یکی از عرصه های مهم در حوزۀ اخلاق کاربردی بحث از اصول و مسائل اخلاقی در رسانه های جمعی یا به عبارتی، اخلاق رسانه ای است. جوامع مختلف از نیمه اول قرن نوزدهم آرام آرام متوجه نقش تعیین کننده رسانه ها در جهت دهی به افکار و احساسات و رفتارهای اقشار و اصناف مختلف شهروندان و هدایت تصمیم گیری های دولتمردان شدند.
قدرت این پدیده نوظهور اندیشمندان را بر آن داشت تا با تعریف شاخص ها و هنجارهای اخلاقی و ظرفیت عظیم این ابزار، تمدن جدید را هدایت و کنترل کنند و از آسیب زدن و آسیب دیدن اخلاقی آن جلوگیری کنند. در این مقاله به بررسی اخلاق رسانه ای و ابعاد گوناگون آن خواهیم پرداخت.
تعریف اخلاق رسانه ای و اهمیت آن
به طور کلی مقصود از اخلاق رسانه ای می تواند مجموعه قواعد و احکام اخلاقی ناظر بر رفتارهای ناشی از ماهیت رسانه ها و اقدامات دست اندرکاران آنها باشد، اما برخی از پژوهشگران با تفکیک واژه های «اخلاق»[۱] و «اصول اخلاقی»[۲] که در اغلب مطالعات و تحقیقات مربوط به رفتار رسانه ای و حرفه روزنامه نگاری به طور مترادف یا به جای یکدیگر بکار رفته اند، واژه اصول اخلاقی را برای اشاره به مباحثات نو در اخلاق رسانه ای مناسب تر دانسته اند؛ زیرا این واژه برای معرفی یک رویکرد خردگرا و حتی علمی و توجیه قواعد رفتاری بکار گرفته می شود و از این رو اطلاق آن بر مباحث چالشی و انتقادی امروزی، مناسب تر از واژۀ اخلاق است که صرفاً برای مشخص کردن معیارهای رفتار نیک کاربرد داشته، به جنبه تجویزی و هنجاری رفتارهای اخلاقی بر می گردد.[۳]
چون روزنامه ها نخستین نمودهای تاریخی رسانه در میان بشر بوده اند و رسانه های دیگر به تبع آنها یا در راستای تسریع و ترویج اهداف آنها شکل گرفتند، پژوهشگران علوم ارتباطات گاه بحث از اخلاق رسانه ای را ذیل عنوان اخلاق حرفه روزنامه نگاری دنبال کرده اند. این پژوهشگران با پیگیری زمینه های تاریخی بحث اخلاق رسانه ای، روند رو به رشد و پیچیدگی مسائل اخلاقی رسانه ها را این گونه توضیح داده اند:
تهیه و تنظیم و اعلام و انتشار اطلاعات و اخبار رویدادهای جاری زندگی و تحلیل و تفسیر آنها و همچنین انعکاس عقاید عمومی درباره این رویدادها به عوامل و وسائل ارتباطی ضروری و به بیان دیگر به روزنامه نگاران و رسانه های همگانی نیاز دارد.
باید توجه داشت ارتباط اجتماعی از طریق نوشتار چاپی، مدت های طولانی تنها در پرتو یک آزادی پرجاذبه موسوم به آزادی بیان صورت می گرفت و به همین لحاظ روزنامه نگاران غربی به خود می بالند که همکاران پیشین آنها در قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی در راه تأمین و تضمین این آزادی و تبدیل مطبوعات به رکن چهارم دموکراسی نقش مهمی ایفا کرده اند.
گذار از آزادی بیان به مسئولیت رسانه ای
اما از اواسط قرن نوزدهم به دنبال پیشرفت های سریع تکنیک های جدید ارتباطی، صنعت جدید مطبوعاتی که همزمان با افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی و مخصوصاً توسعه سریع آگهی های بازرگانی و سهم رو به رشد آنها در تأمین مالی روزنامه ها صورت گرفت، مسائل جدیدی درباره کیفیت کار روزنامه نگاری پدید آمد.
