رابطه نامشروع که به آن زنا گفته می شود، آمیزش جنسی بین مرد و زن است، بدون آنکه بین آنها عقد ازدواج واقع شده باشد. در متون فقهی سه مجازات برای رابطه نامشروع گفته شده، که هر یک از آن ها در خصوص قسم یا اقسامی از زنا اجرا می شود:
- تازیانه
- قتل
- سنگسار
به فتوای فقیهان دو راه برای اثبات رابطه نامشروع وجود دارد که عبارت اند از: اقرار شخص زناکار و بینه. بنا بر نظر مشهور، با رابطه نامشروع، نسب (ارتباط خویشاوندی) شکل نمی گیرد. از این رو از نظر شرعی کودک متولد شده از رابطه نامشروع نه به مرد منتسب می شود، نه به زن.[1]
امام هادی (علیه السلام) در زمان متوکل عباسی درباره حکم رابطه نامشروع در اسلام دیدگاه خاصی که مخالف دیدگاه فقهای اهل سنت است را بیان فرموده که به عنوان احتجاج در کتاب گرانسنگ مرحوم طبرسی آمده است؛ اما پیش از ذکر اصل مناظره درباره حکم رابطه نامشروع، مقداری مختصر درباره زندگی و شخصیت امام هادی (علیه السلام) اشاره می شود.
معرفی امام هادی (علیه السلام)
امام هادی (علیه السلام) پیشوای دهم شیعیان، بنابر نظر مشهور در نیمه ذی الحجه سال ۲۱۲ق، در مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان پیشوای نهم شیعیان، امام جواد (علیه السلام) و مادرش «سمانه مغربیه» است که کنیزی با فضیلت و باتقوا بود. مشهورترین القاب امام دهم، «نقی» و «هادی» است و به آن حضرت «ابو الحسن الثالث» نیز می گویند.
علم و دانش امام هادی (علیه السلام)
علم و دانش امام هادی (علیه السلام) همانند آبا و اجداد گرامی اش، علم لدنی بود؛ یعنی مستقیما از طریق غیب و هم چنین از علوم و معارف قرآن و سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و پدران بزرگوارش دریافت می نمود. امام هادی (علیه السلام) در سال ۲۵۴ ه.ق، در شهر سامرا به وسیله زهری که به ایشان خورانده شد، به شهادت رسیدند.
احتجاج امام هادی (علیه السلام) درباره رابطه نامشروع
جعفر بن رزق الله می گويد: مردى نصرانى كه با زنى مسلمان مرتكب رابطه نامشروع شده بود را نزد متوكل آوردند و قبل از اجراى حد مسلمان شد. يحيى بن اكثم گفت: ايمان او شرك و كردارش را از ميان برد و ديگرى گفت: هر سه حد بر او جارى مى شود و ديگرى گفت: با او چنين و چنان شود.
با ديدن اين اختلاف، متوكل دستور داد طى ارسال نامه اى به امام هادى (عليه السلام) از او در زمينه رابطه نامشروع كسب تكليف كنند. آن حضرت (عليه السلام) به محض خواندن نامه اين گونه نگاشت: « (کسی که رابطه نامشروع داشته) آنقدر شلاق مى خورد تا بميرد.»
يحيى بن اكثم و باقى فقهاى عسكر، منكر اين فتوى شده و گفتند: «اى امير المومنين، علت را از او بپرس، زيرا نه آيه اى بدان سخن گفته و نه سنتى بدان عمل نموده است.»
پس نامه اى بدين مضمون به آن حضرت نگاشت: «فقها منكر اين فتوا (کشتن کسی که رابطه نامشروع داشته) شده و گفتند نه آيه اى بدان سخن گفته و نه سنتى بدان عمل نموده است، پس براى ما بيان فرما كه چرا ضربت شلاق تا حد مرگ را براى کسی که رابطه نامشروع داشته، واجب ساختى؟»
پس آن حضرت (عليه السلام) در نامه ای بیان فرمود: «بسم اللّه الرحمن الرحيم؛ پس چون عذاب سخت ما را ديدند گفتند به خداى يگانه ايمان آورديم و بدان چه شرك مى آورديم كافر شديم. پس ايمانشان آنگاه كه عذاب ما را ديدند آنان را سود نبخشيد – غافر: 45 و 44».
پس متوكل امر كرد آن مجرم نصرانى (فاعل رابطه نامشروع) را آنقدر زدند تا مرد.[2]
جمع بندی
در این احتجاج، امام هادی (علیه السلام) دیدگاه فقهای بزرگ مانند ابن اکثم را با استفاده از آیه قرآن، درباره حکم رابطه نامشروع رد می کند که مورد قبول واقع می گردد در حالیکه پیش از اظهار نظر ایشان فقها تصور می کردند که در قرآن چنین چیزی وجود ندارد.
پی نوشت ها
[1] . نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۲۹، ص۲۵۶ـ۲۵۷ و ج۳۱، ص۲۳۶؛ خمینی تحریرالوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۶۴ـ۲۶۵.
[2] . الاحتجاج، ترجمه جعفرى، ج2، ص: 541
منابع
- الاحتجاج – ترجمه جعفرى، ابو منصور طبرسى – ترجمه از بهزاد جعفرى، انتشارات اسلاميه، تهران، اول، 1381 ش.
- خمینی، روحالله، تحریر الوسیله، دارالکتب العلمیه، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
- نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، دارالکتب الاسلامیه و المکتبه الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۲ ۱۳۶۹ش.