بشر در زندگی خود همواره محتاج خداوند متعال است. یکی از نیازهای ضروری بشر، نیاز به ارتباط با خداست که این ارتباط در روح و روان انسان و همچنین در مسائل دنیوی و اخروی او موثر است. از راه های مهم ارتباط انسان با خداوند متعال، دعا کردن و طلب حوائج از درگاه اوست به نحوی که خداوند در آیات مختلف دعوت به ارتباط با دعا کرده است: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُم»[1] و پرودگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. همچنین خداوند متعال ارزش انسان را با طلب حوائج می داند و در قرآن کریم می فرماید: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُم»[2] بگو اگر دعای شما نبود پروردگارم برای شما هیچ ارجی قائل نبود.
خداوند متعال برای ارتباط بندگان با خودش، هیچ محدودیت مکانی، زمانی و … قائل نشده است و انسان در هر حالی می تواند با خداوند متعال ارتباط داشته باشد؛ اما انسان برای ارتباط بهتر با خداوند باید برخی اصول و قواعد را رعایت کند تا این ارتباط در زندگی او موثرتر باشد و برای همین ائمه (ع)، در روایات و سیره خود به برخی نکات مهم در طلب حوائج تذکر داده اند و برای موارد خاص یا به صورت عام، دعاهایی را آموزش داده اند؛ ضروری است برای تاثیر بیشتر دعا، به روایات و سیره معصومین (ع) توجه ویژه داشته باشیم.
از موضوعاتی که باید در سیره ائمه (ع) به آن توجه شود، کیفیت طلب حوائج دنیوی و اخروی است و کیفیت طلب حوائج به معنی این است که انسان چگونه و با چه شرایطی دعا کند. از جمله مطالبی که می توان از آن کیفیت طلب حوائج را آموخت، سخنان، ادعیه، سیره عبادی امام باقر (ع) در طلب حوائج است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
رعایت آداب در طلب حوائج
ادب (که جمع آن آداب) به شکل ظاهری زیبای عمل گفته می شود که شایسته است اعمال شرعی و عرفی با آن شکل ظاهری خوب انجام شود[3]؛ مثل ادب دعا و ادب نشستن و به تعبیری دیگر، آراستگی و زیبایی ظاهری عمل را ادب گویند. طلب حوائج نیز برای خود آدابی دارد و ائمه (ع) در طلب حوائج، همواره آن را رعایت می کردند. امام باقر(ع) می فرمایند:
«إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً تَسْأَلُهُ رَبَّكَ فَتَوَضَّأْ وَ أَحْسِنِ الْوُضُوءَ ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ عَظِّمِ اللَّهَ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ ص وَ قُلْ بَعْدَ التَّسْلِيمِ (اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِكٌ وَ أَنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مُقْتَدِرٌ وَ بِأَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ ص يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّي لِيُنْجِحَ لِي طَلِبَتِي اللَّهُمَّ بِنَبِيِّكَ أَنْجِحْ لِي طَلِبَتِي بِمُحَمَّدٍ) ثُمَّ سَلْ حَاجَتَكَ»[4]
زمانی که اراده کردی از پروردگارت چیزی درخواست کنی، پس به خوبی ( و صحیح) وضو بگیر پس دو رکعت نماز بخوان و خدا را بزرگ بشمار و بر پیامبر (ص) صلوات بفرست و بعد از اتمام نماز بگو: «خدایا از تو در خواست می کنم، تویی که پادشاهی و بر هر چیزی توانا و قادر هستی و تویی که هر کاری بخواهی آن کار خواهد شد. خدایا من به واسطه ی پیامبر رحمتت رو به تو کرده ام؛ ای محمد (ص) ای رسول خدا من به وسیله ی تو به سمت خدا متوجه شده ام همان خدایی که پروردگار تو و پروردگار من است تا مرا در طلب حوائج موفق گرداند، خدایا به خاطر پیامبرت مرا در حاجتم موفق بدار به خاطر محمد(ص).» سپس به طلب حوائج خود بپرداز.
