ابرهه حاکم یمن، برای تخریب کعبه با سپاهی انبوهی که فیل هایی در جلوی آن بودند به سمت مکه لشکر کشید،[1] قرآن کریم این واقعه را این گونه گذارش نموده وقتی که لشکر ابرهه به کعبه حمله نمود پرندگانی در آسمان ظاهر شدند و آنان را سنگ باران کردند. ابرهه جراحت برداشت و با سپاه انبوه شان شکست خوردند و به یمن برگشتند. به علت همان جراحت ابرهه پس از انتقال به یمن در آنجا درگذشت.[2]
خداوند در سوره فیل به داستان ابرهه و تلاش او برای تخریب کعبه اشاره نموده است:
«أَلَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ* أَلَمْ یَجْعَلْ كَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ* وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبَابِیلَ* تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِّنْ سِجِّیلٍ* فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ»؛ آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران [لشكر ابرهه كه براى نابودى كعبه آمده بودند] چه كرد؟! آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟ و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد، كه با سنگ هاى كوچكى آنان را هدف قرار می دادند؛ سرانجام آنها را همچون كاه خورده شده (و متلاشى) قرار داد».
علت تخریب کعبه
ابرهه تابع و پیرو آئین مسیحی بوده است و سخت به این دین تعصب داشته است، او تلاش می نمود که عرب های یمن را از سفر به قصد زیارت کعبه جلو گیری نماید از این رو با هزینه زیاد کلیسایی بزرگ و مجللی در شهر صنعا بنا می کند و آن را با طلا و جواهرات گوناگون زینت می دهد، از عرب های ساکن یمن می خواهد که به کلیسا مراجعه کند و آن زیارت نمایند،[3] اسم این کلیسای را «قلیس» گذاشته اند، یکی از یمنیها به این کلیسا بی حرمتی کرد، از اینرو ابرهه سوگند یاد کرد که کعبه را نابود کند.[4]
عبد المطلب و ابرهه و ماجرای تخریب کعبه
اردوى ابرهه حركت كرد و فیل محمود كه از همه فیلان بزرگتر بود در پیشاپیش آنها در حركت بود. در راه، قبایلى را كه مانع عبور او بودند مغلوب و مستأصل ساخت تا به حوالى مكه رسید. در این وقت، حضرت «عبد المطلب» (جد پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم) بزرگ قریش بود و تولیت خانه كعبه به او تعلق داشت و او در مكه بود. نیز «شیبه» حاجب خانه كعبه هم در مكه بود. ولى براى كارزار، كسى از سر جنبانان مكه حاضر نبود و همگى به سفر بازرگانى رفته بودند. شهر مكه بى دفاع بود.
«عبد المطلب» دو عضاده در خانه كعبه را گرفت و عرض كرد: پروردگارا! مرد از بار خود دفاع می كند، تو هم از دشمن بیت الحرام (خانه خود) دفاع كن كه دشمن، غالب نشود.
اردوى ابرهه در شش میلى مكه به مغمس وارد شد و تمركز پیدا كرد و مقدمات سپاه، دست به چپاول زد و از جمله دویست نفر شتر حضرت «عبد المطلب» را به یغما برد. (مغمّس: بر وزن منظمّ و محدّث، جایگاهى است در راه طایف. قبر ابو رغال، راهنماى ابرهه در آنجاست و قبر او را مردم سنگباران می كنند).
حضرت «عبد المطلب» وقت گرفت و به ملاقات ابرهه رفت و پیشنهاد داد كه یك سوم اموال تهامه را به ابرهه واگذار می كند به شرط آن كه ابرهه از تصمیم خرابى خانه خدا، منصرف شود. (تهامه: به كسر تاء سرزمینى است كه شهر مكه در آن قرار دارد، و تهامى به كسر تاء و شد یاء منسوب به تهامه است).
ابرهه، پیشنهاد حضرت «عبد المطلب» را رد كرد. حضرت «عبد المطلب» كه از اقدام خود ناامید شد، به آنها كه در مكه حاضر بودند دستور داد براى حفظ جان خود به كوه ها پناهنده شوند.
در بعض جاها نوشته اند كه: حضرت «عبد المطلب» از ابرهه براى استر داد شتران خود وقت گرفت، و چون «عبد المطلب» مرد كریم و بخشندهئى بود، ابرهه با استرداد شتران موافقت كرد. آنگاه، می نویسند: ابرهه اظهار داشت كه اگر حضرت «عبد المطلب» در باره خانه كعبه هم وساطت كرده بود، از تخریب آن صرف نظر می كردم.
