تربیت شاخه گلی برای بهشت؛ نکاتی مهم در تربیت دینی فرزندان

تربیت شاخه گلی برای بهشت؛ نکاتی مهم در تربیت دینی فرزندان

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تربیت فرزند، موضوعی است که در آموزه های اسلامی، توجه ویژه ای بدان شده است. در این راستا، سلسله سفارش هایی از معصومان(ع) بیان شده که می تواند چراع راه والدین در تربیت صحیح فرزندان خود باشد. در ادامه به برخی از این توصیه ها پیرامون تربیت فرزند اشاره می کنیم:

ابراز دوستی و محبت به بچه ها

سرمنشأ بسیاری از انحرافات در بین پسران و دختران جوان، عدم رضایت از کانون محبّتی خانواده است. روابط پنهان، خانه گریزی، روی آوردن به مواد مخدر و مجالس گناه و بسیاری از معضلات دیگر، ریشه در عدم ارضاء حس دوستی برای جوان در کانون خانواده می باشد. انسانها، کوچک و بزرگ، مرد و زن، همه تشنه محبّت و توجه دیگران هستند. یکی از حکمت های ازدواج و تشکیل خانواده، به وجود آمدن یک کانون عاطفی برای گفتن و شنیدن ابراز محبّتهاست.

امام ششم(ع) از رسول خدا(ص) روایت می کند: اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ.(۱)؛ فرزندانتان را دوست بدارید، و به آنان رحمت آورید.

بعضى از مردم، علاقه چندانى به کودکان خود نشان نمی دهند، یا اگر علاقه دارند، اظهار نمی کنند و در رفتار با آنان، خشن و تند و سختگیرند. اینان بدانند که با این روش، که روشى غیرانسانى و اسلامی است، خود را از رحمت حق محروم می کنند.

امام صادق(ع) فرمود: اِنَّ اللّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ.(۲)؛ همانا خداوند به بنده اش محض شدت عشقش به فرزندانشان رحم می کند.

امام هفتم(ع) فرمود: اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیْسَ یَغْضِبُ لِشَیْء کَغَضَبِهِ لِلنِّساءِ وَ الصِّبْیانِ.(۳)؛ خداوند بزرگ، به چیزى مانند خشمش به نفع زنان و کودکان، خشم نمی گیرد.

بوسیدن و در آغوش گرفتن

در روایتی از معصوم(ع) آمده: اَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَهِ اَوْلادِکُمْ فَاِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَه دَرَجَهً فِى الْجَنَّهِ مَسیرَهَ خَمْسِمِأَهِ عام.(۴)؛ فرزندان خود را زیاد ببوسید که به هر بوسیدنى، درجه اى در بهشت نصیب شما می شود، درجه اى که طول مسیر آن پانصد سال، راه است.

مردى به محضر رسول خدا(ص) آمد و گفت: تاکنون فرزندم را نبوسیده ام. حضرت فرمود: همانا که این مرد، اهل آتش جهنّم است.

در این زمینه و تاثیر تربیتی آن، فرقى بین دختر و پسر نیست. دختر و پسر، عنایت خدا و هر دو، فرزند انسانند. آنان که دختردار می شوند و به این خاطر، چهره درهم می کشند، روحیّه اى همانند روحیّه اعراب زمان جاهلیت دارند و وجودشان، آلوده به حماقت است.

نامگذاری نیکو

پیامبر خدا(ص) فرمود: حقّ فرزند بر پدر، سه چیز است: نام نیکو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و هر گاه بالغ شد براى او همسر بگیرد.(۵)

امام رضا(ع) میفرمودند: سمّه باحسن الاسماء و کنّه باحسن الکنى.(۶)؛ فرزند خود را به بهترین اسم و کنیه، نامگذارى کن.

گویند عمر، دخترى داشت که نامش «عاصیه» بود یعنى گناهکار و رسول اکرم(ص)، آن اسم را تغییر داد و او را «جمیله» یعنى زیبا، نامگذارى کرد.(۷)

امام صادق(ع) فرمودند: انّ رسول اللَّه کان یغیّر الاسماء القبیحه فی الرّجال و البلدان.(۸)؛ رسول اکرم(ص)، اسم های قبیح مردم و بلاد را تغییر می داد.

