امام علی (علیه السلام) و تربیت صحیح فرزند

امام علی (علیه السلام) و تربیت صحیح فرزند

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تربیت صحیح فرزند، یکی از دغدغه های مهم بسیاری از والدین در تربیت دینی فرزندشان است؛ زیرا تحقق عبودیت و بندگی خدا برای هر مسلمان، تنها در سایه تربیت دینی و اسلامی تحقق می یابد. از سوی دیگر، انسان مسلمانی برای پیمودن راه سعادت و بندگی احتیاج به الگوهای مطمئن عملی دارد تا با نصب العین قراردادن دیدگاه ها و سیره عملی آنان، هم راه صحیح بندگی و سعادت را بپیماید و هم در این وادی سریعتر گام نهد و سریعتر به مقصد نایل آید.

از این رو معصومین (ع)-که از گوهر عصمت و مصونیت از خطا و اشتباه برخوردارند-بهترین و مطمئن ترین الگوهای زندگی و تربیتی جهت تربیت صحیح فرزندان ما بوده و ارائه دیدگاه ها و کشف و عرضه سیره تربیتی آنان، یک ضرورت انکارناپذیر برای پویندگان عرصه تعلیم و تربیت اسلامی است و در این میان، ارائه دیدگاه ها و سیره تربیتی امام علی (ع)-که خود “اَب الائمه” و سرسلسله جانشینان به حق نبوی و سرآغاز تجلیگاه امامت معصومین (ع) و نخستین تشکیل دهنده حکومت اسلامی علوی است.-بر ضرورت این کار می افزاید.

تربیت صحیح فرزندان

الف) اهمیت تربیت صحیح فرزندان

تربیت، از حیاتی ترین ابعاد زندگی انسان است و در پرتو آن، انسان به سعادت مطلوب نائل می آید. بزرگ مربی اسلام، امام علی (ع) در سخنان خود، بارها از این امر مهمّ پرده برداشته و آثار و نتائج مثبت تربیت صحیح فرزند و پیامدهای منفی بی توجهی به آن را بیان داشته اند. امّا پیش از بیان دیدگاه های حضرت در این زمینه، مناسب است نوع نگرش و برداشت آن حضرت را از فرزند ارائه نمائیم.

بر خلاف برداشت و نگرش برخی افراد که از فرزند، بیشتر به عنوان ابزاری برای پاسخگویی به نیاز عاطفی والدین و نیز عضوی برای تأمین و خدمت به خانواده و مایه فخر و مباهات والدین نگریسته می شود، امام علی (ع) به فرزند، بسی فراتر از این نگریسته و آن را عطیه ای الهی بر شمرده اند که در پرتو توجه و تربیت والدین، به رشد کافی رسیده و در پی نیکوکاری و احسان به والدین بر می آید.

در نهج البلاغه آمده است که: “در حضور امام علی (ع) مردی به دیگری، تولد پسرش را این چنین تبریک گفت: “گوارایت باد رزمجویی سوارکار!” آن حضرت از نوع تبریک گفتن او نهی نمود و تبریک گفتنی این چنین را به او توصیه نمود:” امید که بخشنده اش را سپاسگزار باشی و این عطیه الهی مبارکت باد، او به رشد دلپذیر برسد و تو نیز از نیکی و خیرش بهره مند شوی.”(۱)

پس از آنکه از نگرش حضرت علی (ع) نسبت به فرزند، آگاه شدیم، اینک به آثار و نتایج تربیت صحیح فرزند از دیدگاه آن حضرت اشاره می کنیم؛ آن حضرت در سخنی کوتاه و در عین حال عمیق و ظریف، تربیت و ادب آموزی را میراثی بی مانند تلقی نموده اند.

