خطبه حضرت زینب (س) در کوفه، یکی از سخنرانی های تاثیرگذار در بیداری مردم و امتداد قیام سیدالشهداء پس از حوادث سوزناک کربلاست. «بشیر بن خزیم اسدی» راوی این خطبه می گوید: زینب کبری (س) به گونه ای سخن می گفت که گویی فصاحت و شیوایی بیان علی بن ابیطالب بر زبان زینب (س) جاری می شد.[۱]
در ادامه، ضمن اشاره به متن و ترجمه خطبه حضرت زینب (س) در کوفه، فرازهای آن را به اختصار توضیح می دهیم.[۲]
۱. حمد و ستایش خدا
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اَلصَّلاَهُ عَلَى أَبِی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّیِّبِینَ اَلْأَخْیَارِ؛ حمد و سپاس برای خداوند و درود بر پدرم محمد و خاندان پاک و برگزیده ای او.
آغاز سخن در خطبه حضرت زینب (س) ستایش خداوند است. بعد از حمد پروردگار، بر پدرش، رسول خدا (ص) درود و سلام می فرستد که این، نهایت ایجاز و بلاغت به شمار می رود. وی با این مقدمه کوتاه، خود را برای آن جمعیت معرفی فرمود و شأن و مقام خود را به آنان گوشزد نمود و همچنین، بر اهل بیت پاک و معصوم پیامبر (ص) درود فرستاد تا با این ستایش و تعریف، مخاطبان به مقام شامخ آنان، پی ببرند.
۲. توبیخ مردم کوفه
أَمَّا بَعْدُ یَا أَهْلَ اَلْکُوفَهِ یَا أَهْلَ اَلْخَتْلِ وَ اَلْغَدْرِ؛ ای مردم کوفه! ای گروه پیمان شکن و بی وفا!
خطبه حضرت زینب (س) بلافاصله با توبیخ مردم کوفه شروع می شود. «خَتْل» در لغت، به معنای حقه زدن و نیرنگ به کار می رود[۳] و «غدر» به معنای خیانت و پیمان شکنی است[۴] که همه این صفات، قبل از آن، در مردم کوفه جمع شده بود. از این رو حضرت زینب (س) با استفاده از این عبارات، آن مردمان را متوجه اعمال زشتشان کرد و بیشترین تأثیر را در دلهای آنان برجای گذاشت.
کوفیان پیش از این، بارها به اهل بیت (ع) خیانت کرده بودند؛ از جمله در مسئله حکمیت علیرغم تذکرات حضرت علی (ع) نسبت به حقه عمرو بن عاص، آنان در اشتباه خود پافشاری کردند. پس از شهادت حضرت علی (ع) و بعد از بیعت با امام حسن (ع) در جنگ با معاویه نیز آن حضرت را تنها گذاشتند و به ایشان یاری نرساندند.
در ماجرای کربلا نیز با فرستادن دوازده هزار نامه به امام حسین (ع) از او خواستند که به عراق عزیمت کند هزاران نفر از مردم کوفه با سفیر امام (ع)، مسلم بن عقیل، بیعت نمودند؛ اما مدتی کوتاه نگذشت که مسلم در برابر دیدگان این مردم، کشته و جسد مطهرش در میان کوچه های کوفه روی زمین کشیده شد. سرانجام نیز برای مقابله با سپاه عمرسعد تلاشی نکردند و حادثه خونین و جانگداز دشت کربلا رقم خورد. بر این اساس، صفت پیمان شکن و بی وفا که در آغاز خطبه حضرت زینب (س) به کار می رود، به معنای واقعی کلمه برازنده مردم کوفه است.
۳. گریه بی فایده
أَ تَبْکُونَ فَلاَ رَقَأَتِ اَلدَّمْعَهُ وَ لاَ هَدَأَتِ اَلرَّنَّهُ؛ آیا گریه می کنید؟! نباید اشک شما قطع شود و ناله اندوهگینتان آرام گیرد.