به گونه ای که از آن پس دیگر برای حل این مسائل، تکیه بر نقش حیاتی آزادی بیان و مخصوصاً آزادی مطبوعات برای پیشرفت و توسعه روزنامه ها کفایت نمی کرد و روزنامه نگاران ناچار بودند برای مقابله با مسائل مذکور، راه حل های مناسب بیابند. روزنامه نگاران در این میان توجه پیدا کردند که اکنون در جامعه ای فعالیت می کنند که پیامهای ارتباطی آنها به شکل انبوه و نامشخص پخش و منتشر می شود و الزاماً با شرایطی روبرو می گردند که دیگر تنها اتکا به آزادی بیان برای تحقق صحیح کار حرفه ای آنان کافی نیست و در این زمینه مسئولیتشان نیز باید به توجه درآید.
به این ترتیب، روزنامه نگاران وضعیتی را که به آنان به مثابه هنروران فکری نگریسته می شد پشت سر گذاشتند و نقش تولیدکنندگان اطلاعات و اخبار را به عهده گرفتند. به همین جهت، دست یابی به شرایط انجام درست وظایف شغلی شان اهمیت خاصی یافت.
ضرورت چاره جویی برای حل مسائل مذکور سبب شد در میان روزنامه نگاران و مدیران مطبوعات به تدریج گرایش های تازه ای برای تدوین و تصویب مجموعه های اصول و مقررات اخلاقی حرفه روزنامه نگاری و تأسیس نهادهای غیر دولتی مستقل و نوینی موسوم به شورای مطبوعات به منظور حراست از آزادی مطبوعات و نظارت بر اجرای مقررات مذکور پدید آید.[۴]
مسائل اخلاقی در رسانه ها
برخی از پژوهشگران مسائل اخلاقی رسانه ها را در سه نقطه متمرکز دانسته اند: درستی و انصاف و زیبایی در تهیه گزارش و سایر فعالیت های جنبی آن؛ رفتار گزارشگران مخصوصاً در ارتباط با منابع خبری؛ خودداری از درگیر شدن در برخورد منافع گروه های مختلف.
آنگاه توضیحات و مثالهایی برای هر یک از این سه محور از اخلاق رسانه ای ارائه نموده اند،[۵] اما جامعیت این سه محور نسبت به همه مسائل روزآمد اخلاق رسانه ای هنوز جای سؤال دارد؛ از این رو بهتر است برای روشن تر شدن بحث اخلاق رسانه ای، نمونه هایی از مسائل اخلاقی مبتلابه روزنامه نگاران را فهرست کنیم:[۶]
- آیا روزنامه نگاران می توانند برای پیگیری مطالب و گزارش خود دروغگویی و فریبکاری را دست آویز سازند؟
- آیا آنان می توانند نقل قول مستقیمی را تغییر دهند؟
- آیا ضبط کردن سخنان مصاحبه شونده بدون آگاهی وی مجاز است؟
- آیا روزنامه نگار می تواند هدایای مصاحبه شونده را بپذیرد؟
- هنگام مصاحبه با کودکان چه ملاحظاتی بایست در نظر گرفت؟
- هنگام برخورد با بیماران روانی چه ملاحظاتی بایست مراعات کرد؟
- آیا نقض حریم خصوصی افراد برای تهیه خبر مجاز است؟
- آیا معار متفاوتی برای اشخاص معروف و توده مردم وجود دارد؟
- آیا نقض تحریمها مجاز است؟
- آیا روزنامه ها مجازند اطلاعات نادرستی را که از سوی دولت ها اعلام می شود، ارائه کنند؟
- آیا پرداختن به مسائل سلیقه ای یا استفاده از عکس های جنجال برانگیز یا زبان و تصویر عاری از نزاکت مجاز است؟
- تا چه میزان کاربرد زبان در روزنامه در مصطلح ساختن بعضی کلمات در جامعه مؤثر است و چگونه روزنامه نگاران می توانند با این مسئله مقابله کنند؟