معمولاً با در گذشت انسان، نگهبان میزان و مقدار میراث به ارث گذاشته او معطوف است و چنانچه فردی متمّول و ثروتمند باشد، اقلامی از میراث همانند زمین، خانه و ماشین در نظر کوته نظران، بزرگ و مهم جلوه می نماید امّا از دیدگاه امام مربیان، علی (ع)، میراثی به مانند ادب و تربیت وجود ندارد “لا میراث کالادب”(۲) و هرگز املاک و دارایی های باقیمانده مادّی، قابل مقایسه با میراث گرانبهای ادب و تربیت صحیح برای فرزندان نیست؛ و از این روست که در سخنی دیگر، آن حضرت فرمود: “گرانبهاترین چیزی که پدران برای فرزندانشان به ارث می گذارند، ادب است.”(۳)

امام علی (ع) ثمره و محصول تربیت صحیح فرزند را پرورش فرزند صالح و پیامد بی توجهی به امر خطیر تربیت را “رشد یافتن فرزند ناصالح ” برشمرده و برای هر یک از این دو، آثار و نتائج مثبت و منفی بیان نموده اند. از دیدگاه آن حضرت، فرزند صالح مایه انس و آرامش والدین است لذا میفرماید: “انس و آرامش در سه چیز است: همسری که با شوهرش توافق داشته باشد، فرزندی که صالح باشد و برادری که موافق و هم رأی انسان باشد.”(۴)

همچنین در سخن دیگری، فرزند صالح را، نیکوترین یادگار و بلکه مساوی با همه یادگارهای باقیمانده از والدین، معرفی می نماید: “الولد الصالح، احد الذِکرین” مرحوم خوانساری در ترجمه و شرح خود بر “غررالحکم و دررالکلم” ذیل این حدیث می گوید: “فرزند صالح، نیکوتر دو یاد است؛ یعنی اسباب یاد کسی به نیکویی دوتاست: یکی فرزند صالح که از او بماند و دیگری سایر اسباب او. فرزند صالح نیکوتر از همه آنهاست یا اینکه فرزند صالح را با هر سببی بسنجند، از آن سبب نیکوتر است”(۵)

از سویی دیگر، آن حضرت آثار سوء و پیامدهای منفی پرورش فرزند ناصالح را مورد توجه قرار داده و همه رهروان صدیق خود را از بی توجهی به تربیت صحیح فرزندان برحذر داشته است. ایشان در سخنی، فرزند ناصالح را مایه نابودی شرف و بلندی مرتبه پدران خود و عیبناک کننده پیشینیان خود معرفی می نماید.(۶) و در کلامی دیگر از فرزند ناصالح، به آلوده کننده پیشینیان خود و فاسد کننده اولاد و بازماندگان یاد می کنند.(۷) همچنین در سخنی دیگر، او را مایه محنت و شومی دانسته(۸) و در بیانی بلیغ، فرزند ناخلف را، شدیدترین مصیبت ها معرفی نموده اند(۹).

اگر تربیت صحیح فرزند صورت نگیرد، فرزند ناصالح، نه تنها خویشتن خود را گم نموده و گوهر بندگی و انسانیت خویش را از دست می دهد، که گاهی ممکن است پدر صالح و شایسته را به انسانی ناصالح مبدل گرداند؛ حضرت علی (ع) درباره زبیر فرمود: ” پیوسته زبیر مردی از ما اهلبیت (ع) بود تا اینکه فرزند شوم و ناخلف او عبدالله بزرگ شد( و او را از ما جدا کرد).”(۱۰)

ب) ضرورت تسریع در تربیت صحیح فرزندان

برای موجوداتی که در طریق تغییر، تحول، رشد و تکامل هستند، معمولاً موسم مناسبی وجود دارد که در آن به بهترین و مناسب ترین رشد خود می رسند و آثار مورد انتظار از آنها تجلی می یابد، گلها در موسم بهار می رویند، چشمه ها در فصل زمستان جاری می شوند. ابرها در زمستان بارور می گردند و قطرات بارانش میهمان زمین می گردند و… تربیت فرزند نیز موسم مناسب خود را دارد که در آن بهتر و آسانتر به بار می نشیند و تربیت صحیح فرزند محقق می شود.