حضرت زینب (س) از گریه ظاهری مردم اظهار تعجب می کند. از این رو، باید گفت که استفهام از معنای اصلی خود خارج شده و در معنای تعجب به کار رفته است. در واقع این نوع گریه ها، با نفاق همراه بود؛ چراکه کوفیان بعد از جنایات خود، فقط به گریه بسنده کرده بودند؛ آنان در واقع با سکوت خود، زمینه جنایت یزید را مهیا کرده و پشیمانی بدون عمل و فقط با گریه، دردی را دوا نمی کرد. بنابراین از گریه آنان باید شگفت زده شد.
خطبه حضرت زینب (س) در اینجا با نفرین کوفیان همراه است و عقیله بنی هاشم چون گریه آن فرومایگان را ظاهری می بیند، بر آنان نفرین می کند که گریه آنان آرام نشود و صدای اندوهگینشان قطع نگردد.
۴. پیمان شکنی کوفیان
إِنَّمَا مَثَلُکُمْ کَمَثَلِ اَلَّتِی«نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ»؛ مَثَل شما مَثَل آن زن احمقی است که «رشته خود را پس از تابیدن محکم، پاره پاره می کرد. شما سوگندهای محکم و استوار خود را برای فریب و فساد به کار می برید.»
این قسمت از خطبه حضرت زینب (س)، از قرآن اقتباس شده است. خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لَا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ أَنْکَاثًا تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ؛[۵] همانند آن زن سبک مغز نباشید که پشم هاى تابیده خود را، پس از استحکام، وا می تابید! درحالى که سوگندها و پیمان خود را وسیلۀ خیانت و فساد در میان خود قرار می دهید.»
«ریطه»، دختر «عمرو بن کعب»، زنی احمق از قبیله قریش بود که با کنیزکان خود از صبح تا نیمه روز، مشغول بافتن پشم ها و نخ ها می شد. سپس به کنیزکان دستور می داد که رشته های بافته شده را از هم واکنند و این کار عادت همه روزه وی بود.[۶]
بنابراین، حضرت زینب (س) مردم کوفه را به آن زن احمق قریشی که رشته های بافته شده را از هم وا می کرد، تشبیه می کنند که همه اعمال نیک خود را از بین بردند؛ چراکه آنان پس از بستن عهد و پیمان، آن را شکستند و خیانت و نیرنگ ورزیدند و با این پیمان شکنی، راه را برای جنایات هولناک کربلا آماده ساختند.
۵. صفات ناپسند کوفیان
أَلاَ وَ هَلْ فِیکُمْ إِلاَّ الصَّلَفُ وَ اَلنَّطَفُ وَ اَلصَّدْرُ اَلشَّنَفُ وَ مَلَقُ اَلْإِمَاءِ وَ غَمْزُ اَلْأَعْدَاء؟! آیا در میان شما جز افراد متکبر، خرفت، کینه توز، چاپلوس و مزدور کسی وجود دارد؟
استفهام در این جملات، از معنای اصلی خود خارج گشته و در معنای «تقریر» و «اثبات» به کار رفته است. به عبارت دیگر، حضرت زینب (س) با چند سؤال پی در پی و کوبنده در مورد علت عملکرد کوفیان، این مفاهیم خائنانه را در وجود آنان و اذهانشان اثبات می کنند.
در این خطبه حضرت زینب (س) بعضی از مردم کوفه را چاپلوسانی معرفی می کند که پیمان هایشان، سست و غیر قابل اتکاست. از این رو، لکه ننگ قتل نیکان و پاکان اهل بیت (ع) را تا قیامت بر دامان خود دارند و این لکه ننگ بسان داغی بر پیشانی آنان است.
