حضرت شیث، وصی و فرزند حضرت آدم (علیهما السلام)

حضرت شیث، وصی و فرزند حضرت آدم (علیهما السلام)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حضرت شیث (علیه السلام) دومین پیامبر پس از حضرت آدم (علیه السلام) است، ایشان از فرزندان حضرت آدم (علیه السلام) و حوا است که بعد از هابیل و قابیل دیده به جهان گشود. تولد حضرت شیث در حقیقت هدیه ‌ای از جانب خدا برای حضرت آدم (علیه السلام ) بود که در برابر به قتل رسیدن هابیل از جانب خداوند به ایشان عطا شد و از این رو حضرت شیث را هبه الله می گویند.

ولادت حضرت شيث‏ (علیه السلام)

علی بن حسین مسعودی (۲۸۰-۳۴۵ یا ۳۴۶ق) تاریخ‌ نگار و جغرافی دان مسلمان سده چهارم هجری قمری و نویسنده کتاب‌ مروج الذهب درباره ولادت حضرت شیث مى ‏نويسد:

«چون حوا به شيث باردار شد، نورى در پيشانيش درخشيدن گرفت و زمانى كه شيث را به دنيا آورد، آن نور به حضرت شیث منتقل گرديد. بعد از اينكه شيث بالغ گرديد و جوانى برومند و كامل شد، حضرت آدم او را وصى خود كرد و وصيتش را با او در ميان نهاد و او را آگاه كرد كه او حجت خدا بعد از آدم است و خليفه خداست بر روى زمين. او بايد حق را به اوصيائش برساند و او دومين كسى است كه نور پيامبر خاتم به او منتقل شده است.»‏[1]

طبری در تاریخش از قول ابن عباس نقل نموده است: «… حوا براى آدم، شيث و خواهرش حزورا را بزاد و او را هبه الله نام دادند كه از هابيل گرفته شده بود و هنگامى كه تولد يافت جبريل به آدم گفت: «اين هبة الله است به جاى هابيل» كه به عربى شیث است و به سريانى شات؛ هنگامى كه شيث زاده شد آدم يكصد و سى سال داشت.»[2]

وصيت حضرت آدم به حضرت شیث‏ (علیهما السلام)

حضرت شیث به فرمان خدا جانشین و وصی حضرت آدم شد[3] و تمام علومی که به حضرت آدم (علیه السلام) داده شده بود به شیث منتقل گردید.[4] او پس از درگذشت آدم (علیه السلام) به مقام نبوت رسید[5] و به فرمانروایی و حکومت میان مردم پرداخت. شیث مقررات حضرت آدم (علیه السلام) را که مشتمل بر احکام و مجازات خدا بر مفسدان بود جاری کرد و مردم را به تقوا و کار نیک فرمان داد.[6]

در اخبار الزمان مسعودی آمده است:

هنگامى كه خداوند مرگ آدم را اراده فرمود، به وى فرمان داد تا وصيت خود را به فرزندش شيث بسپارد و همه علوم و دانشى را كه به وى آموخته شده بود به او بياموزد و آدم نيز چنين كرد.[7]

در تاريخ يعقوبى آمده است:

چون مرگ آدم (علیه السلام) فرا رسيد، حضرت شیث به همراه فرزند و فرزند زاده ‏اش به خدمت او رسيد؛ حضرت آدم بر آن ها درود فرستاد و بر ايشان از خداوند بركت خواست، سپس وصيتش را در اختيار حضرت شیث گذاشت و به او دستور داد كه جسدش را حفظ كند و پس از مرگ در غار گنج بگذارد و سپس او به نوبه خود به فرزند و فرزند زادگانش يكى پس از ديگرى وصيت كند و به هنگام مرگ هر كدام ديگرى را وصى خود نمايد؛

