آیه تطهیر یکی از آیات مهمی است که شیعیان برای اثبات عصمت امامان معصوم (علیهم السلام) به آن استناد می کنند. آیه تطهیر در قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۶۶ آمده است و می فرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا؛ خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
شیعیان معتقدند که «اهل بیت» در این آیه به پیامبر اکرم (ص) و خاندان ایشان، به ویژه حضرت فاطمه زهرا (س) و دوازده امام معصوم اشاره دارد. برخی از مخالفان این تفسیر را قبول ندارند و معتقدند که «اهل بیت» در این آیه تطهیر به همسران پیامبر (ص) یا به طور کلی به همه مسلمانان پاک و مطهر اشاره دارد.
اراده تکوینی در آیه تطهیر
اراده اى كه در آیه تطهیر مطرح شده، اراده تكوينى است نه اراده تشريعى. خداوند متعال داراى دو گونه اراده است:
۱. اراده تكوينى: اراده اى است كه متعلق اراده دنبال آن واقع شود، مانند اينكه خداوند اراده كرد آتش بر ابراهيم سرد و سالم شود، و اين چنين هم شد.
۲. اراده تشريعى: اراده اى است كه در مورد تكاليف انسان ها وجود دارد. بديهى است در اين قسم، اراده ملازم با مراد نيست. خداوند خواسته است انسان ها نماز بگزارند، اما بسيارى از آنان نماز نمى گزارند. در اراده تشريعى، تخلف اراده از مراد امكان دارد، بر خلاف اراده تكوينى كه اراده از متعلق آن قابل تخلف نيست.
اراده در آیه تطهیر، اراده تكوينى است نه تشريعى، و معناى آن اين است كه: «خداوند خواسته است اهل بيت از هر گونه پليدى از جمله پليدى گناه و معصيت دور باشند و آنان را پاک و پاكيزه قرار داده است».
به دنبال اين خواست از ناحيه خداوند، بر كنارى و دورى از آلودگی ها و پليدی ها و طهارت و پاكيزگى معنوى براى آنان محقق گرديده است؛ نه اينكه خداوند خواسته است كه آنان خويشتن را از پليدی هاى گناه بر كنار دارند و با امتثال دستورات و وظايف الهى، خويشتن را پاک و پاكيزه سازند.
دلايل تكوينى بودن اراده در آیه تطهیر
۱. اراده تشريعى مانند تكليف، به كار ديگران تعلق مى يابد، در حالى كه اراده در آيه كريمه به اِذْهاب رجس و دور ساختن پليدى ـ كه فعل الهى به شمار مى آيد ـ تعلق يافته است، و اين دليل آن است كه اراده به كار رفته در اين آيه تشريعى نيست.
۲. اراده تشريعى خداوند براى دور بودن پليدی ها و پاكيزگى انسان ها ويژه خاندان پيامبر (ص) نيست، بلكه خداوند خواسته و طلب كرده است كه همه انسان ها از پليدی ها بر حذر بوده و به طهارت و پاكيزگى متصف باشند، در حالى كه از آیه تطهیر استفاده مى شود تنها اين اراده ويژه خاندان پيامبر (ص) است و اين به دلالت حصرى است كه در آغاز آيه تطهير آمده است. اين به روشنى مى رساند كه متعلق اين اراده ـ كه دورى از پليدی ها و تطهير ويژه الهى است ـ در خارج تحقق يافته است.
۳. آیه تطهیر – به گواهى روايات و احاديث بسيارى كه در منابع حديثى و تفسيرى شيعه و اهل سنت آمده است – متضمن تمجيد و ستايش خاندان پيامبر (ص) است و اگر اراده در آیه تطهیر اراده تشريعى باشد، تمجيد و ستايشى را در بر نخواهد داشت.
بر اين اساس، آنچه از آیه تطهیر مى آموزيم تحقق اراده خداوند بر طهارت و پاكيزگى ويژه خاندان پيامبر (ص) و بركنارى آنان از آلودگی ها و پليدی ها است، و اين همان مصونيت الهى و عصمت آن انسان هاى برگزيده است.
