استانداردها و اصول و شرایط تنبیه کردن کودک

استانداردها و اصول و شرایط تنبیه کردن کودک

۱۳۹۴-۱۲-۱۶

552 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تنبیه کردن کودک، عبارتست از اعمال کیفر و تحمیل رنج به او به عنوان مجازات برای رفتار گذشته اش. تنبیه کردن کودک از سوی والدین بدین منظور است که کودک، رفتار نادرست گذشته اش را اصلاح نموده و آن را تکرار نکند. البته همان طوری که از آیات و روایات بر می آید، تنبیه کردن و کیفر در تربیت اسلامی، اولین و تنها راه کنترل نیست بلکه هنگامی که ارشادها و نصیحت ها، بی اعتنایی ها و تذکر ها مفید واقع نشود، مسئله تنبیه کردن پیش خواهد آمد.

تنبیه کار زشت و به موقع خودش الزامی است. اگر احساسات و عکس العمل های شما برای وادار کردن کودک به انجام کارهای قابل قبول و یا خودداری از کارهای نا پسند کافی نیست، باید از روش تنبیه کردن استفاده کنید. تنبیه، تاوانی است که کودک برای اطاعت نکردن از مقررات می پردازد. بدیهی است منظور ما از توسل به تنبیه در این نوشتار، لزوما تنبیه بدنی کودکان نیست و اولویت، با روش های جایگزین تنبیه کودک است.

تنبیه کردن متناسب با خطا

تنبیه باید تا آنجا که ممکن است با خطا متناسب باشد. محروم کردن کودک از شرکت در مسابقه فوتبالی که با اشتیاق بسیار زیادی انتظارش را کشیده است، به این دلیل که اتاقش را مرتب نکرده بسیار نامتناسب است. وقتی شدت تنبیه بسیار زیاد باشد، ممکن است کودک نتواند آن چیزی را بیاموزد که شما قصد آموختنش را به او داشته اید.

شما ممکن است بخواهید اهمیت رفتار را به طریق خاصی به او نشان دهید، اما کودک، تنبیه شما را ظلم به خود تلقی خواهد کرد و در نتیجه، موضوع کار ناپسند خود را فراموش می کند. او به خود حق می دهد که شما را آدمی خشن بداند. او به هیچ وجه قادر نیست رفتار خود را غلط بداند؛ به خصوص وقتی که شدت تنبیه، روی مسئله اصلی سایه بیندازد. تنبیه ملایم تر به احتمال بیشتری کودک را متوجه کار ناپسند خود می کند و بیشتر احتمال دارد که رفتار خود را عوض نماید و آن طور که شایسته است رفتار کند.

روشی کارساز در تنبیه

تحقیقات نشان داده اند که تنبیه بسیار شدید، باعث می شود تا کودک یاد بگیرد که بار دیگر نباید گیر بیفتد. اگر کودک شما، یک کار ناپسند را به دفعات تکرار می کند، رفتارش را به تذکر دهید و بگویید که به نظر شما، او باید تنبیه بشود. به او بگویید برای این که تنبیه اش عادلانه باشد، باید به اتفاق هم در مورد نوع تنبیه تصمیم بگیرید و از او بپرسید که به نظر او چه تنبیهی مناسب است.

پاسخ او، شما را به حیرت وا می دارد؛ زیرا آنچه او به شما پیشنهاد می کند، آنقدر شدید است که شما حتی فکرش را هم نمی کرده اید! وقتی او را در این تصمیم گیری شرکت می دهید در موقعیتی قرار می گیرید که می توانید به او تخفیف دهید و از شدت تنبیه بکاهید، شما همچنان حاکم باقی میمانید اما ملایمت و حمایت و قضاوت عادلانه ی خود را هم نشان می دهید.

