غرور و خودپسندی؛ اسباب، علائم، آثار و راه های درمان آن

غرور و خودپسندی؛ اسباب، علائم، آثار و راه های درمان آن

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

غرور و خودپسندی، یکی از بدترین رذایل اخلاقی در مسیر بندگی و طاعت خداوند متعال است. غرور و خودپسندی آنست که انسان خود را از دیگران برتر ببیند و بر دانسته ها، توانمندی ها و داشته های خویش مغرور شود و نه تنها خود را بی نیاز از هدایت دیگران بداند، بلکه گاه حتی خود را از هدایت الهی نیز بی نیاز بپندارد.

انسانی که به چنین حالتی گرفتار می شود، از اصلاح و رشد بازمیماند؛ زیرا هرگونه تذکر، هشدار و نصیحت خیراندیشان را نمی پذیرد. انسان مغرور، فکر می کند که در مسیر درست قرار دارد، و این گمان، او را از دریافت حقیقت بازمیدارد و سبب می شود در جهل عمیقی فرو رود.

در این مقاله، ضمن بررسی غرور و خودپسندی در روایات، به اسباب، آثار و پیامدها و راه های درمان این رذیله اخلاقی پرداخته خواهد شد.

غرور و خودپسندی در کلام امام علی (ع)

در روایات و احادیث اسلامی، مذمت غرور و خودپسندی بازتاب گسترده ‏اى دارد که در این بخش به هفت روایت از امیرالمومنین علی (ع) اشاره می شود:

۱- «سُکْرُ الْغَفْلَهِ وَ الْغُرُورِ ابْعَدُ افَاقَهً مِنْ‏ سُکْرِ الْخَمُورِ؛[۱] مستى غفلت و غرور از مستى شراب طولانی تر است».

۲- «جِمَاعُ الشَّرِّ فِى الْاغرَارِ بِالْمَهَل وَ الْاتِّکَالِ عَلَى الْعَمَلِ؛[۲] کانون بدی ها، در مغرور شدن به مهلت الهى و اعتماد بر اعمال (ناچیز) است».

انسان عمل خیر ناچیزى انجام می دهد و به وسیله آن، خود را اهل نجات می داند و آزادى بى قید و شرطى براى خود قائل است، یا اینکه گناهانى از او سر زده و مهلت پروردگار سبب غرورش می شود.

۳- «لَا یُلْقَى الْعَاقِلُ مَغْرُوراً؛[۳] آدم عاقل، هرگز مغرور دیده نمی شود».

۴- «مَنْ غَرَّهُ السَّرَابُ تَقْطَعَتْ بِهِ الْاسْبَابُ؛[۴] کسى که سراب ها او را فریب دهد و مغرور سازد، اسباب (نجات) از او قطع می شود»!

۵- «زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ؛[۵] آنها بذر فجور و گناه را افشاندند و با آب غرور و فریب آن را آبیارى کردند و محصول آن را که بدبختى و هلاکت بود درو کردند»!

۶-  «بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَهِ حَجَابٌ مِنَ الْغِرَّهِ؛[۶] در میان شما و موعظه حجابى از غرور است»!

در این حدیث، غرور و خودپسندی، یکى از موانع پندپذیرى انسان شمرده شده است.

۷- «طُوبَى لِمَنْ لمْ تَقْتُلُهُ قَاتِلَاتِ الْغَرُورِ؛[۷] خوشا به حال کسى که عوامل کشنده غرور او را از پاى در نیاورد».

آنچه اشاره شد تنها بخش کوچکى از سخنان امام علی(ع) درباره خطرات غرور و خودپسندی است و روایات در این زمینه از پیامبر (ص) و دیگر معصومان (ع) فراوان است و مطالعه همین بخش براى پى بردن به آثار زیانبار غرور و خطرات آن کافى است.

