جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت بین سال های ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و راوی حدیث لوح که دربردارنده نام امامان شیعه از زبان پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) است. وی همچنین در سلسله راویان احادیث مشهور شیعی مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر علم نیز قرار دارد.
جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی تا امام باقر علیهم السلام) دانسته اند. او پس از واقعه عاشورا، نخستین زائر امام حسین (علیه السلام) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همچنین بنابر روایات، او سلام پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را به امام باقر (ع) رساند.
هنوز آغاز كار اسلام بود، پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) در مكه آيين اسلام را تبليغ می نمود. در يكى از همان روزها، در موسم حج با شش تن از قبيله «خزرج» ملاقات كرد و آنان را به آيين اسلام دعوت نمود. سخنان پيامبر (صلى الله عليه و آله) تاثير عجيبى در آنان بخشيد، اين عده در همان مجلس ايمان آوردند و وعده دادند كه پس از بازگشت به «يثرب» آيين اسلام را به مردم عرضه نمايند. اين عده پس از بازگشت به «يثرب» فعاليت پىگيرى را براى گسترش اسلام در ميان يثربيان آغاز كردند و نداى اسلام را به گوش آنان رساندند.
تبليغات پیگير اين شش تن كار خود را كرد و گروهى از مردم يثرب به آيين نوخاسته اسلام گرويدند.
در سال دوازدهم «بعثت» گروهى مركب از دوازده تن، از مدينه به سوى مكه حركت كردند و در «عقبه» (گردنه اى نزديك منى) با پيامبر اسلام ملاقات نموده و با او پيمان بستند. اين نخستين پيمان اسلامى بود. اين گروه با دلى لبريز از ايمان به سوى «يثرب» برگشتند و فعاليت هاى خود را براى پيشرفت اسلام افزايش دادند و نامه اى به پيامبر (صلى الله عليه و آله) نوشتند كه يك نفر مبلغ براى آنان بفرستد تا قرآن را به آنان تعليم دهد.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) «مصعب بن عمير» را براى تعليم آيين اسلام به «يثرب» اعزام فرمود. مصعب جوانى پر شور و با ايمان بود و در يك خانواده اشرافى و ثروتمند مكه پرورش يافته بود، ولى از روزى كه از جان و دل به آيين اسلام گرويده بود، خانه و زندگى و حمايت پدر و مادر خود را از دست داده بود.[1]
ورود مصعب به شهر يثرب فصل جديدى در تاريخ اسلام گشود و موجى از شور و علاقه در دل آنان به آيين اسلام به وجود آورد. مسلمانان روزشمارى می كردند كه موسم حج فرا رسد تاضمن انجام مراسم حج، پيامبر اسلام را از نزديك زيارت كنند و آمادگى خود را براى كوشش بيشتر در راه پيشرفت اسلام اعلام نمايند.
موسم حج فرا رسيد، كاروان حج «يثرب» به سوى مكه رهسپار گرديد در ميان آنان ۷۳ تن مسلمان بودند، اين گروه در مكه با پيامبر اسلام ملاقات نموده براى انجام دادن مراسم بيعت، درخواست تعيين وقت كردند. پيامبر (صلى الله عليه و آله)، «منى» را به عنوان محل ملاقات تعيين كرد. شب سيزدهم ذى حجه پاسى از شب گذشته بود كه پيامبر اسلام و مسلمانان در پايين «عقبه» گرد هم آمدند و پس از گفتگوهايى مسلمانان دست بيعت در دست پيامبر گذاشته پيمان بستند كه با تمام قدرت از آن حضرت دفاع و پشتيبانى كنند.
پس از اتمام پيمان، پيامبر از ميان آنان دوازده نفر را به عنوان نماينده جمعيت انتخاب نموده سرپرستى مسلمانان يثرب را به عهده آنان گذاشت.[2]
در ميان هفتاد نفر مسلمان كه در آن شب تاريخى با پيامبر (صلى الله عليه و آله) پيمان دفاعى و پشتيبانى بستند، نوجوانى به چشم می خورد كه همراه پدرش در آن بيعت تاريخى شركت كرده بود، او كسى جز «جابر بن عبداللّه عمرو انصارى» نبود.[3]
«عبداللّه بن عمرو» (پدر جابر) يكى از دوازده نفرى بود كه پيامبر اسلام آنان را از ميان هفتاد نفر برگزيد.[4]
«عبداللّه» در ركاب پيامبر در جنگ احد كه دومين برخورد نظامى مسلمانان و مشركان بود، شركت كرد و در همان جنگ به شهادت رسيد. جابر می گويد: پدرم در جنگ احد كشته شد، من پارچه اى را كه به صورت او كشيده بودم، كنار زده گريه می كردم، پيامبر اين منظره را ديد و مرا از گريه بازداشت، در اين حال عمه ام «فاطمه» بر بالين كشته پدرم گريه می كرد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: «بر او گريه كنى يا نكنى فرشتگان با بال و پر خود بر سايه می افكنند و تا لحظه اى كه او را از زمين برداريد و به خاك بسپاريد، سايه خواهند افكند.[5]
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم)، هنگام دفن شهداى احد، كسانى را كه بيش از ديگران قرآن فرا گرفته بودند، زودتر به خاك می سپرد. پيامبر دستور داد «عبداللّه بن عمرو» را با «عمرو بن جموح» در يك جا دفن كنند، زيرا ميان آنان در حال حيات صفا و صداقت كم نظيرى برقرار بود.[6]
اين حوادث تاريخى نشان می دهد كه جابر در خانواده اى پرورش يافته بود كه در پذيرش اسلام و يارى پيامبر (صلى الله عليه و آله) پيشگام بود.
