانید و روش های رفتاری و اعتقادی را به صورت همزمان بکار گرفت. راهکارهای پیشنهادی در متون دینی، بیشتر بر محور پیشگیری از اسباب فحش می باشد:

۱. دوری از عوامل پیدایش غضب

انسان باید از مقدمات پیدایش غضب اجتناب کند تا نسبت به مؤمنان به خشم نیاید؛ این یعنی مدیریت محیط و موقعیت هایی که زمینه تحریک خشم را فراهم می کنند.

۲. فرو نشاندن غضب و کنترل اعصاب

هنگام بروز خشم، باید غضب خود را فرو نشاند و بر اعصاب خود مسلط شد. تمرین خاموش کردن خشم، پرهیز از تصمیم گیری در حالت عصبانیت، و تغییر حالت فیزیکی (مثلاً نشستن یا دراز کشیدن) از جمله روش های عملی کنترل خشم است.

۳. پرهیز از معاشرت های فاسد

انسان باید از معاشرت با اهل فسق و فساد پرهیز نماید تا بتواند زبان خود را از بدزبانی و ناسزاگویی باز دارد. دوری از همنشینی با کسانی که سخنان عادی آنها توأم با فحاشی است، گامی اساسی برای حفظ پاکیزگی زبان و روح است.

مراتب گناه بدزبانی و ناسزاگویی و احکام شرعی آن ها

دشنام دادن به افراد و مقدسات، دارای احکام و مجازات های فقهی متفاوتی است که نشان از اهمیت والای این موضوع در شریعت دارد.

۱. سبّ و دشنام به مؤمن

بدزبانی و ناسزاگویی به مؤمن، از گناهان کبیره است. رسول خدا (ص) فرمود: «دشنام به مؤمن، فسق و جنگ با او کفر است.»[۱۰] «فسق» به معنای خروج از راه طاعت و بندگی خدا است و «قتال» (جنگ) با او خروج کامل از دایره اسلام تلقی شده است. سبّ مؤمن تعزیر دارد [۱۱] و در روایتی دیگر، گواهی دادن به کفر مؤمن، باعث بازگشت کفر به خود گوینده می شود. [۱۲] این تأکیدات شدید، به دلیل لزوم حفظ کرامت و آبروی مؤمن است.

۳. سبّ پیامبران و ائمه معصومین (ع)

یکی از بزرگترین و نابخشودنی ترین انواع سبّ، دشنام به پیامبر (ص)، ائمه معصومین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) است. حکم شرعی این عمل، وجوب قتل دشنام دهنده است. [۱۳] این حکم تا حدی شدید است که هر کسی که دشنام و سبّ آنان را بشنود، در شرایطی که بر جان و مال خود و سایر مؤمنان خسارت جبران ناپذیری وارد نشود، بر او واجب است که دشنام دهنده را به قتل برساند و قتل او بر اذن ولی فقیه و حاکم شرع متوقف نیست. پیامبر (ص) فرمود: «هر کسی که علی را دشنام دهد، مرا دشنام داده و هر کس مرا دشنام دهد، خدا را دشنام داده است.» [۱۴]

۴. حرمت دشنام به مقدسات دیگران

قرآن کریم برای حفظ مقدسات دینی از نیش زبان و گزند مشرکان، مؤمنان را از بدزبانی و ناسزاگویی به بت ها به شدت منع می کند و می فرماید: «و لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ؛[۱۵] نباید شما مؤمنان به بت های آنان دشنام بدهید؛ زیرا عکس العمل آنان نیز این خواهد بود که از روی جهالت و لجاجت، معبود حقیقی و پروردگار شما را دشنام دهند.»