اسباب و عوامل غرور و خودپسندی

از نگاه بزرگان علم اخلاق، علل و اسباب غرور و خودپسندی و نیز درجات آن مختلف است. برخی از مهمترین عوامل ایجاد آن بدین شرح است:

علم و دانش

مغروران به علم و دانش، کسانى هستند که وقتى به مقامى از علم می رسند، غرور و خودپسندی بر آنها عارض می شود، جز افکار خویشتن را نمی بینند و براى افکار دیگران ارزشى قائل نیستند. گاه خود را از مقرّبان الهى می پندارند و قطعا اهل نجات! اگر کسى کمترین انتقادى از آنها کند، ناراحت می شوند و از همه، انتظار احترام و پذیرش و قبول را دارند!

گاه می شود که افراد کم ظرفیت با فراگرفتن علم ناچیزى و خواندن کتاب و یا کتاب هایى بر مرکب غرور سوار می شوند و خود را شکننده صد قفل و صد زنجیر می دانند؛ این، بدترین نوع غرور و خودپسندی است که فرد را هم از نظر ارزش علمى ساقط می کند و هم از نظر ارزش و جایگاه اجتماعى.

عبادت و اعمال صالح

در حدیثى از رسول خدا (ص) می خوانیم که به ابن مسعود فرمودند: «یَابْنَ مَسْعُود! لَا تَغْتَرَّنَّ بِاللَّهِ وَ لَا تَغْتَرَّنَّ بِصَلَاحِکَ وَ عِلْمِکَ وَ عَمَلِکَ وَ بِرِّکَ وَ عِبَادَتِکَ؛[۸] اى ابن مسعود! به (کرم) خدا مغرور نشو و همچنین به صالح بودن و علم و عمل و نیکوکارى و عبادت هایت»!

در این حدیث به عوامل دیگر غرور از جمله اعمال صالح، انفاق در راه خدا و عبادات اشاره شده که هر کدام از آنها می تواند عاملى براى مستى غرور گردد. افراد صالح کم ظرفیتى را می بینیم که هرگاه توفیق انجام عبادات یا اعمال نیکى پیدا می کنند، ناگهان بر مرکب غرور و خودپسندی سوار شده و خود را اهل نجات و سعادت می شمرند و همه مردم در نظرشان کوچک می شوند و همین امر باعث هلاکتشان می گردد.

لطف و کرم خداوند

یکى دیگر از عوامل غرور و خودپسندی، مغرور شدن به لطف و کرم و مغفرت خداست. افرادى هستند که بی محابا و جسورانه گناه می کنند، هنگامى که از آنها سؤال شود این چه کار زشتى است که شما انجام می دهید؟ می گویند: خداوند کریم و غفور و رحیم است، خدایى را که ما می شناسیم از آن بالاتر است که گناهان این بنده ناچیز را به رخ او بکشد و به خاطر آن ما را مجازات کند، اصولا اگر ما گناه نکنیم، عفو و کرم خدا چه می شود؟

اینگونه افکار انحرافى و سخنان غیر منطقى، جرأت آنها را در گناه بیشتر می کند و باعث سقوط و هلاکتشان می شود! به همین دلیل در قرآن و روایات اسلامى از این نوع غرور، شدیدا نهى شده است. در قرآن کریم می خوانیم: «یَا ایُّهَا الْانْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ؛[۹] اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟»

امیرالمومنین علی (ع) در تفسیر این آیه می فرمایند: «یَا ایُّهَا الْانْسَانُ مَا جَرَّأَکَ عَلَى ذَنْبِکَ؟ وَ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ؟ وَ مَا انَّسَکَ بِهَلَکَهِ نَفْسِکَ؛[۱۰] اى انسان! چه چیز تو را بر گناهت جرأت داده؟ و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟ و چه چیز تو را به هلاکت خویشتن علاقه‏مند کرده است».

فرق است بین کسى که گناه می کند و جسور است و گویى خود را طلبکار می داند و بین کسى که گناهى از او سرزده و شرمنده است و امید به رحمت حق دارد، اولى بر مرکب غرور و خودپسندی سوار است و دومى دست به دامن لطف و بخشش پروردگار زده است.