بعضی دیگر، کینه توزانی اند که سینه آنان از نفرت و خشم بر اهل بیت(ع) لبریز است و دوستی آنان با اهل بیت(ع) از روی تملقات زبانی و بسان کنیزکانی است که در برابر ارباب، برای جلب دوستی او احساساتی دو رویه از خود نشان می دهند. شخصیت کوفیان چنان به پستی گراییده است که حاکمان برای اجرای دستورات خود، کمترین زحمتی را نیز متحمل نمی شوند؛ بلکه با اشاره ابرو و دست، این زبونان را تحت خواسته های خود در می آورند.
۶. باطن پلید کوفیان
أَوْ کَمَرْعًى عَلَى دِمْنَهٍ أَوْ کَفِضَّهٍ عَلَى مَلْحُودَهٍ؛ یا همانند گیاهى هستید که در لجنزار رویده یا مانند سنگی زینتی که قبر مرده را زینت داده.
در این عبارت خطبه حضرت زینب (س)، حالت مردم کوفه – که دارای ظاهری زیبا بودند، اما باطن و درون آنان به پستی گراییده و نفاق در جان آنان لانه کرده بود – به حالت آن گیاهان به ظاهر زیبا و دلربایی تشبیه شده است که در لجنزار رویده اند.
در جمله دوم این فراز از خطبه حضرت زینب (س)، کوفیان به سنگ های زینتی تشبیه شده اند که گرچه ظاهری زیبا دارند، اما در حقیقت، قبر مردگان را زینت داده و هیچ اثری از حیات در آنها وجود ندارد و چون مردگان شده اند. آری، بوی بد و متعفن کوفیان، ناشی از قتل امام حسین(ع) و یاران باوفایش، در اندرون آنان غوغایی برپا کرده است. هر چند که ظاهر آراسته ای داشته باشند و در نظر دیگران زیبا جلوه گری نمایند.
۷. خشم خداوند
أَلاَ سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَنْ سَخِطَ اَللَّهُ عَلَیْکُمْ وَ فِی اَلْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ؛ آگاه باشید که توشه بدی برای خود فرستاده اید؛ توشه ای که موجب خشم خدا و باعث جاودانگی در عذاب می شود.
این عبارت نیز از قرآن اقتباس شده است. در این فقره از خطبه حضرت زینب (س)، برای دومین بار و به طوری زیبا، از استعاره تمثیلیه قرآنی برای اهدافی خاص استفاده شده است. خداوند به مسلمانان در دوستی با کافران، به شدت، هشدار می دهد و بیان می دارد که دوستی با آنان، خشم خدا و جاودانگی در عذاب را در پی خواهد داشت:
«تَرَىٰ کَثِیرًا مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ[۷]؛ بسیارى از آنها را می بینى که کافران و بت پرستان را دوست و تکیه گاه خود قرار می دهند نفس سرکش آنها، چه بد اعمالى از پیش براى قیامت آنها فرستاد، که نتیجۀ آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب الهى جاودانه خواهند ماند.»
از این رو، می توان از مفهوم این جمله در خطبه حضرت زینب (س) دریافت که ایشان طرح دوستی مردم کوفه با حکومت اموی را به شدت، محکوم می کند. از سوی دیگر، سکوت کوفیان در برابر این جنایات را نیز تلویحاً مورد انتقاد قرار می دهند و آن را دوستی کفار قلمداد می کنند که نهایتاً به خشم خدا و بقای همیشگی در عذاب منجر می گردد.
۸. عذاب کوفیان در آخرت
أَ تَبْکُونَ وَ تَنْتَحِبُونَ إِی وَ اَللَّهِ فَابْکُوا کَثِیراً وَ اِضْحَکُوا قَلِیلاً؛ آیا گریه می کنید و فریاد بر می آورید؟ آری به خدا قسم باید بیشتر گریه کنید و کمتر بخندید.
