هر چند دشمنان اهل بیت (ع) همواره در تلاش بوده اند که نور ائمه هدی (ع) را با دسیسه های خود خاموش نموده و فضائل آن بزرگواران را از مردم پنهان کنند اما همیشه، اراده و خواست الهی بر روشن ماندن چراغ هدایت انسان ها بوده و بر این اساس، منابع تاریخی و حدیثی، پر از روایات معتبری است که به بیان مناقب و فضائل ائمه (ع) می پردازد. در این نوشتار، بر آنیم تا برخی از فضائل امام حسن مجتبی (ع) را که در منابع تاریخی و حدیثی انعکاس پیدا کرده، بیان کنیم.
محبوب رسول خدا (ص)
اولین فضیلت از فضائل آن حضرت که باید به آن اشاره کنیم، محبت شدید پیامبر به امام حسن (ع) است. یکی از راه های شناخت عظمت و برتری یک انسان این است که محبوب انسان های برتر و با فضیلت باشد. نکته ظریف این است که کسی در عالم هستی، برتر از خاتم پیامبران محمد مصطفی (ص) وجود ندارد و حسن بن علی (ع) محبوب چنین کسی می شود. پیغمبر گرامی اسلام، این محبت و دوستی به آن حضرت را در گفتار و کردار خویش، ظاهر و به اصحاب خود نشان می داد.
از این رو، محبت پیامبر (ع)، مهمترین فضیلت از فضائل امام حسن (ع) است که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند. بخاری بزرگترین محدث اهل تسنن از ابی بکر چنین نقل می کند: «دیدم نبی اکرم (ص) را که بر فراز منبر بود و حسن بن علی هم با او بود. او گاهی به مردم رو می کرد و گاهی به حسن، و می فرمود: «إبنی هذا سَیِّدٌ؛ این فرزند من، [سید و] آقاست.»[۱]
در کتاب ها و منابع شیعه نیز محبت پیامبر (ص) به حسنین (ع)، بازتاب وسیعی دارد. به عنوان نمونه از رسول خدا (ص) روایت شده که می فرمود: «مَنْ أَحَبَّ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ فَقَدْ أَحَبَّنِی، وَ مَنْ أَبْغَضَهُمَا فَقَدْ أَبْغَضَنِی؛[۲] هر که حسن و حسین را دوست بدارد، مرا دوست دارد و هر که با آن دو دشمنی کند، با من دشمنی کرده است.»
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «هُمَا سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الجَنَّهِ وَ هُمَا رَیْحَانَتِی؛[۳] آن دو (حسن و حسین ع) آقای جوانان بهشت و ریحانه من هستند.»
بندگی و عبادت خدا
دومین فضیلت از فضائل امام حسن (ع)، بندگی و عبودیت برجسته آن حضرت در برابر خداوند متعال است. بندگی، رمز تقرب اولیاء الهی و زمینه ساز رسیدن به اوج کمالات و فتح قله سعادت است. انسان، با عبادت، محبوب خدا شده و به او تقرب می یابد.
اگر پیامبر خاتم، محمد مصطفی (ص) به اوج قله مکاشفه و دریافت آخرین دین الهی دست یازید، بر اثر بندگی بود؛ از این رو در شبانه روز، حداقل ده نوبت عرضه می داریم: «أشهد أن محمدا عبده و رسوله؛ شهادت می دهم که محمد (ص) بنده و رسول خداست.» خداوند، هدف از آفرینش انسان را بندگی می داند و می فرماید: «ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ؛[۴] من جن و انس را نیافریدم جز برای این که عبادت کنند.»
بدون شک یکی از برجسته ترین فضائل امام حسن (ع) همچون پدر و جد بزرگوارش، اطاعت محض و خالص از دستورات و احکام الهی است. همین ویژگی باعث شد که با وجود تلاش های دشمنان برای خوار کردن آن حضرت، باز هم فضائل امام حسن (ع) در میان مردم مشهور شود و مورخان به نقل آن ها بپردازند. امام مجتبی (ع) در کلامی نورانی می فرماید:
«مَنْ أَرَادَ عِزّاً بِلاَ عَشِیرَهٍ وَ هَیْبَهً مِنْ غَیْرِ سُلْطَانٍ وَ غِنًى مِنْ غَیْرِ مَالٍ… فَلْیَتَحَوَّلْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَهِ اَللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَتِهِ فَإِنَّهُ یَجِدُ ذَلِکَ کُلَّهُ؛[۵] هر کس می خواهد بدون داشتن عشیره و قبیله، داراى عزت و بدون داشتن سلطنت، داراى عظمت و بدون داشتن ثروت، بى نیاز باشد، راهش این است که از ذلت و زبونى معصیت و گناه بیرون رفته و در عزت طاعت الهى داخل شود که در این صورت، به تمام این ارزش ها خواهد رسید.»
