- اسلام
- قرآن
- پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
- شیعه
- خانواده
- ادیان و مذاهب
- پرسش ها و پاسخ ها
- کتابشناسی
- کتابخانه
- چندرسانه ای
- زمان مطالعه : 11 دقیقه
- توسط : ناظر محتوایی شماره یک
- 0 نظر
شیوه های ایجاد انس در کودکان و نوجوانان با وجود امام زمان(عج)
یکى از مسائل مربوط به تربیت در بحث انتظار، این است که «چه کسى را می خواهیم تربیت کنیم؟». در کار تربیتى و آموزشى – که آموزش ابزارى است براى کار تربیت – پیوسته صحبت از اهداف می شود و امروزه هدف هاى رفتارى بیشتر مورد توجه است. این که مشخص شود چه رفتارى مورد انتظار است که در نهایت فرد به آن برسد.
اگر بخواهیم دانستن را که یک امر پنهانى است به رفتار که امرى آشکار است تبدیل کنیم، باید فعلش را طورى ادا کنیم که آن فعل با گفتن یا نوشتن، قابل مشاهده باشد؛ هر چند این تبدیل اهداف رفتارى گام خوبى است و در جهت این که در تربیت و در آموزش به کجا می رسیم و به چه سمتى قدم برمیداریم، بسیار مؤثر و سازنده است؛ ولى در عین حال انتقادهاى بسیار بزرگى به آن وارد است. و آن این که در تعریف رفتارى افراد نمی توان بسیارى از ابعاد شخصیتیشان را در قالب ریخت.
بنابراین حد میانه اى را باید در نظر گرفت؛ یعنى باید از یک طرف اهداف کلى را در نظر گرفت و از طرف دیگر اهداف رفتارى را، تا آن اهداف رفتارى در حقیقت به ما نشان بدهد که به کجا می خواهد برسد و به کجا باید برسد.
ما، در تربیت نسل منتظر، هر دو مقوله را احتیاج داریم تا ویژگی هاى شخصیتى شخص منتظر را بیان کنیم. وجود مقدس امام زمان (عج) در نفس امر، در واقعیت خودش و در تکوین عالم جایگاهى دارد که اگر کسى منتظر او باشد یا نباشد، خود او وجود مستقلى براى عالم دارد و آن وجود خلیفه اللهى خداوند در عالم است؛ بقیه اللَّه روى زمین است؛ امان اهل زمین است.
خداوند، زمین را به وسیله او پر از عدل و داد می کند. حال ما انسان ها نسبت به او چه موضع و موقعیتى باید داشته باشیم. در حقیقت انتظار از آن ماست؛ او منتظَر است، ما منتظِریم.
مفهوم انتظار
انتظار به معناى تربیتى یعنى چه؟ و چه ویژگی هایى دارد و چگونه می باید تحقق پیدا کند؟ انتظار یک صفت و ویژگى است که باید در خودمان بپرورانیم و تجربه کنیم و مورد بحث قرار دهیم. در حقیقت انتظار، یک هدیه الهى است براى ما انسان ها؛ یعنى خداوند به بعضى از انسان ها این توفیق را عنایت کرده که آگاه باشند که امامى در پس پرده غیبت است و آگاه باشند که باید منتظر او باشند و خود این مسئله، اولین صفت انسان منتظر را می سازد.
ویژگی هاى انسان منتظر
۱- اندیشیدن به آینده
یکى از ویژگی هاى انسان منتظر این است که به واقعه اى که در آینده اتفاق خواهد افتاد، ایمان دارد. این موضوع را اگر شما با این رویکرد ملاحظه کنید که اگر در وجود انسان این قابلیت بود که بتواند وقایع آینده را پیش بینى کند، چه می شد. یا مثلاً در آمریکا اگر عده اى می دانستند چنین اتفاقى خواهد افتاد، خودشان را آماده این اتفاق می کردند.۱ خداوند دو هدیه بزرگ به ما کرامت فرموده است:
نخست این که قیامت را وعده داده است و دیگر اینکه ظهور موعود را مطرح کرده است. آینده اى را به نام عصر ظهور پیش بینى کنیم که در آن، شیعیان منتظر دوازدهمین حجت الهى، حضرت مهدی اند. بنابراین یکى از ویژگی هاى تربیتى انسان منتظر این است که به آینده اى با وقایع و ویژگی هاى خاص می اندیشد.
