داشتن فرزند صالح، یکی از آرزوهای مهم هر پدر و مادر مومن و خردمندی است؛ زیرا فرزند صالح، ثمره حیات یک انسان محسوب می شود که به عنوان جانشین بر روی زمین باقی می ماند. شایسته است که این نماینده واقعی انسان، به خصوصیات ویژه ای آراسته گردد و نمی توان به این هدف رسید مگر این که فرزند را به آداب نیکو تربیت نمود. رسول اکرم (ص) می فرمایند: «فرزندان خود را گرامی بدارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید».(۱)
برای رسیدن به این هدف و داشتن فرزند صالح، خود والدین باید اهل تحقیق و مطالعه باشند تا بر اساس تحقیق و بررسی هایی که به دست آورده اند، آنچه را که می خواهند به فرزندشان بیاموزند و درستی آن را باور داشته باشند. متاسفانه بسیاری از اطلاعاتی که فرزندان، دارای آن هستند، بر اساس القائات محیطی و تعصبات والدین به آنها رسیده است و باید توجه داشت که این اطلاعات، ممکن است نادرست و همراه با خطا باشد. با مثالی می توان این موضوع را ثابت کرد.
لحظه ای که یک کودک قدم بر عرصه گیتی می گذارد، هیچ گونه ادراک و آگاهی نسبت به محیط پیرامون خود ندارد. کم کم که کودک رشد می کند، بر ادراکات او نیز افزوده می گردد و قدرت یادگیری او روز به روز بیشتر می شود. کودک همه این یادگیری ها را از محیطی که در آن زندگی می کند به دست می آورد.
به عبارتی دیگر، محیط زندگی کودک، معلم و راهنمای ادراکات و یادگیری های او می باشد. محیط، اولین معلم کودک است که تمام القائات فکری و فرهنگی و آموزشی خود را به کودک ارائه می دهد؛ زیرا که پس از سه چهار سال، وقتی با کودک سخن می گوییم، ملاحظه می کنیم که کودک درست به زبانی سخن می گوید که والدین، اطرافیان و به طور کلی محیط تربیتی او به او القاء کرده است.
به طور کلی می توان گفت که محیط پرورشی کودک، اطلاعات فرهنگی خود را بر ذهن و قلب کودکان به صورت اجباری القاء می کند. چنین القائی نه تنها در مورد زبان بلکه در موارد دیگر مانند فرهنگ، اقتصاد و غیره و دین هم وجود دارد.
القائات و یادگیری مذهبی، از شایع ترین القائات محیط پرورشی کودک می باشد. به لحاظ این که کودکی که در یک خانواده مسلمان به دنیا آمده باشد، بر اثر تربیت والدین آن خانواده، مسلمان تربیت می شود و کودکی که در یک خانواده مسیحی به دنیا آمده باشد، بر اثر تربیت آن خانواده، مسیحی خواهد گردید و همین طور یهودی و… می توان چنین نتیجه گرفت که پذیرش دین کودک از سوی والدین، نمی تواند یک دین واقعی باشد؛ زیرا والدین آن را بر اساس تعصبی که دارند به فرزندان خود القاء نموده اند.
این موضوع بسیار دقیق علمی را پیامبر اکرم (ص) چنین زیبا فرموده است: «هر کودکی با فطرت توحید متولد می شود؛ اما این والدین او هستند که کودک را یهودی یا مسیحی تربیت می کنند».(۲)
هر انسانی که متولد می شود با فطرت توحید و گرایش به اسلام متولد می شود و فطرت توحید، در نهاد او وجود دارد. اگر محیط تربیتی، مناسب باشد، کودک بر اساس فطرت پاک خود رشد خواهد نمود و هیچ گونه تعارضی در او مشاهده نخواهد شد و به فرزند صالحی تبدیل می شود؛ ولی اگر کودک در محیطی که گرایش توحید و اسلام در آن محیط وجود ندارد، رشد کند، کم کم فطرت پاک او تاریک خواهد گردید و القائات محیطی جایگزین آن خواهد شد و فرزند صالحی نخواهد شد.
افرادی که بعدها در اثر مطالعات، گرایشات خود را به اسلام نشان می دهند، در حقیقت فطرت پاک آنها دوباره بیدار می شود و نور ایمان در قلبشان می تابد و به سوی حقیقت رهنمون می گردند و فرزند صالحی برای والدین خود می شوند.
بنابراین نقطه شروع تربیت فرزند و پرورش فرزند صالح، باید از تربیت خود والدین شروع شود؛ زیرا اگر خود والدین به خوبی تربیت نشده باشند و اطلاعاتشان بر اساس القائات محیطی و والدین متعصّب بوده باشد، به یقین اطلاعاتی که می خواهند در اختیار فرزند خود قرار دهند و به این وسیله او را تربیت کنند نیز نادرست خواهد بود و عملا نباید انتظار داشتن فرزند صالح را داشته باشند.