و حضرت «عبد المطلب» جواب داد كه: من صاحب این شترانم و خانه هم صاحبى دارد). و لیكن، این اتهام نسبت به حضرت «عبد المطلب» بى اساس است. بلى: چون پیشنهاد حضرت «عبد المطلب» از طرف ابرهه رد شده است، حضرت «عبد المطلب» ممكن است اظهار كرده باشد: اكنون كه تو پیشنهاد مرا در باره قبول ثلث اموال تهامه نپذیرفتى، پس دستور بده شتران چپاول شده مرا رد كنند.[5]
عدم شباهت نابودى لشكر ابرهه به حوادث طبیعى
كفار هر نوع عذابى را كه بر اقوام گذشته نازل شده بود، توجیه مى كردند. مثلا مى گفتند: طوفان نوح علیه السلام سیلى عظیم و بارانى فراوان بوده یا عذاب قوم لوط زلزله شدیدى بوده و این حوادث طبیعى است و غالبا اتفاق مى افتد، از این رو خداوند لشكر حبشه را به كیفیتى هلاك ساخت كه به حوادث طبیعى و اتفاقات معمولى شباهت نداشت.[6]
نقش پرندگان در انهدام لشكر ابرهه و جلوگیری از تخریب کعبه
انهدام لشكر ابرهه به وسیله پرندگان در سوره فیل/ 105 آمده است. (آیات 1- 5) اصل ماجرا مورد قبول عموم مورخان و قرار گرفتن آن به عنوان مبدأ تاریخ در دوره قبل از اسلام موید آن است. پرندگان مهاجم بنا بر نظر مشهور مفسران، پرستو بودند.[7]
در بعضى روایات در بیان تفصیلى ماجرا گفته شده كه دستهاى پرنده از سمت دریا (احتمالًا دریاى سرخ) به سوى آن ها گسیل شد كه گویى پرستوهایى با گردنهاى سبز و منقار سرخ بودند[8] و هریك از آنها سه سنگ مانند دانه هاى عدس همراه داشت[9] كه یكى را با منقار و دو تا را با دو پا حمل مى كرد.[10]
بعضى روایات نیز پرندگان را چنین وصف كرده است: پرندگانى شكارى بودند كه سرى شبیه درندگان و پنجه هایى شبیه پرندگان گوشت خوار داشتند.[11] گروهى از مورخان[12] از وقوع بیمارى حصبه و آبله در همین سال (عام الفیل) در عربستان خبر داده اند و در بعضى از روایات[13] نیز آمده كه این سنگ ها به هر كس مى خورد بدنش آبله بر مى آورد و پیش از آن بیمارى آبله در آنجا دیده نشده بود.[14] در روایتى چنین آمده كه هیچ سنگى بر احدى واقع نشد، مگر آن كه بدنش را مجروح ساخت و آبله برآورد.
برخى مفسران معاصر با رویكرد تفسیر علمى و با استناد به گزارش هاى تاریخى این احتمال را مطرح كرده اند كه این سنگ ها، به میكروب آبله آلوده بوده است.[15]
جمع بندی
ابرهه حاکم یمن، برای تخریب کعبه با سپاهی انبوه به سمت مکه لشکر کشید. علت لشکر کشی ابرهه این بوده که وی تابع و پیرو آئین مسیحی بوده و سخت به این دین تعصب داشته است. او تلاش می نمود که عرب های یمن را از سفر به قصد زیارت کعبه جلوگیری نماید. انهدام لشكر ابرهه به وسیله پرندگان در سوره فیل آمده است. (آیات 1- 5). اصل ماجرا مورد قبول عموم مورخان و قرار گرفتن آن به عنوان مبدا تاریخ در دوره قبل از اسلام موید آن است. پرندگان مهاجم بنا بر نظر مشهور مفسران، پرستو بودند.
پی نوشت ها
[1] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۳۳۵.
[2] . ابنقتیبة، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۶۳۸.
[3] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۶۷.
[4] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۶۷.
[5] . حجة التفاسیر و بلاغ الإكسیر، ج7، ص: 308
[6] . محمدتقی شریعتی، نوین، ص 337.
[7]. مجمع البیان، ج 10، ص 824؛ السیرةالنبویه، ج 1، ص 53
[8] . كشف الاسرار، ج 10، ص 618
[9]. كشف الاسرار، ج 10، ص 618؛ مجمعالبیان، ج 10، ص 824
[10]. السیرة النبویه، ج 1، ص 53؛ الصافى، ج 5، ص 377
[11]. الصافى، ج 5، ص 377؛ نورالثقلین، ج 5، ص 673
[12]. السیرة النبویه، ج 1، ص 54؛ تفسیر ابنكثیر، ج 4، ص 589
[13]. الصافى، ج 5، ص 377؛ الدرالمنثور، ج 8، ص 631
[14]. السیرةالنبویه، ج 1، ص 54؛ تفسیر ابنكثیر، ج 4، ص 589
[15] . دایرة المعارف قرآن كریم، ج6، ص: 483
منابع
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- ابنقتیبة، عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عكاشة، قاهرة، الهیئة المصریة العامة للكتاب، ۱۹۹۲م.
- بلاغى، عبدالحجه، حجة التفاسیر و بلاغ الإكسیر، حكمت( چاپخانه)، ایران- قم، 1386 ه. ق
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: سهیل زکار، ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- مركز فرهنگ و معارف قرآن، دایرة المعارف قرآن كریم، بوستان كتاب قم( انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم)، ایران- قم، 1382 ه. ش.
- محمدتقی شریعتی، تفسیر نوین، موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، 1385ه.
- طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ناصر خسرو، ایران- تهران، 1372 ه. ش
- میبدى، احمد بن محمد ،كشف الاسرار و عدة الابرار( معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصارى)، امیر كبیر، ایران- تهران، 1371 ه. ش
- فیض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى، تفسیر الصافی، مكتبة الصدر، ایران- تهران، 1415 ه. ق
- حویزى، عبدعلى بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، اسماعیلیان، ایران- قم، 1415 ه. ق
- ابنكثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم( ابن كثیر)، دار الكتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، لبنان- بیروت، 1419 ه. ق.