۲- آمادگى
دومین ویژگى انسان منتظر، آمادگى است؛ یعنى نسل منتظر، کودک و نوجوان و جوان ما باید بداند که در عصر ظهور چه کاره است و داراى چه نقشى است. انسان منتظر باید آمادگى کارگزارى حکومت جهانى را داشته باشد. امام زمان (عج) به نیرو و آدمى نیاز دارد که بتواند با پدیده ها و شرایط مواجه شود. این امر که افراد، در دوران غیبت قابلیت ها و تخصص هاى خودشان را گسترش ندهند، با مفهوم انتظار، تطابق ندارد.
۳- امید به آینده جهان
یکى دیگر از ویژگی هاى نسل منتظر، امیدوارى و نگرش مثبت به آینده جهان است. اگر ما خودمان را در این شرایط ببینیم، تصور کنیم که منتظر دادگستر و عدلگستر جهان هستیم، در راستاى این اهداف تلاش خواهیم کرد. ادیانى که موعودگرا نیستند، یک نگرش کاملاً منفى و یأس آور نسبت به جهان دارند. اگر امید به آینده نباشد، انسان دچار افسردگى خواهد شد. اگر به آینده جهانى بیندیشیم که به دست بوش۲ و امثال او اداره می شود، احساس ناامیدى و خطر خواهیم کرد و سرنوشت جهان را بسیار تأسف آور و نگران کننده خواهیم دید.
۴- جهانى شدن
چهارمین ویژگى که براى نسل منتظر می توان در نظر گرفت؛ این است که انسان از خویشتن و از خودش بیرون بیاید و جهانى شود. اصلاً یکى از ویژگی هاى انتظار این است که انسان ها را از درون خودشان بیرون بیاورد تا از پرداختن به مسائل جزئى زندگى خودشان دورى کنند.
خود محورى براى جامعه بسیار خطرناک است. کسى که درخت را از خیابان می کند و در منزل خویش می کارد، اندیشه این آدم در حقیقت، از خودش و خانه خودش فراتر نمی رود و خود محورى یعنى این که خود را در حد خودش و خانه خودش ببیند. هر چیزى، در خانه او معنا دارد؛ در درون خانه او ارزش دارد؛ فراتر از خانه خودش نمی اندیشد؛ به شهر نمی اندیشد؛ به کشور نمی اندیشد؛ انگار فقط همین نسل است و بس.
انتظار، انسان را از خانه خود بیرون می آورد و جهانى می کند. اصلاً ما می خواهیم نسل منتظر را تربیت کنیم؛ نه فقط یک شهروند. اگر بخواهیم یک نوجوان را تربیت کنیم باید بتوانیم او را با انتظار و مفهوم آن آشنا کنیم. باید به او بفهمانیم که تو براى خودت و در چارچوبه خودت زندگى نمی کنى؛ باید به جهان بیندیشى، به حکومتى که بر جهان حاکم است.
خوشبختانه در رگه هایى که با عنایت خود امام (عج) در وجود جوانان، به وجود آمده، کاملاً دیده می شود که مثلاً دانشجوى مهندسى اینگونه می اندیشد که من باید پاسخگوى امام زمانم باشم؛ امامى که حکومت جهانى برقرار خواهد کرد. حال اگر ایشان را درک کردم که به مقصود رسیده ام؛ در غیر این صورت نیز باز پاسخگوى او هستم و براى تحقق حکومتش تلاش کرده ام. او از عمل و حاصل عمل ما آگاه است.