گواه قطعى ديگر براى اين كه اراده، تكوينى است، احاديثى است كه دلالت بر تحقق اين طهارت ويژه الهى در مورد اهل البيت دارد، از اين احاديث دو نمونه را يادآور مى شويم:
حدیث اول
ترمذى، طبرانى، ابن مردويه، ابونعيم و بيهقى در كتاب «الدلائل» از ابن عباس روايت كرده اند كه پيامبر (ص) فرمود:
«خداوند خلايق را به دو بخش تقسيم فرمود و مرا در بخش برتر قرار داد و اين است قول خداوند: «وَ أَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ…»[1] «وَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ…»[2] و من از اصحاب يمين و بهترين آنان هستم، سپس دو قسم مذكور (اصحاب يمين و اصحاب شمال) را سه بخش و مرا در بهترين آنان قرار داد و اين است قول خداوند: «فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ»[3] و من از سابقين و بهترين آنان هستم سپس اين سه گروه را قبيله هايى چند قرار داد.
چنان كه فرمود: «وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»[4] شما را شعبه ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد همانا گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شما است و من پرهيزكارترين فرزندان آدم و گرامى ترين آنان نزد خداوند هستم و فخر نمى كنم.
سپس قبيله ها را خانه ها و مرا در بهترين آنها قرار داد و فرمود: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»[5] جز اين نيست كه خداوند مى خواهد پليدى را از شما اهل بيت دور و شما را به گونه اى ويژه پاک قرار دهد پس من و اهل بيتم از (پليدى) گناهان پاک قرار داده شديم.[6]
حدیث دوم
«… از عمر بن على از پدرش على بن الحسين (ع) روايت است كه گفت: «حسن بن على (ع) پس از شهادت (پدر گراميش) على (ع) براى مردم خطبه خواند، حمد و ثناى الهى را به جاى آورد سپس فرمود:
«در اين شب مردى از دنيا رفت كه نه از انسان هاى گذشته كسى در عمل از او پيشى گرفته بود و نه از آيندگان كسى به وى خواهد رسيد».
پيامبر (ص) چنين بود كه پرچم خويش را (در جنگ ها) به وى مى داد و او به مقاتله بر مى خاست در حالى كه جبرئيل (فرشته واسطه فيض الهى در امور تشريع) از جانب راست وى و ميكائيل (واسطه فيض الهى در امور ارزاق) در جانب چپ وى قرار داشت. از اين رو باز نمى گشت جز اين كه خداوند پيروزى را به دست وى قرار مى داد.
او از خويشتن زرد و سفيدى [طلا و نقره] جز هفتصد درهم كه از عطاياى وى افزون آمده بود از خويشتن به جا نگذاشت، كه مى خواست با آن براى اهل خويش خادمى خريدارى كند. سپس فرمود: «اى مردم كسى كه مرا مى شناسد مى شناسد و كسى كه نمى شناسد من حسن بن على هستم، من فرزند پيامبر و فرزند جانشين وى و فرزند بشير (بشارت دهنده) و فرزند نذير (ترساننده) و فرزند كسى كه به اذن خداوند مردم را به خدا دعوت مى كرد، فرزند چراغ روشن الهى هستم.
من از اهل بيتى هستم كه جبرئيل به سوى ما نازل مى گشت و صعود مى كرد. من از هل بيتى هستم كه خداوند پليدى را از آن زدوده و آنان را به گونه اى ويژه پاكيزه ساخته است.
من از اهل بيتى هستم كه خداوند دوستى آنان را بر هر مسلمانى واجب قرار داد و خداى تبارک و تعالى به پيامبرش فرمود: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا؛ بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم]؛ و هر کس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی اش می افزاییم»[7] پس انجام كار نيک دوستى ما اهل البيت است.[8]
با توجه به اين دو حديث نتيجه گيرى مى شود كه تحقق طهارت ويژه الهى در مورد اهل البيت در خارج، چيزى جز عصمت آنان نيست و اين بيان به وضوح روشن مى سازد كه اراده مطرح شده در آيه تطهير اراده تكوينى است.