در این عبارت از خطبه حضرت زینب (س) نیز استفهام از معنای اصلی خارج شده و برای توبیخ به کار رفته است. چراکه گریه ظاهری و بدون جبران گذشته، سودی برای کوفیان ندارد و باعث بخشیده شدن جنایاتشان نمی گردد. از این رو، آن حضرت گریه منافقانه آنان را مورد سرزنش قرار می دهند و تأکید می کنند که این گریه های متملقانه، حتی اگر در همه عمرشان ادامه یابد، سودی ندارد؛ زیرا عملکرد آنان، عذاب همیشگی و گریه ابدی را به دنبال دارد.
در این فراز از خطبه حضرت زینب (س) مجددا به یک آیه از قرآن کریم اشاره شده است. در سوره توبه آیه ۸۲ خداوند خطاب به مشرکان می فرماید:
«فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَ لْیَبْکُوا کَثِیرًا جَزَآءً بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ؛ از این رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند؛ چرا که آتش جهنم در انتظارشان است این، جزاى کارهایى است که انجام می دادند.»
از سوی دیگر، همانطوری که از مفهوم آیه قابل درک است، می توان نتیجه گرفت که منظور حضرت زینب (س) در قسمت دوم این جمله، تهدید به عواقب کار آنان است. یعنی جمله «فلیبکوا کثیراً» در معنای اصلی اش، یعنی امر به گریه، به کار نرفته و به منظور تهدید و ارعاب آنان بیان شده است.
۹. لکه ننگ پاک نشدنی
فَلَقَدْ ذَهَبْتُمْ بِعَارِهَا وَ شَنَارِهَا وَ لَنْ تَرْحَضُوهَا بِغَسْلٍ بَعْدَهَا أَبَداً؛ شما لکه ننگ این جنایت و زشتی آن را بر دوش کشیدید و هرگز با هیچ غسلی نمی توانید آن را پاک گردانید.
این جمله خطبه حضرت زینب (ع)، با قسم شروع می شود و تأکید می کند که آلودگی این جنایت و ننگ و عیب آن بر دوش کوفیان است و آنان هرگز نمی توانند این ننگ را با هیچ غسلی پاک نمایند؛ چراکه جرم آنان، در زمره گناهان کبیره ای است که قابل بخشش نیست؛ زیرا آنان ولی خدا، امام و پیشوای مسلمانان را به قتل رساندند و لکه این جنایت را تا ابد بر چهره های خود خواهند داشت.
۱۰. جنایت قتل فرزند رسول خدا(ص)
وَ أَنَّى تَرْحَضُونَ قَتْلَ سَلِیلِ خَاتَمِ اَلنُّبُوَّهِ وَ مَعْدِنِ اَلرِّسَالَهِ وَ سَیِّدِ شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّهِ؛ با کشتن فرزند پیامبر (ص)، چگونه می توانید خود را پاک کنید؛ همان فرزندی که در نزد رسول خدا (ص) پرورش یافت و سرور جوانان اهل بهشت است؟
«أنی» ادات استفهامی است و استفهام در این فقره از خطبه حضرت زینب (س)، از معنای اصلی خود خارج شده و در مقام انکار به کار رفته است. کوفیان چگونه می توانند جنایت کشتن فرزند پیامبر (ص) را از خود پاک کنند؟ حال آنکه حتی اگر با آب زمزم هم غسل کنند، گناه آنان بخشیده نمی شود.
از سوی دیگر، در این فراز از خطبه حضرت زینب (س)، امام حسین(ع) سرور جوانان اهل بهشت معرفی شده که این توصیف، حدیث معروف پیامبر(ص) را در اذهان زنده می کند که فرمود: «حسن و حسین سید و سرور جوانان اهل بهشت اند.»[۸]
۱۱. جایگاه سید الشهدا(ع)
وَ مَلاَذِ خِیَرَتِکُمْ وَ مَفْزَعِ نَازِلَتِکُمْ وَ مَنَارِ حُجَّتِکُمْ وَ مَدَرَهِ سُنَّتِکُمْ؛ او پناهگاه نیکان شما، جایگاه امن در بلاهای سخت، پرچم حجت شما و زبان و پیشوای سنت در میان شما بود.
