1 – قال الا مام ابوجعفر محمد بن علي باقر العلوم صلوات الله و سلامه عليه:
إ ذا اردت ان تعلم ان فيک خيراً، فانظر إلي قلبک فإن کان يحب اهل طاعة الله و يبغض اهل معصيته ففيک خيرٌ؛ والله يحبک، و إذا کان يبغض اهل طاعة الله و يحب اهل معصيته فليس فيک خيرٌ؛ و الله يبغضک، و المرء مع من احب. [1].
ترجمه:
فرمود: اگر خواستي بداني که در وجودت خير و خوشبختي هست يا نه، به درون خود دقت کن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست داري و از اهل معصيت و گناه ناخوشايندي، پس در وجودت خير و سعادت وجود دارد؛ و خداوند تو را دوست مي دارد.
ولي چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشايند باشي و به اهل معصيت عشق و علاقه ورزيدي، پس خير و خوبي در تو نباشد؛ و خداوند تو را دشمن دارد.
و هر انساني با هر کسي که به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مي گردد.
2 – قال عليه السلام: من کف عن اعراض الناس اقاله الله نفسه يوم القيامة، ومن کف غضبه عن الناس کف الله عنه غضبه يوم القيامة. [2].
ترجمه:
فرمود: هرکس دنبال هتک حرمت – ناموس و آبروي – ديگران نباشد، خداوند متعال او را در قيامت مورد عفو و بخشش قرار مي دهد؛ و هرکس غضب و خشم خود را از ديگران باز دارد، خداوند نيز خشم و غضب خود را در قيامت از او بر طرف مي سازد.
3 – قال عليه السلام: من ثبت علي ولايتنا في غيبة قائمنا، اعطاه الله عزوجل اجر الف شهيدٍ من شهداء بدرٍ و حنينٍ. [3].
ترجمه:
فرمود: کسي که در زمان غيبت امام زمان (عجل الله فرجه الشريف) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و حنين به او عطا مي فرمايد.
4 – قال عليه السلام: لو أن الا مام رفع من الارض ساعةً، لماجت باهلها کما يموج البحر باهله. [4].
ترجمه:
فرمود: اگر امام و حجت خدا لحظه اي از روي زمين و از بين افراد جامعه برداشته شود، زمين اهل خود را در خود مي بلعد و فرو مي برد همان طوري که دريا چيزهاي خود را در خود متلاطم و آشفته مي سازد.
5 – قال عليه السلام: إن جميع دواب الارض لتصلي علي طالب العلم حتي الحيتان في البحر. [5].
ترجمه:
فرمود: به درستي که تمام موجودات و جانوران زمين و بلکه ماهيان دريا براي تحصيل کنندگان علوم – اسلامي و معارف الهي – تحيت و درود مي فرستند.
6 – قال عليه السلام: لو اوتيت بشابٍ من شباب الشيعة لا يتفقه في الدين، لاوجعته. [6].
ترجمه:
فرمود: اگر جواني از جوانان شيعه را نزد من بياورند که به مسائل دين – و زندگي – آشنا نباشد، او را تنبيه و تأديب خواهم کرد (تا به دنبال تحصيل مسائل دين برود).
7 – قال عليه السلام: مَنْ أَفْتَي النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًي، لَعَنَتْهُ مَلَائِکَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلَائِکَةُ الْعَذَابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاه. [7].
ترجمه:
فرمود: هرکس درباره مسائل دين فتوا و نظريه اي دهد که بدون علم و اطلاع باشد، ملائکه رحمت و ملائکه عذاب او را لعن و نفرين مي کنند و گناه عمل کننده – اگر خلاف باشد – بر عهده گوينده است.
8 – قال عليه السلام: الصلاة عمودالدين، مثلها کَمَثَلِ عَمُودِ الْفُسْطَاط، إذا ثبت العمود ثبت الاوتاد و الاطناب، و إذا مال العمود وانکسر لم يثبت و تدٌ ولاطنبٌ. [80].
ترجمه:
فرمود: نماز ستون دين است و مثالش همانند تيرک و ستون خيمه مي باشد که چنانچه محکم و استوار باشد ميخ ها و طناب هاي اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولي اگر ستون سست يا کج باشد ميخ ها و طنابهاي اطراف آن نمي تواند پا برجا باشد.