در این روایت امام باقر (ع) آدابی برای طلب حوائج (چه دنیوی و چه اخروی) توصیه شده است از جمله:
- وضو درست و خوب که موجب طهارت انسان است 2. دو رکعت نماز برای طلب حوائج 3. تعظیم خدا و بزرگ شمردن خدا 4. صلوات و درود بر پیامبر خدا (ص) 5. دعای خاص وارده از طرف امام باقر علیه السلام 6. طلب حوائج
طلب حوائج با چشمان گریان و خشوع
امام باقر(ع) می فرمایند: «كَانَ فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع … يَا ابْنَ عِمْرَانَ هَبْ لِي مِنْ عَيْنَيْكَ الدُّمُوعَ وَ مِنْ قَلْبِكَ الْخُشُوعَ وَ مِنْ بَدَنِكَ الْخُضُوعَ ثُمَّ ادْعُنِي فِي ظُلَمِ اللَّيَالِي تَجِدْنِي قَرِيباً مُجِيباً»[5]
در آنچه که به حضرت موسی (ع) وحی شده است وجود دارد (که خداوند فرمود): … ای (موسی) بن عمران، از چشمانت به من اشک و از بدنت به من خضوع بده، سپس مرا بخوانی در تاریکی شبها، مرا نزدیک و اجابت کننده خواهی یافت.
طلب حوائج با بچه ها و زنان
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ أَبِي ع إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْيَانَ ثُمَّ دَعَا وَ أَمَّنُوا»[6] امام صادق(ع) می فرمایند: پدرم ( امام باقر ع) اینگونه بود که زمانی که امری او را ناراحت می کرد، زن ها و بچه ها را جمع می کرد و دعا می کرد و آنها نیز آمین می گفتند.
طلب حوائج در حال سجده
امام صادق(ع) می فرمایند: «إِنِّي كُنْتُ أَمْهَدُ لِأَبِي فِرَاشَهُ فَأَنْتَظِرُهُ حَتَّى يَأْتِيَ فَإِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ وَ نَامَ قُمْتُ إِلَى فِرَاشِي وَ إِنَّهُ أَبْطَأَ عَلَيَّ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ فِي طَلَبِهِ وَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا هَدَأَ النَّاسُ فَإِذَا هُوَ فِي الْمَسْجِدِ سَاجِدٌ وَ لَيْسَ فِي الْمَسْجِدِ غَيْرُهُ فَسَمِعْتُ حَنِينَهُ وَ هُوَ يَقُولُ- سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي حَقّاً …»[7]
من (همیشه) رختخواب پدرم را آماده می کردم و منتظرش می ماندم تا تشریف آورد و زمانی که وارد رختخواب می شد و می خوابید من به رختخواب خود می رفتم. یک شب پدرم کمی تاخیر کرد و من به دنبال پدرم به مسجد رفتم بعد از اینکه مردم در حال استراحت بودند، دیدم در مسجد کسی جز پدرم (امام باقر ع) نیست و در حال سجده با صدای حزین می گوید: پاک و منزه هستی خدایا حقیقتا پروردگار منی …
خسته و ملول نشدن از طلب حوائج
امام باقر(ع) می فرمایند: «وَ لَا تَمَلَ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِنَ اللَّهِ بِمَكَانٍ»[8] از دعا ملول و خسته نشو، چرا که دعا نزد خدا دارای ارزش و جایگاه (والایی) است.
خضوع، تضرع، بالابردن دستان در طلب حوائج
«سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ[9] فَقَالَ الِاسْتِكَانَةُ هُوَ الْخُضُوعُ وَ التَّضَرُّعُ هُوَ رَفْعُ الْيَدَيْنِ وَ التَّضَرُّعُ بِهِمَا»[10] محمد بن مسلم از امام باقر(ع) در مورد آیه (و آنها برای پرودگارشان خضوع و فروتنی و زاری و گریه نکردند) سوال کرد؛ امام باقر(ع) فرمودند: استکانه به معنی خضوع و خشوع و تضرع است و همان بلند کردن دست ها و زاری کردن می باشد.
این از آداب دعاست که انسان فروتن باشد و در محضر خداوند متعال، دست ها را به نشانه خشوع و خضوع بالا ببرد و هنگام طلب حوائج از خداوند همچون سائل و گدا باشد.
