یکی از مسائلی که در دین اسلام به آن توجه شده است و به ان عمل می گردد زیارت قبور است. این سیره مسلمانان اعم از شیعه و سنی از گذشته تا عصر حاضر بوده است.
شبهه
وهابیها سفر برای زیارت قبور را بدعت دانسته و زیارت قبور را عبادت غیر خدا پنداشته و برای این امر به آیه «فَمَنْ كانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِكْ بِعِبادَۀ رَبِّهِ أَحَدا؛ پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند»، استدلال کرده اند.[1]
از سوی دیگر ظاهر برخی از سخنان بزرگان وهابیت بر جواز اصل زیارت قبور دلالت دارد. ابن تیمیه می گوید زیارت قبور با زیارت شرعی برای کسی که با این زیارت به آن نزدیک می شود مانعی ندارد.[2]
آنان می گویند اصل زیارت بدون خلاف برای مردان جایز است ولی بر طبق روایات برای زنان کراهت دارد.[3] اما در عین حال به این باوراند که لمس کردن قبر و تمسح به آن و نماز خواندن در کنار آن و نذر برای آن، این ها همگی از دین مسلمین نیست بلکه بدعتی قبیحی است و از اسباب شرک به شمار می آید.[4]
پاسخ شبهه
ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب همانگونه که بیان شد اصل زیارت را جایز می دانند. پس اگر عبادت است خود زیارت عبادت است نه سفر برای زیارت. بنابراین اگر خود زیارت عبادت نیست و از نظر ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب هیچ محذور شرعی ندارد و سفری که هیچ شائبه عبادت در آن نیست، هیچ دلیلی وجود ندارد که با قصد زیارت، به عبادت غیر خدا تبدیل شود.
سفر برای زیارت قبور از اسمش پیدا است که عبادت نیست بلکه سفر است و این سفر برای مقاصد و اغراض مختلف انجام می شود. بنابراین سفر به خودی خود نه عبادت خدا است و نه عبادت غیر خدا. اگر سفر به قصد زیارت قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا سایر قبور انجام شود باز هم این سفر تبدیل به عبادت غیر خدا نمی شود. بنابراین اولین پاسخ این شبهه همین استدلال عقلی است.
احادیث دال بر استحباب زیارت قبور
بعد از بطلان دلایل وهابیت بر حرمت سفر برای زیارت قبور لازم است به دلایلی پرداخته شود که نه تنها جواز سفر به زیارت قبور بلکه استحباب آن را ثابت می کند:
این توقع بجا نیست که باید بر استحباب یا جواز خود سفر حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر شده باشد؛ زیرا سفر پدیده ای است که برای مقاصد مختلف انجام می شود و خودش موضوع حکم واقع نمی گردد و در مسئله زیارت هم موضوعیتی برای حکم ندارد؛ بلکه حکم را از مقصدی که برای آن انجام می شود کسب می کند.
هنگامی که جواز یا استحباب زیارت قبور ثابت گردد، معقول نیست که سفر برای آن محکوم به حرمت، بدعت یا شرک شود؛ بلکه همان حکمی را خواهد داشت که زیارت دارد. بلی اگر سفر بدون رضایت پدر یا مادر و یا شوهر انجام گیرد هرچند مقصد سفر حرام نباشد، این سفر بنابر فتوای اکثر فقهاحرام است.
از این مقدمه این مطلب به دست می آید که فتوای وهابیها بر حرمت، بدعت یا شرک بودن سفر برای زیارت قبور، درست در مقابل روایاتی قرار میگیرد که از باب مقدمه دلالت برجواز و استحباب سفر به زیارت را دارند. در متون اهل سنت احادیثی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که دلالت بر استحباب زیارت قبور دارند.