نام بردن از آنها

خداوند در قرآن، انسانها را از دادن لقب زشت به همدیگر، باز داشته است. و لاتنابزوا بالالقاب(۹)؛ و با القاب زشت و ناپسند، یاد نکنید. در حدیث کساء، حضرت زهرا(س) بچّه هایش را این گونه صدا می زند: “یا قره عینی و یا ثمره فؤادی”(۱۰)؛ ای نور چشمم و ای میوه دلم. پس چه زیباست که ما نیز به پیروی از اهل بیت(ع) فرزندانمان را به نیکوترین شکل صدا بزنیم. علی جان، مریم خانم، گل پسرم، دختر نازم، فدات بشم، قربونت برم…

همصحبت و هم سخن شدن با آنها

حرف زدن و گپ زدن با دیگران، تاثیر تربیتی داشته و پیام های زیادی دارد: علاقه داشتن به مخاطب، اهمّیّت او در شنیدن حرف‌های متکلم، قبول داشتن تکیه گاه، محبّتی بودن مخاطب.

در سخن گفتن با بچّه ها، نه تنها می توان به ارضاء نیاز محبّتی آنها پاسخ گفت، بلکه می توان به درددلها و دغدغه های آنها نیز پی برده و به حل آنها پرداخت. در ارتباط کلامی با فرزندان، قوه بیان و سخن گفتن آنها، ارتقا یافته و می توان او را با مسایل زندگی و داستان ها و مثل های زیبا آشنا کرد.

مقام معظم رهبری در مورد مادرشان و شیوه تربیتی او میفرماید:

«مادرم، یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارى ذوق شعرى و هنرى، حافظ شناس البته حافظ شناس که می گویم، نه به معناى علمی‌ و اینها به معناى مأیوس بودن با دیوان حافظ با قرآن کاملا آشنا بود و صداى خوشى هم داشت. ما وقتى بچّه بودیم، همه می نشستیم و مادرم قرآن می خواند؛ خیلى هم قرآن را شیرین و قشنگ می خواند. ماها دورش جمع می شدیم و براى ما به مناسبت، آیه هایى را که در مورد زندگى پیامبران هست؛ می گفت: من خودم اولین بار، زندگى حضرت موسى، زندگى حضرت ابراهیم و بعضى پیامبران دیگر را، از مادرم به این مناسبت شنیدم. قرآن که می خواند، به اینجا که می رسید، بنا می کرد به شرح دادن. بعضى از شعرهاى حافظ، که الان هنوز یادم است بعد از سنین نزدیک شصت سالگى از شعرهایى است که آن وقت از مادرم شنیدم؛ از جمله، این یک بیت یادم است:

سحر چون خسرو خاور علم در کوه ساران زد

به دست مرحمت یارم در امیدواران زد

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

غرض، خانمی‌ بود خیلى مهربان، خیلى فهمیده و فرزندانش را هم البته همه مادران دوست می داشت و رعایت آنها را می کرد. مادرم خیلى خوش برخورد بود».(۱۱)

شنیدن صدای آنها

چه بسیار پدر و مادرهایی که آن قدر غرق صحبت های دوستانه و خانوادگی، فیلم و تلویزیون یا دغدغه های روزمره می شوند که به هیچ وجه، متوجه حرفها، دردلها و شادی و غصه های فرزندشان نمی شوند. بابا من امروز ۲۰ گرفتم… من امروز تشویق شدم… امروز معلم از من درس نپرسید… امروز هم شاگردیم، مداد نو خریده بود… امروز در مدرسه، مرا اذیت کردند…

وقتی من گوش شنیدن سخنان او را ندارم، پس باید به دنبال دیگری بگردد.

ابراز همدردی در مشکلات

بسیاری اوقات، بچّه ها، از ما راه حل یا تشویق و تنبیه نمی خواهند؛ بلکه از ما انتظار هم زبانی و همدردی دارند. مامان بابا… من امروز امتحانم را خوب ندادم! چگونه باید جواب او را بدهیم؟ خب معلومه! خوب باید درست را می خوندی…. بله! هر که به جا درس، کارتون ببینه، سزاش همینه… نکنه من باید به جات امتحان می دادم…

اینها، راه حلهایی است که خودش نیز می داند. گفتن این جملات گوینده را ارضاء می کند، اما اثری برای کودک ندارد. در این مواقع باید با مخاطب همراه و همدرد شد. حتما امتحانش خیلی سخت بوده… نکنه سؤالات را بد نوشته بودند… نکنه هوای کلاس، خیلی سرد بوده… شاید خودکارت وسط امتحان تمام شده… و بعد از همدردی، بسیاری از مواقع، خودش اعتراف می کند که کوتاهی کرده است.