به همین جهت خودسازی در اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا برای خودسازی لازم است که انسان اطلاعات را به صورت صحیح و از منابع معتبر و مطمئن دریافت کرده باشد. امام صادق (ع) فرمود: «بهترین میراث پدران برای فرزندان، ادب است نه مال و ثروت؛ زیرا ثروت از میان می رود و ادب پایدار می ماند».(۳)
بنابراین تربیت کودک و پرورش فرزند صالح، از خانواده که محیط اول زندگی او محسوب می شود، آغاز می گردد. به همین جهت می توان دریافت که هسته اولیه تربیت، خانواده است. بر همین اساس لازم است که این خاستگاه تربیتی، از پایه ای محکم و استوار برخوردار باشد. به همین جهت اولین قدم برای ایجاد چنین پایگاهی، انتخاب همسر مناسب می باشد تا کودکی که در این مکان می خواهد تربیت شود، مکانی مطمئن برایش باشد.(۴)
شناخت و بررسی مراحل رشد، والدین و مربیان را یاری می دهد تا اولا کودک خود را به درستی بشناسند و در ثانی از مراحل تربیتی آنها به خوبی آگاهی داشته باشند و بتواند با آموزش های دینی به فرزندشان، فرزند صالحی تحویل جامعه دهند.
خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا»؛(۵) ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خود را از آتش نگهدارید. مولای متقیان امیرالمومنین علی (ع) در تفسیر آیه شریفه فرمود: «یعنی، به خود و خانواده خود خوبی بیاموزید و آنان را تربیت کنید».(۶)
کودکی که در خانواده با ایمان و روشن ضمیر تربیت شده باشد، دارای ارزش والایی است؛ زیرا زندگی انسان بر پایه تربیت صحیح استوار است و اگر کودکی نیکو تربیت شود، بدون تردید می تواند فرزند صالح برای والدین و فردی شایسته برای جامعه باشد. تربیت خوب فرزند و پروررش فرزند صالح، بدون تردید دارای پاداش اخروی نیز برای والدین می باشد؛ زیرا اثر فرزند صالح پس از مرگ والدین، همواره به آنها می رسد و خداوند متعال آنها را به خاطر تربیت فرزند صالح، مورد تکریم قرار می دهد.
پیامبر اکرم (ص) درباره آثار و برکات فرزند صالح می فرماید: «هر کس، دختری داشته باشد و او را خوب تربیت کند و به خوبی او را دانش بیاموزد و از نعمت هایی که خداوند به او بخشیده به فراوانی بهره مندش کند، آن دختر، مانع و سپر پدر در برابر آتش دوزخ خواهد بود».۸
لقمه حلال، شاه کلید داشتن فرزند صالح
برای تربیت صحیح و پرورش فرزند صالح، اصولی وجود دارد که مهمترین آن ها “لقمه حلال” است. لقمه حرام، آثار شوم فراوانی در زندگی انسان دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود.
مهمترین عامل تربیت فرزند صالح، پرهیز از ارتزاق حرام است. تمامی مباحث تربیتی یک طرف و لقمه حلال هم یک طرف! با وجود درآمد نامشروع و حرام، تمامی تلاش های تربیتی بی نتیجه است.
کسب حرام باعث می شود که آدمی از داشتن فرزند صالح محروم شود. لقمه حرام باعث می شود که انسان در مقابل ولی خدا و امام عصر خویش، بایستد و بجنگد؛ همچنان که در واقعه عاشورا امام حسین (ع) فرمود: “ملئت بطونهم من الحرام”(۹) شکم های آنها از حرام پرشده است.
داستانی خواندنی
ملا محمد تقى مجلسى، از علماى بزرگ اسلام است. وى در تربیت فرزندش، اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان می داد تا فرزند صالح پرورش دهد و مبادا گوشت و پوست فرزندش، با مال حرام رشد کند. محمد باقر، فرزند ملا محمد تقى، کمى بازیگوش بود. شبی پدر براى نماز و عبادت، به مسجد جامع اصفهان رفت. آن کودک نیز همراه پدر بود. محمد باقر در حیاط مسجد ماند و به بازیگوشى پرداخت.