تنبیه، وقتی می تواند در تربیت کودک موثر باشد که شما اوضاع را تحت کنترل داشته باشید اما در عین حال باید علاقه و توجه خود را هم به کودک نشان بدهید. شما باید به او نشان دهید که احساسات او را در نظر می گیرید و به او بفهمانید که او را درک می کنید. تنبیه کردن بدون در نظر گرفتن احساسات، منظور شما را برآورده نمی کند. والدین می توانند قیافه شرمنده ای به خود بگیرند و به کودک بگویند که متاسفانه مجبور به تنبیه او هستند؛ زیرا هر راه دیگری، با شکست مواجه شده و این آخرین راه حل آنهاست.

در اینجا بجاست تا به روایتی از امام موسی بن جعفر (ع) اشاره شود که در جواب شخصی که راجع به کودک خود شکایت داشت، فرمودند: او را مزن، با او قهر کن، ولی طول مده و زود، آشتی کن.(۱)

استانداردهایی برای تنبیه کردن

برای بسیاری از مردم، واژه انضباط، مترادف با تنبیه است. اغلب ما در خانواده هایی پرورش می یابیم که در آن تنبیه و پاداش روشی بوده که در مورد انضباط دهی به بچه ها به کار می رفته است؛ اما این روش، به بچه ها فرصت انتخاب نمی دهد تا بتوانند مسئولیت پذیری را بیاموزند. گرچه پاداش و تنبیه ممکن است در سنین پایین موثر به نظر آید ولی ممکن است در دراز مدت موثر نباشد.

اما با همه این اوصاف، منظور ما این نیست که کلا روش های تنبیهی مطرود و غیرموثر است در حالی که در برخی از شرایط صرفا تنبیه است که می تواند موثر باشد. البته تنبیه یک کودک، کار آسانی نیست و انجام آن، همراه با غم و رنجش فراوان هم برای کودک و هم برای والدین است. نکاتی که در ادامه مطلب پیرامون تنبیه کردن بیان می کنیم، به شما کمک می کند تا یک تنبیه متناسب و لطیف برای کودکتان به کار ببرید.

کودکان باید بیاموزند که کردارشان توام با نتایج و عواقبی است. بدون این عواقب، کودکان، افرادی خودخواه و گردنکش بار می آیند و این وظیفه اولیاست که به یک کودک بیاموزند که شخصی مهربان، منصف، صادق و درستکار باشد. از آنجایی که بیشترین یادگیری کودکان از طریق الگوها و نمونه هاست، این که ما از به کار بردن کلمات خشن و تنبیه های غیر انسانی استفاده نکنیم بسیار حایز اهمیت است.

لذا مرزها و محدودیت هایی را مقرر کنید. والدین باید بدانند که چه نوع محدودیت هایی ختم به چالش همیشگی و دائمی کودک می شود. والدین لازم است به حرف خودشان عمل کنند آنچه که حالا خوب و پسندیده نیست، فردا و پس فردا هم نباید پسندیده باشد. هیچ گونه انحرافی از مقررات نباید داشته باشید و الا کودک گیج و سر در گم خواهد شد.

تنبیه، باید متناسب با جرم باشد. تنبیه های کوچک برای بدرفتاری های کوچک، و تنبیه های بزرگ، برای بی ادبی های بزرگ.

حفظ خونسردی و آرامش

والدین باید بسیار تلاش کنند که تعادل خود را از دست ندهند؛ زیرا ممکن است حرفها و یا کارهایی انجام دهند که در آینده، ختم به پشیمانی گردد. از همه اینها گذشته، آنها فقط کودک هستند و کودکان، اشتباهات زیادی مرتکب می شوند و البته گاه ارتکاب این رفتارها، صرفا برای آزمایش اطرافیان است.

ایجاد وقفه یا استراحت اجباری

توقف و وقفه ایجاد کردن، یک ابزار بسیار خوب برای تنبیه کردن است که نه برای کودک و نه اولیا توام با تحقیر نمی باشد. قوانین یک وقفه عبارتند از:

۱-کودک را از موقعیت دور کنید.

۲-آنها را در یک مکان خاص قرار دهید تا تحریک نشود.