در این بخش از خطبه حضرت زینب (س)، با اسلوب تشبیه بلیغ به معرفی امام حسین (ع) پرداخته شده است و زینب کبری (س) با «صراحت» بیان می دارند که کوفیان، پناهگاه مؤمنین را به قتل رسانده اند؛ چراکه سیدالشهدا(ع) پناهگاه مردمان در حوادث سخت و مصیبت های روزگار بود که به دست آنان، به قتل رسید.
«منار» در لغت به معنای پرچم راه است و در عرف مکانی بود که عرب جاهلی در آنجا به قصد پذیرایی از میهمان، آتش روشن می کرد و افراد خسته و سرگردان پس از درنوردیدن مسافت های طولانی، از سوی افراد کریم در آنجا پذیرایی می شدند.[۹] بنابراین امام حسین(ع) بسان نوری است که برای هدایت گمراهان و هدایت امت منصوب شده و در حوادث سخت و تنگناهای روزگار، یار و مددکار مردم بود.
۱۲. نفرین بر کوفیان
أَلاَ سَاءَ مَا تَزِرُونَ وَ بُعْداً لَکُمْ وَ سُحْقاً فَلَقَدْ خَابَ اَلسَّعْیُ وَ تَبَّتِ اَلْأَیْدِی؛ چه بد گناهی را مرتکب شدید؛ نفرین و مرگ بر شما باد؛ هر آینه سعی و تلاش، مأیوس و دست ها بریده خواهد شد.
در این فراز از خطبه حضرت زینب (س)، ایشان بیان می دارد که کوفیان در کوشش خود در مسیر رسیدن به اهداف دنیوی، ناامید خواهند شد؛ چراکه بعضی از آنان با وعده و وعید حکومت برای رسیدن به جاه و مقام دنیایی یا برای زر و سیم، دست به این جنایت هولناک زده بودند. از این رو، آن حضرت امید آنان را به یأس مبدل می کند و آنها را مورد نفرین قرار می دهد. جمله «تبت الایدی» از قرآن اقتباس گردیده[۱۰] و یادآور جنایت سردمداران کفر و شرک، نظیر ابولهب است که در قرآن مورد نفرین الاهی واقع شده اند.
۱۳. معامله زیان بار
وَ خَسِرَتِ اَلصَّفْقَهُ وَ بُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ اَللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْکُمُ اَلذِّلَّهُ وَ اَلْمَسْکَنَهُ؛ معامله زیان داد و شما درخور خشم خدا، و گرفتار خواری و تنگدستی شدید.
در ادامه خطبه حضرت زینب (س)، کوفیان به عنوان انسان های خسران دیده و زیانکار معرفی می شوند. آنها به زعم خود، آخرت را در ازای دنیای پرزرق و برق، در پرتو حکومت یزید فروختند و زندگی در سایه حکومت حسین (ع) را رها کردند؛ اما این معامله بر ایشان گوارا نخواهد بود و در آینده گلوگیرشان می شود.
۱۴. هتک حرمت رسول خدا(ص)
وَیْلَکُمْ یَا أَهْلَ اَلْکُوفَهِ أَ تَدْرُونَ أَیَّ کَبِدٍ لِرَسُولِ اَللَّهِ فَرَیْتُمْ وَ أَیَّ کَرِیمَهٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ، وَ أَیَّ دَمٍ لَهُ سَفَکْتُمْ وَ أَیَّ حُرْمَهٍ لَهُ اِنْتَهَکْتُمْ؛ ای وای بر شما مردم کوفه! آیا می دانید که چه جگری از پیامبر (ع) را قطعه قطعه کردید؟ و کدام دختر او را مورد تماشای دیگران قرار دادید؟ آیا می دانید کدام خون او را ریختید و چه حرمتی را از او دریدید؟
بار دیگر در این فقره از خطبه حضرت زینب (س) نیز کوفیان با استفهامی که در معنای توبیخ به کار رفته، مورد سرزنش قرار می گیرند؛ چراکه آنان پیکر مطهر امام حسین (ع) را تکه تکه کردند و با شمشیرها و نیزه ها تا جایی که توانسته بودند به آن حضرت ضربه زدند. به صورت کلی، این جمله، تعریضی بر اعمال کوفیان است؛ زیرا آنان با کشتن امام حسین (ع)، گویی جگر پیامبر را آتش زدند و با این حال، خود را مسلمان می خواندند.
