یک پرسش اساسی نسبت به حادثه عاشورا این است که یاران امام حسین (ع) چه ویژگی بارزی داشتند که توانستند خود را جزء برترین شهدای تاریخ اسلام قرار دهند. در ادامه می کوشیم به برخی از مهمترین صفات و تفاوت های یاران امام حسین (ع) با دیگر مسلمانان آن روزگار اشاره کنیم.
چند فرضیه درباره تمایز یاران امام حسین (ع) و نقد آن ها
پیش از آنکه به ممیزات یاران امام حسین (ع) بپردازیم به برخی فرضیات پیرامون وجه تمایز شهدای کربلا که با شواهد تاریخی ناسازگار است، اشاره می کنیم.
بهره مندی از علم و دانش
شاید برخى گمان کنند فصل ممیز یاران امام حسین (ع) با سایر مسلمانان، بهره مندى افزون تر آنان از علوم دینى بوده است؛ بدین معنا که آنان نسبت به مردمان عصر خود اطلاعات دینى بیشترى داشته اند و همین امر، آنان را به این فوز بزرگ رهنمون ساخته است ولى تا آنجا که منابع اصیل تاریخى گواهى مى دهند، بسیاری از شهداى کربلا از برجستگى خاصى در علوم دینى برخوردار نبوده اند.
زمانى که حسین بن على (ع) عَلم مبارزه با بنى امیه را برافراشت، عالمان و فقهاى فراوانى در جهان اسلام حضور داشتند؛[۱] اما، تنها چند نفر از این افراد روز عاشورا در جمع یاران امام حسین (ع) حضور داشتند. بسیاری نه تنها آن حضرت را یارى نکردند، بلکه برخى از آنان، اصل حرکت حضرت به سوى کوفه را زیرسؤال بردند.[۲] و برخى دیگر، ابتدا اباعبداللّه (ع) را به کوفه دعوت کردند ولى روز عاشورا در میدان مبارزه حاضر نشدند.[۳] برخى دیگر، همچون أحنف بن قیس درخواست یارى حضرت را اجابت ننموده، گفتند: «ما فرزندان أبى الحسن [علی (ع)] را آزموده ایم نزد آنها نه فرماندارى استانى یافته ایم و نه ثروت اندوخته اى دیدیم و نه سیاست جنگى لازم را مشاهده کرده ایم.[۴]
این در حالى بود که همگى مى دانستند بنى امیه، سالیان متمادى در پى از بین بردن اسلام بوده و یزید هرگز شایستگى جانشینى پیامبر (ص) را ندارد و استمرار خلافت وى، نابودى و اضمحلال دین و ارزش هاى دینى را در پى خواهد داشت.
زهد و عبادت
با توجه به این که برخى از یاران امام حسین (ع)، همچون سوید بن عمر و عابس بن ابى شبیب و…[۵] از عبّاد و زهّاد عصر خویش بوده اند، این احتمال قوت مى گیرد که تمایز اساسى و یا دست کم یکى از فصول ممیز شهداى کربلا با سایران، التزام به مناسک دینى همچون نماز، روزه و حج بوده است.
احتمال مزبور نیز قابل نقد مى باشد؛ زیرا، اولا، این صفت در مورد برخى از شهدا ذکر گردیده و در مورد بسیارى از آنان چون حرّ بن یزید ریاحی، زهیر بن قین، نافع بن هلال بجلی، حجّاج بن مسروق، عمیر بن عبدالله، عمرو بن مطاع جعفى، یزید بن مغفل و افراد دیگر چنین صفتى نقل نشده است.
ثانیاً، اگر التزام به اعمال عبادى اسلام، عامل مهمى در جهت تشخیص حقانیت دعوت اباعبدالله (ع) و حمایت از آن حضرت بود، مى بایست دست کم تعداد قابل توجهى از حجاجى که در سال ۶۰ هجرى در مکه حضور داشتند، به یارى امام حسین (ع) برخیزند و حال آن که عدّه بسیاراندکى با آن حضرت به سوى کوفه آمدند.