موسم مناسب تربیت، در اوایل زندگی یعنی دوره کودکی، نوجوانی و عنفوان جوانی است، آنگاه که فرزند هنوز قلبی آسمانی و بی آلایش دارد، آنگاه که هنوز هواهای نفسانی و خواهش های غیر انسانی به سرزمین وجود او هجمه نیاورده، آنگاه که هنوز پلیدی ها و زنگارها میهمان ناخواسته دل او نگشته و کشتزار دل او آماده پذیرش هر بذری است.

از سوی دیگر، والدین به عنوان مهمترین مربیان فرزندان خود نیز همیشه فرصت و حوصله تربیت-که امری ظریف و در عین حال پیچیده است.ـ را ندارند؛ زیرا آنگاه که بهار عمر والدین به روزهای آخر رسید و ضعف و سستی بر آنان مستولی گشت و حافظه شان چونان جسمشان به ضعف و نقصان گرایید، توان تربیت و راهنمایی مفید رانداشته و از ایفای نقش مربیگری برای فرزندان، عاجز می گردند.

امیرالمومنین علی (ع)، مربی بزرگ بشریت، در منشور تربیتی خود به امام حسن مجتبی (ع)، به این نکته مهم و ظریف توجه نموده و دیدگاه تربیتی گرانسنگی ارائه نموده است؛ آن حضرت فرموده اند:

“فرزند دلبندم! چون دیدم سالیانی راپشت سر نهاده و به سستی در افتاده ام، بدین وصیت برای تو مبادرت نموده ام و خصلت هایی را در آن بر شمردم پیش از آنکه مرگ بشتابد و مرا دریابد و آنچه در اندیشه دارم به تو ناگفته ماند یا اندیشه ام همچون تنم، نقصان بهم رساند یا پیش از نصیحت من، پاره ای خواهش های نفسانی بر تو غالب گردد یا فریبندگی های دنیا، تو را بفریبد و همچون شتری گریزان و نافرمان باشی. و به درستی که دل جوان، همچون زمین ناکشته است، هر چه در آن افکنند، بپذیرد. پس به ادب آموختنت، پرداختم پیش از آنکه دلت، سخت شود و خِرَدت هوایی دیگر گیرد…”(۱۱)

و در قسمت دیگر آن، میفرماید:”… چون به کار تو چونان پدری مهربان عنایت داشتم و بر ادب آموختنت، همت گماشتم، چنان دیدم که این عنایت در عنفوان جوانی ات به کار رود و در بهار زندگانی که نیتی پاک داری و نفسی صاف و بی آلایش…”(۱۲)

ج) هدف نهایی از تربیت صحیح فرزند

در نظام تربیتی اسلام، بحث اهداف، از کلیدی ترین مباحث بوده و جایگاه مهمّی در آن دارد؛ چرا که بدون داشتن هدف و تعیین آن، امکان برنامه ریزی و نیز ارزیابی فعالیت های تربیتی به آسانی ممکن نیست. در تربیت فرزندان آن هم در جامعه اسلامی، داشتن هدف های الهی بسی مهمّ و تعیین کننده است.

اکنون سؤال این است که در نظام تربیتی اسلام، هدف از تربیت چه باید باشد؟ آیا هدف، صرفاً تولید نسل و افزودن بر اعضای جامعه است؟ آیا هدف، صرفاً پرورش فرزند سالم است؟ آیا هدف، تربیت نیروی انسانی برای تداوم جامعه اسلامی و به انجام رسانیدن امور آن است؟ و یا اینکه علاوه بر اینها، اهداف مهمتر و مقدستری وجود دارد؟ و بالاخره از دیدگاه بزرگ مربی اسلام، علی (ع) هدف از داشتن فرزند و تربیت آن چیست؟

با نگاهی به دیدگاه ها و سیره تربیتی حضرت علی (ع)، آشکار می شود که در نظام تربیت اسلامی، هدف نهایی از تربیت صحیح فرزند، رسیدن فرزند به مقام اطاعت و عبودیت الهی است. هدف نهایی، تربیت انسانی است که مطیع پروردگار و تسلیم در آستان او باشد.