پرهیز از در خواست و امید به غیر خدا
امام باقر(ع) می فرمایند: «أُقْسِمُ بِاللَّهِ وَ هُوَ حَقٌّ مَا فَتَحَ رَجُلٌ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ الْمَسْأَلَةِ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَابَ فَقر»[11]قسم به خدا و این حق است (که) فردی به روی خودش باب درخواست (از غیر) را باز نکرد، مگر اینکه خداوند باب فقر را برای او باز کرد.
طلب حوائج در آسایش مثل سختی
امام باقر(ع) می فرمایند: «يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ دُعَاؤُهُ فِي الرَّخَاءِ نَحْواً مِنْ دُعَائِهِ فِي الشِّدَّةِ لَيْسَ إِذَا أُعْطِيَ فَتَرَ وَ لَا يَمَلُّ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِنَ اللَّهِ بِمَكَانٍ»[12] شایسته است برای مومن اینکه دعایش در زمان سختی مثل دعا کردنش در زمان آسایش باشد، نه اینکه زمانی که (حاجتش) به او داده شد سست شود و (شایسته است) از دعا خسته نشود چرا که دعا نزد خدا جایگاه (بالایی) دارد.
اصرار بر طلب حوائج
امام باقر(ع) می فرمایند: «لَا يُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللَّهِ فِي حَاجَتِهِ إِلَّا قَضَاهَا لَه»[13] بنده مومن در طلب حوائج بر خدا اصرار نمی ورزد مگر اینکه خداوند حاجتش را برای او برآورده می کند.
مومن در دعا کردن نباید سست باشد و با یک بار دعا کردن ناامید شود بلکه مداومت بر درخواست از موارد مطلوب در دعاست؛ البته برخی اوقات دادن برخی حاجات به مصلحت بنده نیست و دعای انسان برآورده نمی شود یا از طریق اسباب دیگری برآورده می شود؛ معنی اصرار بر دعا یعنی انسان در اصل درخواست از خدا، اصرار داشته باشد و در طلب حوائج جدیت به خرج دهد اما بر مواردی که احیانا تحقق آن بر مصلحت بنده نیست اصرار نورزد؛ یعنی دعا کند و اصرار بر طلب حوائج همراه با مصلحت خود داشته باشد.
دست بر سر و صورت یا سینه گذاشتن
امام باقر(ع) می فرماید: «مَا بَسَطَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِهِ وَ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ بِهَا عَلَى رَأْسِهِ وَ وَجْهِهِ» وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ «عَلَى وَجْهِهِ وَ صَدْرِهِ»[14]
بنده ای دستش را به سوی خداوند عز و جل (برای درخواست) دراز نمی کند مگر اینکه خداوند از دست خالی برگرداندن آن حیا می کند (تا اینکه) خداوند از فضل و رحمتش در دست بنده اش آنچه را که می خواهد قرار می دهد؛ پس زمانی که یکی از شما دعا کردید، دستش را از دعا برنگرداند مگر اینکه به سر و صورت بکشد. (در روایت دیگر دست کشیدن بر سینه نیز بیان شده است)
طلب حوائج در حالت انقطاع از خلق
امام باقر(ع) می فرمایند: «لَا يَكُونُ الْعَبْدُ عَابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبَادَتِهِ حَتَّى يَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ إِلَيْهِ فَهُوَ يَقُولُ هَذَا خَالِصٌ لِي فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِهِ»[15] بنده، عابد حقیقی برای خدا نمی شود تا زمانی که از تمام خلق قطع امید کند، (در این صورت) خداوند می فرماید این (بنده) خالص برای من است پس خدا با کرمش قبول می کند.
طلب حوائج نیز عبادت است و خداوند در صورتی این عبادت را از انسان قبول می کند که با قطع امید از دیگران و خالص برای خدا انجام دهد و دعایی که برای خدا خالص نباشد و یا انسان در کنار خدا به غیر خدا امید داشته باشد، دعایش مورد قبول واقع نمی شود.