ناآگاهی از قیام
احتمال سومى که مى توان مطرح نمود آن است که، بسیارى از کسانى که از آن حضرت حمایت نکردند، نمى دانستند حضرت بناى قیام علیه یزید را دارد. از این رو، درصدد یارى آن بزرگوار برنیامده اند. در پاسخ این احتمال باید گفت: شاید این توجیه را براى مسلمانان مناطق دور دست همچون یمن و ایران و مصر بپذیریم، ولى در مورد مسلمانان شهرهاى مدینه و مکه و کوفه و بصره قابل قبول نیست؛ زیرا خروج ناگهانى حضرت پس از ملاقات با ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) از مدینه به مکه آن هم به اتفاق زن و فرزند و اقوام و اقامت و فعالیت سیاسى چهارماهه در مکه و خروج نابهنگام آن حضرت در وسط اعمال حج از مکه به سوى کوفه، نه تنها مردم مدینه و مکه بلکه بسیارى از مسلمانان حجاز و عراق را متوجه خود ساخت، به طورى که کوفیان با استفاده از همین اقدام ها از آمادگى حضرت براى قیام آگاه شده، از ایشان دعوت نمودند تا مرکز قیام را کوفه قرار دهد.
بصریان نیز با نامه اى که حضرت براى سران آنان فرستاد و به طور رسمى از آنان درخواست یارى نمود،[۶] از عزم اباعبدالله (ع) براى قیام آگاه شدند. بنابراین، نمى توان گفت فرق یاران اباعبدالله (ع) با سایر مسلمانان آن عصر در یارى نمودن از امام (ع) در اطلاع و آگاهى آنان از تصمیم حضرت براى درگیرى با امویان بوده است.
مهمترین ویژگیهای یاران امام حسین (ع) نسبت به سایر مسلمانان
با اندکى تأمل در زندگانى اکثر شهداى کربلا و بررسى سوابق و سیره آنان، به خصوص با دقت در رجزهایى که در میدان نبرد مى خواندند، به چهار صفت ممتاز در آنان دست مى یابیم که مى توان آنها را به عنوان برجسته ترین امتیازات یاران امام حسین (ع) از سایر مسلمانان و شیعیان آن روز قلمداد کرد.
۱. عشق وافر به امام حسین (ع)
یکى از مهمترین ویژگى های یاران امام حسین (ع)، عشق فزاینده ایشان به آن بزرگوار است. بسیارى از مسلمانان عصر اباعبدالله (ع) به آن بزرگوار ارادت مى ورزیدند، ولى ارادت یاران امام حسین (ع) به آن حضرت، از مرز محبت هاى معمولى به مراتب فراتر رفته بود، به گونه اى که در مقابل آن بزرگوار خود را فراموش کرده، براى یارى ایشان از جان و مال و آبروى خویش مى گذشتند؛ به جملات آنان در شب عاشورا، آن گاه که امام (ع) از آنان خواست، تاریکى شب را مرکب قرار داده او را با سپاه کوفه تنها بگذارند؛ دقت کنید:
سعید بن عبدالله حنفى می گوید: «والله اگر بدانم کشته مى شوم سپس زنده گردیده [زنده] زنده سوزانده مى شوم و سپس تکه تکه مى گردم و این عمل هفتاد بار با من انجام مى شود، از شما جدا نمى شوم تا در کنار شما با مرگم، خدا را ملاقات کنم.»[۷]
زهیر می گوید: «والله دوست داشتم کشته مى شدم، سپس دوباره زنده شده، بعد کشته مى شدم تا جایى که هزار بار این چنین کشته مى شدم، تا خداوند بدین وسیله، کشته شدن را از شما و جوانان اهل بیت شما دور مى گردانید!»[۸]
آن گاه جمعى از یاران امام حسین (ع) گفتند: «به خدا قسم از شما جدا نمى شویم، جانهایمان به فدایت با گلوها و پیشانى ها و دست هایمان شما را حفظ مى کنیم، اگر کشته شویم [به عهدمان] وفا کرده ایم.»[۹]
بى تردید این سخنان، سخن عقل حسابگر و عاقبت اندیش و معامله گر نیست، کلماتى است از زبان دلهایى آکنده از عشق به سیدالشهد (ع). تا کسى شیداى امام خود نباشد، هرگز نمى تواند چنین عاشقانه نسبت به او اظهار وفادارى کند. شاید کسى این سخنان را مبالغه آمیز بینگارد، ولى شهداى کربلا در روز عاشورا نشان دادند به وعده هاى خویش وفادار بوده اند، تا جایى که امام حسین (ع) شب عاشورا صریحاً آنان را وفادارترین مجاهدان راه خدا شمرده، فرمودند:«إنّى لا أعلم اصحاباً أوفى و لا خیراً من اصحابى؛[۱۰] من اصحابى باوفاتر و برتر از یاران خود سراغ ندارم.»