و از آن طرف، متأسفانه در دستگاه ها و ادارات ما برخى از افراد، گویا با همین رئیس که بالاى سرشان است مواجهند؛ مثلاً می گویند، آقا تا وقتى در این اداره وضعیت اینگونه است، من مانند شمعک کار می کنم؛ یعنى شعله ور نمی شوم. این حرف در حقیقت حرف آدمى است که گویى رئیس او همین کسى است که بالاى سرش است. نسل منتظر نباید اینگونه باشد. او باید پاسخگوى امام زمانش باشد؛ یعنى هر کس که منتظر است: کارمند، دانشجو، طلبه، پزشک و… باید امام زمان (عج) را بالاى سرش ببیند، نه رئیس و وزیر و رئیس جمهور و… را.
علاوه بر مسئله پیش گفته، مسئله نیاز به ولىّ و مرشد است. کسى که به او عشق بورزیم و او را از صمیم دل دوست بداریم و به گونه اى عمل کنیم که گویى ذرّه ذرّه عمل ما با هدایت او انجام می گیرد.
۵- زیستن با یاد او
ما باید این آرزو را داشته باشیم که اگر توفیق زیارت ایشان حاصل شد، چگونه زیستن و چگونه مردن را از او بپرسیم. نسل منتظر باید منتظر لحظه اى باشد که وقتى امامش را می بیند، صراط مستقیم را با تمام اجزاى آن از امام بخواهد؛ منتها این کار احتیاج به آمادگى دارد. «… فزت و ربّ الکعبه…»۳ جمله اى نبود که على (علیه السلام) در هنگام ضربت خوردن به ذهنشان رسیده باشد؛ امام سراسر عمرشان با این جمله زیسته بودند و منتظر این لحظه بودند؛ لحظه رهایى از دنیاى تنگ و تاریک به سوى جوار الهى.
ما باید به نسل منتظر بیاموزیم، از امامى که در پس پرده غیبت است چگونه استفاده کند. نوجوانان ما باید لحظه به لحظه از امام زمان (عج) بهره بگیرند. من در تمامى مراحل درس و زندگی ام هرگاه توکل به خدا کردم و پشت سرش «یا مهدى أدرکنى»۴ گفتم؛ یعنى از او هم به عنوان ولىّ و امامم کمک خواستم، راه هایى را در مقابلم باز کرد.
هر نعمتى که نصیب همه ما و بنده شده، از برکت یارى طلبیدن از امام زمان (عج) است. این را من به نوجوانان و جوانان منتقل می کنم. لحظه اى نباشد که از یاد امامشان غافل باشند. اینها نکاتى است که ما باید کودکان و نوجوانان و کودکان و فرزندانمان یادآورى کنیم که همین الان از امام کمک بخواهند و او کمک می کند و کمکش را در درازمدت خواهند دید، نه این که بگوییم امروز که کمک بخواهند، فردا یارى می بینند.
بنابراین، یکى از ویژگی هاى نسل منتظر این است که در همه اعمالش توجه به امام زمان (عج) دارد؛ ازدواج، تحصیل، غذا خوردن و…
اگر بخواهیم نسل امروز را تربیت کنیم، باید هدف هاى رفتارى و تربیتى ما این ویژگی ها را داشته باشد.
روش هاى تربیت نسل منتظر
بحث بر سر این است که روش تربیتى ما چگونه باشد؟ چه روش هایى می تواند فرد را به اینجا برساند؟
۱- فضاسازى
اولین و مهمترین نکته که باید تحقق پیدا کند، این است که فرد از اطرافیانش یاد بگیرد که وجود امام زمان (عج) مسئله اى جدى است؛ شوخی بردار نیست و سستى و سهل انگارى در آن راه ندارد. از نظر من، تربیت یعنى فضاسازى.
ما در تربیت نمی توانیم آدم ها را تک به تک تربیت کنیم؛ اگر تربیت صحیح خواسته باشیم، باید فضا ایجاد کنیم. افراد وقتى در فضاى خاصى قرار بگیرند، مطابق آن فضا حرکت خواهند کرد.