دوری از گناه
امام باقر(ع) می فرمایند: «إِنَّ الْعَبْدَ لَيَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا فَيَكُونُ مِنْ شَأْنِ اللَّهِ تَعَالَى قَضَاؤُهَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ أَوْ بَطِيءٍ فَيُذْنِبُ الْعَبْدُ عِنْدَ ذَلِكَ الْوَقْتِ ذَنْباً فَيَقُولُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِحَاجَتِهِ لَا تُنْجِزْهَا فَإِنَّهُ قَدْ تَعَرَّضَ لِسَخَطِي وَ قَدِ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّي»[16]
همانا بنده از خداوند متعال حاجتی از حاجت های دنیا درخواست می کند و خداوند متعال می خواست تا آن حاجت را در زمان نزدیک یا به آرامی و با تاخیر برآورده کند، در این وقت بنده گناهی انجام می دهد پس خداوند متعال به ملکی که موظف است حاجتش را برآورده کند می فرماید: حاجتش را برآورده نکن چرا که به نارضایتی و غضب من تعرض کرده است و استحقاق محرومیت از من را دارد.
اطاعت از خدا
امام باقر(ع) می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ أَنْ بَلِّغْ قَوْمَكَ أَنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ مِنْهُمْ آمُرُهُ بِطَاعَتِي فَيُطِيعُنِي إِلَّا كَانَ حَقّاً عَلَيَّ أَنْ أُطِيعَهُ- وَ أُعِينَهُ عَلَى طَاعَتِي وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنِ اعْتَصَمَ بِي عَصَمْتُهُ وَ إِنِ اسْتَكْفَانِي كَفَيْتُهُ وَ إِنْ تَوَكَّلَ عَلَيَّ حَفِظْتُهُ مِنْ وَرَاءِ عَوْرَاتِهِ- وَ إِنْ كَادَهُ جَمِيعُ خَلْقِي كُنْتُ دُونَهُ»[17]
همانا خداوند متعال به داود(ع) وحی کرد که به قومت اطلاع بده: بنده ای نیست از قومت که به اطاعت من دستور بدهی و او نیز مرا اطاعت کند مگر اینکه بر عهده من(خدا) است که از او اطاعت کنم؛ پس او را در اطاعتم یاری می کنم و اگر از من چیزی بخواهد اجابتش می کنم و اگر از من پناه بخواهد، پناهش می دهم و اگر از من كمك بخواهد، كمكش می كنم و اگر بر من توكّل نماید، اسرار و قبايحش را حفظ می کنم و اگر تمام خلق با او حيله کند، من پشتيبان او خواهم بود.
کوچک نشمردن طلب حوائج
امام باقر(ع) می فرمایند: «فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَيْئاً مِنْ دُعَائِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ إِجَابَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ»[18] هیچ دعایی را کوچک و حقیر نشمار، پس چه بسا این دعایی که حقیر می شماری موافق با اجابت باشد و در حالی که تو نمی دانی.
طلب حوائج پشت سر برادر مومن
امام باقر(ع) می فرماید: «أَسْرَعُ الدُّعَاءِ نَجَاحاً لِلْإِجَابَةِ دُعَاءُ الْأَخِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ وَ إِذَا بَدَأَ بِالدُّعَاءِ لِأَخِيهِ فَيَقُولُ لَهُ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهِ آمِينَ وَ لَكَ مِثْلَاهُ»[19] سریع ترین دعا برای اجابت، دعایی برادری است که پشت سر برادر غائب انجام می دهد و زمانی که شروع به دعا کرد، فرشته موکل به دعای او آمین گوید و (فرشته می گوید) برای تو دو برابر آن خواهد بود.
