بنای کعبه آن گونه که از آيات مختلف قرآن، احاديث و منابع تاريخ اسلام استفاده مى شود، پيش از حضرت ابراهيم (علیه السلام) و در زمان حضرت آدم (علیه السلام) بر پا شده بود.
جایگاه کعبه
کعبه، قبله مسلمانان و مقدس ترین مکان روی زمین نزد آنان. عالمان مسلمان کعبه را نخستین محل برای عبادت همگان و علامتی برای جهت دادن انسان به سوی خداوند به شمار آورده اند.
این بنا در مسجد الحرام در شهر مکه واقع شده است. مسلمانان باید رو به کعبه، نماز بخوانند و حاجیان در اعمال حج، باید دور کعبه طواف کنند. در حریم کعبه، کسی حق تعرض به انسان و حیوان را ندارد. امام علی (علیه السلام)، در کعبه به دنیا آمده است.
طبق دیدگاه مشهور میان عالمان شیعه، بر اساس روایات، کعبه پیش از ابراهیم (علیه السلام)، در دوره آدم (علیه السلام) و حتی به گفته برخی، قبل از خلقتِ حضرت آدم بنا شده است. البته گروهی مخالف این نظریه بوده و بنای اولیه کعبه را به ابراهیم (علیه السلام) نسبت میدهند.
قرآن و بنای کعبه
در آيه 37 سوره ابراهيم از قول اين پيامبر بزرگ مىخوانيم: رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ:” پروردگارا! بعضى از فرزندانم را در اين سرزمين خشك و سوزان در كنار خانه تو سكونت دادم”.
اين آيه گواهى مىدهد موقعى كه ابراهيم با فرزند شيرخوارش اسماعيل و همسرش به سرزمين مكه آمدند اثرى از خانه كعبه وجود داشته است.
در آيه 96 سوره آل عمران نيز می خوانيم: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً:” نخستين خانه اى كه به منظور پرستش خداوند براى مردم ساخته شد در سرزمين مكه بود” مسلم است كه پرستش خداوند و ساختن مركز عبادت از زمان ابراهيم آغاز نگرديده بلكه قبلا و حتى از زمان آدم (علیه السلام) بوده است.
اتفاقا تعبيرى كه در نخستين آيه مورد بحث به چشم مى خورد نيز همين معنى را مى رساند آن جا كه مى گويد:” بياد آوريد هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل پايه هاى خانه (كعبه) را بالا مى بردند، و مى گفتند: پروردگارا! از ما بپذير تو شنوا و دانايى” (وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).
اين تعبير مى رساند كه شالوده هاى خانه كعبه وجود داشته و ابراهيم و اسماعيل پايه ها را بالا بردند.
در خطبه معروف قاصعه از نهج البلاغه نيز درباره بنای کعبه مى خوانيم:
ا لا ترون ان اللَّه سبحانه اختبر الاولين من لدن آدم صلوات اللَّه عليه الى الاخرين من هذا العالم باحجار …، فجعلها بيته الحرام …، ثم امر آدم و ولده يثنوا اعطافهم نحوه …
” آيا نمى بينيد كه خداوند مردم جهان را از زمان آدم تا به امروز به وسيله قطعات سنگى … امتحان كرده است، و آن را خانه محترم خود قرار داده، سپس به آدم و فرزندانش دستور داد كه به گرد آن طواف كنند”.
كوتاه سخن اينكه: آيات قرآن و روايات اين تاريخچه معروف را تاييد می كند كه خانه كعبه نخست به دست آدم ساخته شد، سپس در طوفان نوح فرو ريخت، و بعد به دست ابراهيم و فرزندش اسماعيل تجديد بنا گرديد[1].[2]
گزارش طبری از بنای کعبه
«پس خداى عزّ و جلّ فرمود مر ابراهيم را (علیه السلام) تا برود و با اسمعيل دست يكى كند، و آنجا كه بيت المعمور بود يكى خانه بنا كند.
و ابراهيم به مكه آمد و اسمعيل بصيد بود، از پس برفت، او را يافت بر سر كوهى همى تير تراشيد. پس ابراهيم گفت اى پسر! بدان كه خداى عز و جل مرا سوى تو پيغام دادست كه با من يارى كنى تا آن جا كه جايگاه زمزم است يكى خانه بنا كنم به جايگاه بيت المعمور[3]. اسمعيل گفت يا پدر سپاس دارم. پس بيامدند و جايگاه خانه پيدا كردند.
گروهى گويد كوهى بود آن جا از آن جا برخاست. و گروهى گويد[4] مارى بيامد و جايگاه خانه مر ايشان را نمود.
پس هر دو بيستادند و زمين بكندن گرفتند. پنج ارش بر سنگ فرو بردند، بسنگى رسيدند كه هر چند جهد كردند ميتين بر آن كار نكرد، و آن قاعده خانه بود، و هم از آنجا سنگ و گل برآوردند تا سر زمين برآوردند، ديوارهاى خانه برآوردند، تا آن جايگاه كه دست ابراهيم (عليه السلام) همى بر رسيد. پس سنگى بزير پاى اندر نهاد بزرگ.