9 – قال عليه السلام: لا تتهاون بصلاتک، فإن النبي صلي الله عليه و آله و سلم قال عند موته:
لَيْسَ مِنِّي مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ لَيْسَ مِنِّي مَنْ شَرِبَ مُسْکِراً لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ لَا وَ اللَّه. [81].
ترجمه:
فرمود: نسبت به نماز بي اعتنا مباش و آن را سبک و ناچيز مشمار، همانا که پيامبر خدا هنگام وفات خود فرمود:
هرکس نماز را سبک شمارد و يا مسکرات بنوشد از – امت – من نيست و بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.
10 – قال عليه السلام: بني الاسلام علي خمسة اشياءٍ: علي الصلاة، و الزکاة، و الحج، و الصوم، و الولاية، و لم يناد بشيي مثل ما نودي للولاية. [82].
ترجمه:
فرمود: دين مبين اسلام بر پنج پايه و اساس استوار است: نماز، زکات، خمس، حج، روزه، ولايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام.
سپس افزود: آن مقداري که نسبت به ولايت سفارش شده است نسبت به هيچ کدام تاکيد نگرديده است و ولايت اساس و محور تمام اعمال مي باشد.
11 – قال عليه السلام: من دعا الله بنا افلح، و من دعاه بغيرنا هلک و استهلک. [83].
ترجمه:
فرمود: هر که خداوند را به وسيله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفق خواهد شد.
و کسي که غير از ما اهل بيت – عصمت و طهارت – را وسيله گرداند نااميد و هلاک خواهد گشت.
12 – قال عليه السلام: الاعمال تضاعف يوم الجمعة، فأکثروا فيها من الصلاة و الصدقة و الدعاء. [84].
ترجمه:
فرمود: پاداش اعمال – بد يا خوب – در روز جمعه دو برابر ديگر روزها است، پس سعي نمائيد در اين روز نماز و صدقه و دعا بسيار انجام دهيد.
13 – قال عليه السلام: من طلب الدنيا استعفافا عن الناس، و سعيا علي اهله، و تعطفا علي جاره، لقي الله عز و جل يوم القيامة و وجهه مثل القمر ليلة البدر. [85].
ترجمه:
فرمود: هرکس دنيا را به جهت يکي از اين سه حالت طلب کند: بي نيازي از مردم، آسايش و رفاه خانواده و عائله اش، کمک و رسيدگي به همسايه اش.
روز قيامت در حالتي محشور مي گردد و به ملاقات خداوند متعال نايل مي شود که صورتش همچون ماه شب چهارده، نوراني است.
14 – قال عليه السلام: ثلاثٌ لم يجعل الله لاحدٍ فيهن رخضةً: اداء الامانة إلي البر و الفاجر، و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر، و بر الوالدين برين کانا او فاجرين. [86].
ترجمه:
فرمود: خداوند سبحان در سه چيز رخصت قرار نداده است:
امانت را سالم تحويل صاحبش دادن، خواه آن که صاحبش آدم خوبي باشد يا فاجر.
وفاي به عهد نسبت به هر شخصي خوب باشد يا بد.
نيکي و احسان به پدر و مادر خوب باشند يا بد.
15 – قال عليه السلام: إن الجنة و الحور لتشتاق إلي من يکسح المسجد، او ياخذ منه القذي. [87].
ترجمه:
فرمود: همانا بهشت و حورالعين در انتظار افرادي است که در نظافت و تميز کردن مسجد سعي و تلاش نمايند.
16 – قال عليه السلام: إنما يبتلي المؤمن في الدنيا علي قدر دينه. [88].
ترجمه:
فرمود: همانا مؤمن در اين دنيا هر مقداري که دين و ايمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمايش قرار مي گيرد.
17 – قال عليه السلام: لا يکون العبد عابد الله حق عبادته حتي ينقطع عن الخلق کلهم، فحينئذٍ يقول: هذا خالصٌ لي، فيقبله بکرمه. [89].
ترجمه:
فرمود: کسي به بندگي و ستايش گر حقيقي در برابر خداوند نمي رسد مگر آن که از تمام افراد قطع اميد کند و تنها اميدش خداي يکتا باشد.
در يک چنين حالتي خداوند گويد: اين عمل خالصانه براي من است و آن را مورد قبول و عنايت خود قرار مي دهد.