خیلى از چیزها احتیاج به ارائه کار مستقیم ندارد. یکى از دوستان پاکستانى را دعوت کردیم براى ولیمه حج؛ ایشان گفتند: غذاهاى شما خیلى بدمزه است؛ یعنى غذاهاى شما فلفل ندارد؛ طعم ندارد. من به این موضوع فکر می کردم که چطور شده ما به چنین غذاهایى عادت کرده ایم و پاکستانی ها و هندی ها به آن غذاهاى تند عادت کرده اند. این سؤالى است که خیلى از روانشناسان پرسیده اند.
اینها یک تعلیم و تربیت پنهان است که از طریق فضاهایى که ایجاد می شود، شکل می گیرد. بعضى پدر و مادرها، در مورد درس خواندن بچه هایشان مشکل دارند. هر چه آنان را امر به این کار می کنند، آنان سر باز می زنند. مشکل اینجاست که آنان می خواهند بچه را به طور مستقیم وادار به درس خواندن کنند.
یکى از راه ها این است که حالت خانه را مثل کتابخانه کنند؛ کارى که خود بنده سالها است که در زندگى انجام می دهم. ساعت شش بعد ازظهر، ناگهان چهره خانه عوض می شود و هیچکس بلند حرف نمی زند. تلویزیون و رادیو خاموش است و هر کس گوشه اى می نشیند و کتاب می خواند و هر کس وارد شود، گویى فضا به او می گوید که آقا کتاب دستت بگیر و برو و بنشین بخوان.
تنهاکارى که در اینجا انجام می دهم، مدیریت است. به احدى نمی گویم بخوان. اگر کارى خلاف خواندن انجام دهد، به او می گویم ساکت؛ الان هنگام بلند حرف زدن نیست و… این فضا واقعاً بچه را مجبور به درس خواندن می کند. در تربیت، فضا سازى مهمتر از کار مستقیم فردى است. فضاها با انسان صحبت می کنند.
در مسئله تربیت نسل منتظر نیز این نکته بسیار مهم است؛ بسیار مهمتر از پیام هاى مستقیمى است که می خواهیم به افراد بدهیم. یکى از فاکتورهاى مهم در فضاسازى این است که وجود مبارک حضرت را جدى بگیریم و کوچکترین شوخى و سهل انگارى به این موضوع وارد نکنیم؛ مانند مسئله قرائت قرآن. دستور الهى به ما می گویم: «و إذا قریء القرآن فاستمعوا له…»۵ هنگامى که قرآن خوانده می شود، به آن گوش فرا دهید…
به محض شروع تلاوت، مثلاً در تلویزیون، انسانى که می خواهد دیگران را تربیت کند، خودش باید ساکت باشد و با همه وجود به قرآن گوش فرا دهد. دیگر احتیاج نیست که دیگران را امر به گوش دادن کنیم. این مسئله بسیار مؤثر است. از این طریق، در حقیقت احترام به قرآن به وجود می آید. این مطلب در مورد خیلى چیزها باید سارى و جارى باشد.
۲- گوشزد کردن اهمیت مسأله
شوخى و خنده جزء زندگى ما است؛ حتى در مسائل دینى نیز بعضى موقع شوخى می کنیم. در بعضى چیزها به هیچوجه نباید شوخى کرد؛ از جمله قرآن و قیامت. نام قیامت که بیاید، باید اشک جارى شود. یکى از استادان ما تعریف می کرد که در تهران برادرى داشتم که شیطنت می کرد. می آمد قم و می گفت دلم برایت خیلى می سوزد. توى شهرى زندگى می کنى که یک سینما ندارد و بعد می گفت که همه تکنسین ها و مهندسان به جهنم می روند و شما به بهشت. ولى آنها آتش جهنم را به وسیله علمشان خاموش می کنند.