امام صادق (ع) فرمود: «مؤمنان به بت های مشرکان دشنام می دهند و در نتیجه مشرکان هم به معبود مؤمنان ناسزا می گویند؛ پس خداوند از دشنام به بت ها نهی فرموده تا کافران معبود مؤمنان را دشنام ندهند؛ پس مؤمنان به واسطه دشنام به بت ها، مشرک می شوند در حالی که خود نمی دانند.» [۱۶]

به همین جهت، امیرمؤمنان (ع) در جنگ صفین، وقتی شنیدند جمعی از اصحاب، معاویه و پیروان او را دشنام می دهند، فرمودند: «من دوست ندارم که شما فحاش باشید، لکن اگر شما به جای دشنام، اعمال آنها را توصیف و احوال آنها را ذکر کنید، به حق نزدیکتر و برای اتمام حجت بهتر است.» [۱۷] این دستور، یک اصل اخلاقی و استراتژیک برای حفظ گفتمان دینی است.

۵. سبّ و دشنام به پدر و مادر

یکی از بدترین موارد بدزبانی و ناسزاگویی، بدزبانی و ناسزاگویی به پدر و مادر است که به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم رخ می دهد:

الف) بدزبانی و ناسزاگویی مستقیم: فرزند مستقیماً به پدر و مادرش دشنام دهد و به آنان ناسزا گوید که در قرآن از آن نهی شده است. [۱۸]

ب) بدزبانی و ناسزاگویی غیرمستقیم: فرزند به پدر و مادر دیگری فحش دهد که او هم متقابلاً به پدر و مادر او فحاشی کند. پیامبر (ص) فرمود: «ملعون کسی است که به پدر و مادرش دشنام دهد». هنگامی که از حضرت سؤال شد که چگونه انسان به پدر و مادرش دشنام می دهد؟ فرمود: «شخص به پدر دیگری فحش می دهد، او هم پدر او را دشنام می گوید.»[۱۹]

جمع بندی

بدزبانی و ناسزاگویی (سَبّ)، از آفات زبان و از گناهان کبیره در اسلام است که ریشه در خشم کنترل نشده و معاشرت های نادرست دارد. پیامدهای آن شامل انزوای اجتماعی، جذب افراد پست، و محرومیت از بهشت در آخرت است. اسلام این عمل را ستم به نفس و جامعه دانسته و دشنام به مؤمن را در حد «فسق» می داند. همچنین دشنام به مقدسات دیگران برای جلوگیری از هتک حرمت الهی ممنوع است. پرهیز از بدزبانی و ناسزاگویی، یک ضرورت شرعی، اجتماعی و اخلاقی برای حفظ سلامت فرد و انسجام جامعه است.

پی نوشت ها

[۱]. آل عمران/۴۷؛ مریم/۲۰.

[۲]. نساء/۴۳.

[۳] آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۹۱.

[۴] کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۶۰.

[۵] کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۲۵.

[۶] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۲۹.

[۷] کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۲۳.

[۸] فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج۵، ص۲۱۷.

[۹] کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۵۹.

[۱۰] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸، ص۶۱۱.

[۱۱] کلینی، فروع کافی، ج۵، ص۲۴۰.

[۱۲] فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج۵، ص۲۱۸.

[۱۳] خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۷۶.

[۱۴] شیخ صدوق، الأمالی، ص۹۷.

[۱۵] قرآن کریم، انعام، آیه ۱۰۸.

[۱۶] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۹۸.

[۱۷] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹.

[۱۸] قرآن کریم، اسراء، آیه ۲۳.

[۱۹] فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۷۷.

منابع

  • قرآن کریم
  1. آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی، غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۱۰ ق.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق.
  3. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ ق.
  4. فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، المحجه البیضاء فی تهذیب الإحیاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.
  5. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۴ ق.
  6. خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۶ ش.
  7. شیخ صدوق، محمد بن علی بن حسین بابویه قمی، الأمالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ ش.
  8. سید رضی، ابوالحسن محمد بن حسین موسوی، نهج البلاغه، بی جا، بی نا، بی تا.

منابع اقتباس

  1. امین، سیدمحمد، آفات زبان، ص۱۷۳، پایگاه اطلاع رسانی حوزه با عنوان فحش دادن و بدزبانی در روایات و راه درمان.
  2. سعادتی، محمدجواد، آثار فحش و ناسزاگویی، روزنامه کیهان، ۵مهر ۱۳۹۳.
بدون دیدگاه