پرهیز از تنبیه و قهر

تنبیه و قهر، تاثیر منفی تربیتی دارد. اساسا کودکان، خیلی نازک دل و زود رنجند. تنبیه هر فرد، اگر متناسب با زشتی کار او نباشد و یا بیش از تحمل فرد باشد، ظلم است. کتک زدن بچّه ها، علاوه بر آن که منع شرعی دارد و در بعضی موارد، منجر به دیه می شود، از نظر اخلاقی نیز اثر بدی بر آنها دارد. به این روایت توجه کنید:

قَالَ بَعْضُهُمْ شَکَوْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ابْناً لِی فَقَالَ لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لَا تُطِلْ.(۱۲)؛ فردی نزد امام موسی کاظم(ع) آمد و از فرزندش، ابراز شکوایه کرد. امام فرمودند: او را نزن. با او قهر کن اما این قهر را، طولانی نکن.

تشویق نمودن و هدیه دادن

رسول حق(ص) فرمود:”کسى که به بازار می رود و براى عیالش تحفه می خرد، مانند کسى است که در خانه مستمندان، صدقه می برد، او باید تحفه خریده شده را وقتى به خانه برد، ابتدا به دخترانش بدهد؛ زیرا هر کس دخترش را خوشحال کند، چنان است که بنده اى از نسل اسماعیل را آزاد کرده، و هر کس دیده پسرش را با بردن تحفه روشن کند، گویا از ترس خدا اشک ریخته و کسى که از ترس خدا گریه کند، حضرت حق او را وارد بهشت هاى پرنعمت کند.”(۱۳)

مهربانی و مدارا

یک روز پیامبر اعظم اسلام(ص)، با گروهى مشغول نماز بود. امام حسین(ع) که کودکى بود، پهلوى آن حضرت بود. هر گاه که رسول خدا(ص) به سجده می رفت، امام حسین(ع) می‌‏ آمد و بر پشت مقدس آن بزرگوار، سوار می‌‏شد و پاهاى خود را حرکت می داد و می گفت: “حل حل”.

وقتى پیغمبر اکرم(ص) می خواست سر از سجده بر دارد، امام حسین(ع) را می گرفت و در پهلوى خود می ‏نشانید. موقعى که رسول خدا(ص) به سجده می رفت، امام حسین(ع) نیز بر پشت مبارک آن حضرت، سوار می شد و می گفت: حل حل.

امام حسین(ع) این عمل را همچنان انجام میداد تا پیامبر خدا(ص) از نماز، فراغت حاصل نمود. شخص یهودى گفت: یا محمّد! شما با کودکان عملى انجام می دهید که ما انجام نمی دهیم. پیامبر(ص) فرمود: اگر به خدا و رسول ایمان آورده باشید، باید به کودکان ترحم کنید. یهودى گفت: من به خدا و رسول ایمان می آورم. وقتى آن یهودى کرامت و عظمت رسول خدا(ص) را دید، اسلام آورد.(۱۴)

آشنا نمودن با دین، الگوهای دینی و آداب الهی

خداوند در بین مخلوقاتش، انسانهایی را به عنوان الگوی شخصیّتی و کمال بشری قرار داده است. انسانهای کاملی که چراغ راه سعادت بشریت و در بالاترین نقطه بندگی خداوند قرار دارند. کودکان گمشده، آرزوهای خود را در افراد جستجو می کنند. اگر ما نتوانیم الگوهای مناسب را به آنها معرفی کنیم، آنها به سمت الگوهای کاذب سینمایی و کارتونی کشیده خواهند شد و به ناچار در کنار ارتباط عاطفه و نزدیک با این شخصیّت ها، به الگوگیری از آنها دچار می شوند.

پدران و مادران، وظیفه دارند علاوه بر آن که کودک را از الگوهای منفی تربیتی دور نگه دارند، با شیوه های جذاب دیگر، آنها را با الگوهای اصیل دینی و ملی که روحیه محبّت و کمک به دیگران، شجاعت و دلاوری، مبارزه با ظلم و بدی و احترام به دیگران را در او زنده می کنند، آشنا سازند.