مصادیق اهل البيت در آیه تطهیر
مصاديق خارجى اهل بیت در آیه تطهیر چه كسانى هستند و به چه افرادى اين عنوان اطلاق مى شود؟
در اين زمينه سه قول وجود دارد:
۱. منظور از «اهل البيت» تنها همسران پيامبرند.[9]
۲. منظور از «اهل البيت» پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) به ضميمه همسران پيامبر (ص) مى باشند.[10]
۳. نظر شيعه اماميه اين است كه «اهل البيت»: پيامبر (ص) و دختر گرامى اش حضرت فاطمه و امامان دوازده گانه معصوم (عليهم السلام) هستند.
برخى از علماى اهل سنّت هم مانند طحاوى در «مشكل الآثار» و حاكم نيشابورى در «المستدرك» منظور از «اهل البيت» را تنها پنج تن دانسته اند.
براى روشن شدن مدلول «اهل البيت» لازم است به بحث در دو جهت بپردازيم:
بحث در مفاد آیه تطهیر
در بحث از مفاد آيه اشاره به چند نكته ضرورى است:
اولا: با توجه به مفهوم «اهل البيت» از نظر لغوى و عرفى ، اين عنوان پنج تن را شامل مى شود.
ثانياً: به لحاظ وجود ضمير «عنكم» در آيه كه جمع مذكر است، آيه همسران را در بر نمى گيرد.
ثالثاً: روايات بسيارى وجود دارد كه اهل بيت را پنج تن معرفى كرده اند. اين قول كه اهل البيت تنها همسران پيامبر (ص) باشند، سخنى بى دليل بلكه بر خلاف دليل است؛ اين قول از عكرمه روايت شده است كه وى مى گفت:
«هر كه بخواهد من با او مباهله مى كنم كه اهل البيت در آيه در انحصار همسران پيامبر (ص) است»؛[11]
و اى كاش كه او (بر فرض صحت استناد اين قول به وى) مباهله كرده بود و به عذاب الهى گرفتار شده بود! چه اينكه وى اين همه احاديث را كه در شأن پنج تن وارد شده و نزول آیه تطهیر در آنها مطرح است، همه را ناديده گرفته و انكار نموده است.
اما قول دوم را كه اهل البيت همسران پيامبر (ص) و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) را شامل شود، بسيارى از اهل سنت بلكه اكثر آنان گفته اند.
اهل سنت براى اثبات اين نظر به سياق آيات استدلال كرده اند. توضيح اينكه آيات قبل از آيه تطهير و آيه بعد از آن مربوط به همسران پيامبر (ص) است. آیه تطهیر كه در ميان اين آيات قرار گرفته هم به لحاظ صلاحيت مفهوم اهل بيت و هم به لحاظ قرينه سياق، همسران آن حضرت را شامل مى شود.
ابن كثير در تفسير خويش، همسران آن حضرت را به قرينه سياق، قدر متيقن از اهل البيت دانسته است.
سياق در آيه تطهير
آيا سياق ادعا شده در آیه تطهیر قابل انعقاد است؟ و مى تواند شمول اهل البيت نسبت به همسران پيامبر (ص) به اثبات برسد؟ براى روشن شدن مطلب اشاره به نكاتى لازم است:
اولا: تنها واقع شدن يک آيه به دنبال آيات قبل نمى تواند موجب انعقاد سياق شود و از سوى ديگر نمى توان يقين پيدا كرد كه اين آيات با هم و يک جا نازل شده اند، زيرا در تشكيل سياق شرط آن است كه نزول آيات با يكديگر صورت گرفته باشد
همين كه در اين جهت شک كنيم نمى توانيم وجود سياق را احراز كنيم؛ و با توجه به اينكه نظم كنونى قرآن با ترتيب نزول متفاوت بوده است، هيچ گاه نمى توان به اين مسأله اطمينان پيدا كرد كه نزول آيه تطهير پس از آيات مربوط به همسران پيامبر (ص) صورت گرفته است.
اگر گفته شود: گرچه اين آيات در نزول، همراه يكديگر نباشد ولى قرار گرفتن هر آيه و سوره اى در جايگاه ويژه خويش كه تحت نظر پيامبر (ص) صورت گرفته است، به لحاظ رابطه معنوى آيات با يكديگر است با اين وصف، سياق در آيات، انعقاد يافته و اهل البيت شامل همسران پيامبر و پنج تن (عليهم السلام) خواهد گرديد.