جهل و نادانی

جهل و نادانی، یکى دیگر از اسباب غرور است. همانگونه که علم و دانش گاه سبب غرور می شود، جهل و نادانى نیز در بسیارى از جاهلان سبب غرور است. در حدیثى از امیرالمومنین علی (ع) می خوانیم: «مَنْ جَهِلَ اغَرَّ بِنَفْسِهِ وَ کَانَ یَوْمُهُ شَرّاً مِنْ امْسِهِ؛[۱۱] کسى که جاهل است، مغرور به خویشتن می شود و امروزش بدتر از دیروز اوست».

دنیا و تجملات آن

یکی دیگر از اسباب غرور که گروه زیادى را در کام خود فرو برده است، دنیا و زرق و برق دنیا، مال، مقام، جوانى، زیبایى و قدرت است. افراد کم ظرفیت همین که به یکى از این امور نایل شوند، فراموش می کنند که اینها عاریتى است و همیشه در معرض زوال و نابودى قرار دارد. این فراموشى سبب غرور و خودپسندی آنها می شود و این غرور، آنها را از خدا دور و به شیطان نزدیک و آلوده به انواع گناهان می سازد.

در حدیثى از امیرالمومنین علی (ع) می خوانیم: «الدُّنْیَا حُلُمٌ وَ الْاغْتِرَارُ بِهَا نَدَمٌ؛[۱۲] دنیا، خواب و خیالى بیش نیست و مغرور شدن به آن، سبب پشیمانى است».

در حدیثى از همان بزرگوار می خوانیم: «لَا تَغُرَّنَّکَ الْعَاجِلَهُ بِزُورِ الْمَلَاهِى، فَانَّ الْلَهْوَ یَنْقَطِعُ، وَ یُلْزِمُکَ مَا اکْتَسَبْتَ مِنَ الْمَآثِم؛[۱۳] دنیا تو را با سرگرمی هاى باطل نفریبد و مغرور نسازد؛ زیرا سرگرمی ها پایان می یابد و گناهش بر تو باقى می ماند».

از شگفتی ها این است که همه مردم با چشم خود، زوال سریع نعمت ها و از میان رفتن اموال و ثروت ها و سقوط حکومت ها و قدرت هاى دنیوى را می بینند، اما هنگامى که خودشان به آن می رسند چنان مغرور می شوند که فکر می کنند آنچه مربوط به آنهاست جاودان است و هرگز از آنها گرفته نمی شود! آرى؛ اسباب غرور، متنوع است و رهایى از چنگال آن مشکل، و جز در سایه بیدارى و تقوا و سپردن خویش به خداوند و فهم زوال نعمت ها امکانپذیر نیست.

علایم و نشانه ‏هاى غرور و خودپسندی

نشانه‏ هاى غرور گاهى بسیار آشکار است به گونه اى که انسان در نخستین برخورد به آن پى می برد و می فهمد که فلان شخص گرفتار غرور و خودپسندی است. بی اعتنایى به مردم، بى توجهى به حلال و حرام الهى، رعایت نکردن ادب با بزرگان و ترک محبت با دوستان و بستگان، بی رحمى نسبت به زیردستان، ذکر سخنان ناموزون و دور از ادب، سر دادن خنده بلند و قهقهه زدن، وسط حرف دیگران پریدن، نگاه هاى تحقیرآمیز به صالحان و پاکان و عالمان و همچنین راه رفتن متکبرانه، نگاه هاى غیر متعارف به زمین و آسمان نمودن و حتى گاهى کارهاى دیوانگان را انجام دادن، اینها همه از نشانه هاى غرور و خودپسندی است.