آشکار است که اولین مصداق سخن حضرت، خود اوست که هرگز مرتکب معصیت الهی نشده و همواره در مسیر اطاعت الهی قرار دارد.
در حوزه عبودیت و بندگی، نماز از جایگاه ویژه ای برخوردار است و مهمترین مظهر عبودیت و بندگی در اسلام بشمار می رود. مصادیق متعددی از فضائل امام حسن (ع) پیرامون نماز نقل شده که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود:
الف) هنگام وضو
آن حضرت هنگام وضو گرفتن، بدنش می لرزید و چهره اش زرد می شد؛ از او درباره راز این امر سؤال شد، فرمود: «حَقٌّ عَلَى کُلِّ مَنْ وَقَفَ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّ اَلْعَرْشِ أَنْ یَصْفَرَّ لَوْنُهُ وَ تَرْتَعِدَ مَفَاصِلُهُ؛[۶] بر هر کسی که در پیشگاه خداوند می ایستد، لازم است که [از عظمت الهی] رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد.»
ب) هنگام ورود به مسجد
وقتی که در آستانه مسجد قرار می گرفت، سر به سوی آسمان بلند می کرد و عرضه می داشت: «إِلَهِی ضَیْفُکَ بِبَابِکَ یَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاکَ اَلْمُسِیءُ فَتَجَاوَزْ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدِی بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکَ یَا کَرِیمُ؛[۷] خدایا! میهمانت درب خانه ات ایستاده، ای احسان کننده! [بنده] گنهکار به سوی تو آمد، به خوبی آنچه نزد توست، از بدی آنچه نزد من است درگذر. ای [خدای] بخشنده.»
ج) در وقت نماز
فضیلت عبادت خداوند و نماز خالصانه در میان فضائل امام حسن (ع) برجستگی ویژه ای داشت. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: «أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ) کَانَ إِذَا قَامَ فِی صَلاَتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[۸] حسن بن علی بی ابی طالب (ع) هرگاه برای نماز می ایستاد، بند بند وجود او در مقابل خدایش می لرزید.»
د) بعد از نماز
در حالات آن حضرت نوشته اند: «إِنَّ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کَانَ إِذَا فَرَغَ مِنَ اَلْفَجْرِ لَمْ یَتَکَلَّمْ حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ؛[۹] امام حسن (ع) همواره چنین بود که وقتی از نماز صبح فارغ می شد، [باز هم بر سجاده خویش می نشست و عبادت خدا می کرد،] با هیچ کس [در آن حال] سخن نمی گفت: تا آنگاه که خورشید طلوع می کرد.»
علم الهی
سومین فضیلت از فضائل امام حسن (ع) که در اینجا به آن اشاره می کنیم، علم الهی و لدنی آن حضرت می باشد. مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات – حتی ملائکه – دانش و بینش است. در قرآن کریم آمده است: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِکَهِ فَقَالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ؛[۱۰] علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت، بعد آن ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزهی، ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده ای نمی دانیم.»
برترین علم ها، علمی است که مستقیما از ذات الهی به شخصی افاضه شود که به آن علم «لدنی» گفته می شود. خداوند در مورد حضرت خضر (ع) می فرماید: «وَ عَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا؛[۱۱] علم فراوانی از نزد خود به او آموخته ایم.»
فضائل امام حسن (ع) در علم و دانش، کمتر از فضائل حضرت آدم و خضر (ع) نیست. حکایات و روایات جالبی درباره این فضیلت برجسته از فضائل امام حسن (ع) نقل شده که در ادامه تنها به دو مورد از آن ها اشاره می کنیم:
۱. امام علی (ع) درباره فرزندش امام حسن (ع) بعد از شنیدن سخنان او با ابوسفیان در حالی که کودکی چهارساله بیش نبود، فرمود: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی جَعَلَ فِی آلِ مُحَمَّدٍ مِنْ ذُرِّیَّهِ مُحَمَّدٍ اَلْمُصْطَفَى نَظِیرَ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا؛[۱۲] سپاس خدای را که در میان آل محمد و در نسل پیامبر خدا، کسی را قرار داد که همچون یحیی بن زکریاست [که خداوند در مورد او فرمود:] به وی علم و دانش در کودکی عطا کردیم.»