یاران امام حسین (ع) در سخت ترین لحظات و آخرین دقایق عمر، هرگز به خود نمى اندیشیدند و همواره نگران امام حسین (ع) بودند. مسلم بن عوسجه هنگام جان سپردن، با دست به سوى اباعبدالله (ع) اشاره نمود و به حبیب بن مظاهر سفارش آن حضرت را کرده، فرمود: «همه وصیت من آن است که در راه این مرد کشته شوى.»[۱۱]
یک دسته از یاران سیدالشهدا (ع) خود را سپر تیرهاى دشمن آن بزرگوار قرار مى دادند تا مبادا مادامى که آنان زنده اند، زخمى بر بدن حضرت اصابت کند. افرادى چون سعید بن عبدالله حنفى و حنظله بن اسعد شبامى و عمرو بن قرظه انصارى از این دست افراد بودند.
سعید خود را جلوى امام (ع) قرار مى داد، حضرت به هر سوى مى رفت، او پیش رویش مى ایستاد. وى آن قدر این عمل را ادامه داد، تا بر زمین افتاد. برخى از مورّخان نوشته اند: وقتى به زمین افتاد، غیر از زخم هاى شمشیر و نیزه ها، سیزده تیر بر بدنش نشسته بود.[۱۲]
حنظله نیز وقتى اکثر یاران امام حسین (ع) به شهادت رسیدند، خود را جلوى اباعبدالله (ع) قرار داد و با صورت و گلویش تیر و نیزه و شمشیرها را از آن بزرگوار برمى گردانید.[۱۳]
شاید بسیارى از یاران امام حسین (ع) نمى توانستند پیرامون فلسفه نهضت و کیفیت تأثیر آن در احیاى دین و هدایت امت تحلیل روشنى ارائه دهند، اما با چراغ عشق حق را یافتند؛ خود رستگار و عملشان نجات بخش و هدایتگرِ حق طلبان عالم گردید و دل هاى مرده مسلمانان را بیدار کرد.
۲. ایمان راسخ به آینده اى روشن و سعادتبخش
اطمینان به نویدهاى الهى و اعتقاد راسخ به پاداش الهى، از دیگر امتیازات یاران امام حسین (ع) به شمار مى آید. یاران امام حسین (ع) یقین داشتند به محض شهادت، به فلاح و رستگارى نایل آمده، جایگاه رفیعى در انتظارشان است. این معنا به طور مکرر در اشعار و سخنان آنان در روز عاشورا مطرح شده است.
عمرو بن خالد هنگام جنگ، زندگى راحت اخروى را به خود بشارت مى داد و بدین وسیله، سختى جهاد را بر خود آسان کرده مى گفت: «اى نفس! بر تو باد حرکت به سوى خداى رحمان، تو را به راحتى و زندگى آسان بشارت باد، آن روز (رستاخیز) به نیکى پاداش داده خواهى شد.»[۱۴]
یاران امام حسین (ع) با تکیه بر ایمان به آخرت، مرگ را بر خود آسان مى کردند و در برابر زخم هاى سوزناک شمشیرها و نیزه ها و در حلقه محاصره صدها نیروى سراپا مسلح، صبر و استقامت به خرج مى دادند. عبدالرحمان أرحبى، کسى که همراه مسلم، نامه سیدالشهدا (ع) را از مکه براى کوفیان برده بود، وقتى کثرت شمشیرها و نیزه هاى دشمن را مشاهده کرد، با نفس خود چنین سخن مى گفت: «[اى نفس!] براى دخول بهشت در برابر شمشیرها و نیزه ها بردبارى کن.»[۱۵]
سعد بن حنظله، که با پسرش به یارى سیدالشهدا (ع) شتافته بود، هنگام جهاد، خود را به آرامش و آسودگى ابدى نوید داده، مى گفت: «اى کسى که خواهان دخول بهشت هستى! در مقابل شمشیرها و نیزه ها خویشتندارى کن. اى نفس! براى آسودگى تلاش کن و در طلب خیر، راغب باش.»[۱۶]
شواهد فوق به خوبى نشان مى دهد که یکى از ویژگى هاى بارز یاران امام حسین (ع)، یقین به حیات اخروى و اعتماد به وعده هاى الهى به صالحان و مجاهدان راه حق بوده است؛ چیزى که در بسیارى از مردمان آن عصر یافت نمى شد.