حضرت ابراهيم (علیه السلام)، و نيرو بران سنگ همى كرد تا دستش بر سر ديوار همى رسيد، اثر پاى ابراهيم (علیه السلام) بدان سنگ اندر گرفت.
گروهى از علما گويند كه مقام ابراهيم (علیه السلام) اينست كه حجاج زيارت كند. و گروهى گويند از علما كه نه مقام ابراهيم (علیه السلام) آن سنگ است كه ابراهيم (علیه السلام) به زيارت اسمعيل فراز آمد كه اسماعيل بخانه نبود، زن اسمعيل مر ابراهيم را (عليه السلام) گفت: فرود آى تا گرد از سر [و] ريش تو پاك كنم. ابراهيم را سوگند بود، فرو نتوانست آمد، يكى پاى اندر ركاب همى داشت و ديگر پاى بران سنگ نهاد، و نيرو بران سنگ كرد، اثر پاى ابراهيم (علیه السلام) بدان سنگ اندر ماند. اكنون مقام ابراهيم آنست.
پس چون ديوار تمام شد و كار به آسمانه رسيد، ملك حبشه [را] از روم چهل كشتى چوب آورده بودند، و كشتى غرقه شده بود، و آن چوب ها بجدّه نهاده بودند. اهل مكه آن چوب ها بخواستند از ملك حبشه، ايشان را داد. و ابراهيم و اسمعيل (علیهما السلام) مر آن خانه تمام كردند.»[5]
تجدید بنای کعبه
گويند هنگامى كه حضرت سى و پنج ساله بود، قريش جمع شدند تا بناى كعبه را بالا برند و سقفى براى آن بسازند و قبلا به اندازه يك قد فقط بالا آمده بود، و سيل آمده بود و آنجا را ويران كرده بود و در ميان آن چاهى بود كه تمام هدايا و گنجينه هاى كعبه را در آن حفظ مى كردند و مردى به نام «دويك» چيزهايى از آن دزديده بود و قريش دست او را بريدند و براى ساختمان كعبه آماده شدند. دريا كشتيى را به «جده» افكنده بود، چوب آن را گرفتند و در مكه مردى قبطى نجار بود، آن چوب ها را هموار كرد و ايشان بنا را تا هجده ذراع بالا بردند.
وقتى به جايگاه ركن رسيدند اختلاف كردند و هر قومى مىخواستند كه ايشان كسانى باشند كه آن را بالا مى برند. كار دشوار شد و براى جنگ و كشتار آماده شدند. سپس بر اين صلح كردند كه نخستين كسى را كه از در مسجد وارد شود به داورى بپذيرند و او حضرت رسول بود. حضرت فرمود پارچه اى (ثوب) بياوريد، آوردند. ركن را در ميان آن قرار داد و گفت: هر دسته اى يك گوشه از آن را بگيرد و بلند كنند. و چنين كردند تا آنگاه كه به جاى آن رساندند. حضرت خود سنگ را به دست خويش در محل ركن قرار داد و ايشان بدين كار رضا دادند و از شر و تباهى رستند.[6]
جمع بندی
از برخی منابع استفاده می شود که بنای کعبه پیش از تجدید بنا توسط حضرت ایراهیم قهرمان توحید و حضرت اسماعیل (علیهم السلام)، توسط آدم ابوالبشر پایه گذاری شده و حضرت ابراهیم مامور به تجدید بنای همان سازه بوده است. هنگامى كه حضرت پیامبر اسلام سى و پنج ساله بود، قريش جمع شدند تا بناى كعبه را بالا برند و سقفى براى آن بسازند و قبلا به اندازه يك قد فقط بالا آمده بود، و سيل آمده بود و آنجا را ويران كرده بود.
پی نوشت ها
[1] . نويسنده تفسير المنار اين موضوع را بكلى انكار كرده و نخستين بنيانگذار خانه كعبه را ابراهيم و اسماعيل مىداند در حالى اين سخن نه تنها با روايات و تاريخ سازگار نيست با خود آيات قرآن نيز نمىسازد.
[2] . تفسير نمونه، ج1، ص: 454
[3] . تا اينجا كه اين آب پديد آمدست يكى خانه بنا كنيم.( خ. صو. نا. ب)
[4] . بعدا« گويند» كردهاند. در نسخههاى ديگر« گويند».
[5] . ترجمه تفسير طبرى، ج4، ص: 837
[6] . آفرينشوتاريخ/ترجمه ج2 648
منابع
- تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ناصر، جمعى از نويسندگان، دار الكتب الإسلامية، ايران- تهران، 1371 ه. ش
- ترجمه تفسير طبرى، طبرى، محمد بن جرير، توس، ايران- تهران، 1356 ه. ش