وى مشک پر از آبى را که در گوشه حیاط مسجد قرار داشت با سوزن سوراخ کرد و آب آن را بـه زمین ریخت. با تمام شدن نماز، وقتى پدر از مسجد بیرون آمد، با دیدن این صحنه، ناراحت شد. دست فرزند را گرفت و به سوى منزل رهسپار شد. رو به همسرش کرد و گفت:
«می دانید که من در تربیت فرزندم، دقت بسیار داشته ام. دلی که از لقمه حرام روئیده باشد، کجا و قابلیت انوار عالم قدس کجا و نطفه ای که از مال حرام هم رسیده باشد به مرتبه رفیع انس با پروردگار چکار، چگونه پرتو عالم نور بدلی تابد که غذای حرام، آن را تاریک کرده و کی پاکیزگی و صفا برای نفسی حاصل می شود که کثافات مال شبهه ناک، آن را آلوده و چرک آلود نموده باشد.
امروز عملى از او دیدم که مرا به فکر وا داشت. با این که در مورد غذایش دقت کرده ام که از راه حلال به دست بیاید، نمی دانم به چه دلیل دست به این عمل زشت زده است. حال بگو چه کرده اى که فرزندمان چنین کارى را مرتکب شده است؟!
زن کمى فکر کرد و عاقبت گفت: راستش هنگامى که محمد باقر را باردار بودم، یک بار وقتى به خانه همسایه رفتم، درخت انارى که در خانه شان بود، توجه مرا جلب کرد. سوزنى را در یکى از انارها فرو بردم و مقدارى از آب آن را چشیدم! ملا محمد تقى مجلسى با شنیدن سخن همسرش، آهى کشید و به راز مطلب پى برد.
تربیت فرزند صالح، قبل از تولد
اگر در روایات اسلامى تاکید شده که خوردن غذاى حرام و لو اندک، در نطفه تاثیر سوء دارد، به همین جهت است. لذا بزرگان علم تربیت گفته اند: تربیت، قبل از تولد شروع می شود.
تردیدی نیست که غذا، بر روان آدمی تأثیر دارد. غذاى حرام، بر روح و روان انسان بسیار تأثیرگذار است و این تأثیر بر روان فرزند، به هیچ وجه قابل انکار نیست. نطفه ای که با لقمه حرام بسته و رشد یافته، چیزی جز خباثت نیست و چگونه می توان به چشم او امیدوار بود که به نامحرم نگاه نکند و یا با زبان غیبت نکند.
عالم ربانی مرحوم نراقی در کتاب معراج السعاده می نویسد: دلی که از لقمه حرام روئیده باشد، کجا و قابلیت انوار عالم قدس کجا و نطفه ای که از مال حرام هم رسیده باشد به مرتبه رفیع انس با پروردگار چکار، چگونه پرتو عالم نور بدلی تابد که غذای حرام آن را تاریک کرده و کی پاکیزگی و صفا برای نفسی حاصل می شود که کثافات مال شبهه ناک آن را آلوده و چرک آلود نموده باشد. (۱۰)
تأثیرگذاری لقمه حرام، بر نفس و جان آدمی و بر حقیقت هستی او است. بنابراین یکسانی اثر مال حلال و حرام در بدن انسان، مساوی با یکسانی اثر آن در روح و نهاد آدمی نیست و نباید بین این دو خلط کرد.
لقمه حرام، ام المفاسد!
مادر مفاسد و گناهان، لقمه حرام است. یکی از مهمترین عوامل قضا شدن نماز شب و نماز صبح، لقمه حرام است. به گونه ای که یکی از بزرگان، با خوردن چند لقمه از غذای یک فرد رباخوار، (ندانسته) چهل شب نماز شبش ترک شده و به سختی برای نماز صبح بیدار می شده است.
لقمه حرام باعث می شود که دعای انسان، مستجاب نشود. لقمه حرام، مادر بسیاری از مفاسد و رذایل بوده و مهمترین ابزار شیطان است. لقمه حرام، قساوت قلب می آورد. لقمه حرام، باعث می شود که انسان، عاقبت بخیر نشود و همچنین از داشتن فرزند صالح، محروم گردد.
ورودی های لقمه حرام
دلایل زیادی وجود دارد که باعث می شود انسان در ورطه لقمه حرام بیفتد که از جمله آن ها، حرص و طمع و عجول بودن و جهل و ولخرجی و… است. ولی مهمترین عامل، عدم ایمان به «توحید در رازقیت» خداست. توحید در رازقیت یعنی این که رازق، تنها خداست. به قول حافظ شیرازی: «بر سر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود».
اگر در موقع اذان، اکثر مغازه ها باز است به خاطر شرک در رازقیت است؛ چرا که رازق را، مشتری می دانند نه خدا. اگر رشوه خواری و رباخواری و کلاهبرداری در جامعه زیاد است، اگر بعضی از خانواده به خاطر ترس از فقر، مانع بچه دار شدن می شوند، اگر اکثر افراد جامعه، خمس و زکات مالشان را نمی پردازند، اگر به افراد پولدار و ثروتمند در جامعه و بانک ها، بیشتر احترام می کنند، به خاطر این است که دیگران را رازق می دانند نه خدا را و این، شرک خفی است که اکثر ما دچار آن هستیم.