18 – قال عليه السلام: اقسم بالله و هو حق، ما فتح رجلٌ علي نفسه باب المسألة إلا فتح الله عليه باب فقرٍ. [90].
ترجمه:
فرمود: سوگند به خدائي که بر حق است، چنانچه شخصي در موردي، تقاضاي خود را به يکي از هم نوعان خود بگويد و بدون توجه به خداوند متعال درخواست کمک نمايد، خداوند دري از درهاي فقر و تنگ دستي را بر او بگشايد.
19 – قال عليه السلام: من قضي مسلماً حاجته، قال الله عزوجل: ثوابک علي ولا ارضي لک ثواباً دون الجنة. [91].
ترجمه:
فرمود: هرکس حاجتي را براي مسلماني برآورده کند و گره از مشکلش بگشايد، خداوند متعال به او خطاب کند:
ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غير از بهشت چيز ديگري لايق تو نخواهد بود.
20 – قال عليه السلام: إن الله عز و جل اوحي إلي شعيبٍ النبي صلي الله عليه و آله: إني معذبٌ من قومک مائة الفٍ، اربعين الفا من شرارهم و ستين الفا من خيارهم.
فقال: يارب هؤلاء الا شرار فما بال الا خيار؟ فاوحي الله إليه: إنهم داهنوا اهل المعاصي و لم يغضبوا لغضبي. [92].
ترجمه:
فرمود: همانا خداوند متعال، براي حضرت شعيب عليه السلام وحي فرستاد: من از قوم تو يکصد هزار نفر را عذاب و هلاک مي نمايم که شصت هزار نفر ايشان، اشرار و چهل هزار نفر ديگرشان از خوبان و عبادت کنندگان خواهند بود.
حضرت شعيب عليه السلام سؤال نمود: اشرار که مستحق عذاب هستند ولي خوبان را چرا عذاب مي نمائي؟
خداوند وحي نمود: به جهت آن که اين افراد، نسبت به گناهکاران بي تفاوت بوده و با ايشان سازش مي کردند.
21 – قال عليه السلام: من اطعم مؤمناً، اطعمه الله من ثمار الجنة. [93].
ترجمه:
فرمود: هرکس مؤمني را طعام دهد، خداوند از ميوه هاي بهشتي روزي او گرداند.
22 – قال عليه السلام: من حمل اخاه علي رحله بعثه الله يوم القيامة إ لي الموقف علي ناقة من نوق الجنة يباهي به الملائکة. [94].
ترجمه:
فرمود: کسي که برادرش را (و هرکس که در مسير راه بدون وسيله است) سوار وسيله نقليه خود کند – و حتي الامکان او را به مقصد برساند – خداوند متعال او را در قيامت سوار شتري از شترهاي بهشتي مي گرداند – که سريع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختي هاي محشر در امان گردد -، و به ملائکه مباهات و افتخار مي کنند.
23 – قال عليه السلام: إذا دخل احدکم علي اخيه في بيته، فليقعد حيث يامره صاحب الرحل، فإن صاحب البيت اعرف بعورة بيته من الداخل عليه. [95].
ترجمه:
فرمود: هنگامي به منزل يکي از برادران و دوستانتان وارد شديد، هر کجا به شما گفت بنشينيد، بپذيريد و همانجا بنشينيد، چون که صاحب منزل بيش از ديگران به اسرار منزل خود آشنا و آگاه است.
24 – قال عليه السلام: الجنة محرمةٌ علي الفتانين المشائين بالنميمة. [96].
ترجمه:
فرمود: بهشت – و نعمت هاي حيات بخش آن – براي اشخاص فتنه گر و سخن چين آشوب طلب، حرام است.
25 – قال عليه السلام: إنا نامر صبياننا بالصلاة إذا کانوا بني خمس سنين، فمروا صبيانکم إذا کانوا بني سبع سنين. [97].
ترجمه:
فرمود: ما – اهل بيت عصمت و طهارت – کودکان خود را از دوران پنج سالگي به انجام نماز دستور مي دهيم، ولي شما – دوستان و پيروان ما – فرزندان خود را از سنين هفت سالگي وادار به نماز نمائيد.
26 – قال عليه السلام: من حمل جنازةً من اربع جوانبها، غفر الله له اربعين کبيرةً. [98].
ترجمه:
فرمود: هرکس جنازه اي را تشييع نمايد و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل کند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مي آمرزد.