امیرمؤمنان علی (ع) در ضمن حدیثی پیش از تولد فرزند، هدف نهایی از تربیت را به طور غیر مستقیم بیان نموده و به راستی آن حضرت در سفره تربیتی خویش، بدین هدف تحقق بخشیده و فرزندان خود را با توجه به آن، تربیت نموده اند. مرحوم ابن شهرآشوب به سند خود از آن حضرت نقل می کند که فرمود:”من از خداوند خویش، طلب فرزندان زیبا چهره و نیکو قامت ننموده ام، بلکه از پروردگارم خواسته ام فرزندانم مطیع او باشند و از او بترسند تا وقتی با این صفات به آنها نظر افکنم، مایه چشم روشنی من باشند.”(۱۳)

ابعاد تربیت دینی از دیدگاه و سیره امام علی (ع)

انسان، موجودی است که از ابعاد گوناگون برخوردار است و به تبع آن، تربیت نیز ابعادی دارد که خود به اقسامی تقسیم می گردد: تربیت اخلاقی، تربیت دینی، تربیت جسمانی، تربیت اجتماعی و… در سیره تربیتی نخستین امام شیعیان نیز این ابعاد و انواع تربیت مورد توجه واقع گردیده با بررسی کامل و مفصّل هر یک از این ابعاد و انواع، نیازمند ارائه یک مقاله مستقل و بلکه یک کتاب است لذا در این مقاله، به ناچار و از باب نمونه، به موضوع تربیت دینی در حوزه تربیت صحیح فرزند اشاره می شود.

هر چند تربیت دینی به یک معنا بسیار عام و گسترده است و شامل همه ابعاد وجودی انسان می گردد؛ امّا در اینجا، مراد از تربیت دینی، مقابل تربیت اخلاقی، اجتماعی و سایر ابعاد است و عمدتاً حوزه مربوط به عقاید و احکام عبادی از دین را شامل می گردد. تربیت دینی به این معنا در سیره تربیتی امام علی (ع) از اهمیت خاصی برخوردار است و در ذیل به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

۱-نماز

یکی از بارزترین مصادیق تربیت دینی و بلکه مهمترین نمود آن در حوزه احکام و عبادات، نماز است. نماز بزرگترین فریضه الهی و پیش درآمد قبولی سایر اعمال و عبادات است. حضرت علی (ع) در طول عمر با برکتشان زیباترین جلوه ها را در نماز به نمایش گذاشتند، او در حالت جنگ و صلح، بیماری و سلامت، در خانه و مزرعه، بر مسند حکومت و خانه نشینی ۲۵ ساله و در همه حالات و شرائط، نماز مهمترین عمل او بود و فرزندان خود را بدان سفارش می نمود.

در وصیتی به امام حسن (ع) و تمامی خانواده و فرزندانش آنها را به نماز سفارش کرده میفرماید: “از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره نماز؛ زیرا که نماز بهترین کارها و ستون دین شماست “(۱۴) او نه تنها خود و فرزندانش به نماز اهمیت می دادند که همه پیروان و شیعیان خود را به تعلیم نماز به فرزندان و سعی در تشویق آنان به مدوامت بر آن، فرا خوانده اند. آن حضرت فرمود: “علّموا صبیانکم الصلوه و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم” “در کودکی به فرزندانتان نماز را تعلیم دهید و هنگام بلوغ، آنان را به نماز وا دارید.”(۱۵)

فریضه نماز در تربیت دینی، چنان مهم است که حتی در پیش از بلوغ، تنبیه مختصر فرزند به خاطر ترک آن، روا دانسته شده است. امام علی (ع) خطاب به یکی از اصحاب فرمود: “کودکان اهل خانه ات را با زبان به نماز و طهارت تأدیت نما و وقتی به سن ده سالگی رسیدند، آنان را بر ترک آن، تنبیه بدنی نما ولی از سه بار بیشتر تجاوز نکند.”(۱۶)