پنهان شدن غرور و خودپسندی

گاه حالت غرور و خودپسندی در انسان مخفى است و به این سادگى خود را نشان نمی دهد، بلکه با دقت می توان به وجود چنین صفتى در خویشتن و یا دیگران پى برد. مانند اینکه بعضى افراد پس از مدت کوتاهى، درس استاد را رها می کنند و خود را مستغنى و بی نیاز می دانند، یا مانند کسى که علاقه شدیدى در خود به انزواطلبی و گوشه گیرى از مردم احساس می کند و ممکن است بهانه آن را آلوده نشدن به مجالس غیبت و گناه و مانند آن ذکر کند در حالیکه عامل اصلى آن، غرور و خودپسندی است. خود را پاک، آگاه و مومن می پندارد و دیگران را ناقص و آلوده.

آرى؛ نه تنها غرور و خودپسندی، بلکه بسیارى از رذایل اخلاقی گاهى در زوایاى روح انسان پنهان می شوند و خود را به صورت فضایل نشان می دهند، به گونه اى که تشخیص آن جز براى اساتید هوشیار اخلاق امکانپذیر نیست. برای مطالعه بیشتر پیرامون فضایل و رذایل اخلاقی، به مقاله فضایل و رذایل اخلاقی در آموزه‌ های کتاب معراج السعاده مراجعه فرمایید.

آثار و پیامدهاى فردى و اجتماعى غرور و خودپسندی

در میان صفات رذیله شاید کمتر صفتى به اندازه غرور و خودپسندی، زیان آور و آسیب زا باشد. پیامدهاى غرور و خودپسندی، تمام زندگى انسان را تحت تأثیر خود قرار می دهد و دنیا و آخرت را تباه می کند. از میان آثار زیانبار غرور به امور زیر می توان اشاره کرد:

۱- غرور و خودپسندی، حجاب ضخیمى بر عقل و فهم انسان می افکند و او را از درک حقایق بازمیدارد و به او اجازه نمی دهد خود و دیگران را آن‏چنان که هست و هستند بشناسد و حوادث اجتماعى را درست ارزیابى کرده، در برابر آنها موضع صحیح بگیرد. در بحث هاى سابق در حدیثى از امیرالمومنین علی (ع) خواندیم: «مستى غرور از مستى شراب هم سخت تر است!» این مستى همان حجاب غرور و خودپسندی است.

۲- غرور و خودپسندی، مایه شکست در زندگى و سبب عقب افتادگى است. یک لشکر مغرور، به سادگى جنگ را می بازد؛ یک سیاستمدار مغرور، به آسانى زمین می خورد؛ یک محصل مغرور، در امتحانات رفوزه می شود؛ یک ورزشکار مغرور، بازى را به حریف می بازد و بالاخره یک مسلمان مغرور، خود را گرفتار قهر و غضب الهى می سازد.

۳- غرور و خودپسندی، تکامل انسان را متوقف می سازد، بلکه مایه انحطاط و عقبگرد او می شود؛ زیرا هنگامى که انسان مغرور می شود، نقایص خود را نمی بیند و کسى که احساس نقصان نکند، به دنبال کمال نمی رود. آنچه در حدیث امیرالمومنین علی (ع) خواندیم که می فرمود: «کسى که جاهل باشد، مغرور می شود و امروز او از دیروزش بدتر است» اشاره به همین نکته مهم است.

۴- غرور و خودپسندی، سبب فساد و تباهى عمل می شود؛ زیرا در انجام آن، دقتى به خرج نمی دهد و همین امر کار او را خراب می کند. یک جراح مغرور ممکن است بیمار خود را در کام مرگ فروبرد و یا حداقل ناقص سازد، یک راننده مغرور گرفتار تصادف هاى زیانبار می شود، همچنین یک مومن مغرور، گرفتار ریا و عُجب و سایر امورى که عمل را فاسد می کند می شود؛ در حدیثى از امیرالمومنین علی (ع) می خوانیم: «غَرُورُ الْامَلِ یُفْسِدُ الْعَمَلَ؛[۱۴] غرور ناشى از آرزوها، سبب فساد عمل می شود».