27 – قال عليه السلام: خف الله تعالي لقدرته عليک، و استح منه لقربه منک. [99].
ترجمه:
فرمود: بترس از قدرت بي منتهاي خداوند متعال که از – جهات مختلف – بر تو دارد، و از خداوند شرم و حيا کن – در انجام گناهان – به جهت آن که از هر چيزي به تو نزديک تر است.
28 – قال عليه السلام: الحکمة ضالة المؤمن، فحيث ماوجد احدکم ضالته فلياءخذها. [100].
ترجمه:
فرمود: دانش و حکمت، گمشده – ارزشمندي است براي – مؤمن که هر کجا و نزد هرکس يافت شود بايد آن را دريافت نمايد.
29 – قال عليه السلام: في الملح شفاءٌ من سبعين داء، ثم قال: لو يعلم الناس ما في الملح ما تداووا إلا به. [101].
ترجمه:
فرمود: نمک شفابخش و درمان کننده هفتاد نوع مرض و درد خواهد بود و افزود چنانچه مردم خواص نمک مي شناختند به چيزي غير از نمک مداوا و درمان نمي کردند.
30 – قال عليه السلام: إن المؤمن إذا صافح المؤمن تفرقا من غير ذنبٍ. [102].
ترجمه:
فرمود: همانا مؤمني که با برادر مؤمنش ديدار و مصافحه نمايد، گناهانشان ريخته مي شود و بدون گناه از يکديگر جدا خواهند شد.
31 – قال عليه السلام: مثل الحريص علي الدنيا مثل ذروةالقز، کلما ازدادت علي نفسها لفا کان ابعد من الخروج حتي تموت غما. [103].
ترجمه:
فرمود: تمثيل افراد حريص به مال و زيورآلات دنيا همانند کرم ابريشمي است که هر چه اطراف خود بچرخد و بيشتر فعاليت کند و تارهاي ابريشم را به دور خود بپيچد، خارج شدنش از بين آن تارها سخت تر گردد و چه بسا غير ممکن مي شود تا جائي که چاره اي جز مرگ نداشته باشد.
32 – قال عليه السلام: إن المؤمن اخ المؤمن لا يشتمه، و لا يحرمه، و لا يسيي به الظن. [104].
ترجمه:
فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، بايد او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئي نکند، و او را از خوبيها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد.
33 – قال عليه السلام: الکمال کل الکمال، التفقه في الدين، و الصبر علي النائبة، و تقدير المعيشة. [105].
ترجمه:
فرمود: تمام کمالات – معنوي و مادي انسان – در فقاهت و شناخت دقيق و صحيح مسائل دين و معارف الهي است؛ و صبر و شکيبائي در مقابل ناملايمات، و نيز زندگي را با تدبر و مديريت برنامه ريزي کردن مي باشد.
34 – قال عليه السلام: صلة الارحام تزکي الاعمال، و تنمي الاموال، و تدفع البلوي، و تيسر الحساب، و تنسي ء في الاجل. [106].
ترجمه:
صله رحم نمودن (پنج فايده دارد: ) موجب تزکيه اعمال و عبادات مي شود، سبب رشد و برکت در اموال مي گردد، بلاها و گرفتاري ها را دفع و بر طرف مي نمايد، حساب (قبر و قيامت) را آسان مي گرداند و مرگ و اجل (معلق) را تاخير مي اندازد.
35 – قال عليه السلام: فضل صلاة الجماعة علي صلاة الرجل فرداً خمساً و عشرين درجةً في الجنة. [107].
ترجمه:
فرمود: فضيلت و برتري نماز جماعت بر نماز فرادا و تنها، بيست و پنج درجه از مقامات بهشتي است.
36 – قال عليه السلام: و اما المنجيات: فخوف الله في السر و العلانية، و القصد في الغني و الفقر، و کلمة العدل في الرضا و السخط. [108].
ترجمه:
فرمود: از اسباب نجات، ترس از خدا در خفاء و آشکارا است، رعايت اقتصاد و صرفه جوئي در تمام حالات بي نيازي و نيازمندي، نيز رعايت انصاف و گفتن سخن حق و عدالت در همه حالت هاي خوشي و ناراحتي.
37 – قال عليه السلام: لا تنال ولايتنا إلا بالعمل و الورع. [109].
ترجمه:
فرمود: ولايت و شفاعت ما شامل نمي شود مگر افرادي را که داراي عمل – صالح – و نيز پرهيز از گناه داشته باشند.