روایت شده است که پیامبر(ص) به برخى از کودکان نگاه کرد و فرمود: واى به حال فرزندان آخر الزّمان از پدرانشان! گفتند:‌ اى پیامبر خدا! از پدران مشرک آنان؟ فرمود: نه، از پدران مؤمنشان که هیچ یک از واجبات را به آنان نمی ‏آموزند، و اگر فرزندانشان خود، چیزى فرا گیرند آنان را از این کار باز می‌‏ دارند و به متاع اندک دنیا از آن خشنودند. من از آنان بیزارم و آنان نیز از من بیزار خواهند بود.(۱۵)

در سیره تربیتی حضرت زهرا(س) روایت شده است که ایشان از همان دوران کودکی فرزندانشان، آنها را با ولایت علی(ع) و شب زنده داری و به یاد مردم بودن، آشنا می کند. در روایتی می خوانیم: فاطمه(س) با فرزندش حسن بازی می کرد و این اشعار را برای او می خواند:

أَشْبِهْ أَبَاکَ یَا حَسَنُ وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ***‏ وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَن؛ تو شبیه پدرت علی هستی، (پس) ریسمان را از گردن حق بگشا. عبادت کن خدایی را که بر تو منت و عطا دارد و با انسانهای کینه توز و بد خواه، دوستی مکن.(۱۶)

در کتاب شریف مفاتیح الجنان، در عظمت شب زنده داری در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، به سیره ای از حضرت زهرا(س) اشاره می کنند که: حضرت فاطمه(س) نمی‌‏ گذاشت در این شب، احدى از اهلش بخوابد و علاج می‌‏ فرمود خواب آنها را به کمی طعام و مهیا می کرد آنها را براى احیاء آن شب از روز یعنى امر می‌‏فرمود که روز را خواب و استراحت کنند که شب، خوابشان نبرد و احیا بدارند و می‌‏ فرمود که: محروم، کسى است که از خیر امشب، محروم بماند.

روایت زیر روایتی است که با توجه به اسامی سندش، می توان فهمید فضیلتی که دراین روایت برای حضرت زهرا(س) نقل می شود از جمله فضایل عظیم آن بانوی بزرگوار است که زبانزد خاندان عصمت و طهارت(ع) بوده است:

امام جعفر صادق(ع) از پدرش امام باقر(ع) و ایشان از پدرشان امام زین العابدین(ع) نقل کردند که فاطمه صغری از امام حسین(ع) شنید که امام حسن مجتبی(ع) فرمود: شب جمعه ای دیدم مادرم فاطمه(س) تا به صبح، مشغول رکوع و سجود در محراب عبادتش بود. شنیدم که ایشان برای همه مردان و زنان مومن، بسیاردعا می کرد و آنها را به اسم، یاد می نمود. اما برای خودش، دعایی نکرد.(برایم سوال پیش آمد که چرا مادر، خودش را دعا نمی کند؟) گفتم: مادر! چرا آنگونه که برای دیگران دعا می کنی، برای خودت دعا نمی کنی؟ حضرت فرمودند: فرزندم! اول همسایه بعد خانه.(۱۷)

به راستی آیا فرزندی که با این فکر بزرگ می شود – که باید دیگران بر خود ترجیح داد- به مرز تجاوز به حقوق دیگران می رسد؟ یا شخص کریم و با سخاوتی می شود که هر مستمندی، با ورود به شهر مدینه، ابتدا سراغ خانه او را می گیرد. کسی که بارها اموالش را در راه خداوند بخشید و بارها با پای پیاده به حج رفت.

عبداللَّه بن فضاله گوید: از امام پنجم یا ششم(ع) شنیدم میفرمود: چون پسر بچّه، سه سالش شد، به او هفت بار تلقین کنند «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ»، و او را واگذارند تا سه سال و هفت ماه و ده روز و به او تلقین کنند «محمّد رَسُولُ اللَّهِ»(هفت بار) و او را واگذارند تا چهار ساله شود و هفت بار «صلى اللَّه على محمّد» به او تلقین کنند و او را واگذارند تا پنج ساله شود و از او پرسند کدام دست، راست تو است و کدام چپ؛ چون آن را بداند، به سوى قبله ‏اش وادارند و به او گویند سجده کند و او را واگذارند تا شش ساله شود؛ و چون شش سالش تمام شود، به نمازش وادارند و رکوع و سجود به او آموزند و بگذارند تا هفت سالش تمام شود و سپس به او گویند روى و دستت را بشوى و چون شست، بگذارند نه سالش تمام شود و پس از اتمام نه سال، وضو به او آموزند و اگر مسامحه کند، او را براى یاد گرفتن آن، تنبیه کنند و دستور نمازش دهند و براى آن، او را بزنند و چون وضو و نماز آموخت، خدا، او را و پدر و مادرش را، بیامرزد.(۱۸)