پاسخ اين است كه: دليلى وجود ندارد كه قرار گرفتن آیه تطهیر در اين جايگاه خاص به لحاظ پيوند معنوى آيات باشد آنچه برهان بر آن قائم است اين است كه پيامبر (ص) بر اساس مصلحتى اين آيه را ميان آيات مربوط به همسران خويش جاى داده است، اما اين كه مصلحت تنها ارتباط معنوى آيات باشد، هيچ دليلى بر آن وجود ندارد. و ممكن است مصلحت آن هشدارى باشد نسبت به همسران آن حضرت كه شما با اين «اهل البيت» انتساب و ارتباط داريد از اين رو بايد مراقب اعمال و كارهاى خويش باشيد نه اينكه خود آنان مصداق اهل البيت باشند.
ثانياً: در آیه تطهیر از چند جهت احراز مى كنيم كه سياق آیه تطهیر با سياق آيات قبل و بعد از آن متفاوت است و دو سياق مُجزّا وجود دارد و هر يک از آنها داراى سياق مستقلى است كه به ديگرى مربوط نيست. آن جهات از اين قرار است:
جهت اوّل
سياق آيات مربوط به همسران پيامبر (ص) همراه با عتاب است (چنانكه از دقت و تأمل در آيات ۲۸ به بعد استفاده مى شود) و هيچ گونه تمجيد و ستايشى از همسران در آن آيات مطرح نيست، در حالى كه سياق آيه تطهير سياق مدح و تمجيد است و اين مطلب با توجه به احاديث ذيل آيه تطهير نيز جلوه بيشترى مى يابد.
جهت دوّم
آیه تطهیر شأن نزول مستقلى دارد، و آيات مربوط به همسران آن حضرت نيز شأن نزول مستقلى ديگر، كه بر حسب آن همسران آن حضرت از وى بيش از حد استحقاق خويش درخواست نفقه كرده بودند و آيات مذكور به اين مناسبت نازل گرديد. براى آگاهى از اين شأن نزول به تفاسير شيعه و اهل سنت مى توان مراجعه كرد.
جهت سوم
جهت سومى كه انعقاد سياق را دستخوش اختلال مى سازد، اختلاف ضمير در آيات مربوط به همسران پيامبر (ص) و آیه تطهیر است. در مجموع آيات كريمه ۲۲ ضمير جمع مؤنث مخاطب وجود دارد كه ۲۰ ضمير مربوط به آيات قبل از آيه تطهير و ۲ ضمير مربوط به بعد از آن است، در حالى كه در آیه تطهیر دو ضمير مخاطب وجود دارد كه هر دو مذكرند. با اين اختلاف، چگونه ممكن است سياق تحقق يابد؟
اشكال
در آیه تطهیر منظور از «عنكم» و «يطهركم» تنها مردان نيستند، چرا كه علاوه بر زنان، پيامبر و على و حسن و حسين (عليهم السلام) نيز داخل بودند. از اين رو ضمير «كم» آمده است و در متون ادبى چنين نحوه استفاده از ضماير را تغليب نامند و معناى آن اين است كه اگر بخواهند حكمى را ذكر كنند و دو جنس مطرح باشند، مذكر را بر مونث غلبه داده لفظ مذكر را ذكر مى كنند و هر دو جنس را اراده مى كنند.
اضافه بر اين، به كار رفتن ضمير مذكر در جايى كه مؤنث هم اراده شده باشد، در موارد ديگر قرآن نيز ديده مى شود مانند اين آيات:
«قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ[12] ؛ گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است» كـه پـس از خطـاب بـه همسر حضرت ابراهيم (ع)، ضمير جمع مذكر مخاطب و عنوان اهل البيت آورده شده است.
«فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا[13]؛ و به خانواده خود گفت: «(اندکی) درنگ کنید که من آتشی دیدم!» كه پس از ذكر اهل حضرت موسى (كه منظور همسر وى است) خطاب با عنوان جمع مذكر آورده شده است.
پاسخ
اصل در هر كلام و سخنى اين است كه الفاظ بر معانى حقيقى آنها حمل شود و اصالة الحقيقة يک اصل عقلايى است كه در تمام محاورات و مكالمات در هر لغت و زبانى مورد استناد است.