۳-با لحنی بسیار قاطع و محکم و بدون جیغ و فریاد، به آنها بگویید که کارش ناپسند بوده است و باید تا پایان یک مدت خاص، در آن محل باقی بماند، نه صحبت کند و نه جیغ و نه …

۴-این مکان به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه است.

۵-وقتی که زمان تمام می شود، کودک باید فورا به خاطر رفتارش از اولیا عذرخواهی کند و در صورت امکان و مناسب بودن جو، از فردی هم که با او بد رفتاری شده، عذرخواهی کند.

۶-اگر کودک از عذر خواهی پرهیز کرد او را به محل انزوایش باز گردانید و مراحل را تکرار کنید. اگر هنوز هم حاضر به عذرخواهی نیست، باید یک راست به اتاقش برود و تا زمانی که برای بیرون آمدن و عذرخواهی کردن آماده نشده است، بیرون نیاید. نکته قابل اهمیت این است که شما باید بازی های ویدیویی و کامپیوتری و یا هر وسیله سرگرمی دیگر را از اتاقش خارج کنید.

قطع امتیازات و حقوق ویژه

اگر کودکی، کاری بسیار ناشایست را انجام داد، امتیازات خاصی مانند حق تماشای تلویزیون و بازی های کامپیوتری و … را از او سلب کنید. مدت تنبیه، از روی میزان نادرستی عمل انجام شده مشخص می شود.

تذکر دادن

برخی از اشتباهات، در حد تنبیه کردن نیستند بلکه لازم است به کودک اخطار داده شود که اگر به این رفتار ادامه دهد، تنبیه خواهد شد. اطمینان حاصل کنید که به طور واضح و با لحنی قاطع، به کودک تذکر داده اید که اگر ادامه دهد او را تنبیه خواهید کرد؛ مثلا اگر کودکتان موقع صرف شام، خودسری می کند، به او بگویید که اگر ادامه دهی، تو را به اتاق انزوا خواهم برد و اجازه شام خوردن دسته جمعی را نخواهد داشت. اطمینان حاصل کنید که متوجه تذکر شما هست و گرنه در آینده هم، شما را جدی نمی گیرد.

اگر کودکتان، گردنکش است مانند یک والدین مسئولیت پذیر عمل کنید و از همین حالا، مشکل را حل کنید. یادتان باشد هیچ کس حتی والدین، افراد گردنکش و متمرد را دوست ندارند. اگر کودک شما، متهم به گردن کشی است، توصیه می کنیم که این مساله را جدی بگیرید؛ زیرا این اتهام، به ندرت خلاف واقع است.

یک گفتگوی جدی درباره موقعیت پیش آمده با کودکتان داشته باشید او را از طریق محرومیت از امتیازات ویژه در طی یک زمان مشخص تنبیه کنید. یک روز یا یک هفته، بسته به نوع رفتار، به او تذکر دهید که اگر به این روند ادامه دهد به طور کامل او را از این امتیازات محروم خواهید کرد. (نه فوتبال، نه کلاس ورزشی و …).

کودک شما در اسرع وقت، باید از بقیه بچه ها عذرخواهی کند حتی اگر مجبور باشید مجددا او را به آن محل ببرید. اگر مجددا گردنکشی رخ داد، باز هم او را تنبیه کنید و امکانات او را به طور کلی قطع کنید. اگر باز هم در موقعیت دیگری، گردنکشی کرد، توصیه می شود که با یک روانشناس مجرب، صحبت داشته باشید و خیلی سریع، مشکل را ریشه ای بررسی نمایید.