۵- غرور و خودپسندی، مانع از عاقبت اندیشى است، چنانکه در حدیثى از امیرالمومنین علی (ع) آمده است: «لَمْ یُفَکِّرْ فِى عَوَاقِبِ الْامُورِ مَنْ وَثِقَ بِزُورِ الْغُرُورِ؛[۱۵] کسى که اعتماد بر غرور و باطل کند، از تفکر در عاقبت کارها باز می ماند».

۶- غرور و خودپسندی، غالبا سبب ندامت و پشیمانى می شود؛ زیرا انسان نمی تواند ارزیابى صحیحى از خود و دیگران را داشته باشد و در محاسبات خود در حرکت فردى و اجتماعى گرفتار اشتباه می شود و همین امر او را به ندامت و پشیمانى می کشاند.

در همین زمینه در حدیث امیرالمومنین علی (ع) می خوانیم: «دنیا خواب و خیالى بیش نیست و مغرور شدن به آن موجب پشیمانى است».[۱۶]

۷- افراد مغرور، در دنیا و آخرت تهیدست و بیچاره اند، چنانکه در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است: «الْمَغْرُورُ فِى الدُّنْیَا مِسْکِینٌ و فِى الْآخِرَهِ، مَغْبُونٌ لِانَّهُ بَاعَ الْافْضلَ بِالْادْنَى؛[۱۷] انسان مغرور، در دنیا مسکین و بیچاره است و در آخرت مغبون؛ زیرا متاع برتر را به متاع پست تر فروخته است».

راه های درمان غرور

از آنجا که غرور و خودپسندی غالبا ناشى از جهل و عدم شناخت خویشتن و قدر و منزلت انسان در پیشگاه خداست، نخستین گام در جهت درمان این بیمارى اخلاقى، شناخت خویشتن و معرفت پروردگار و نیز شناخت لیاقت ها و شایستگی ها در انسان هاى دیگر است.

اگر انسان به گذشته خویش برگردد، خواهد دید که طفلى بود از هر نظر عاجز و ناتوان و به آینده خویش بنگرد که پیر و ناتوان و از کار افتاده می شود و اگر چند روزى قدرت، مال، ثروت، جوانى و زیبایى دارد، همه آنها در معرض انواع آفات است و طبق ضرب المثل معروف «به مالت نناز که به شبى از بین می رود و به جمالت نناز که به تبى از بین می رود!» همه اینها فانی است.

همچنین اگر به تاریخ پیشینیان بنگرد و سرعت زوال قدرت ها و از میان رفتن اموال و نابودى امکانات با خبر شود، هرگز مست غرور و خودپسندی نخواهد شد. چگونه انسان به علمش مغرور شود و حال آنکه ممکن است با ضربه اى که تصادفا به مغز او وارد شود، علاوه بر همه آموخته هایش، نام خود را نیز فراموش کند؟!

چگونه به اموالش مغرور گردد در حالیکه با یک نوسان بازار و پیش آمدن یک رویداد اجتماعى، سیاسى و یا نظامى نه تنها همه ثروت خود را از دست دهد بلکه بدهى زیادى نیز گریبانگیر او شود؟! چگونه به قدرتش بنازد در حالیکه ممکن است فردا آن را از دست دهد و پشت میله ‏هاى زندان باشد! به هر حال آنچه انسان را از مرکب غرور و خودپسندی پایین می کشد و به مستى آن پایان می دهد، شناخت خویشتن و اوضاع جهان و بى اعتبارى و شدت دگرگونى احوال آن است.

قرآن مجید خطاب به مغروران، چنین هشدار می دهد: «ا وَ لَمْ یَسِیرُوا فِى الْارْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَانُوا اشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَ اثَارُوا الْارْضَ وَ عَمَرُوهَا اکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَائَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لَکِنْ کَانُوا انْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛[۱۸]

آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانى که قبل از آنها بودند چگونه بود؟ آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را (براى زراعت و آبادى) بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند و عمران نمودند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند (اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند) خداوند هرگز به آنها ستم نکرد، آنها به خودشان ستم می کردند».

شبیه همین معنى در سوره غافر آیه ۲۱ و ۸۲ نیز آمده است.