بر اساس اين اصل عقلايى، هر لفظى را كه شک كنيم در معناى حقيقى آن استعمال شده است يا خير بايد آن را بر معناى حقيقى آن حمل كنيم. از اين رو بايد منظور از ضمير «كم» كه در دو جاى آيه تطهير به كار رفته است، جمع مذكر مخاطب باشد كه معناى حقيقى آن است و اينكه تمام افراد اهل بيت در آيه مذكر بوده اند.
جز اينكه از روى قرينه خارجى و با توجه به احاديث ذيل آيه قطعى است كه حضرت فاطمه (س) نيز در اهل البيت داخل بوده است، و جز آن حضرت هيچ مؤنثى در اهل البيت داخل نيست. و قاعده اقرب المجازات در آيه جارى خواهد بود.
اما در آياتى كه به عنوان شاهد آورده شد، به دليل قرينه، ضمير مذكر درباره مؤنث به كار رفته و كاربرد مجازى است و كاربرد مجازى يک لفظ همراه با قرينه نمى تواند دليلى باشد بر اين كه بدون قرينه نيز اين كار صورت گيرد و چنان كه گفته شد اصل در استعمال اين است كه لفظ در معناى حقيقى آن استعمال شده باشد. و با ميسر نبودن آن اقرب المجازات را بايد مراعات كرد.
نتیجه گیری
اراده خداوند در آیه تطهیر، اراده تکوینی است و به معنای تحقق قطعی طهارت و پاک شدن خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از هرگونه پلیدی و گناه است. این امر، مبنای عصمت و مصونیت الهی امامان معصوم را تشکیل میدهد. با توجه به دلیل تعلق اراده به فعل الهی، حصر اراده در خاندان پیامبر (ص)، تمجید و ستایش خاندان پیامبر (ص)، اراده تکوینی است. با توجه به بررسی ادله، نظر اکثریت شیعه امامیه مبنی بر اینکه «اهل بیت» در آیه تطهیر شامل پیامبر (ص)، حضرت فاطمه (س) و پنج امام معصوم (ع) میشود، از نظر روایی و قرآنی قوی ترین قول است.
پی نوشت ها
[1]. واقعه، آیه ۲۷.
[2]. واقعه، آیه ۴۱.
[3]. واقعه، آیه ۸ – ۱۰.
[4] .حجرات، آیه ۱۳.
[5]. احزاب، آیه ۳۳.
[6]. سیوطی، الدر المنثور، ج ۵، ص ۳۷۸؛ شوکانی، فتح القدير، ج ۴، ص ۳۵۰؛ فسوی، المعرفة و التاريخ، ج ۱، ص ۴۹۸.
[7]. شورى، آیه ۲۷.
[8]. حاکم نیشابوری، مستدرک الصحيحين، ج ۳، ص ۱۷۲.
[9]. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظيم، ج ۳، ص ۴۹۱.
[10]. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظيم، ج ۳، ص ۴۹۲.
[11]. آلوسی، روح المعانى، ج ۲۲، ص ۱۳.
[12]. هود، آیه ۷۳.
[13]. قصص، آیه ۲۹.
منابع
- قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، قم، دارالقرآن، ۱۳۷۳ش.
- ابن کثیر، أبو الفداء إسماعيل بن عمر، تفسير القرآن العظيم، بیروت، دار الكتب العلمية، ۱۴۱۹ق.
- آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانى، بیوت، داراحياء التراث العربى، ۱۴۱۵ق.
- حاکم نیشابوری، أبو عبد الله محمد بن عبد الله، المستدرك على الصحيحين، بیروت، دار الكتب العلمية، ۱۴۱۱ق.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الدر المنثور، بیروت، دارالكتب العلمية، ۱۴۰۴ق.
- شوکانی، محمد بن علی بن محمد بن عبد الله، فتح القدیر، بیروت، دار الكلم الطيب، ۱۴۱۴ق.
- فسوی، أبو يوسف يعقوب بن سفيان، المعرفة والتاريخ، محقق أكرم ضياء العمری، بغداد، مطبعة الإرشاد، ۱۹۷۴م.
منبع اقتباس: کاردان، رضا، امامت و عصمت امامان (ع) در قرآن، چ۳، قم، مجمع جهانى اهل بيت (ع)، ۱۳۹۴ش، صفحات ۲۱۹ – ۲۲۷.