طلب حوائج در زمان مناسب
از مواردی که در استجابت دعا موثر است، زمان دعا است. برخی وقت ها یا برخی روز ها، خصوصیت و ارزش خاصی دارند و برای همین در روایات به دعا کردن در زمان مناسب توصیه شده است. در روایات و سیره امام باقر (ع) هم زمان هایی برای دعا توصیه شده است؛ از جمله آنها به موارد زیر می توان اشاره کرد:
طلب حوائج بعد از نماز شب
امام صادق (ع) فرمودند: «وَ كَانَ اَلْبَاقِرُ ع يَدْعُو عَقِيبَ صَلاَةِ اللَّيْلِ …»[20]امام باقر (ع) اینگونه بود که بعد از نماز شب دعا می کردند…
طلب حوائج در اوقاتی از جمعه
1- طلب حوائج در شب جمعه برای دنیا و آخرت
امام باقر (ع) می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيُنَادِي كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ إِلَى آخِرِهِ أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُونِي لِدِينِهِ أَوْ دُنْيَاهُ [لِآخِرَتِهِ وَ دُنْيَاهُ] قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِيبَهُ …»[21]
همانا خداوند متعال، هر شب جمعه از اول شب تا آخر شب از بالای عرش ندا می دهد: آیا بنده ای نیست قبل از طلوع فجر(اذان صبح)، برای دینش یا برای دنیایش مرا صدا بزند پس من او را اجابت کنم ؟
همچنین روایات در تفسیر سخن حضرت یعقوب (ع) که فرمود: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي» برای شما (فرزندان گناه کار خود) استغفار خواهم کرد، علت این تاخیر را این مطلب می دانند که حضرت یعقوب (ع) خواست تا دعا و استغفار را در سحر جمعه انجام دهد.[22]
2-وقت ظهر جمعه
امام باقر (ع) می فرمایند: «أَوَّلُ وَقْتِ الْجُمُعَةِ سَاعَةَ تَزُولُ [زَوَالِ] الشَّمْسُ- إِلَى أَنْ تَمْضِيَ سَاعَةٌ يُحَافَظُ [فَحَافِظْ] عَلَيْهَا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ- لَا يَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى فِيهَا عَبْدٌ خَيْراً إِلَّا أَعْطَاهُ»[23]
اول وقت جمعه، زمان زوال خورشید (وقت اذان ظهر) تا ساعتی (مقدار زمانی) بگذرد، بر این زمان محافظت کن چرا که پیامبر خدا (ص) فرمودند: بنده از خدا در این زمان خیری را طلب نمی کند مگر اینکه خداوند متعال به او آن خیر را می دهد.
امام باقر(ع) می فرمایند: «كَانَ أَبِي إِذَا كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ حَاجَةٌ طَلَبَهَا فِي هَذِهِ السَّاعَةِ يَعْنِي زَوَالَ الشَّمْسِ»[24]
پدرم اینگونه بود که اگر حاجتی به سوی خدا داشت، آن را در وقت (اذان) ظهر طلب می کرد.
بین طلوع فجر و طلوع آفتاب
«السَّاعَةُ الَّتِي تُبَاهِلُ فِيهَا مَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ»[25] زمانی که در آن مباهله می شود بین طلوع فجر(اذان صبح) تا طلوع آفتاب است.
یکی از اوقات استجابت دعا بین طلوع فجر(اذان صبح) تا طلوع آفتاب است که در آن زمان هم مباهله صورت می گیرد؛ مباهله این است که چند فردی که در حقانیت اختلاف دارند با هم در محضر خداوند متعال برای ظاهر شدن حق و رسوایی باطل دعا و نفرین می کنند؛ مثل قضیه مباهله بین پیامبر (ص) و مسیحیان نجران که به خاطر انصراف مسیحیان انجام نگرفت.
در مباهله چون یکدیگر را دعا و نفرین می کنند و برای آشکار شدن حق از خدا طلب می کنند، برای همین زمانی انتخاب می شود که دعا در آن نزدیک به مستجاب است و یکی از آن زمان ها بین طلوع و فجر و طلوع آفتاب است.
استفاده از دعاهای خاص و مأثور
انسان با هر زبان و هر طوری که بخواهد، می تواند با خدای خویش صحبت کند و درخواست داشته باشد اما باید توجه کند که عبادت و یا دعایی از خود اختراع نکند، یعنی یک دعای خاصی درست کند و یا عبادت خاصی به وجود آورد چرا که از اختراع دعا نهی شده است[26]؛ بلکه باید از دعاهای خاص یا ماثوره که اهل بیت(ع) یاد داده اند، استفاده کند و در آن چیزی اضافه نکند یا از آن چیزی کم نکند و مطابق دستور عمل کند.[27]
امام باقر(ع) هم در سیره خود دعاهای متعدد برای امور مختلف دارند که باید از آن دعاهای ماثور استفاده کرد.