مسئله قیامت طورى در قرآن بیان می شود که هیچ جاى شوخى نمی گذارد. در مورد قیامت نباید شوخى کرد. در نانوایى خانمى را دیدم که دستش با سنگ داغ سوخت. اعتراض کرد که چرا این را به من دادى. من گفتم این سوختن ها خیلى زود التیام پیدا می کند و باید از آتش جهنم برحذر باشیم. گفت: اینجا من نسوزم، جهنم هر چه می خواهد بشود، بشود. این حرف عین حماقت و نادانى است که بر یک شخص، حاکم است. اگر بخواهیم نسل منتظر بار بیاوریم، با بعضى چیزها نباید شوخى کنیم. با نام امام زمان (عج) نمی توان شوخى کرد.
اگر بخواهیم نسل منتظر تربیت کنیم، باید با شنیدن نام ولى عصر (عج) حالمان دگرگون و چهره مان متغیر شود. این تغییر چهره تأثیر خودش را می گذارد. اگر بچه اى گوشه چشم تر ما را ببیند، از هزاران آموزش مستقیم بهتر است. آن بچه می بیند و در اعماق وجودش اثر می گذارد.
نشان دهیم که ما درباره یک انسان مهم و بزرگ حرف میزنیم که سر سوزنى سهل انگارى در او وارد نمی شود. نام امام زمان (عج) که می آید برمیخیزیم و دست روى سر می گذاریم. این کارى بوده که امام رضا (علیه السلام) قبل از تولد امام زمان (عج) انجام میداده؛ این تکریم ها در عمل باید نشان داده شود و مهمترین تربیت نسل منتظر این است که نشان دهیم سخن از شخص بسیار مهمى است.
۳- انتقال معارف مهدوى
سخن از تعلیم معارف مهدوى است. خیلى چیزها باید به کودکانمان بیاموزیم. یکى از آنها احادیثى است که در مورد حضرت است. انتقال اینها به کودکان بسیار کارساز است. من به طور تجربى این مسئله را درک کرده ام. در دوران کودکى من، شخصى بود که هیأت تشکیل داده بود و بچه هاى کوچکتر را دعوت می کرد. هر وقت می رسیدیم می گفت، حدیث نماز را بخوانید. همه ما دسته جمعى می خواندیم: «من ترک الصلوه متعمداً فقد کفر…»۶ و خودش ترجمه می کرد: «هر کس نماز را عمداً ترک کند کافر است».
گویا از آن زمان، از آن جلسه، من همین جمله یادم می آید. چقدر در دوران جوانى و نوجوانى، به فریادم رسید؛ آنگاه که با غرایز، شبهات و مسائل گوناگون مواجه می شدم. لازم است این فرازها را براى بچه ها توضیح دهیم. برخى چیزها را گزیده انتخاب کنیم تا بچه ها تکرار کنند و حفظ کنند اینها نگهدارنده آنهاست.
۴- بسیار یاد کردن امام زمان (عج)
یکى دیگر از کارهایى که باید در مورد روش هاى تربیتى تأکید کنم، انجام آداب خاص و یادکردن فراوان از امام (عج) است. ذکر امام و نام امام باید در زندگى ما فراوان باشد من یکى از چیزهایى که امروزه دیدم و بسیار مؤثر است، ختم قرآن است که با برنامه ریزی هاى مدون و منظم، هر کس یک حزب یا جزء یا سوره اى از قرآن را براى قرائت قبول می کند و موظف است هر روز آن را انجام دهد. این ختم قرآن را براى امام زمان (عج) انجام می دهند؛ یعنى هر روز یک ختم قرآن صورت می گیرد.
این نعمت بزرگى است که شامل حال آنان می شود. ما معمولاً به طور منظم قرآن نمی خوانیم و این یکى از مشکلات جامعه ما است. این کار ما را موظف می کند. بعضى اوقات می بینیم که شخصى وقت ندارد، یا مشکلى دارد؛ به دیگران التماس می کند که آقا من نرسیدم این حزب را بخوانم شما بخوانید. همین مسائل انس با قرآن را زیاد می کند که ما باید این آداب را کشف و اجرا کنیم.