در این احادیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای عبرت گرفتن و یاد مرگ و امثال این امور به زیارت قبور، امر و سفارش فرموده اند. وقتی که خود زیارت مستحب باشد، مقدمه ای که زیارت بدون آن امکان پذیر نیست به لزوم عقلی نه تنها نمی تواند حرام باشد، بلکه باید مانند خود زیارت مستحب و مندوب باشد؛ زیرا در اصول فقه این مطلب ثابت شده که همان طوری که وجوب چیزی، موجب وجوب مقدمه آن می شود که این چیز بدون آن مقدمه قابل تحقق نیست،[5] در مستحبات نیز این قاعده جاری است.
بنابراین امری که برای ندب و استحباب باشد، مقدمه آن نیز مندوب و مستحب خواهد بود.[6] پس به علت مستحب و مندوب بودن خود زیارت، سفری که از مقدمات لازم آن به شمار می آید نه تنها جایز بوده، بلکه مستحب و مندوب است. در اینجا به احادیثی اشاره می شود که بر مندوب بودن زیارت دلالت دارند:
از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده که فرمود:«نهیتكم عن زیارة القبور فزوروها فإن فیها عبرة؛ من شما را از زیارت قبور منع کرده بودم پس قبرها را زیارت کنید زیرا این کار عبرت برای شما است».[7]
همچنان نقل شده که پیامبر فرمود: «ألا فزوروا القبور فإنها تزهد فی الدنیا وتذكر الآخرة» یعنی آگاه باشید قبرها را زیارت کنید؛ زیرا قبرها موجب زهد در دنیا و یاد آخرت می شود. و باز نقل شده است: «نهیتكم عن زیارة القبور فزوروها فإنها تذكركم الموت»؛ یعنی شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم پس آن ها را زیارت کنید زیرا قبرها مرگ را به یاد شما می آورد.[8]
در صحیح مسلم نیز آمده است که سفارش پیامبر این است كه به زیارت اهل قبور بروید كه این عمل مایه یاد آوری سرای دیگر است.[9]
نووی می گوید در حدیثی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در زیارت قبرستان بقیع فرموده است که گفته شود «…السلام علیكم دار قوم مؤمنین و انا ان شاء الله بكم لاحقون» دلیل بر استحباب زیارت قبور است و سلام دادن به اهل قبور و دعا برای آنان و ترحم بر آنان مستحب است. و از «یخرج من آخر اللیل إلى البقیع» که د ر این حدیث آمده است، به دست میآید که زیارت در آخر شب فضیلت دارد.[10]
در کتاب بحر رائق که کتاب فقهی اهل سنت است، فتوا داده شده که زیارت قبور مانعی ندارد به دلیل اینکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «إنِّی كُنْت نَهَیتُكُمْ عن زِیارَة الْقُبُورِ أَلَا فَزُورُوهَا» و به دلیل اینکه امت اسلامی از زمان رسول خدا تا امروز این کار را انجام می دهد.[11]
رفتن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به قبرستان و گفتن «السَّلَامُ عَلَیكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَإِنَّا إن شَاءَ الله بِكُمْ لَاحِقُونَ»[12]دلیل بسیار روشن بر جواز رفتن به مقبره و زیارت آن ها است.
در صحیح مسلم بابی تحت عنوان «بَاب ما یقَالُ عِنْدَ دُخُولِ الْقُبُورِ وَالدُّعَاءِ لِأَهْلِهَا» برای آداب زیارت قبور اختصاص داده شده و احادیثی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در ذیل آن بیان گردیده که آن حضرت مدام در اواخر شب از خانه بیرون می شدند و به قبرستان بقیع می رفتند و مردگان را چنین خطاب می فرمود: «السَّلَامُ عَلَیكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَأَتَاكُمْ ما تُوعَدُونَ غَدًا مُؤَجَّلُونَ وَإِنَّا إن شَاءَ الله بِكُمْ لَاحِقُونَ اللهم اغْفِرْ لِأَهْلِ بَقِیعِ الْغَرْقَدِ»[13] این حدیث در اکثر متون حدیثی اهل سنت نقل شده است.