در صورت کوتاهی پدران و مادران در تربیت فرزندان، گرگهای فراوانی هستند که برای آنها، دام گسترانده اند. از فرقه های ملحد و دارای انحرافات دینی و سیاسی گرفته تا گروه های ضد اخلاقی و شیطانی که تعداد آنها بی شمار است. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَهُ بِرَأْیِهَا(۱۹)؛ به کودکان خود چیزى بیاموزید که خدا آن‏ها را بدان سود دهد. مبادا طائفه مرجئه عقیده خود را به آنها تحمیل کنند.

وجود فرقه هایی مانند مرجئه و خوارج و صوفی ها و…، در عصر حاضر، تبدیل به ده ها فرقه بزرگتر دیگر شده است که با پیشرفت تکنولوژی و ابزار ارتباطی ماهواره و اینترنت، با حجم بیشتری در حال فعّالیّت بر علیه فرزندان ما هستند.

نکته مهمّ: تربیت، سیر راهی با شروع و آغازی مشخص است که باید با صبر و حوصله مربی همراه باشد تا به نتیجه برسد. هر گونه ناشکیبایی و یا خستگی از این کار، چه بسا تمام زحمات مربی را از بین ببرد. رسول اکرم(ص) فرمود:

خداى رحمت کند کسى را که در نیکى و نیکوکارى، به فرزند خویش کمک کند. راوى حدیث پرسید: چگونه فرزند خود را در نیکى یارى نماید؟ حضرت در جواب چهار دستور داد: آنچه را که کودک، در قوه و قدرت داشته و انجام داده است، از او قبول کند. آنچه انجام آن براى کودک سنگین و طاقت فرسا است، از او نخواهد. او را به گناه و طغیان وادار نکند. به او دروغ نگوید، و در برابر او مرتکب اعمال احمقانه نشود.(۲۰)

همبازی شدن با آنها

قال النّبىّ(ص): من کان عنده صبىّ فلیتصاب له.(۲۱)؛ رسول اکرم(ص) میفرمود: کسی که دارای فرزند است، باید در تربیت و پرورش او، با اخلاق کودکانه اقدام کند. شاید برای ترجمه کاملتر این روایت، می توان این بیت را آورد که:

چون سر و کارت با کودک فتاد***راه و رسم کودکی باید نهاد

على(ع) فرموده است: من کان له ولد صبا.(۲۲)؛ کسى که کودکى دارد، باید در راه تربیت او، خود را تا سر حدّ طفولیت و کودکى تنزّل دهد. پیامبر(ص) نیز فرموده: رحم اللَّه عبدا اعان ولده على برّه بالاحسان الیه و التّألّف له و تعلیمه و تأدیبه.(۲۳)؛ رحمت خداوند بر پدرى که در راه نیکى و نیکوکارى، به فرزند خود کمک کند، به او احسان نماید و مانند کودکى، رفیق دوران کودکى وى باشد، او را عالم و مؤدّب بار آورد.

بازى پدر و مادر با فرزند مانند لباس نو و کفش قشنگ و اسباب بازى، مایه مسرت و شادمانى کودک است. در اسلام، مسرور کردن کودک، از عبادت است. کارهاى اطفال در موقع بازى کردن و همچنین سخنانى که می گویند، حاکى از طرز فکر و روحیّه کودکان و نشان دهنده درجه شخصیّت روانى آنان است. بزرگسالان می توانند در ضمن بازى با کودکان، به درجه هوش و مراتب لیاقت معنوى آنها نیز پى ببرند.