اصول و شرایط تنبیه کردن

اگر اصول و شرایط تنبیه کردن رعایت شود تا حدودى می توان گفت تنبیه، مؤثر واقع خواهد شد. برخى از مهم‏ترین اصول و شرایط تنبیه مؤثر عبارتند از:

۱-مستحق تنبیه بودن

ابتدا باید دید آیا کودک، استحقاق تنبیه را دارد یا نه؟ اگر دارد، استحقاق چه تنبیهى را؟ کتک زدن؟ محروم شدن؟ سرزنش و ملامت شنیدن؟ و لذا در مواردى که معلوم شده باشد که کودک مستحق تنبیه نیست، نباید تنبیه کرد؛ مثلا اگر کودک بر اثر بی توجهى، ظرفى را شکسته است، مستحق تنبیه نیست و تنبیه کردن او، مؤثر نیست و گاهى اثر عکس دارد.

۲-تنبیه کردن به اندازه

تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد بلکه باید ملاحظه شود که مقدار جرم و خطا در چه حدى است و تنبیهى متناسب و به اندازه آن براى مجازات در نظر گرفته شود، پیامبر اکرم (ص) در روایت اسد بن‏وداعه پس از آن که سه مرتبه از تنبیه کردن نهى کرد فرمود: اگر تنبیه کردى، به اندازه گناه، تنبیه کن.(۲)

۳-تنبیه کردن متناسب با سن کودک

اصل مهم دیگر در تنبیه کردن، رعایت سن کودک در تنبیه است. مثلا کودک خردسال برابر تنبیه، احساس بی پناهى می کند و این موجب وارد آمدن صدمه روانى بر کودک است. لذا در وقت تنبیه کردن، باید قوت بدنى، سن و شخصیت افراد را در نظر داشت. در روایت حماد بن‏ عثمان امام صادق (ع) فرمود: «هر مقدار که حاکم مصلحت بداند برحسب مقدار گناه و یا قدرت بدنى شخص تعزیر کند.»(۳) نیز از حضرت على (ع) نقل شده است که گاهى نصف یا ثلث تازیانه را می گرفت و برحسب سن کودکان آنها را حد میزد.

۴-وضعیت رشد کودک

رعایت رشد نیز مهم است. کودکى که شدیداً وابسته و نازپرورده است، در تنبیه، درد شدیدى را متحمل می شود. همچنین شرایط جسمى، روحى، فکرى، خانوادگى هر کدام اقتضائاتى دارد که باید کاملاً رعایت شود و حساب شده تصمیم گیرى شود. کودکان باهوش اگر تنبیه شوند، بیشتر از کودکان کم‏ هوش صدمه می بینند.

۵-تناسب بین جرم و تنبیه

در تنبیه کردن، باید شرط تناسب رعایت شود. شرط تناسب یعنى تناسب و میزان جرم با تنبیه هم باید رعایت شود به خاطر مسئله ناچیزى، کودک را نباید تنبیه کرد و باید نوع جرم و تنبیهى که در نظر گرفته می شود ملاحظه شود و هماهنگى و تناسب بین آنها حفظ شود.

۶-رعایت عدالت

یکى از شرایط مهم تنبیه کردن، رعایت عدالت است. هیچ گاه نباید کودک را به خاطر تشّفى خاطر خود یا براى انتقام جویى تنبیه کرد بلکه همواره باید صلاح کودک مدنظر باشد، نه تشّفى خاطر، یا فرو نشاندن غضب و یا انتقام گیرى از وى؛ زیرا تنبیه کردن با این اغراض، چه بسا آثار زیانبار و ناگوار ماندگاری را به دنبال داشته باشد.

۷-رعایت تنوع در تنبیه کردن

در تنبیه کردن، شرط رعایت تنّوع نیز لازم است، چه بسا یک شیوه کارساز نباشد. باید بدانیم کدام نوع از تنبیه را بکار ببریم و اصرار نداشته باشیم همیشه مثلا از شیوه ملامت کردن استفاده کنیم. اسلام می گوید در تنبیه کردن، باید مراحل و مراتب آن را رعایت کرد و باید از مرحله ضعیف شروع کرد؛ زیرا شاید با اجراى مرحله ‏اى ضعیف از تنبیه، مثل یک تغییر چهره، کودک به اشتباه خود پى ببرد و اصلاح شود که در این صورت دیگر نیازى به مراحل بالاتر و تنبیه بدنى نخواهد بود.