نکته قابل توجهی که در این دو حدیث وجود دارد، توجه حضرت به مراحل تربیت و نیز روش آشنا نمودن فرزندان با نماز و اقامه آن است؛ زیرا در مورد نماز، بین دوره کودکی و بلوغ فرق گذاشته اند، در دوره کودکی تا قبل از ده سالگی فقط سفارش به آموزش و تعلیم نماز نموده اند و تنها به اقدام زبانی و سفارش کلامی اکتفا نموده اند، در این مرحله تأکید بر آمادگی و زمینه سازی برای اقامه نماز شده است؛ اما در سن ده سالگی هر چند هنوز به حّد بلوغ نرسیده امّا به علت رشد مناسب کودک در این سن و تا حدودی رسیدن به سن تمییز و تشخیص، تأکید عملی بر اقامه نماز است و آنگاه که به سن بلوغ رسیدند، تأکید بر واداشتن آنها به نماز و ترک نکردن آن است.

۲-آموزش قرآن

قرآن، کتاب آسمانی و مهمترین منبع اسلامی است، قرآن، سرچشمه معارف الهی است و در تربیت دینی جایگاهی بس عظیم دارد. امام علی (ع) در نامه تربیتی خود به فرزندش امام حسن (ع) بعد از آنکه بر اهمیت تربیت و تسریع در آن تأکید می نمایند، نخستین اقدام خود را تعلیم و آموزش قرآن و معارف و احکام حلال و حرام آن بیان می کند:

“… و اَنْ ابتدئک بتعلیم کتاب اللّه و تأویله و شرایع الاسلام و احکامه و حلاله و حرامه لا اجاوز ذالک بک الی غیره…”،“نخست تو را کتاب خدا بیاموزم و تأویل آن را به تو تعلیم دهم و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام بر تو آشکار سازم و (در آغاز) به چیزی غیر از قرآن نپردازم.”(۱۷)

همچنین آن حضرت در توصیه به فرزندش محمد بن حنیفه، فرمود: “…بر تو باد به خواندن قرآن و عمل کردن به آنچه در آن است و اینکه به مقررات و دستورات حلال و حرام آن و امر و نهی آن پایبند باشی. همچنین خواندن قرآن را در شب و روز و هنگام تهجّد برخود لازم بدانی؛ زیرا قرآن، عهدنامه ای است از سوی خداوند تبارک و تعالی به خلق خود، پس واجب است بر هر مسلمانی که در هر روز به عهدنامه خود بنگرد و لو پنجاه آیه باشد.”(۱۸)

۳-تعلیم دعا

در تربیت دینی، دعا و درخواست از خداوند جایگاه ویژه ای دارد. دعا، ابزاری است که بنده را به خالق پیوند می دهد و از طریق آن، نیازهای فردی و درونی خویش را با خداوند قادر متعال در میان می گذارد و در پرتو آن، به سکون و آرامش نایل می آید. امام علی (ع) در سیره تربیتی خویش، برای عنصر دعا اهمیت زیادی قائل شده و آن را در جهت تربیت صحیح فرزند، موثر می داند. آن حضرت هم دعاهایی را به فرزندان خود تعلیم می دادند و هم آنان را بر مداومت بر آن توصیه می نمودند.

