تایید تقیه یکی از شیعیان توسط امام حسن عسکری علیه السلام

تایید تقیه یکی از شیعیان توسط امام حسن عسکری علیه السلام

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تقیه اصطلاحی فقهی است. کلمه «تقیه» از «اتّقی یتّقی» گرفته شده و به معنای پرهیز کردن و پرهیزکاری است. در اصطلاح، برای تقیه تعریف های متعددی بیان شده است که برخی از آنها عبارت است از:

۱. تعریف « شیخ مفید :» «التقیة کتمان الحق و ستر الاعتقاد فیه و مکاتمة المخالفین و ترک مظاهرتهم بما یعقب ضررا فی الدین و الدنیا».

۲. تعریف « شیخ انصاری :» «المراد (منها) هنا التحفظ عن ضرر الغیر بموافقته فی قول او فعل مخالف للحقّ».

۳. تعریف «شهرستانی:» «التقیة اخفاء امر دینی لخوف الضرر من اظهاره».[1]

برای جواز تقیه به آیاتی از قرآن، روایات، دلائل عقلی و اجماع استناد شده است.

دلیل های قرآنی تقیه

برخی از آیات قرآن از جمله آیه ۲۸ سوره آل عمران، آیه ۱۰۶ سوره نحل و آیه ۲۸ سوره غافر را بر جواز تقیه مورد استناد قرار داده‌اند.

آیه ۲۸ سوره آل عمران
«لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَ مَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّـهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ۗ وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّـهُ نَفْسَهُ ۗ وَ إِلَى اللَّـهِ الْمَصِيرُ » (مؤمنان نبايد كافران را -به جاى مؤمنان- به دوستى بگيرند؛ و هر كه چنين كند، در هيچ چيز [او را] از [دوستى‌] خدا [بهره‌اى‌] نيست، مگر اينكه از آنان به نوعى تقيّه كند و خداوند، شما را از [عقوبت‌] خود مى‌ترساند، و بازگشت [همه‌] به سوى خداست.)

خطاب این آیه به همه مسلمانان است. طبق این آیه، مؤمنان صدر اسلام که با آزار و سختگیری مشرکان روبرو بودند، از اطاعت آنان منع شدند؛ ولی در صورت وجود شرایط اضطراری و ترس شدید از آنان، مجاز به تقیه گردیدند. مفسران و عالمان شیعه و اهل سنت از این آیه جواز تقیه را استنباط کرده‌اند.

آیه ۱۰۶ سوره نحل
«مَن كَفَرَ بِاللَّـهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَـٰكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّـهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ » (هر كس پس از ايمان آوردن خود، به خدا كفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت‌]، مگر آن كس كه مجبور شده، و[لى‌] قلبش به ايمان اطمينان دارد. ليكن هر كه سينه‌اش به كفر گشاده گردد، خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود.)

عدم اختصاص تقیه به شیعه

این آیه درباره عمار یاسر و رفتار تقیه‌ ای او (تظاهر به کفر) در برابر مشرکان، برای رها شدن از شکنجه آنان، نازل شده است. پیامبر(ص) با تأیید کار عمّار به وی فرمود که اگر بار دیگر در چنان شرایطی قرار گرفت، همان کار را انجام دهد.

تقیه، به شیعه امامیه اختصاص ندارد، بلکه همه طوایف و عقلای عالم در زمان‌های مختلف (حتی قبل از اسلام ) هنگام گرفتاری، به آن عمل نموده‌اند، مانند: تقیه مومن آل فرعون و اصحاب کهف

اهل بیت (ع) و تقیه

پس از واقعه صلح امام حسن علیه‌ السلام، معاویه از والیان خود خواست که بر شیعیان سخت بگیرند و حضرت علی علیه‌السلام را بر منابر دشنام دهند. این رفتار کمابیش در دوران امویان تا زمان عمر بن عبدالعزیز تداوم داشت،  و در عصر عباسیان نیز به

گونه‌ای دیگر ادامه یافت؛ مثلاً، متوکل علاوه بر حبس و قتل شیعیان، آنان را از زیارت مرقد امام حسین علیه‌السلام منع نمود و حرم حسینی را خراب کرد و ابن سِکیت را به جرم ابراز محبت نسبت به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به طرز وحشتناکی کشت. از این رو، امامان شیعه برای حفظ جان خود و شیعیان و جلوگیری از پراکندگی واضمحلال جامعه شیعه، تقیه را لازم می‌دانستند. تقیه علی بن یقْطین، وزیر شیعی هارون الرشید، به دستور امام کاظم علیه‌السلام نمونه ای از این دست است.