۳ . برخوردارى از معیارى صحیح براى شناخت نفاق
با دقت در سخنان شهداى کربلا، روشن مى شود یاران امام حسین (ع) منافقان و دشمنان پنهان دین را بر اساس نحوه برخوردشان با امام (ع) شناسایى مى کردند.
یاران امام حسین (ع) با مقایسه دشمنان سیدالشهدا (ع) با دشمنان رسول اکرم (ص) و امیرمؤمنان (ع)، بى درنگ به نفاق آنها پی مى بردند. نافع بن هلال [یا هلال بن نافع]، خطاب به حضرت چنین مى گوید: «اى فرزند رسول خدا! تو خود مى دانى جدّت رسول خدا (ص) نتوانست دوستى خود را در دل همه مردم جاى دهد و آنان را مطیع خود سازد. در میان مردم، منافقانى بودند که به او وعده نصرت مى دادند، ولى در دل مکر مى کردند… پدرت على (ع) نیز چنین بود؛ مردمى مردانه به یارى او برخاستند و در راه او با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگیدند،[ولى جمعى] تا زنده بود با او دشمنى و مخالفت ورزیدند تا آنکه أجلش رسید و به رحمت و رضوان خدا پیوست. تو نیز امروز نزد ما همان حالت را دارى، هر کس عهدش را شکست و بیعتش را نقض کرد، جز به خود، به دیگرى ضرر نرسانید، خدا از او بى نیاز است.»[۱۷]
سخنان نافع، حاکى از آن است که وى رهبران دینى و الهى، اعم از پیامبر (ص) و امیرمؤمنان (ع) و امام حسین (ع) را بهترین معیار براى ارزیابى سلامت جریان هاى سیاسى و اجتماعى مى دانست و معتقد بود براى ارزیابى خلوص افراد، باید به میزان التزام عملیشان به دستورات رهبران الهى توجه نمود.
از منظر نافع، ملاک نفاق تنها تناقض در گفتار و یا تهافت گفتار با نیّات باطنى نیست، بلکه یکى از روشن ترین مظاهر نفاق، تأیید زبانى در کنار مخالفت عملى با رهبران دینى جامعه مى باشد. از این رو، وى وقتى پیمان شکنى عملى شیعیان کوفه با امام (ع) را مشاهده کرد، بدون هیچ گونه تردیدى آنان را با منافقان عصر نبوى و حکومت علوى مقایسه نمود.
عبدالله بن عمیر کلبى نیز چنین بود. وى از دوستان و محبّان امام حسین (ع) در کوفه بود. چندى پیش از عاشورا دید لشگرى وارد نخیله پادگان نظامى کوفه شدند، مقصد آنان را پرسید، گفتند: به جنگ حسین (ع)، فرزند فاطمه دختر رسول خدا (ص) مى روند. تا این جمله را شنید، فوراً آنان را به مشرکان تشبیه کرده گفت: «به خدا قسم من آرزو داشتم در راه خدا با اهل شرک بجنگم، اکنون امیدوارم ثواب جنگ با این مردمى که براى کشتن پسر دختر پیامبر آماده مى شوند، نزد خداى متعال از ثواب جنگ با مشرکان کمتر نباشد.»[۱۸] به دنبال این سخن، خود و همسرش شبانه از کوفه بیرون آمدند و شب هشتم محرم خدمت امام حسین (ع) رسیدند. عبدالله روز عاشورا به شهادت رسید.[۱۹]
بنابراین از ویژگى هاى بارز یاران امام حسین (ع) این بود که ولایت را محور حق و باطل قرار مى دادند؛ همواره عیار مردم را با گفتار و کردارشان نسبت به اهل بیت (ع) مى سنجیدند. وقتى مى دیدند برخى، گفتار زیبا و حق مدارانه دارند، ولى در عمل علیه ولایت حرکت مى کنند، نفاقشان را کشف مى کردند و به نیرنگ و خبث طینت شان پى مى بردند.