۸-اکتفا به حداقل ها در تنبیه کردن

آخرین اصل و شرط مهم در تنبیه کردن، شرط حداقل است؛ زیرا هدف از تنبیه، آگاهى و اصلاح کودک است و وقتى هدف حاصل شد، دیگر زیاده روی در تنبیه کردن معنى ندارد. همینطور اگر پس از تنبیه کردن کودک، رفتار او اصلاح شد، دیگر نباید رفتار خلاف او را به رخ کشید و آن را بهانه ‏اى مجدد براى تنبیه کردن و سرزنش او قرار دهیم.

همچنین تنبیه کردن، نباید با خشونت و با ظرفیت حداکثر توان اعمال شود مخصوصاً اگر اعمال آن براى اولین بار و آن هم براى کودک باشد؛ زیرا این گونه تنبیهات، زمینه را براى احساس بی پناهى کودک و در نتیجه فساد و گاهى تعدد شخصیت فراهم می کند و پیش از آن که سبب هدایت و اصلاح شود، عامل بدبختى کودک خواهد شد.

فوائد تنبیه کردن بجا و متناسب‏

اگر تنبیه کردن، در جای خود و با حفظ شرایطش انجام شود، این آثار و فواید مثبت را در پی دارد:

الف-اصلاح رفتار

این فایده را به همراه دارد که کودک را سر عقل می آورد و او در می یابد که عمل خطایى را مرتکب شده و از تکرار آن، باید خوددارى کند. بر اساس اصل شرطى شدن، کودک رابطه اى بین عمل و کیفر می یابد؛ می فهمد هر بارى که عمل ناروایى را انجام دهد، باید زجر و رنج آن را هم تحمل کند و به این نتیجه می رسد که سودش، در ترک آن عمل است.

ب-یافتن راه صواب‏

گاهی تنبیه کردن می تواند وسیله اى باشد براى یافتن راه صواب؛ یعنى کودک به این نتیجه می رسد که این راه، قابل تکرار نیست و باید شیوه دیگرى را در پیش گرفت، راه دیگرى که از تنبیه شدن مصون باشد.

ج-اثربخشى فورى

از فواید دیگر تنبیه کردن، اثربخشى فورى آن بر روى فرد است. کودکى را در نظر بگیرید که در خانه یا مدرسه شرارت می کند، مزاحم دیگران است، سر و صدا به راه انداخته و براى دیگران صدمه آفریده است یا با لجبازى‏ هاى خود در خانه آتش افروخته و براى دیگران رنج می آفریند. شاید شور و آشوب که او به پا کرده اجازه نمی دهد که کودک به خود آید و دست از عمل ناروایش بردارد. در چنین صورتى یک تنبیه حساب شده، می تواند محیطى را ساکت و آرام کند. جلوى آشوب و آتش ‏افروزی هاى او را بگیرد و مجالى براى مربى پدید آورد، که بتواند اوضاع را سر و سامان دهد و رفتار او را مدیریت کند.

د-تضعیف رفتار

تنبیه کردن، در مواردى می تواند نقش ضعیف کننده ‏اى را براى رفتار کودک ایفا کند و کودک تدریجا نسبت به آن رفتار بی اعتنا شده و از بدى رفتار خود بکاهد.

ه-ایجاد بیدارى

گاهى تنبیه، آدمى را به خود آورده و بیدار می کند؛ به عبارت دیگر، عامل هشداردهنده و بیدارى آفرین است. عواقب سوء و نامیمون عمل و تداوم ارتکاب، و عوارض سوئى که در انتظارش است، او را بیدار و متنبه می کند.