۲. معاویه، به امام حسن مجتبی (ع) گفت: شنیده ام رسول خدا مقدار خرمای درخت را می دانست، آیا چیزی از آن علم (الهی) در نزد شما هم وجود دارد؟ شیعیان شما چنین می پندارند که شما به همه چیز آنچه در زمین است و هر چه در آسمان است آگاهی دارید.
حضرت در پاسخ به معاویه فرمود: «إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) کَانَ یَخْرُصُ کَیْلاً وَ أَنَا أَخْرُصُ عَدَداً؛ پیامبر خدا (ص) [مقدار] وزن و پیمانه [درخت خرما] را می گفت و من عدد آن را می گویم.» معاویه گفت: این درخت خرما چند عدد خرما دارد؟ حضرت فرمود: چهار هزار و چهار عدد. دانه های خرما را شمردند و دیدند همان مقدار است که حضرت فرموده است.[۱۳]
این دو حکایت نشان می دهد که امام مجتبی (ع) همچون پیامبران، از علم الهی برخودار بود و این، یکی از بزرگترین فضائل امام حسن (ع) به شمار می رود.
شجاعت و شهامت
یکی دیگر از فضائل امام حسن (ع)، شجاعت و شهامت بی نظیر ایشان است. برخی می پندارند که شجاعت امام حسن (ع) کمتر از ائمه دیگر بوده است. برای اینکه نادرستی این پندار روشن شود، به نمونه هایی از شهامت آن حضرت اشاره می شود:
۱. شجاعت و شهامت، به عنوان یکی از ویژگی ها و فضائل امام حسن (ع) در میدان جنگ با کفار و مشرکان، بارها مورد تقدیر و تحسین لشگریان قرار گرفته و از سوی مورخان مختلف نقل شده است. به عنوان نمونه مورخانی مانند «ابن اثیر» و «ابن خلدون» نقل کرده اند که امام حسن (ع) به همراه برادرش امام حسین (ع) در فتح شمال آفریقا با ده هزار رزمنده شرکت کردند.[۱۴] همچنین به نقل از «طبری» و «ابن اثیر»، امام حسن (ع) و برادرش امام حسین (ع) در فتح طبرستان در سال سی هجری در کنار دیگر رزمندگان اسلام حضور داشتند.[۱۵]
۲. امام مجتبی (ع) در جنگ جمل، در رکاب پدر خود امیرالمؤمنین (ع) در خط مقدم جبهه می جنگید و از یاران دلاور و شجاع علی (ع) سبقت می گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختی می کرد.[۱۶] پیش از شروع جنگ نیز، به دستور پدر، همراه عمار یاسر و تنی چند از یاران، وارد کوفه شدند و مردم کوفه را جهت شرکت در این جهاد دعوت کرد.[۱۷]
۳- آن حضرت در جنگ صفین نیز در بسیج عمومی نیروها و گسیل داشتن ارتش امیرمؤمنان (ع) برای جنگ با معاویه، نقش مهمی به عهده داشت و با سخنان پرشور و مهیج خویش، مردم کوفه را به جهاد در رکاب علی (ع) و سرکوبی خائنان و دشمنان اسلام دعوت نمود.[۱۸]
آمادگی او برای جانبازی در راه حق، به قدری بود که امیرمؤمنان (ع)، در جنگ صفین از یاران خود خواست که او و برادرش حسین (ع) را از پیشتازی در جنگ با دشمن بازدارند، تا نسل پیامبر (ص) با کشته شدن این دو شخصیت از بین نرود.[۱۹]
آنچه بیان شد، و موارد مشابه آن، نشان از آن دارد که رشادت و جنگاوری نیز همچون سایر فضائل امام حسن مجتبی (ع)، در بالاترین درجه خود قرار داشت و امام، فردی شجاع و با شهامت بوده که هرگز ترس و بیم در وجود او راه نداشته است.
معاشرت و اخلاق
از دیگر فضائل امام حسن (ع) که در تاریخ مشهور و برجسته است، حسن خلق آن امام همام است. امام مجتبی (ع) بهره بسیاری از خلق و خوی رسول خدا (ص) داشت.