۵- ایجاد شرایط خاص
نکته دیگر اینکه این چراغانی ها، روى کودکان تأثیر بسیار سازنده اى دارد. شیرینى دادن، عیدى دادن و… که متأسفانه کم می بینیم که روز تولد حضرت مهدى به کسى عیدى بدهند. این کارها در ذهن بچه هاى کوچک تأثیر می گذارد و بادوام است. باید در این روزها شرایط خاص براى کودکان فراهم کرد؛ مثلاً اگر به غذایى علاقمندند آن شب آن غذا را درست کنیم. لباس نو پوشیدن خاطره خاصى دارد.
آسیب شناسى انتظار
در مورد آسیب شناسى انتظار نیز بحث هایى مطرح است. انتظار و وجود امام را باید از تخیلات و اوهام دور نگه داریم. حفظ و حراست عقلانى و منطقى یکى از وظایف ماست. متأسفانه مفهوم انتظار می تواند با خرافات آمیخته شود و مشکل ایجاد کند. یکى از بیماری هایى که ما در دنیاى روانشناسى داریم، «رِفرنیک» است؛ ایجاد نوعى هذیان و توهمات گوناگون. یکى از شکل هاى هذیان این است که انسان خودش را جاى آدم هاى بزرگ بگذارد.
آدم هاى رفرنیک خود را جاى امام زمان (عج) می گذارند و گاهى خود همین آدم ها بشارت هایى در مورد امام زمان می دهند. ما به خاطر تخصصمان، رفتارهاى فرد را متوجه می شویم. چند روز پیش، وقتى از دانشگاه بیرون می آمدم، شخصى را دیدم که تیپ خاصى داشت که اگر کسى این بیمارى را نشناسد فکر می کند این شخص، فرد مؤمن و متقى است و از روى آگاهى پیام می دهد. دیدم وارد شد و وسط دانشکده ایستاد و دور سرش هم چیزى بسته بود. گفت: امام زمان (عج) نیمه شعبان ساعت دوازده و یک دقیقه ظهور می کند.
این حریم، حریمى است که با بیمارى و تخیلات و اوهام همراه است. کمترین آمارى که در بیماری هاى روانى بررسى کرده اند، این است که حدود بیست و چهار درصد مردم، نوعى بیمارى روانى دارند.
بیمارى روانى دیوانگى نیست؛ چیزهایى مانند وسواس و… است. وسواس هاى فکرى خیلى خطرناکتر و رنج آورتر است؛ هجوم افکار ناخواسته اى است که وقتى از مبتلایان می شنوم، تنم می لرزد، گاهى احساس می کنم هیچ دردى بالاتر از آن وجود ندارد. فکرهایى به ذهن فرد می آید که به هیچکس هم نمی تواند بگوید. خیلى که اعتماد می کنند به یک روانشناس می گویند. از چهره اش هم معلوم نمی شود.
اینها مسائلى است که می تواند به اندیشه و انتظار امام زمان (عج) لطمه بزند. توجه داشته باشیم که باید مرز بین واقعبینى امام زمان و تخیلات و اوهام و افکار منحرف را بشناسیم و از همدیگر تفکیک کنیم.
پی نوشت ها
این مقاله برگرفته از مجموعه «سخنرانی هاى گفتمان سوم مهدویت» است که به همت «مؤسسه فرهنگى انتظار نور» تهیه و عرضه شده است.
۱-منظور، وقایع بیستم شهریور ۱۳۸۰ ه’ .ش (یازدهم سپتامبر در آمریکا) است.
۲-رئیس جمهور فعلى آمریکا (۱۳۸۰ ه’ .ش).
۳-بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۲: … به خداى کعبه رستگار شدم…
۴-وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۱۸۴
۵-اعراف – ۲۰۴
۶-بحارالانوار، ج۳۰، ص۶۷۳