ابو رافع با حضرت حسن(ع)، که کودک خردسالى بود، با چنین قرار بازى که هر کدام بر پشت هم سوار شوند، بازی را شروع کردند، وقتى نوبت سوارى به ابو رافع می رسید، حضرت مجتبى(ع) به او می گفت: عجب دارم از تو که می خواهى بر دوش کسى سوار شوى که پیغمبر او را بر دوش خود سوار می کرد. وقتى دوباره نوبت سوارى امام حسن(ع) می شد ابو رافع می گفت: همانطور که تو به من سوارى ندادى من هم تو را بر دوش خود سوار نمی کنم.حضرت به او میفرمود: آیا میل ندارى کسى را که پیغمبر به دوش خود می نشاند، بر دوشت سوار کنى؟! ناچار ابو رافع طفل را بر دوش خود سوار می کرد!(۲۴)

غریزه بازى در کودک‏(۲۵)

امام صادق(ع) میفرمود: الغلام یلعب سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین.(۲۶)؛ طفل، هفت سال بازى کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد، هفت سال مقررات زندگى و حلال و حرام قانونى را یاد بگیرد.

همچنین امام صادق(ع) فرمودند: دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ یُؤَدَّبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَکَ سَبْعَ سِنِینَ…(۲۷)؛فرزندت را هفت سال آسوده بگذار تا بازی کند. تا هفت سال نیز به او آداب دینی را بیاموز و هفت سال او را در کنار خودت ملزم به نیکی ها کن…

یکى از فوائد بازى کردن، تمرین استقلال اراده و احیاء حس ابتکار است. موقعى که طفل روى خاکها چاه می کند، وقتى دست به کار بنایى شده، اطاقک می سازد، تمام دستگاه فکرش مانند یک مهندس ساختمان، کار می کند و از موفقیت هاى خود، لذّت می برد. موقعى که در وسط کار، با مانع برخورد می کند، چاه فرو می ریزد یا اطاقک خراب می‌‏ شود، به فکر چاره‏ جویى می‌‏افتد و همه این کارها، به رشد فکر و بروز شخصیّت او کمک می کند.

کمک به ازدواج فرزندان

از جمله وظایف والدین، فراهم کردن زمینه ازدواج برای جوانان است. ازدواج، باعث دوری از زنا و محکم شدن ریشه های ایمان است. رسول اکرم(ص) فرموده است: ‌اى جوان! ازدواج کن و از زنا بپرهیز که زنا، ریشه هاى ایمان را از دلت برمی کند.(۲۸)

آیات و روایات در ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بخشی از خطاب خود را به سوی والدین و حاکمان و خیّرین جامعه قرار می دهد و میفرماید: وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی‌‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ(۲۹)؛ مردان و زنان بى همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگ دست باشند، خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز می‌‏سازد، خداوند واسع و آگاه است.

پیامبر خدا(ص) فرمودند: همسر اختیار کنید، و وسایل همسرى دیگران را فراهم آورید، و بدانید که از خوشبختى فرد مسلمان، پرداختن هزینه ازدواج زن بی ‏شوهر است. و هیچ چیز را خداى بزرگ -در اسلام- بیش از خانه ‏اى دوست ندارد که با ازدواج، آبادان شود. و هیچ‏ خان‏ه اى بیش از آن، مورد بغض خداى بزرگ نیست در اسلام که با جدایى زن و شوهر از یک دیگر- یعنى با طلاق- ویران شود.(۳۰)

در روایتی دیگر امام علی(ع) میفرمایند: أفضل الشّفاعات أن یشفع بین اثنین فی نکاح حتّى یجمع اللَّه بینهما.(۳۱)؛ بهترین میانجی گری ها، آن است که میانجی گرى در ازدواج دو نفر باشد.

امام صادق(ع) فرمودند: من زوّج أعزبا کان ممّن ینظر اللَّه عزّ و جلّ إلیه یوم القیامه.(۳۲)؛ هر کس عزبى را به همسرى برساند، از جمله کسانى است که خداى بزرگ در روز قیامت، به او نظر خواهد کرد. همچنین پیامبر خدا(ص) فرمودند: سه کار را نباید تأخیر انداخت: نماز اول وقت، دفن میت، و تزویج پسر و دخترى که همسر مناسب یافته ‏اند.(۳۳) پیامبر خدا(ص) فرمود: حقّ فرزند بر پدر سه چیز است: نام نیکو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و هر گاه بالغ شد براى او همسر بگیرد.(۳۴)

نکته: این توصیه، نه تنها در مورد پسران بلکه با همین بیان شدید، در مورد شوهر دادن دختران نیز مورد توجه دین قرار گرفته است. امام خمینی(ره) میفرمایند: «مستحبّ است در شوهر دادن دخترى که بالغه است یعنى مکلّف شده، عجله کنند. حضرت صادق(ع) فرمودند: «یکى از سعادت هاى مرد، آن است که دخترش در خانه او، حیض نبیند».(۳۵)