مضرات تنبیه کردن‏

باید توجه داشت که تنبیه کردن کودک به منظور تغییر رفتار او، گاه آثار ناخوشایند و زیانبارى را به دنبال دارد که ذیلاً به برخى از آنها اشاره می کنیم:

۱-یکى از اثرات منفى تنبیه کردن، این است که تنبیه در شخص تنبیه شده نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران، پرخاشگرى ایجاد می کند. افرادى که تنبیه می شوند در برابر آن واکنش متقابل نشان می دهند و باعث پرخاشگرى نسبت به شخص تنبیه کننده و دیگران می شوند و حتى ممکن است به دلیل مقاومت کردن، علاوه بر پرخاشگرى، فرار از خانه، انحراف اجتماعى و اخلاقى را به دنبال خود بیاورد.

۲-اثر دوم این است که تنبیه، گاه آثار جانبى نامطلوب به بار می آورد. ممکن است تنبیه، در افرادى مخصوصاً کودکان، سبب ترس، وحشت و اضطراب گردد و تا مدت هاى زیادى دوام یابد و این ترس، به محرک‏ه اى مختلفى که هنگام تنبیه شدن او حضور دارند تعمیم می یابد؛ مثلاً کودک که توسط معلم تنبیه شده، بعداً بر اثر تعمیم از مدرسه و مربى و مدیر و تمام محیط آموزشى زده می شود.

۳-در برخى از موارد ممکن است، تنبیه باعث افزایش رفتار نامطلوب شود و شخص تنبیه‏ شونده آن را وسیله اى براى ابراز وجود بداند؛ مثلاً دانش آموزى که به خاطر رفتار نامطلوبش از بلندگوى مدرسه نامش خوانده می شود و یا در تابلوى مدرسه و یا روى تخته سیاه نوشته می شود، احساس خود بزرگ بینى کند و به دوستان خود هم بگوید ببین اسم من را می خوانند! و یا ممکن است معلم، دانش آموز را به خاطر رفتار ناپسندش، از کلاس بیرون کند، او هم به حیاط مدرسه برود و بازى کند. پس او تقویت می شود و این نگرش در او به وجود می آید که براى بازى کردن باید رفتار ناپسند از خود نشان دهد.

۴-در غیاب عوامل تنبیه کننده، و وقتى که عامل تنبیه ‏کننده نباشد، ممکن است رفتارهاى نامطلوب دوباره بروز کند؛ مثلاً به محض این که معلم از کلاس بیرون می رود، دانش آموز دیگرى را کتک بزند؛ هنگامى که پلیس نباشد، راننده خاطى از چراغ قرمز رد شود و غیره. این افراد آموخته اند که در حضور عوامل تنبیه کننده، این رفتارها را واپس بزنند. بنابراین اثر تنبیه، دائمى نیست.

۵-گفته شده که تنبیه، به ارگانیسم نشان می دهد که چکار نکند، نه این که چکار بکند؛ یعنى وقتى که فردى را تنبیه می کنیم به او می گوییم، چه کارى را انجام ندهد، برعکس تقویت، که با تشویق کردن به او می فهمانیم که کارش را ادامه دهد ولى تنبیه به او نمی آموزد که چه کارى را انجام دهد، فقط او را از کارش باز داشته‏ ایم. پس نقش تعلیمى و تربیتى تشویق را ندارد و مانند تشویق، منجر به یادگیرى نمی شود.

۶-وقتى از تنبیه استفاده می شود، خاطره ناخوشایندى را در ذهن ایجاد می کند و ممکن است در موقع دیگر، انتقام بگیرد یا لااقل کودک می آموزد که در بعضى موقعیت‏ ها، صدمه زدن به دیگران جایز است.

۷-تنبیه بدنى ممکن است باعث صدمه جسمانى گردد؛ مثلاً در برخى موارد، معلمى که دانش آموزى را کتک زده، باعث ناشنوایى او شده است و عوارض نامطلوب دیگرى ممکن است به وجود بیاید.