امام حسین (ع) میفرماید: “پدرم مرا به خواندن دعای جوشن کبیر و حفظ و بزرگداشت آن توصیه نمودند و سفارش کردند که در هنگام وفاتشان آن را بر کفنشان بنویسم و آن را به خانواده ام تعلیم دهم و آنان را بر خواندن آن برانگیزانم.”(۱۹)

هر چند در روایات برای دعا، اوقات خاصی بیشتر مورد تأکید قرار گرفته و برخی دعاهای خاص، در اوقات خاص وارد شده، امّا حضرت علی (ع) در سیره تربیتی خود، هر فرصت مناسب را مغتنم شمرده و به تعلیم دعا به فرزندانش پرداخته، برای نمونه در هنگام غذا خوردن، فرزندش امام مجتبی (ع) را به دعایی همیشگی سفارش نموده و در ضمن آن، به نقش تغذیه و سلامتی جسمانی برای انجام عبادات و نیز وسیله بودن غذا برای توان عبادت بیشتر، اشاره می نماید؛ آن حضرت فرمود:

“فرزندم! هیچ لقمه سرد یا گرمی را مخور و هیچ شربت یا جرعه آبی را منوش الاّ اینکه قبل از خوردن و آشامیدن، این دعا را بخوانی “اللّهمّ انّی اسئلک فی اکلی و شربی السلامه من وعکه و القوّه به علی طاعتک و ذکرک و شکرک فیما بقیته فی بدنی و اَنْ تشجعنی بقوّته علی عبادتک و ان تلهمنی حسن التحرز من معصیتک..”(۲۰)

امام علی (ع) به دلیل اهمیت دعا و نقش آن در تربیت دینی، نه تنها در طول زندگی خویش به فرزندان خود تعلیم دعا می نمودند بلکه در واپسین لحظات عمر خویش و در هنگام احتضار نیز از این امر غافل نبودند، چنانکه در همان حالت حساس احتضار، به فرزند خویش امام حسن (ع) دعایی را تعلیم نموده اند(۲۱).

۴-آشنایی با علوم اهل بیت (ع)

آشنا نمودن فرزندان با علوم اهلبیت (ع) و سخنان و عقاید مربوط به آنان، از جمله عناصر مهم تربیت دینی و تربیت صحیح فرزندان در فرهنگ شیعی و علوی است. بر والدین ضروری است که ضمن آشنا نمودن اجمالی آنان با مذاهب اسلامی، عقاید حقّه شیعه را به آنان تعلیم دهند و بذر محبت اهلبیت (ع) را در دلهای آنان بیفشانند و آنان را با معارف غنی، متقن و روشنگر اهلبیت (ع) آشنا نمایند.

تعلیم معارف و محاسن دانش ناب اهلبیت (ع) به فرزندان، آنها را در حریم امن عقیده قرار داده و از آثار شوم هجوم عقاید و اندیشه های ناپاک مصون میدارد. مرحوم صدوق با سند خود در حدیث چهارصدگانه از حضرت علی (ع) نقل کرده است که حضرت فرمود: “علّموا صبیانکم من علمنا ما ینفعهم اللّه به لا تغلب علیهم المرجئه برأیها”،“به کودکان خود آن مقدار از دانش ما که به حال آنان مفید است، تعلیم دهید تا اندیشه و نظر مرجئه(۲۲) بر آنان غالب نگردد.”(۲۳)

۵-رعایت آداب و سنن اسلامی در هنگام تولد فرزند

در سیره تربیتی معصومین (ع)، از لحظه تولد نوزاد، فعالیت های تربیتی و تربیت صحیح فرزند آغاز می گردد و با اینکه نوزاد، توان بالفعل درک اشیاء و اعمال را ندارد امّا در عین حال، انجام برخی آداب و مراسم برای تربیت صحیح فرزند در آینده مؤثر است. از این رو امیرالمومنین علی (ع) در ضمن حدیث چهارصدگانه خود به اصحابش، آنان را به انجام این آداب در هنگام ولادت فرزندانشان توصیه نموده اند:”…در روز هفتم برای فرزندانتان عقیقه نمایید و به مقدار وزن موهای سر فرزندتان، نقره صدقه دهید.