به اعتقاد جان ام فلن،[۷] لازم است میان موضوعات اخلاقی و فلسفۀ اخلاقی که در درون متن و محتوای رسانه ظهور می کند و موضوعات اخلاقی و فلسفه اخلاقی که به سبب ماهیت این سیستم پدید می آید تمایز قائل شویم. در میان موضوعات دسته اول، فهرست کاملاً آشنایی از دلمشغولی های جدید وجود دارد:
- حق متفاوتِ افراد، مؤسسات و دولتها برای پنهانکاری در مقابل حق مردم برای دانستن؛
- واقع نگری و بی و بیطرفی در گزارش از موضوعات چالش خیز؛
- تأثیرات پورنوگرافی و سایر نمایشها و توصیفات از رفتارهای حساس مجرمانه یا ناخوش آیند و زننده؛
- اعتبار ادعاهای تبلیغاتی و سوء استفاده از ناامنی های اساسی خاص به عنوان انگیزه ای برای خرید محصولات کم اهمیت؛
- مدیریت اخبار و شایعات مؤثر بر بخشی از دولت، تجارت، شغل، کلیساها و سایر گروه های قدرتمند ذی نفع؛
- حق روزنامه نگاران در محافظت از منابع و یادداشتهای منتشر نشده خود در مقابل استفاده غیر مجاز و غیر قانونی؛
- الزامات روزنامه نگاران به قرار گرفتن اطلاعات در اختیار مرجع مناسب حامی زندگی و دارایی مردم.
فهم و پی جویی رفتار صحیح اخلاقی در این موارد آشکار بوده، نیازی به اخلاق رسانه ای ندارد. اصناف مختلف حرفه ای انجمن های تجاری و گروه های مردمی، دستورالعمل هایی برای رفتار در موقعیت ها و موارد مشابه با موضوعات مذکور ارائه کرده اند که لازم الاجرا بوده و نقض آنها ممنوع است.
این در حالی است که رهیافت مناسب اخلاقی در مسائلی از قبیل پورنوگرافی، زیبانمایی خشونت و هر گونه کلیشه سازی[۸] به ویژه در قالب های نژادی و جنسی، واضح و آشکار نیست اما پیچیدگی اخلاقی در این موارد چندان که ناشی از ماهیت هنر و قصه پردازی است، ناشی از ماهیت رسانه نیست.
نمایش و توصیف از آن جهت که دعوت به تقلید و توجیه رفتار غیر اخلاقی می کند، دردسرساز خواهد بود و منجر به حدگریزی رسانه مدرن می شود. به طور کلی مدل انتقالی در اینجا به نحو بسیار بی ثمری بکار گرفته شده است؛ زیرا پیش فرض های مکانیکی آن، نقض تابوها و محرمات را در پی داشته است.
به بیانی دیگر، تقریباً همۀ موارد مذکور را می توان با مراجعه به انتظارات معمول از سیستم رسانه ای به خوبی حل کرد؛ یعنی چنانچه رسانه ها کار خود را به شایستگی انجام دهند رفتار اخلاقی و اخلاق رسانه ای آنها نیز مناسب خواهد بود. مشکل بیشتر در ناحیه قدرت هم آهنگ سازی است تا در ناحیه فهم.
اما این مسئله درباره موضوعاتی که از ماهیت سیستم ناشی می شوند صادق نیست؛ یعنی چنانچه رسانه کار خود را به شایستگی انجام دهد، این طیف از مشکلات اخلاقی به خودی خود حل نمی شود و رفتارهای ناشایست اخلاقی (احتمالاً و یا در برخی موارد ضرورتاً) بروز می کند.
رسانه های گروهی و چالش در اخلاق رسانه ای
نقش تعیین کننده و رو به فزونی رسانه های گروهی برای جلب آرای رأی دهندگان احزاب سیاسی، عبادت کنندگان کلیسا، توده جمعیت جوانان و حتی اندیشمندان کاملاً به حاشیه رانده شده، نه تنها سیاستمداران، بلکه مربیان روحانیون و دانشمندان را بر آن داشته است تا برای وفق دادن پیامهای خود با مقتضیات رسانه ها، به سوداگران بپیوندند.