و چون از سرزمين خود فرود آمدند جسد او را برگيرند و در وسط زمين قرار دهند. سپس به حضرت شیث دستور داد تا پس از او قائم مقام وى در بین فرزندانش بوده، آنان را به تقواى الهى و عبادت و پرستش نيكوى او فرمان دهد، و آنان را از اختلاط با قابيليان ملعون باز دارد. سپس حضرت آدم (علیه السلام) بر همه آن ها درود فرستاد و آن گاه ديده بر هم نهاد و در روز جمعه، جهان را بدرود گفت.‏[8]

قضاوت و حج حضرت شیث (علیه السلام)

احمد بن ابی ‌یعقوب (متوفی ۲۸۴ یا ۲۹۲ق) معروف به یعقوبی، تاریخ ‌نگار و جغرافی‌ دان سده سوم هجری، در تاریخ یعقوبی می گوید: «شيث پس از مرگ پدرش حضرت آدم به جاى او نشست و مردم را به تقواى الهى و كار نيكو فرمان داد.»[9]

و در اخبار الزمان آمده است: «خداوند شيث را فرمان داد تا خانه كعبه را بسازد، و حج و عمره به جاى آورد. شيث نخستين كسى است كه عمره به جاى آورده است.»[10]

سبط ابن‌ جوزی‌‌ (۶۵۴-۵۸۲ ق‌) نوه عبد الرحمان‌ بن‌ جوزی، واعظ و مورخ‌ نام دار اهل سنت در قرن هفتم هجری و از شاگردان ابن‌ عساکر دمشقی است در  کتاب مرآة الزمان می نویسد:

هنگامى كه آدم از دنيا رفت، شيث به مكه آمد و حج و عمره بگزارد و خانه كعبه را كه فرسوده شده بود تجديد بنا كرد و آن را با سنگ و گل بساخت و به عمران و آبادى زمين پرداخت و همچون پدرش، حدود خدا را بر مفسدان جارى كرد.[11]

حضرت انوش، فرزند حضرت شیث (علیهما السلام)

ذهبی در كتاب مروج الذهب می نویسد: «هنگامى كه آدم به شیث وصيت كرد، شيث آن را برگرفت و محتواى آن را به خاطر سپرد و به فرمانروايى و حكومت ميان مردم پرداخت و مقررات پدرش را به اجرا گذاشت.

سپس همسرش از او بار گرفت و انوش را به دنيا آورد. آنگاه بود كه نور درخشان موجود در پيشانى حضرت شیث به حضرت انوش (علیهما السلام) منتقل گرديد. اين انتقال به هنگام ولادت او صورت گرفت. چون انوش به حد كمال رسيد، شيث وديعه آدم (علیه السلام) را به او سپرد و او را از موقعيت و شرف و كرامت اين وصيت آگاه ساخت و به او سفارش كرد كه [او نيز] فرزندش را به حقيقت اين شرف و كرامت با خبر سازد و فرزندانشان را نيز بر اين امر آگاه گردانند و امر اين وصيت را مادام كه نسلشان بر قرار است در ميان خود يكى پس از ديگرى انتقال دهند.»[12]

وصيت هم چنان جارى بود و از قرنى به قرن ديگر منتقل مى ‏شد تا اينكه خداوند نور تابان را به عبد المطلب و از او به فرزندش عبد اللّه پدر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسانيد؛ و ما به خواست خدا اخبار برخى از ايشان را ضمن اخبار اجداد پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهيم آورد.

وصيت حضرت شیث به فرزندش انوش‏ (علیهما السلام)

در تاريخ يعقوبى آمده است:

چون زمان فوت حضرت شیث (علیه السلام) فرا رسيد، فرزندان و فرزند زادگانش كه شامل انوش و قينان و مهلائيل و يرد و اخنوخ و زنان و فرزندانشان بودند گرد بستر او را گرفتند. حضرت شيث بر آنان درود فرستاد و بر ايشان از خداوند بركت خواست و پيش از همه، به اين امر سفارش كرد كه با فرزندان قابيل ملعون آميزش نكنند، آنگاه به فرزندش انوش وصيت كرد و او را فرمان داد تا جسد آدم را همچنان نگه دارد و اينكه تقواى الهى پيشه كند و قومش را نيز به تقواى الهى و عبادت نيكو فرمان دهد؛ آنگاه ديده از جهان فرو بست.[13]