«علامه مجلسی» می نویسد: مردی از شام به تحریک معاویه به امام مجتبی (ع) ناسزا گفت. امام مجتبی (ع) صبر کرد تا سخن او به پایان رسید، آنگاه به او نزدیک شد و با تبسم، سلام کرد و فرمود: ای پیر مرد! فکر می کنم غریب هستی و شاید در اشتباه افتاده ای. اگر به چیزی نیازی داری، برآورده کنیم؛ اگر راهنمایی می خواهی، راهنمائیت کنیم و اگر گرسنه ای، سیرت کنیم؛ اگر برهنه ای، لباست دهیم و اگر نیازمندی، بی نیازت کنیم؛ اگر جا و مکان نداری، مسکنت دهیم و می توانی تا هنگام برگشتن، میهمان ما باشی.
مرد شامی در برابر این خلق عظیم شرمنده شد، گریه کرد و گفت: «گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمین هستی، خدا بهتر می داند که رسالت خویش را کجا قرار دهد». سپس ادامه داد: تو و پدرت نزد من، مبغوض ترین افراد بودید ولی اکنون، محبوب ترین افراد در نزدم هستید.[۲۰]
اخلاق نیکو، فضیلتی آشکار و روشن در میان فضائل امام حسن (ع) بود به گونه ای که برخی، تمام تلاش خود را به کار می بستند تا آن امام را عصبانی و خشمگین کنند اما هرگز موفق نشدند. موفق بن احمد خوارزمى روایت کرده که امام حسن (ع)، گوسفندى داشت که بدان توجه و رسیدگی می نمود. روزى مشاهده کرد که پاى آن گوسفند، شکسته شده؛ به غلامش فرمود: چه کسى پاى این گوسفند را شکسته؟
غلام پاسخ داد: من! حضرت فرمود: چرا؟ غلام گفت: مى خواستم تا شما را عصبانی و غمگین کنم! امام (ع) فرمود: اما من تو را خوشحال خواهم کرد، و تو در راه خدا آزادى!
در روایت دیگرى است که حضرت به او فرمود: «من نیز غمگین می کنم آن کسى را که به تو دستور داده تا مرا غمگین کنى (یعنی شیطان)، و به دنبال آن او را آزاد کرد.[۲۱]
سخاوت و کرم
مشهورترین فضیلت در میان فضائل امام حسن مجتبی (ع)، سخاوت و کرم ایشان است و به همین دلیل، ایشان به کریم اهل بیت (ع) معروف شده اند.
پیشوای دوم شیعیان، در بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان، سرآمد روزگار خویش و آرامبخش دلهای دردمند و نقطه امید درماندگان بود. هیچ آزرده دلی نزد آن حضرت، شرح پریشانی نمی کرد جز آنکه مرهمی بر دل آزرده او می نهاد و گاهی پیش از آن که مستمندی اظهار احتیاج کند و عرق شرم بریزد، احتیاج او را بر طرف می ساخت و اجازه نمی داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد!
آن حضرت دوبار تمامی دارایی خویش را در راه خدا داد، و سه بار تمام اموال خود را با خدا تقسیم کرد و نصف اموال را به مستمندان بخشید.[۲۲]
در اینجا به نمونه هایی از انفاق های آن حضرت اشاره می شود:
۱. روزی عثمان در کنار مسجد نشسته بود، مرد فقیری از او کمک مالی خواست. عثمان پنج درهم به وی داد، مرد فقیر گفت: مرا نزد کسی راهنمایی کن که کمک بیشتری نماید. عثمان به امام حسن و امام حسین (ع) اشاره کرد. وی پیش آنها رفت و درخواست کمک نمود.
امام مجتبی (ع) فرمود: «درخواست کردن از دیگران جایز نیست مگر در سه مورد: دیه ای به گردن انسان باشد که از پرداخت آن عاجز است، یا بدهی و دینی کمرشکن داشته باشد که توان ادای آن را ندارد، و یا فقیر و درمانده گردد و دستش به جایی نرسد.» کدامیک از این موارد برای تو پیش آمده است؟ عرض کرد: اتفاقا گرفتاری من یکی از همین سه چیز است. آنگاه حضرت پنجاه دینار به وی داد و به پیروی از آن حضرت، حسین بن علی (ع) چهل و نه دینار به او عطا کرد.
فقیر هنگام برگشت و وقتی از کنار عثمان گذشت، عثمان گفت: چه کردی؟ جواب داد: تو کمک کردی ولی هیچ نپرسیدی پول را برای چه منظوری می خواهم؟ اما حسن بن علی (ع) در مورد مصرف پول از من سؤال کرد، آنگاه پنجاه دینار عطا فرمود. عثمان گفت: این خاندان کانون علم و حکمت و سرچشمه نیکی و فضیلتند. نظیر آنها را کی می توان یافت؟![۲۳]
۲. روزی این ابی عتیق، به دنبال آن حضرت راه افتاد، حضرت با تبسم به او فرمود: حاجتی داری؟ عرض کرد: آری؛ از اسبت خوشم آمده است! حضرت از اسب پایین آمد و آن را به او بخشید. [۲۴]
۳. همت بلند و طبع عالی حضرت مجتبی (ع)، اجازه نمی داد کسی از در خانه او ناامید برگردد و گاه که کمک مستقیم مقدور حضرت نبود، به طور غیر مستقیم در رفع نیازمندی های افراد کوشش می کرد و با تدبیری خاص، گره از مشکلات گرفتاران می گشود.