در هر صورت اسلام با کسب و کار و فعالیت هاى صحیح اقتصادى، کمال موافقت را دارد و حتى به آن سفارش اکید دارد اما در مقابل از نزدیک شدن به مال حرام و شبهه ناک به شدت نهى فرموده است. امام باقر (ع) در این باره می فرماید: «ان الذنوب کلها شدیده و اشدها ما نکبت علیها اللحم و الدم»(۱۱)؛ همه گناهان سخت می باشند و سخت ترین آن ها، گناهى است که گوشت و پوست از آن روئیده باشد.
تذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که وجود انسان، دو بُعد دارد: یکى بُعد جسم او که تحت تأثیر ظاهرى و مادى غذا است و معمولاً ما در مورد ظاهر غذایى که می خوریم دقت کافى را به کار می بریم و به بُعد معنوى، که حلال و حرام بودن آن است کمتر توجه می کنیم؛ بعد دیگر انسان، روح اوست که غذا به شدت بر آن تأثیر گذار است تا جایی که در حالات بعضى از اولیاء الله و بزرگان نوشته اند که با خوردن یک لقمه شبهه ناک، آن هم به صورت اتفاقى، تا مدتها از توفیق نماز شب محروم می شده اند.(۱۲)
مولانا جلال الدین بلخى با بیان اصل علیت و نظام علت و معلول در عالم می فرمایند:
چون ز لقمه تو صید بینى و دام جهل و غفلت آید آنرا دان حرام
لقمهاى کان نور افزود و کمال آن بود آورده از کسب حلال(۱۳)
در واقع مولانا، حسد و جهل و غفلت و به طور کلى صفات ناپسند را، زاییده لقمه حرام می دانند. مرحوم علامه جعفرى (ره) در تفسیر این بیت مولانا «علم و حکمت زاید از لقمه حلال عشق و رقت آید از لقمه حلال» می فرماید: لقمه حلال براى دل انسان، علم و حکمت و عشق و ظرافت ایجاد می کند و هنگامى که دیدى حسادت و جهل و غفلت تو روز افزون است بدان که نتیجه همان لقمه هاى حرامى است که خورده ای… لقمه حلال عالی ترین پدیده اى را که براى انسان ممکن است، ایجاد می کند.(۱۴)
جمع بندی
فرزند صالح به فرزندی گفته می شود که دارای ویژگی های مثبت اخلاقی، دینی و رفتاری نظیر اطاعت از خداوند و والدین، دوری از گناه و بدی، برخورداری از علم و دانش، مهربانی، نیکوکاری و سایر صفات پسندیده باشد. فرزند صالح نه تنها برای خود بلکه برای خانواده و جامعه نیز مایه خیر و برکت است و داشتن او، آرزوی هر پدر و مادر مسلمان و خردمندی است. یکی از مهمترین موانع در برخورداری از فرزند صالح، لقمه حرام است که ضرورت پرهیز از آن، به قبل از تولد فرزند بازمیگردد.
پی نوشت ها
۱- بروجردی؛ جامع الاحادیث شیعه؛ ج۲۶ ص۸۵۰
۲- علامه مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج۳ ص۲۸۱
۳- شیخ کلینی؛ اصول کافی؛ ج۸ ص۱۵۰
۴- رضایی شریف؛ تربیت فرزند از دیدگاه اسلام؛ ص ۶۱-۶۲
۵- تحریم/۶
۶- ری شهری؛ میزان الحکمه، ج ۱، ص ۱۰۳
۷- ری شهری؛ میزان الحکمه، ج ۱ ص ۱۰۱
۸- ری شهری؛ میزان الحکمه، ج ۱ ص ۱۰۱
۹- علامه مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج ۴۵ ص ۸
۱۰- نراقی؛ معراج السعاده؛ ص ۳۱۳
۱۱- شیخ کلینی؛ اصول کافى؛ ج ۵، ص ۱۲۰
۱۲- گوهری؛ مفاسد مال و لقمه حرام (داستان مرحوم شیخ عباس قمى ص ۳۶
۱۳- مثنوى مولوی؛ دفتر اول؛ ص ۶۶ بیت ۱۶۴۵
۱۴- علامه جعفری؛ شرح مثنوى؛ ج۱ ص ۷۱۹،
منابع اقتباس: کتاب فرزند صالح؛ ابراهیم ستارپور؛ تبیان