بارى، جابر نيز مثل پدر، يكى از سابقين در اسلام است كه در روزهاى حساس دست بيعت در دست پيامبر گذاشت و پيمان همكارى بست.
او نه تنها از روز نخست، پيمان دفاع از اسلام و جانبازى در راه خدا بست، بلكه عملا نيز در راه پيشرفت اسلام از جانبازى و فداكارى فروگذار نكرد؛ به طورى كه در اغلب جنگ هايى كه در زمان حيات پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) رخ داد، در ركاب آن حضرت شركت داشت.
در اين كه آيا در جنگ بدر و احد شركت داشته يانه، در ميان مورخان اختلاف نظر هست، ولى بىشك او در اغلب جنگ هاى بعدى شركت داشته است.
ابن اثير جزرى می نويسد: جابر در ۱۸ جنگ از جنگ هاى اسلامى در ركاب پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) شركت كرده بود. و از خود جابر نقل شده است كه: «غير از جنگ بدر و احد، در همه جنگ ها در ركاب پيامبر شركت داشتم.»[7]
جابر و واقعه عاشورا
در هنگام وقوع حادثه کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام)، جابر پیرمردی سالخورده بود و در مدینه اقامت داشت. در اربعین شهادت امام حسین (ع)، جابر به همراه عطیه عوفی برای زیارت امام حسین (ع) به کربلا رفت و اولین زائر آن امام بود.
وی که آن هنگام نابینا شده بود، در فرات غسل کرد، خود را خوشبو ساخت و گام های کوچک برداشت تا سر قبر حسین بن علی (ع) آمد و با راهنمایی عطیه، دست روی قبر نهاد و بیهوش شد، وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین! سپس گفت: «حَبیبٌ لا یجیبُ حَبیبَهُ. ..» (دوست پاسخ دوستش را نمی دهد…؟!) آنگاه زیارتی خواند و روی به سایر شهداء کرد و آنان را هم زیارت نمود.
در آغاز امامت امام سجاد (علیه السلام) یاران وی انگشت شمار بودند و جابر نیز از اندک یاران آن امام بود.
پی نوشت ها
[1] سبحانی تبریزی، جعفر، شخصیت های شیعه در صدر اسلام، صفحه: ۳۴۳، توحيد، قم – ایران، 1393 ه.ش.
[2] . پيمان اول در تاريخ اسلام به نام «پيمان عقبه اول» و دومى به نام «پيمان عقبه دوم» معروف گرديده است.
[3] . اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۵۷؛ الاستيعاب، ج ۱، ص ۲۲۳ و رجال كشى، ص ۴۱.
[4] . طبقات ابن سعد، ج ۱، ص ۵۶۱.
[5] . التاج الجامع للاصول، ج ۳، ص ۳۴۸ و طبقات ابن سعد، ج ۱، ص ۳۶.
[6] . طبقات ابن سعد.
[7] . قال جابر: لم اشهد بدراً و لا احداً منعنى ابى فلما قتل ابى يوم احد لم اتخلف عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله فى غزوة قط (اسدالغابة، ج ۱، ص ۲۵۷). ابن حجر عسقلانى در الاصابه (ج ۱، ص ۲۱۴) و ابن عبدالبر در الاستيعاب (ج ۱، ص ۲۲۲) روايات مشابهى در مورد تعدد جنگ هايى كه جابر در آن ها شكرت نموده نقل كرده اند. ابن سعد می گويد: «و شهد جابر بدراً و احداً و الخندق و المشاهد كلها مع رسول اللّه» (طبقات ابن سعد، ج ۳، ص ۵۷۴).
منابع
- سبحانی تبریزی، جعفر، شخصیت های شیعه در صدر اسلام، توحيد، قم – ایران، 1393 ه.ش.
- اسدالغابه، ابوالحسن علی بن ابوالکرم محمد معروف به “ابن اثیر”، در دار احیاء التراث العربی، بی تا.
- الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ابن عبدالبر فرطبی، تحقیق علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بی تا.
- الطبقات الكبرى، ابن سعد، دار صادر – بيروت