عمر حضرت شیث (علیه السلام)

گويند كه او نخستين كسى بود كه نوشتن را ابداع كرد و فرزندان خود را به آن زندگانى سعادت آميزى كه پدر و مادرش در بهشت داشته بودند، ترغيب كرد. آنان به كوه حرمون رفتند و در آنجا اعتكاف كردند و زهد و عبادت پيش گرفتند و به زنان نپرداختند. از اين رو اينان را فرزندان الوهيم -يعنى خداى- ناميدند. براى حضرت شیث، حضرت آنوش زاده شد و او در اين سال به راى تورات دويست سال داشت و به راى يهود صد و پنج سال و همه عمر او بنابر هر دو راى نهصد و دوازده سال بود.[14]

جمع بندی

حضرت شیث یکی از فرزند حضرت آدم (علیه السلام) است، وی بعد از کشته شدن هابیل به دست قابیل به دنیا آمد، او را هبه الله هم گفته اند، او بود که اولین بار خط را ابداع کرد، حضرت شیث وصی و جانشین حضرت آدم (علیه السلام) بوده است که نهصد دوازده سال عمر نمود.

پی نوشت ها

[1] . فشرده‏اى از شرح حال شيث در مروج الذهب مسعودى( 1/ 47- 48).

[2] .  طبری، تاريخ ‏طبری/ ترجمه،ج‏1،ص:99

[3] . عسکری، عقاید اسلام در قرآن‏، ۱۳۸۶ش‏، ج۳، ص۶۳ و ۳۳۱.

[4] . عسکری، عقاید اسلام در قرآن‏، ۱۳۸۶ش‏، ج۱، ص۲۲۹.

[5] . طبری، ترجمه تفسیر طبری، ۱۳۵۶ش‏، ج۲، ص۳۹۴-۳۹۸؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۹۹.

[6] . عسکری، عقاید اسلام در قرآن‏، ۱۳۸۶ش‏، ج۳، ص۶۴و۶۵.

[7] . فشرده‏اى از اخبار الزمان مسعودى، چاپ دار الاندلس بيروت، سال 1978 م؛ سبط بن جوزى نيز برخى از اخبار وصيت را در شرح حال شيث، در مرآة الزمان، چاپ دار الشروق بيروت سال 1405 ه، ص 223 آورده است.

[8] . تاريخ يعقوبى، چاپ بيروت ( 1/ 7).

[9] . تاريخ يعقوبى ( 1/ 8).

[10] . اخبار الزمان، ص 76.

[11] . مرآة الزمان، ص 223.

[12] . مروج الذهب، مسعودى ( 1/ 48).

[13] . تاريخ يعقوبى ( 1/ 8- 9).

[14] . تاريخ‏ مختصر الدول / ترجمه، متن، ص:5.

منابع

  1. عسکری، مرتضی، ‏عقاید اسلام در قرآن‏، مترجم: محمدجواد کرمی، تهران‏، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ اول، ۱۳۸۶ش‏.
  2. ابن‌کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  3. طبری، محمد بن جریر، ترجمه تفسیر طبری، مصحح: حبیب ‏یغمایی، تهران‏، انتشارات توس،‏ چاپ دوم، ۱۳۵۶ش‏.
  4. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار الصادر، بی‌تا.
  5. مسعودی، علی بن حسین، اخبار الزمان، المکتبة الحيدرية – نجف اشرف – عراق، 1386 هجری قمری / 1966 میلادی.
  6. تاريخ طبرى، محمد بن جرير طبرى (م 310)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنج.
  7. مختصر تاريخ الدول، ابن العبرى (م 685)، ترجمه عبد المحمد آيتى، تهران ، انتشارات علمى.
بدون دیدگاه