در رساله آیت الله مکارم شیرازی می خوانیم: «مستحبّ است در شوهر دادن دخترى که به حدّ بلوغ رسیده، تعجیل کنند، همچنین در مورد زن دادن به پسرانى که نیاز به همسر دارند».(۳۶)

امام صادق(ع) فرمودند: خداوند در مورد آنچه انسانها به آن نیاز دارند، کوتاهی نکرده و همه آنها را به پیامبر آموخت. روزى رسول اکرم(ص) به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

‌اى مردم! جبرئیل از پیشگاه الهى نزد من آمد و گفت دختران بکر، مانند میوه درختند. موقعى که می رسد اگر چیده نشود، اشعه آفتاب، فاسدش می کند و وزش باد، آن را پراکنده می سازد. همچنین دختران وقتى به حدّ بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویشتن تمایل جنسى احساس نمودند، دارویى جز شوهر ندارند و اگر همسر نگیرند، از فساد ایمن نیستند چه آن که بشرند و بشر، از خطا و لغزش مصون نیست.(۳۷)

لقمه حلال و تاثیر آن در تربیت فرزند

از جمله آثار شگفت این عالم، اثر غذای حلال و حرام بر زندگی انسانهاست. در مورد غذایی که مورد استفاده قرار می گیرد، باید دو پاکی رعایت شود: پاکی ظاهری و پاکی باطنی. اگر ظاهر غذایی آلوده باشد، جسم را به بیماری می کشاند و وقتی باطن غذا آلوده شد، باعث کدورت و آلودگی باطن انسان می شود.

از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: هر که مستجاب شدن دعایش، او را شادمان می‌‏ کند، باید کسب خود را پاکیزه گرداند. و فرمود: نخوردن یک لقمه حرام، نزد خدا، محبوبتر از دو هزار رکعت نماز مستحبّ است(۳۸)

رسول خدا(ص) فرمود: خداوند فرموده: کسى که در کسب مال، پروا ندارد که از کجا می آورد، من در قیامت پروا ندارم که از کدام در، او را وارد آتش کنم!(۳۹)

مَنْ کَسَبَ مالاً مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ اَفْقَرَهُ اللهُ.(۴۰)؛ کسى که از غیر حلال، به کسب مال برخیزد، خداوند او را دچار فقر می کند.

مَنِ اکْتَسَبَ مالاً مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ کانَ زادُهُ اِلَى النّارِ؛ کسى که از غیر حلال کسب مال کند، آن مال، توشه او به سوى جهنّم است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: شَرُّ الاَْمْوالِ ما لَمْ یَخْرُجْ مِنْهُ حَقُّ اللهِ سُبْحانَهُ؛ بدترین اموال، آن مالى است که حق خدا(خمس و زکات و…) از آن خارج نشده باشد.

ثروتى که زکات، خمس، حق سائل، حق محروم، و دیگر حقوق شرعى آن پرداخت نشده، حلال مخلوط به حرام است، و تصرف در آن جایز نیست، و خوراندن حرام یا حلال مخلوط به حرام به زن و بچّه و دیگران، خود معصیتى غیر از معصیت به دست آوردن حرام، یا حبس حقوق واجبه است.

قرآن کریم در سوره تحریم میفرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگ‌ها است نگاه دارید، آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سخت گیرند، و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی کنند و دستورات او را دقیقا اجرا می‌‏ نمایند.(۴۱)

در این آیه، به خوبی به این نکته اشاره است که ما نه تنها نسبت به مراقبت خود، بلکه نسبت به اطرافیّان خود نیز وظیفه داریم که آنها را از عذاب دوزخ حفظ کنیم.

جمع بندی

در آموزه های اسلام به تربیت فرزند، توجه و سفارش های ویژه ای شده که عمل نمودن به آنها، سبب شکل گیری تربیت صحیح در فرزندان می شود. ابراز محبت و مهرورزی، نامگذاری و نام بردن نیکو از آنان، تشویق نمودن و همبازی شدن با آنها، از اموری است که والدین را در تربیت درست فرزندان یاری می دهد.