38 – قال عليه السلام: إن اعمال العباد تعرض علي نبيکم کل عشية خميسٍ، فليستح احدکم ان يعرض علي نبيه العمل القبيح. [110].
ترجمه:
فرمود: همانا تمام کارها و حرکات بندگان در هر شب جمعه بر پيغمبر اسلام عرضه مي گردد، پس حياء کنيد از اين که عمل زشت شما را نزد پيغمبرتان ارائه دهند.
39 – قال عليه السلام: من علم باب هديً فله مثل اجر من عمل به، و لا ينقص اولئک من اجورهم. [111].
ترجمه:
فرمود: هرکس راه هدايت و سعادتي را بگشايد و يا به ديگران تعليم دهد، اجر و پاداش او همانند کسي است که به آن کار خير عمل کرده باشد بدون آن که از پاداش عمل کنندگان کسر شود.
40 – قال عليه السلام: اربعٌ من کنوز البر: کتمان الحاجة، و کتمان الصدقة، و کتمان الوجع، و کتمان المصيبة. [112].
ترجمه:
فرمود: چهار حالت از کنزهاي نيک و پسنديده است: پوشاندن نياز و حاجت خود را از ديگران، دادن صدقه و کمک به افراد به طور مخفيانه و محرمانه، دردها و مشکلات و ناراحتي ها را تحمل کردن و هنگام مصيبت و حوادث، جزع و داد و فرياد نکردن.
پی نوشت ها:
[1] اصول کافي: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشيعة: ج 16، ص 183، ح 1.
[2] کتاب الزهد: ص 1، ح 9.
[3] إثبات الهداة: ج 3، ص 467.
[4] اصول کافي: ج 1، ص 179، ح 12.
[5] بحار الانوار: ج 1، ص 137، ح 31.
[6] محاسن برقي: ج 1، ص 228.
[7] اصول کافي: ج 1، ص 42، ح 3، و مستدرک الوسائل: ج 17، ص 244.
[80] وسائل الشيعه: ج 4، ص 27، ح 4424.
[81] وسائل الشيعة: ج 4، ص 23، ح 4413.
[82] وسائل الشيعة: ج 1، ص 18، ح 10.
[83] امالي شيخ طوسي: ج 1، ص 175.
[84] مستدرک الوسائل: ج 6، ص 64، ح 15.
[85] وسائل الشيعة: ج 17، ص 21، ح 5.
[86] وسائل الشيعه: ج 21، ص 490، ح 3.
[87] مستدرک الوسائل: ج 3، ص 385.
[88] تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورام: ص 523، بحار الانوار: ج 67، ص 210، ح 12، به نقل از کافي.
[89] تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورام: ص 427، بحار الانوار: ج 70، ص 111، ح 14.
[90] عدة الداعي: ص 99، س 15.
[91] مستدرک الوسائل: ج 12، ص 402، ح 6.
[92] الجواهر السنية: ص 28، بحار الانوار: ج 12، ص 386، ح 12، به نقل از کافي.
[93] محاسن برقي: ص 393، ح 4.
[94] بحارالانوار: ج 7، ص 303، ح 61.
[95] وسائل الشيعة: ج 5، ص 322.
[96] تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورام: ص 528.
[97] وسائل الشيعه: ج 4، ص 31، ح 4434.
[98] وسائل الشيعة: ج 3، ص 3، ح 153.
[99] بحار الانوار: ج 68 ص 336، ح 22.
[100] تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورام: ص 468.
[101] تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورام: ص 468.
[102] خصال صدوق: ج 1، ص 13.
[103] وسائل الشيعة: ج 11، ص 318.
[104] تحف العقول: ص 221، بحار الانوار: ج 78، ص 176، ح 5.
[105] تحف العقول: ص 213، بحار الانوار: ج 78، ص 172، ح 5.
[106] تحف العقول: ص 218، بحارالانوار: ج 74، ص 111، ح 71.
[107] وسائل الشيعة: ج 17، ص 37.
[108] وسائل الشيعة: ج 11، ص 174، ح 12.
[109] وسائل الشيعه: ج 11، ص 196.
[110] وسائل الشيعة: ج 11، ص 391.
[111] وسائل الشيعة: ج 1، ص 436.
[112] تحف العقول: ص 215.