نکاتی از محتوای دعاهای امام باقر(ع)
در دعاهای ذکر شده از امام باقر(ع)، ویژگی های مهم و برجسته ای وجود دارد که در ادامه به پاره ای از آن ها اشاره می شود:
-
دعای وسیع و عام
انسان در زمان دعا کردن، در مقابل غنی مطلق قرار می گیرد و هر چقدر دعاهای خود را وسیع و عام انجام دهد بهتر است؛ چرا که خداوند متعال قادر بر آن است و هیچ محدودیتی در استجابت دعا ندارد؛ امام باقر(ع) در برخی دعاهای خود به صورت وسیع دعا می کرد: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ … اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلِّهَا…»[28]
خدایا از تو هر خیری را می خواهم …خدایا از تو تمام عافیت در امورم را طلب می کنم …
-
وصف صفات الهی قبل از طلب حوائج
در دعاهای ذکر شده از امام باقر(ع)، در موارد زیادی قبل از طلب حوائج، صفات و ویژگی های خداوند متعال را ذکر می کنند و با اسماء حسنی خداوند را صدا می کنند؛ مثلا دعای جامع امام باقر(ع) برای دنیا و آخرت چنین شروع می شود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ عَنِّي يَا كَرِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ…»
به نام خداوند بخشنده مهربان ای کسی که زیبایی را ظاهر کردی و بدی را پوشاندی و از من پرده دری نکردی (آبروی مرا نبردی)، ای بزرگوارانه عفو کننده و ای به زیبایی گذشت کننده، ای صاحب مغفرت وسیع …
-
صلوات و درخواست با واسطه محمد و آل محمد[29]
در دعاهای امام باقر(ع) به صورت متعدد توسل و صلوات بر پیامبر و آل ایشان (ص) وجود دارد.
-
واسطه قرار دادن قرآن
امام باقر (ع) در دعا قرآن را نیز واسطه قرار می دادند مثلا: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ …»[30]
نتیجه گیری
طلب حوائج از خداوند، در اسلام جایگاه رفیع و ارزشمندی دارد و برای تاثیر بیشتر آن، لازم است انسان نکاتی را در باب دعا رعایت کند. ائمه(ع) در این زمینه نکاتی بیان فرموده اند که با توجه به سیره امام باقر(ع) مواردی از آنها ذکر شد. از جمله: رعایت آداب در طلب حوائج، دعا با چشمان گریان و خشوع، دعا با بچه ها و زنان، دعا در حال سجده، عدم خستگی از دعا، خضوع، تضرع، اصرار بر دعا. همچنین برخی موارد از سیره امام باقر(ع) در محتوای دعای ایشان مثل حمد کردن خدا قبل از دعا، دعای وسیع کردن ذکر گردید.
پی نوشت ها
- غافر/60
- فرقان/77
- طباطبایی، الميزان، ج6، ص256
- کلینی، الكافي، ج3، ص478
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص207
- کلینی، الكافي، ج2، ص487
- کلینی، الكافي، ج3، ص323
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص19
- مومنون/76
- الكافي، ج2، ص480
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص99
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص200
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص202 ؛ کلینی، کافی، ج2 ص475 (شبیه به این مضمون)
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص210
- ، ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص233
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص212
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص311
- صدوق، الخصال، ج1، ص210
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص183
- کفعمی، البلد الأمین، ص47
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص45
- صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص422
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص47
- کلینی، کافی، ج 2، ص477
- کلینی، کافی، ج2، ص514
- حرعاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۱۳۰
- کمال الدين، ج2، صفحه۳۵۱
- کلینی، کافی ج2، ص578
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص163
- ابن فهد حلی، عدة الداعي، ص64
منابع
- قرآن کریم
- ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسين، 1362 ش
- ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة، غفارى، على اكبر، تهران، اسلاميه، 1395 ق
- ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه غفارى، قم، على اكبر دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413ق
- ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عدة الداعي و نجاح الساعي، موحدى قمى، احمد، دار الكتب الإسلامي، 1407 ق
- حرعاملی، محمدبن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1409 ق
- طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات،1390 ه. ق
- كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، ناشر: دارالكتب الإسلامية،1407 ق
- کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین، [بی جا] – [بی جا] [بی نا]