پی نوشت ها

۱-شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ۴۸۳
2-صابری یزدی، الحکم الزاهره، ص۴۴۰، ۱۳۲
3-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۱، ص۱۰۱ ورع اجتناب از گناه
4-فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ج‏۲، ص۳۶۹
5-محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۲۵، علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۸۰
6-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۱، ص۱۹۲تغییر نام
7-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۱، ص۱۹۲تغییر نام
8-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۱، ص۱۹۲تغییر نام
9-حجرات/ ۱۱
10-قمی، مفاتیح الجنان، حدیث کساء
11-صدری مازندرانى، گلهاى باغ خاطره
12-علامه حلی، عده الداعی، ص۸۹
13-طبرسی، مکارم الأخلاق، ج‏۱، ص۴۲۴
14-نجفی، زندگانى حضرت زهرا(س)، ص۳۳۱
15-صابری یزدی، الحکم الزاهره، ص۴۴۵
16-علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج‏۴۳، ص۲۸۶
17-صابری یزدی، الحکم الزاهره، ص۲۰۰
18-شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۶۱
19-شیخ صدوق،، الخصال ج‏۲، ص۶۱۴
20-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۲، ص۳۵۱
21-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۳، ص۷۰
22-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۳، ص۷۰
23-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۳، ص۷۰
24-الحدیت، روایات تربیتى، ج‏۳، ص۷۲
25-برگرفته از کتاب روایات تربیتی، فلسفی
26-آشتیانی، طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز، ‏ج‏۲، ص۱۱۷
27-شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص۴۹۲
28-الحدیت، روایات تربیتى ج‏۱، ص۱۸۲
29-نور/۳۲
30-حکیمی، الحیاه، ج‏۶، ص ۲۳۰
31-حکیمی، الحیاه، ج‏۶، ص۲۳۰
32-حکیمی، الحیاه، ج‏۶، ص ۲۳۰
33-مشکینی، نصایح، ص۱۲۸
34-صابری یزدی، الحکم الزاهره، ص۴۴۶
35-توضیح المسائل محشى امام خمینی، ج‏۲، ص۵۰۱، مسأله ۲۴۵۹
36-مکارم شیرازی، رساله عملبه، بخش ازدواج
37-شیخ کلینی، کافی، ج‏۵، ص۳۳
38-صابری یزدی، الحکم الزاهره، ص ۶۲۸
39-طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز، ج‏۲، ص۳۰
40-علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج‏۶۶، ص۳۸
41-تحریم/۶

فهرست منابع

۱-قرآن کریم
2-آشتیانی، میرزا احمد، طرائف الحکم(اندرزهاى ممتاز)، نرم افزار گنجینه روایات
3-حلی، ابن فهد، عده الداعی و نجاح الساعی، نرم افزار گنجینه روایات
4-حکیمی، الحیات، ترجمه احمد آرام، نرم افزار گنجینه روایات
5-خمینی، روح الله، توضیح المسائل، نرم افزار کتاب‌های اسلامی در اینترنت ۳
6-صدوق، شیخ محمّد، أمالی، نرم افزار گنجینه روایات
7-صدوق، شیخ محمّد، من لا یحضره الفقیه، نرم افزار نور الفقاهه ۳
8-صدرى مازندرانى، حسن، گلهاى باغ خاطره(۱۱۰ خاطره و حکایت جالب و شنیدنى از مقام معظم رهبری)، نرم افزار کتاب‌های اسلامی در اینترنت ۳
9-صابرى یزدى، على رضا و انصارى محلاتی، محمّد رضا، الحکم الزاهره، ترجمه انصارى، نرم افزار گنجینه روایات
10-طبرسی، شیخ حسن، مکارم الأخلاق، نرم افزار گنجینه روایات
11-کلینی، شیخ محمّد، اصول الکافی، نرم افزار نور الفقاهه ۳
12-فتال نیشابوری، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، نرم افزار گنجینه روایات
13-فلسفی، محمّد تقی، الحدیث(روایات تربیتی)، نرم افزار گنجینه روایات
14-قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، نرم افزار نورالجنان نور
15-مجلسی، محمّد باقر، بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، نرم افزار گنجینه روایات
16-مشکینی، علی، نصایح، نرم افزار گنجینه روایات
17-مکارم شیرازی، ناصر، رساله عملیه، نرم افزار کتاب‌های اسلامی در اینترنت ۳
18-نجفی، زندگانى حضرت زهرا(س)، نرم افزار گنجینه روایات
19-نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، نرم افزار نور الفقاهه ۳

منبع اقتباس: راسخون

بدون دیدگاه