رسول خدا (ص) نسبت به حسن و حسین (ع) و سایر فرزندانش، این چنین رفتار نمود.”(۲۴) و در قسمت دیگر حدیث میفرماید:” فرزندان خود را روز هفتم، ختنه کنید و گرما و سرما، شما را از این کار باز ندارد که این باعث پاکیزگی بدن نوزاد است…”(۲۵)

جمع بندی

امام علی (ع) در سخنان خود، بارها نسبت به تربیت صحیح فرزند تاکید نموده و آثار و نتائج مثبت و پیامدهای منفی بی توجهی به آن را بیان داشته است. از دیدگاه آن حضرت، فرزند صالح مایه انس و آرامش والدین است. با نگاهی به دیدگاه ها و سیره تربیتی امام علی (ع)، آشکار می شود که در نظام تربیت اسلامی، هدف نهایی از تربیت صحیح فرزند، رسیدن فرزند به مقام اطاعت و عبودیت الهی است. در این راستا لازمست والدین با توجه به ابعاد پنجگانه تربیت دینی (که به آن اشاره شد)، در مسیر تربیت صحیح فرزند خود گام بردارند.

پی نوشت ها

۱-نهج البلاغه، قصارالحکم، شماره ۳۵۴؛ معادیخواه، فرهنگ آفتاب، ج۷، ص۳۹۰۲
۲-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج۶، ص۳۵۳
۳-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج۳، ص۴۳۸
۴-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج۲، ص۱۴۱
۵-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ص۲۳
۶-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج۶، ص۲۲۲
۷-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج۶، ص۲۲۲
۸-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج۶، ص۲۲۴
۹-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج۲، ص۳۹۲
۱۰-نهج البلاغه، قصارالحکم، شماره۴۵۳«قال (ع): مازال الزبیر رجلاًمنّا اهل البیت حتی نشاءَابنه المشؤوم عبدالله». این حدیث در برخی از نسخ موجود نهج البلاغه مثل شرح ابن ابی الحدید و شرح نهج البلاغه علامه خویی و ما آن را از معجم المفهرس نهج البلاغه اثر محمد دشتی، ص۱۲۴ نقل کرده ایم که تحت شماره۴۵۳ در قصارالحکم آمده است.
۱۱-نهج البلاغه، نامه۳۱، ترجمه نهج البلاغه دکتر شهیدی، ص۲۹۷
۱۲-نهج البلاغه، نامه۳۱، ترجمه نهج البلاغه دکتر شهیدی، ص۲۹۸
۱۳-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۹۸
۱۴-رسولی محلاتی، وصایاء الرسول و الائمه (ع) با ترحمه فارسی، ص۱۸۴
۱۵-خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکم، ج۴ص۳۵۳
۱۶-ری شهری، میزان الحکمه، ج۱،ص۷۵ به نقل از تنبیه الخواطر و نزهه الناظر، ص۳۹۰
۱۷-نهج البلاغه، نامه۳۱، ترجمه دکتر شهیدی، ص۲۹۸
۱۸-قمی، پندهای پدران به فرزندان، ص۱۶۲-۱۶۳
۱۹-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۹۱، ص۳۸۴؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۲۳۲
۲۰-طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۷۴
۲۱-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۹۲ ص۱۷۹
۲۲-المرجئه فی مقابله الشیعه، من الارجاء بمعنی التأخیر لتأخیرهم علیا (ع) عن مرتبته و قد یطلق فی مقابله الوعیدیه(ر.ک: شیخ کلینی، کافی، ج۶، ص۴۷) و نیز ر.ک: طریحی، مجمع البحرین ج۱، ذیل ماده “رجاء”.
۲۳-شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۷ به نقل از خصال صدوق، ج۲، ص۱۵۷ و ابن شعبه حرانّی، تحف العقول، ص۶۸
۲۴-شیخ صدوق، الخصال، ترجمه و تصحیح فهری، ص۷۵۱
۲۵-شیخ صدوق، الخصال، ص۷۷۶؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵،ص۱۵۳

منبع اقتباس: نویسنده: دکتر علی همت بناری؛ ماهنامه کوثر شماره ۳۴؛ تبیان