روزی مرد فقیری به آن بزرگوار مراجعه کرد و درخواست کمک نمود. اتفاقا در آن هنگام امام مجتبی (ع) پولی در دست نداشت و از طرف دیگر از اینکه فرد تهیدستی از درخانه اش ناامید برگردد شرمسار بود. از این رو فرمود: آیا حاضری تو را به کاری راهنمایی کنم که به مقصودت برسی؟ گفت: چه کاری؟ فرمود: امروز دختر خلیفه از دنیا رفته و خلیفه عزادار شده، ولی هنوز کسی به او تسلیت نگفته است. نزد خلیفه می روی و با سخنانی که به تو یاد می دهم، به وی تسلیت می گویی و از این راه به هدف خود می رسی.
مرد فقیر به ترتیبی که امام فرموده بود، عمل کرد. سخنان آن مرد در روان خلیفه اثر عمیقی بر جای نهاد و از حزن و اندوه وی کاست و دستور داد جایزه ای به وی بدهند. آنگاه پرسید: این سخن از آن خودت بود؟ گفت: نه، حسن بن علی (ع) آن را به من آموخته است. خلیفه گفت: راست می گویی، او منبع سخنان فصیح و شیرین است.[۲۵]
مناقب و فضائل امام حسن (ع)، بسیار بیشتر از اینهاست و ما از باب نمونه، به همین مقدار اکتفا می کنیم.
جمع بندی
صفات نیکو و فضائل امام حسن (ع)، در کتب و منابع مختلف حدیثی و تاریخی نقل شده است. مهمترین فضائل امام حسن (ع) عبارتند از محبوبیت شدید نزد رسول خدا (ص)، بندگی و عبودیت خالصانه حق تعالی، برخوداری از علم الهی و لدنی، شجاعت و شهامت بی نظیر، معاشرت نیکو و حسن خلق مثال زدنی و بخشندگی و سخاوت بی پایان. این موارد از جمله مهمترین فضائل امام حسن (ع) است که نمونه های فراوانی از آن ها در منابع دینی، بازتاب پیدا کرده است.
پی نوشت ها
[۱] بخاری، صحیح البخاری، ج ۳، ص ۳۱.
[۲] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۶۴.
[۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۶۲.
[۴] ذاریات/۵۶.
[۵] مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۷۹.
[۶] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۹.
[۷] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۹.
[۸] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۱.
[۹] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۹.
[۱۰] بقره/۳۱.
[۱۱] کهف/۶۵.
[۱۲] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲۶.
[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲۹.
[۱۴] زمانی، حقایق پنهان، ص ۱۱۷.
[۱۵] زمانی، حقایق پنهان، ص ۱۱۷.
[۱۶] ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص ۲۱.
[۱۷] یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۸۱.
[۱۸] نصر بن مزاحم، وقعه الصفین، ص ۱۱۳.
[۱۹] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۱، ص ۲۵.
[۲۰] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۴۴.
[۲۱] قرشی، حیاه الامام الحسن، ج۱، ص ۳۱۴.
[۲۲] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۹.
[۲۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۴۴.
[۲۴] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۸۲.
[۲۵] قرشی، حیاه الامام الحسن، ج ۱، ص ۳۰۲.
منابع
قرآن کریم.
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، قم، مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۳۶۳ش.
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب (ع)، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۲ق.
بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، قاهره ـ مصر، جمهوریه مصر العربیه، ۱۴۱۰ق.
زمانی، احمد، حقایق پنهان پژوهشی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی (ع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش.
قرشی، باقر شریف، حیاه الامام الحسن بن علی علیهما السلام، بیروت، دارالبلاغه، ۱۴۱۳ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
نصر بن مزاحم، وقعه صفین، قم، مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی تا.
منبع اقتباس: حسینی، سید جواد، شمه ای از فضائل و مناقب امام حسن مجتبی (ع)، مجله مبلغان، ش ۳۵، ۱۳۸۱، ص ۶۰ـ۴۹.