زیارت قبور شهدای احد توسط پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و شهادت دادن آن حضرت در برابر خداوند در هنگام زیارت با این جمله که «اللهم إن عبدك و نبیك یشهد أن هؤلاء شهداء و أنه من زارهم و سلم علیهم إلى یوم القیامۀ ردوا علیه؛ یعنی خدایا این بنده و نبی تو شهادت می دهد که آنان شهیدان هستند و اگر کسی آنان را زیارت نموده و بر آنان سلام بفرستد تا روز قیامت جواب سلام را به او بر می گردانند»[14] از دلایل بسیار واضح بر استحباب زیارت قبور است و معقول نیست که سفر برای زیارت قبر شهدای احد که سلام آنان بر زیارت کننده تا روز قیامت ادامه دارد، حرام یا بدعت و شرک باشد.
رفتن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای زیارت قبر مادر گرامی اش و گریستن آن حضرت و گریاندن همراهانش و دستور دادن آن حضرت به اصحاب که به زیارت قبور برای یاد آوری مرگ بروند[15] لا اقل دلایل روشن بر عدم حرمت و بدعت سفر برای زیارت است.
نتیجه گیری
از آنچه بیان شد این نتیجه حاصل می گردد هیچ دلیلی نه دلیل عقلی و نه دلیل شرعی بر حرمت، بدعت و شرک سفر به سوی زیارت قبور وجود ندارد و این وهابی ها هستند که با نصوص و سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مخالفت کرده و همه مسلمانان را به علت اعتقاد شان به این سنت مسلم اسلامی تکفیر می کنند.
نویسنده: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1] . كتب و رسائل وفتاوى شیخ الإسلام، ج26ص151.
[2] . كتب و رسائل وفتاوى شیخ الإسلام، ج26ص150.
[3] . محمد بن عبدالوهاب، مختصر الانصاف و الشرح الکبیر، ص223.
[4] . فتاوی و مسائل محمد بن عبدالوهاب، ص69.
[5] . الابهاج، ج1، ص103.
[6] . التحبیر شرحالتحریر، ج2، ص931.
[7] . المستدرك على الصحیحین، ج1ص530.
[8] . المستدرك على الصحیحین، ج1ص531.
[9] . صحیح مسلم، ج3، ص64.
[10] . صحیح مسلم بشرح النووی، ج 7، ص 41 .
[11] . البحر الرائق شرح كنز الدقائق، ج 2، ص 210.
[12] . صحیح مسلم، ج 1، ص 218.
[13] . صحیح مسلم، ج2ص669.
[14] . المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 31.
[15] . صحیح مسلم، ج 2، ص 671.
منابع
1. ابن تیمیة الحرانی، أبو العباس أحمد عبد الحلیم ، كتب ورسائل وفتاوى ابن تیمیة، مكتبة ابن تیمیة، چ2. بیتا، بیجا،تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی.
2. ابن نجیم، زین الدین بن نجیم حنفی، البحر الرائق شرح كنز الدقائق، دار المعرفة ، دوم، بی تا.
3. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحیحین، دار الكتب العلمیة ، بیروت ،1411ق – 1990م، اول، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا .
4. سبکی، علی بن عبدالکافی سبکی، علی بن عبدالکافی، الابهاج، بیروت، دارالکتب، اول، 1404ق.
5. محمد بن عبدالوهاب، فتاوی و مسائل محمد بن عبدالوهاب، عربستان، ریاض، جامعة الامام محمد بن سعود، [بیتا]، محقق: صالح بن عبدالرحمن.
6. محمد بن عبدالوهاب، مختصر الانصاف و الشرح الکبیر، ریاض، مطابع الریاض، اول، تحقیق: عبد العزیز بن زید الرومی ، د . محمد بلتاجی ، د . سید حجاب.
7. مرداوی، علاءالدین علی بن سلیمان ، التحبیر شرحالتحریر، عربستان، مکتبة الرشد، اول، 14201ق/2000م. محقق: عبدالرحمن الجبرین و…
8. مسلم بن الحجاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.
9. نووی، أبو زكریا یحیى بن شرف، صحیح مسلم بشرح النووی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت ، چ 2، 1392.