۸-شخصى که مرتب تنبیه می شود، احساس حقارت و خود کم بینى در او شکل می گیرد و این نگرش را کسب می کند که من، به درد هیچ کارى نمی خورم. براى نمونه، کودکى که به سبب ریخت و پاش چیزها تنبیه می شود، یک بچه گریه‏ کن از آب در می آید. اگر این تفکر به جود آید، شخص حتى از استعدادى هم که دارد، نمى ‏تواند به نحو مطلوب به دلیل احساس حقارتى که بوجود آمده است، استفاده نماید.

تحلیل نتایج‏ درباره تنبیه کردن

با همه این وجود، گاهى تنبیه کردن، هم از نظر اسلام و هم از دیدگاه تربیتى و روانشناختى، ضرورت پیدا می کند که براى آخرین راه اصلاح و راه چاره از آن استفاده کنیم. البته اجراى تنبیه، تابع اصول و شرایط تنبیه باید باشد از جمله:

۱-تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد.

۲-در تنبیه باید قوت بدنى، سن و شخصیت افراد را در نظر داشت.

۳-از تنبیه در حال غضب، باید اجتناب کرد.

۴-اگر کودک قبل از این که تنبیه شود، متنبه شد نباید او را تنبیه کرد؛ زیرا هدف از تنبیه آگاهى و اصلاح کودک است و وقتى هدف حاصل شد دیگر تنبیه، معنى ندارد.

۵-در صورتى می توان کودک را تنبیه کرد که علم به خلاف و بد بودن عمل و کیفر داشتن آن را داشته باشیم.

۶-نباید کودک را به خاطر تشفى خاطر خود تنبیه کرد بلکه همواره باید صلاح کودک مدنظر باشد.

۷-در تنبیه باید مراحل و مراتب آن را رعایت کرد، و باید از مرحله ضعیف شروع کرد؛ زیرا شاید با اجراى مرحله اى ضعیف از تنبیه مثلاً یک تغییر چهره کودک به اشتباه خود پى ببرد، و اصلاح شود که در این صورت دیگر نیازى به تنبیه بدنى نخواهد بود.

۸-هنگامى که هیچ کدام از تکنیک هاى تغییر رفتار نامطلوب (خاموشى، اشباع و تقویت رفتار مغایر) اثرى نداشت، به عنوان آخرین راه چاره باشد.

۹-تنبیه کردن، باید با هدف یاد دادن چیزى به کودک جهت اطلاع و اخطار که آن عامل خطرناک است باشد؛ مثلاً کودکى که شناختى نسبت به خطرناک بودن وسایل برقى ندارد وقتى به آن نزدیک می شود، با صداى بلند و ژست ناخوشایندى به او می فهمانیم که به او دست نزند.

۱۰-هنگامى که شخص، رفتارى خلاف مقررات انجام داده و باید مورد تنبیه قرار گیرد تا رفتارهاى نامطلوبش از بین برود، مانند بزهکاران اجتماعى یا بعضى مواقع براى عبرت گرفتن دیگران راهى جز تنبیه کردن نداریم.

۱۱-در تنبیه کردن، باید برنامه داشته باشیم، تا براى تغییر رفتار، مؤثر واقع شود، والا اثر تنبیه، ناچیز خواهد بود.

 

پی نوشت ها

۱-علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۳ ص ۱۱۴.

۲-المیثمى، حافظ نورالدین؛ مجمع الزوائد و منبع الفوائد؛ بیروت(۱۴۰۸)؛ ج ۸، ص‏۱۰۶
3-وسائل الشیعه، ج‏۱۸، ص‏۵۸۴، روایت‏۳

منابع اقتباس

تشویق و تنبیه از دیدگاه قرآن کریم؛ کبری (فرشته) کاشانی ها؛ موسسه فرهنگی نشر ورامین

کاش والدینم می دانستند؛ نوشته دکتر لی سالک؛ ترجمه مهندس کامران دبیری؛ نشر رامین

پیام زن؛ شماره ۲۱۰؛ نویسنده: مهرنوش اکبرى

بخش خانواده ایرانی تبیان؛ مریم عطاریان