سیاستمداران بلوک شرق مانند مبلغان انتخاباتی نیاز مشترکی به مشاوران رسانه ای دارند. این گونه هم آهنگ سازی های رسانه ای به محتوای مطالب ارسالی سرایت می کند و در درجات مختلف به تغییر سیاست، دین و آموزش و پرورش می انجامد. حتی نوگرایی و اختلاف عقیده[۹] باید خود را در مقابل جریان غالب محتوا و برنامه رسانه ها تعریف کند؛ زیرا این جریان، مبهم گویی و تاریک اندیشی عمدی را تأیید می نماید. این تحولات -چه خوب و چه بد- به چه معنا هستند؟
چنانکه می دانیم منطق حرفه ای رسانه های گروهی، این است که مخاطبان هر چه بیشتر را جذب کنند. در اصل گرایش این ماشین آن است که با پیام یکسان و به طور هم زمان هر کسی را در جهان جذب کند. اقتصادهای سیاسی که رسانه ها در درون سازوکار آنها عمل می کنند نیز مستلزم مصرف حداکثری هستند، خواه برای کسب سود حداکثر یا در اختیار گرفتن کنترل حداکثری.
در این شرایط نرم افزار نیز باید تابع سخت افزار باشد و نرم افزار چیزی جز انتقال نمادین فرهنگ نیست. از این رو در خلال چند سال رسانه های گروهی زبانی یا بهتر است بگوییم فرازبانی[۱۰] را شکل داده اند که ممکن است دارای گویشهای محلی فرانسوی یا چینی و یا اردو باشد.
تأکید فرازبان مذکور بر قابلیت فهم است؛ این زبان بی درنگ را باید پر تعدادترین مردم درک کنند. عرضه کنندگان تصاویر و فیلمها از محدودۀ واژگان فراتر می روند. با این حال حتی تصاویر نیز دارای باری فرهنگی هستند.
از این رو برای اینکه فیلم ها بتوانند متناسب با گسترهٔ مخاطبان بین المللی پخش شوند، لازم است اندکی متفاوت عرضه شوند تا محرمات و تابوهای محلی را نقض نکنند؛ مثلاً چینی ها از معامله ماشینی که نام آن در فرهنگهای انگلیسی زبان لیمو یا لباس زیر مردانه و یا بنفشه فرنگی خوانده می شود امتناع می کنند.
در بازارهای چند نژادی، آژانسهای تبلیغاتی دفترهایی برای تحقیق دربارهٔ تأثیرات تصاویر و واژگان بر حساسیتهای فرهنگی تأسیس کرده اند. آرمان فرازبان رسانه ها یا همان زبان رسانه ای[۱۱] این است که به یک اسپرانتوی[۱۲] بین فرهنگی غیر تاریخی و عاری از پیش فرض[۱۳] نایل آید که بر هیچ میراثی مبتنی نباشد یا هیچ سنت خاصی را تداعی نکند.
این زبان خواهان آنست که نظام وسیع تری از آن نوع نمادهای گرافیکی باشد که مثلاً در فرودگاه های بین المللی برای معرفی امور اضطراری مانند کمک های پزشکی توالت ها، تاکسی سرویس ها و… بکار می رود؛ اما زبان وسیله ای برای اخلاق، داوری، تحلیل هوشمندانه و سنت دینی نیز به شمار می آید.
صلیب مسیحی و مجسمه بودا سمبل و نماد هستند؛ اینها معانی هوشمندانه خاطره انگیزی دارند که به صورت هاله ای از معنای تضمنی ادراک می شود. علائم فرودگاه سمبل نیستند، بلکه پیام[۱۴] هستند و مصادیقی از راهنمایی و جهت دهی های عبور و مرور به شمار می روند. این زبان کلام را از معانی سمبلیک و از طنین های سنتی و تاریخی آن تهی می کند و تصاویر و لغات را به پیامها فرو می کاهد.