از سوی دیگر، آنان با اسیر کردن دختران اهل بیت (ع) به خصوص حضرت زینب (س) و حرکت دادن آنان در شهرهای مختلف، باعث شدند که دیگران به تماشای اسیران بپردازند و این حادثه برای اهل بیت (ع) و شخص زینب کبری (س)، بسی طاقت فرسا بود و به همین خاطر در این فراز از خطبه حضرت زینب (س) مورد اشاره قرار گرفته است.
حضرت زینب (س) با بیان این نکته که خون امام حسین (ع) همان خون پیامبر (ص) است که در بدن مطهر امام جریان دارد، به توبیخ کوفیان می پردازند. بنابراین در این قسمت از خطبه حضرت زینب (س) به این نکته پرداخته می شود که کوفیان با نادیده گرفتن مقام شامخ آل محمد (ص)، حرمت رسول خدا (ص) را شکستند.
۱۵. جنایتی بزرگتر از آسمان و زمین
وَ لَقَدْ جِئْتُمْ بِهَا صَلْعَاءَ عَنْقَاءَ سَوْآءَ فَقْمَاءَ وَ فِی بَعْضِهَا خَرْقَاءَ شَوْهَاءَ کَطِلاَعِ اَلْأَرْضِ أَوْ مِلْءِ اَلسَّمَاءِ؛ سوگند می خورم که شما جنایتی شدید، فراموش نشدنی، طاقت فرسا، همیشگی، هولناک و به اندازه بزرگی زمین و حجم آسمان مرتکب شدید.
در این فقره از خطبه حضرت زینب (س)، «صلعاء» به معنی مصیبت شدید و سخت است[۱۱]؛ شاید منظور از این کلمه، مصیبت بزرگی باشد که به آسانی فراموش نمی گردد. «عنقاء» به معنی مصیبتی است که شروع شود[۱۲] و شاید، منظور از این لفظ، این گونه تعبیر گردد که مصیبت کربلا و حوادث سخت آن به زودی خاتمه نمی یابد و غم آن ابدی است.
همچنین لفظ «طلاع الأرض» و «ملء السماء» که در این قسمت از خطبه حضرت زینب (س) به کار رفته، به ترتیب به معنای «حجم زمین» و «حجم آسمان» می باشد. منظور از این دو کلمه، این است که این جنایت، بسیار بزرگ و هولناک می باشد و بزرگی آن، از عظمت آسمان و زمین نیز بیشتر و هولناکی آن، خارج از تصور است.
۱۶. خون باریدن آسمان
أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ مَطَرَتِ اَلسَّمَاءُ دَماً «وَ لَعَذٰابُ اَلآخِرَهِ أَخْزىٰ»[۱۳] وَ أَنْتُمْ لاَ تُنْصَرُونَ؛ آیا شگفت زده شدید از اینکه آسمان خون بارید، در حالی که عذاب آخرت، خوارکننده تر است و شما در آنجا یاری نخواهید شد.