۴. دشمنى با دشمنان امام حسین (ع)
از دیگر ویژگى هاى بارز و ممتاز یاران امام حسین (ع)، تبری از دشمنان اهل بیت (ع) بود. آنان بر خلاف بسیاری از مردمان معاصر خود، که به راحتى با دشمنان دین و امامشان مصالحه کرده و در دین خدا مسامحه مى کردند و به اصطلاح امروزى ها، اهل تساهل و تسامح بودند، هرگز حاضر به همراهى با بنى امیه نشدند. آنان همه چیز را بر اساس مدارا و محبت تفسیر نمى کردند، بلکه در کنار محبّت به امام خود، با دشمنان آن حضرت دشمنى مى ورزیدند و به آن حضرت مى گفتند: «ما قلباً و بر اساس بصیرت خود، کسى را که شما دوست داشته باشید، دوست داریم و با کسى که شما او را دشمن بدارید، دشمنى مى ورزیم.»[۲۰]
مسلم بن عوسجه در مقام ابراز و وفادارى نسبت به آن حضرت، بغض خویش را نسبت به دشمنان آن بزرگوار چنین توصیف مى کند: «قسم به خدا! اگر نیزه ام در سینه شان بشکند، با شمشیرم آن قدر آنها را مى زنم که دسته اش از دستم رها شود و از شما جدا نخواهم شد. اگر سلاحى با من نباشد تا با آنان بجنگم، پیش روى شما به سویشان سنگ پرتاب خواهم کرد.»[۲۱]
این خصلت بارز یاران امام حسین (ع)، موجب شد که آنان هرگز در مبارزه، کوتاه نیامده، حتى یکى از آنان میدان مبارزه را به نفع دشمن خالى نکند و یا با گفتار و کردار خویش، به دشمن باج ندهد و همین امر باعث شد آنان در عین شکست ظاهرى، سربلند و مفتخر گردیده، آوازه عزتشان در کران تا کران عالم طنین افکن گردید.
جمع بندی
ویژگی خاص یاران امام حسین (ع) را نه در علم و دانش و نه زهد و عبادت فراوان می توان یافت، بلکه یاران امام حسین (ع) به خاطر خصوصیاتی همچون عشق وافر و خالص به حضرت سیدالشهداء (ع)، ایمان راسخ به روز قیامت و سعادتمندی اخروی، انتخاب امام معصوم به عنوان معیار شناخت حق و باطل و تبری نسبت به دشمنان اهل بیت (ع)، به چنین جایگاه والایی در میان شهدای تاریخ اسلام دست پیدا کردند.
پی نوشت ها
[۱] یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۴۰ و ۲۴۱.
[۲] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ۳۸۳.
[۳] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۶.
[۴] دینوری، عیون الاخبار، ج ۴، ص ۳۵.
[۵] مامقانی، تنقیح المقال، ج ۲، ص ۷۲ و ۱۱۲؛ ج ۱، ص ۱۶۷؛ ج ۳، ص ۳۲۵.
[۶] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۷.
[۷] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۰۴.
[۸] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۹۲.
[۹] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۹۳.
[۱۰] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۹۱.
[۱۱] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۱۸.
[۱۲] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۳۵.
[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۱.
[۱۴] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۲.
[۱۵] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۸.
[۱۶] سماوی، ابصار العین، ص ۱۳۲.
[۱۷] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۰۴.
[۱۸] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۲.
[۱۹] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۲۹.
[۲۰] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۸.
[۲۱] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۸.
منابع
- ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، عیون الأخبار، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۸م
- سماوی، محمد، إبصار العین فی أنصار الحسین، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۴ش.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، موسسه عزالدین، ۱۴۱۳ق.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۳۸۱ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی تا.
منبع اقتباس: پرتال جامع علوم انسانی: سلیمانی، جواد، نگاهی به ویژگی های اصحاب سیدالشهداء (ع)، معرفت، ش ۵۹، ۱۳۸۱، ص ۴۰ـ۱۵.
Comments are closed.