این یک سیستم آرمانی برای فروش محصولات و سازوکاری کاملاً ایده آل برای حکومت های دیکتاتوری و رژیم های دخالت جوست. این تحول عظیم در کارکرد زبان رسانه، تأثیرات اخلاقی چندی به دنبال داشته است. مبالغ هنگفتی از سوی یک آمریکایی ورشکسته به فیلم «دفاع استراتژیک ابتکاری»[۱۵] که یک خیال پردازی نوجوانانه درباره حفاظت جهانی[۱۶] است، اختصاص یافت که بسیاری از دانشمندان آن را هم به دلیل خطرناک بودن و هم به دلیل فریب کاری مردود اعلام کردند، اما تصاویر کارتونی «جنگ ستارگان»[۱۷] در رسانه های گروهی چنان با استقبال مردم مواجه شد که کنگره را وادار به تصویب میلیون ها دلار برای استمرار آن نمود.
آمارهای منتشره درباره تأثیرات آزمایش موشک پاتریوت در خاورمیانه حاکی از شکست مفتضحانه این آزمایش است، در حالی که تصاویر واقعه، نه تنها حمایت مردمی را فراهم ساخت بلکه زمینه را برای فروش دلالان حرفه ای آماده کرد.
به هنگام توجه به قدرت تصاویر یک حادثه مصیبت بار در جلب مساعدت برای قربانیان حادثه، به خاطر داشته باشیم که این تصاویر معمولاً بانیان و مسببان حادثه را مخفی می کنند؛ به گونه ای که گاه مثلاً آدرس درست علائم و نشانه های بیماری را اعلام نمی کنند و با بی خیالی از کنار عوامل اصلی قضیه عبور می کنند چنان که در اتیوپی، عراق و بنگلادش اتفاق افتاد.
مثالهایی از این دست درباره مخاطرات اخلاقی زبان رسانه ای در محتوای دین، آموزش و پرورش، سیاست و علم فراوان است که همگی مربوط به مواردی است که سیستم رسانه ای به همان شیوه ای عمل می کند که همگان از آن انتظار دارند.
مسائل اخلاقی روزمره در تجارت رسانه ای نیاز به توجه و تأمل جدی دارد ولی همۀ این مسائل در مقایسه با هجوم سیل آسای نظام رسانه ای جهانی که برای تهی سازی فرهنگی تلاش می کند، ناچیز به نظر می رسد.
نتیجه گیری
اخلاق رسانه ای، سنگ بنای سلامت ارتباطات و پایه اعتماد میان رسانه و جامعه است. رسانه ای که در کنار آزادی بیان، خود را به اصول اخلاقی پایبند بداند، نه ابزار فریب، بلکه وسیله رشد و روشنگری خواهد بود. پایبندی به اخلاق رسانه ای، تنها راه حفظ کرامت انسان و بازگرداندن روحیه حق طلبی و حقیقت جویی به رسانه های ارتباطاتی امروز است.
پی نوشت ها
[۱] moral.
[۲] Ethics این واژه را به اخلاقیات و فلسفه اخلاق نیز در فارسی ترجمه کرده اند که شاید هنگامی که این واژه به صورت مطلق یا عطف بر morality استعمال می شود، فلسفه اخلاق معادل مناسب تری برای آن باشد. (م).
[۳] کاظم معتمد نژاد، اصول اخلاق حرفه روزنامه نگاری، فصل نامه رسانه، ش ۶۶، ص۳۵.
[۴] کاظم معتمد نژاد، اصول اخلاق حرفه روزنامه نگاری، فصل نامه رسانه، ش ۶۶، ص۳۱-۳۳.
[۵] ملوین دفلور و اورت ای دنیس، شناخت ارتباطات جمعی، ص ۶۸۹-۶۹۲.
[۶] نیز ر.ک: محسن اسماعیلی، تعامل حقوق و اخلاق در رسانه ها، فصل نامه رسانه، ش۶۶، ص۱۰-۱۱.
[۷] John M. Phelan, media, Ibid, P. 560.
[۸] stereotyping.
[۹] dissent and avant-gardism.
[۱۰] meta-language.
[۱۱] mediaspeak.
[۱۲] Espranto.
[۱۳] assumption – free.
[۱۴] Signal.
[۱۵] Strategic Defense Initiative.
[۱۶] total protection.
[۱۷] Stare Wars.
منبع اقتباس: جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی؛ چالش ها و کاوش های نوین در اخلاق عملی، قم، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۳۸۲-۳۹۱.