حتی گاهی امامان علیهم السلام احکامی را از باب تقیه صادر می‌کردند،به‌طوری که در دوره‌های بعد، یکی از مهمترین کارهای محدّثان، بویژه برای رفع تعارض میان احادیث، بازشناسی احادیث تقیه‌ای بوده است. بعدها نیز به سبب پیامدهای کلامی و فقهی عمل به تقیه، آثار متعددی در باره آن نگاشته شد.

نحوه تقیه از نگاه امام حسن عسکری (ع)

روای گوید: در مجلس امام حسن عسکری  پدر حضرت قائم عليهم السّلام حضور يافتيم، در آنجا يكى از أصحاب به آن حضرت عرض كرد:

يكى از برادران شيعه نزد من آمد، او مبتلا به جهالت عامه شده و آنان او را در مسأله امامت آزموده و قسم مى‏دهند، چه كند تا از دستشان نجات يابد؟

من به او گفتم: مگر چه مى‏ گويند؟ گفت: مى ‏گويند: «آيا معتقد هستى كه فلانى پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله امام است؟ و من چاره‏ اى جز گفتن آرى (تقیه) ندارم و گر نه مرا به باد كتك مى‏ گيرند، وقتى گفتم «آرى» مى‏ گويند بگو: «بخدا سوگند»، پس من هم بديشان گفتم:

«نعم» و قصدم گفتن «نعماً» از انعام بود كه شامل شتر و گاو و گوسفند مى‏ شود.

گفتم: اگر گفتند بگو «و اللَّه» تو بگو «ولّى»، يعنى: صرف نظر كرد از فلان كار، زيرا آنان پى نخواهند برد و تو جان سالم بدر برى.

پس بمن گفت: اگر بصورت واضح از من خواستند بگويم «و اللَّه» و ها را در آن آشكار كن؛ چه كنم؟

گفتم: بگو «و اللَّه» و ها را رفع بده (و خداوند)، زيرا در صورت عدم خفض (جرّ لغت يا همان كسر دادن به هاء در اثر اضافه شدن به واو) يمين شمرده نمى‏ شود، پس آن دوست مؤمنم رفت و پس از مدّتى نزد من آمده و گفت: همان مطالب را بر من عرضه داشته و مرا قسم دادند، و همان طور كه تو گفتى عمل كردم.

امام حسن عسكرىّ عليه السّلام بدو فرمود: تو مشمول همان فرمايش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هستى كه: «راهنماى به خير همچون انجام دهنده آن است»، خداوند براى رفيق تو به جهت تقيّه‏ اى كه نمود به شمار افرادى از شيعيان و مواليان و دوستاران ما كه تقيّه را بكار بسته‏ اند براى او حسنه مكتوب فرموده، و به تعداد افرادى كه تقيّه را ترك گفته ‏اند نيز حسنه نوشته است، كمترين آن حسنه اگر با گناهان صد سال روبرو شود همه آمرزيده شود، و براى تو به جهت اين راهنمايى و ارشاد همانند او حسنه خواهد بود.

جمع بندی

تقیه ریشه در قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام) دارد و در مذهب شیعه به دلیل خطرات مختلفی که آنها را تهدید می کرده مورد تاکید قرار گرفته است. در این مقاله ضمن بیان یک روایت، به روش تقیه نمودن یک شیعه و تایید آن توسط امام حسن عسکری (علیه السلام) اشاره شده است.

پی نوشت

[1] . القواعد الفقهیة، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۳۸۷.

منابع

  1. القواعد الفقهية، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى دام ظله‌، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم‌، سوم، 1370 ه. ش‌.
  2. الاحتجاج- ترجمه جعفرى‏، ابو منصور طبرسى- ترجمه از بهزاد جعفرى‏، 548 ق‏
  3. انتشارات اسلاميه‏، تهران‏، اول، 1381 ش‏
بدون دیدگاه