اگر انسان درست به جسم و روح و امکانات خود توجه کند که چقدر آسیب پذیرند و چگونه حوادث کوچک می توانند زندگى او را بر هم زنند، هرگز مست و مغرور نمی شود، امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: «مِسْکِینُ بْنُ آدَمَ مَکْتُومُ الْاجَلِ، مَکْنُونُ الْعِلَلِ، مَحْفُوظُ الْعَمَلِ، تُؤْلِمُهُ الْبَقَّهُ وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَهُ وَ تُنْتِنُهُ الْعَرْقَهُ؛[۱۹] بیچاره آدمیزاد! سرآمد زندگیش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا و اعمالش ثبت و ضبط می شود، پشه اى او را می آزارد و گلوگیر شدن آب یا غذایى او را می کُشد و عرق مختصرى، او را متعفن و بدبو می سازد».

در حالات‏ «ایاز» وزیر معروف و مقتدر سلطان محمود غزنوى نقل کرده اند که هر روز در اتاق مخصوصى می رفت و در را می بست و بعد از لحظاتى بیرون می آمد. بینندگان تعجب کردند که در این اتاق چه سرى نهفته است که هر روز «ایاز» به آن سرکشى می کند. بعد از تحقیق معلوم شد لباس دوران چوپانی اش را در آنجا گذارده و هر روز به آنجا می رود و به آن نگاه می کند و می گوید: «ایاز! تو چوپان بودى! اکنون که خداوند تو را به مقام وزارت رسانده، مغرور مباش؛ از این بترس که فردا مقامت را از دست بدهى و از گذشته نیز ناتوان تر شوى».

نتیجه گیری

غرور و خودپسندی، یکی از بدترین رذایل اخلاقی است که در کلام امام علی (ع) به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و مانع جدی در پذیرش حرف حق شمرده شده است. غرور و خودپسندی که عللی از جمله علم و دانش، جهل و نادانی و دنیاطلبی دارد، می تواند سبب شکست در ساحت های مختلف زندگی و مانع از هدایت و تکامل انسان شود. مقابله با این رذیله اخلاقی، می تواند از مسیر شناخت خویشتن و معرفت پروردگار و درک کرامت و مقام معنوی انسان صورت پذیرد.

پی نوشت ها

[۱] آمدی، غرر الحکم، ح ۵۷۵۰.

[۲] آمدی، غررالحکم، ح ۳۰۰۲.

[۳] آمدی، غررالحکم، ح ۷۱۸۳.

[۴] آمدی، غررالحکم، ح ۲۳۷۶.

[۵] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۲.

[۶] سید رضی، نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت ۲۸۲.

[۷] آمدی، غررالحکم، ح ۵۹۷۳.

[۸] طبرسی، مکارم الاخلاق، جلد ۲، صفحه ۳۵۰.

[۹] انفطار/۶.

[۱۰] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۲۳.

[۱۱] آمدی، غررالحکم، ح ۸۷۴۴.

[۱۲] آمدی، غررالحکم، ح ۱۳۸۴.

[۱۳] آمدی، غررالحکم، ح ۱۰۳۶۳.

[۱۴] آمدی، غررالحکم، ح ۶۳۹۰.

[۱۵] آمدی، غررالحکم، ح۷۵۶۶.

[۱۶] آمدی، غررالحکم، ح ۱۳۸۴.

[۱۷] میزان الحکمه، جلد ۳، صفحه ۲۲۳۷( مادّه غرور).

[۱۸] روم/۹.

[۱۹] سید رضی، نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت ۴۱۹.

منابع

  1. قرآن کریم
  2. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، شریف الرضی، ۱۳۷۰ش.
  3. شریف رضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه، قم، انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، ۱۳۹۸ش.

منبع اقتباس: مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الإمام علی بن أبیطالب (علیه السلام)، ۱۳۸۵ش، ج ۲، ص۱۶۵- ۱۷۲.

بدون دیدگاه