در این فراز از خطبه حضرت زینب (س)، به حادثه عجیب و شگفت انگیز خون باریدن آسمان پس از شهادت سیدالشهدا (ع) اشاره می کند. منابع و کتابهای تاریخی که به این داستان اشاره دارد، بسیار است. دقت مورخین طوری بوده که حتی به رنگ و غلظت آن توجه کرده اند و از این رو، در کتابهای خود به آن اشاره کردند.[۱۴] همچنین از امام صادق (ع) نقل شده است که حضرت فرمودند: «آسمان و زمین بر امام حسین (ع) و یحیی بن زکریا بعد از کشته شدنشان گریه کرد.»[۱۵]
۱۷. عذاب الهی
فَلاَ یَسْتَخِفَّنَّکُمُ اَلْمَهْلُ فَإِنَّهُ لاَ یَحْفِزُهُ اَلْبِدَارُ؛ مهلت دادن به شما، باعث تخفیف عذابتان نخواهد شد؛ چراکه عجله کردن، خدا را به عذاب فوری بر نمی انگیزد.
در این قسمت از خطبه حضرت زینب (س)، به این نکته اشاره شده است که مهلت ها و فرصت ها، هرگز مانع عذاب الهی نیست. اگر در انتقام خدا تأخیری می افتد، دلیل بر تخفیف عذاب نیست. این عبارت، یادآور جملات گهربار امام علی بن ابیطالب (ع) است که فرمود: «اگر خداوند به ظالم فرصت دهد، انتقام گیری از او فراموش نمی گردد و خدا در کمین ظالم است.»[۱۶]
۱۸. انتقام خداوند
وَ لاَ یُخَافُ فَوْتُ اَلثَّارِ وَ إِنَّ رَبَّکُمْ «لَبِالْمِرْصٰادِ»[۱۷]؛ بیمی نمی رود که انتقام فراموش شود؛ چراکه پروردگارتان در کمین است.
در فراز پایانی خطبه حضرت زینب (س) نیز به صراحت، تأکید می شود که این جنایت، بی پاسخ نمی ماند و به زودی حضرت قائم (عج) در همین دنیا، انتقام مظلومان را خواهد گرفت و در آخرت هم، خداوند در کمین ستمگران است و انتقام او بسی سخت تر می باشد.
جمع بندی
خطبه حضرت زینب (س) در حضور مردم کوفه، سلیس، شیوا و در اوج فصاحت و بلاغت ایراد شده و بیانگر کمال سخنوری ایشان است. به طور کلی این خطبه شامل چهار محور مذمت کوفیان به خاطر سکوت و عدم همراهی امام حسین (ع)، بیان نتایج دنیوی و اخروی ناگوار عمل کوفیان، یادآوری جایگاه بلند و مقام رفیع خاندان اهل بیت (ع) و بیان گوشه ای از مصائب اهل بیت (ع) می باشد.
پی نوشت ها
[۱] ابن طاووس، اللهوف، ص ۱۴۶.
[۲] این خطبه را بر اساس آنچه سید ابن طاووس در اللهوف آورده، نقل می کنیم. (اللهوف، ص ۱۴۸ـ۱۴۶).
[۳] ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص ۱۹۹.
[۴] ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۸.
[۵] نحل/۹۲.
[۶] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص ۳۷۸.
[۷] مائده/۸۰.
[۸] مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص ۱۹۴.
[۹] ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص ۲۴۱.
[۱۰] مسد/۱.
[۱۱] ابن منظور، لسان العرب، ج۸، ص ۲۰۵.
[۱۲] ابن منظور، لسان العرب، ج۱۰، ص ۲۷۲.
[۱۳] فصلت/۱۶.
[۱۴] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص ۲۱۵ـ۲۲۰.
[۱۵] طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص ۴۵۱.
[۱۶] ری شهری، میزان الحکمه، جلد ۶، ص ۵۴۸.
[۱۷] فجر/۱۴.
منابع
قرآن کریم.
ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه فهری زنجانی، احمد، تهران، جهان، بی تا.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالکفر، بی تا.
طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد مقدس، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
منبع اقتباس: حسینی اجداد، سید اسماعیل، تجزیه و تحلیل ادبی خطبه حضرت زینب (س) در کوفه، فصلنامه سفینه، ش۲۲، ۱۳۸۸، ص ۱۲۶ـ۱۰۵.