حضرت امام سجاد (علیه السلام) در مواقع بسیاری سوالات و شبهات مختلفی را به بهترین وجه پاسخ می دادند که در این نوشتار دو نمونه از احتجاجات امام سجاد (علیه السلام) با مخالفین را مورد بررسی قرار می دهیم.
احتجاج امام سجاد (علیه السلام) در مورد افرادی که به دست حضرت علی (علیه السلام)کشته شدند
مردى از اهالى بصره نزد حضرت امام سجاد (علیه السلام) آمده و عرض کرد: اى على بن حسين! جد شما على بن ابىطالب اهل ايمان را به قتل رساند!
با اين سخن، اشك از ديدگان آن حضرت جاری و در كف دستش جمع گشت، سپس آن را بر ريگ ها ریخت و فرمود:
«اى برادر اهل بصره! نه! به خدا اين گونه نيست، على هيچ مومنى را نكشت و خون هيچ مسلمانى را نريخت، آنان اهل اسلام نبودند بلكه در دل كافر و در ظاهر مسلمان بودند و زمانى كه بر كفر خود يار و اعوانى يافتند آن را آشكار ساختند، در حالی كه اهل خبره و حافظان آل محمد نيك آگاهند كه اصحاب جمل و صفین و نهروان بر زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) لعن شده اند، پس رسوا باد آن كه افتراى بر خدا و رسول بست!»
شيخى از اهالى كوفه گفت: اى على بن حسين! جد تو (على بن ابیطالب) می گفت: «برادرانمان بر ما ستم نمودند».
حضرت (علیه السلام) فرمودند: مگر اين آيه را تلاوت نكرده اى «و به قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم»(اعراف:65)، و قوم عاد نيز مانند همان برادرانى است كه در كلام امير المومنين آمده، خداوند هود و يارانش را نجات داد و قوم عاد را با بادى عقيم هلاك ساخت.
احتجاج امام سجاد (علیه السلام) در مورد عذاب نکردن قاتلین امام حسین (علیه السلام)
در روایات آمده روزی امام سجاد (عليه السلام) پس از بازگويى و شرح سرگذشت مسخ شدگان قوم بنى اسرائيل و تبدیل شدن آنان به ميمون، فرمود:
«خداوند اين قوم را به جهت صيد ماهى در روز شنبه مسخ فرمود، شما فكر می كنيد خداوند با اين مردمى كه اولاد پيامبرش را كشته و حرمت او را شكستند چه خواهد كرد؟ پروردگار اگر چه در اين دنيا ايشان را مسخ نكرد ولى براى اينان چندين برابر عذاب مسخ، در آخرت شكنجه اى سخت آماده فرموده است.»
يكى در آن میان پرسيد: «اى زاده رسول خدا! ما اين حديث را شنيده بوديم، ولى برخى از ناصبين به ما می گويند اگر قتل حسين بن على (عليهما السلام) باطل بود كه آن از صيد روز شنبه به مراتب عظيم تر و سخت تر بوده، پس آيا نبايد خداوند بيشتر از آن مقدار كه بر صيادان روز شنبه غضب كرد بر قاتلين آن حضرت خشم كند؟!»
حضرت (علیه السلام) فرمودند: «به اين ناصبان بگو مگر گناهان ابليس بزرگتر از كسانى نيست كه به اغواى او كافر شدند؛ پس چرا خداوند آنان را مثل قوم نوح و فرعون هلاك كرد ولى با ابليس كارى نكرد، مگر او به هلاكت شايسته تر نيست؟! پس چرا خداوند اين مردمى كه به جهت ابليس مرتكب عمل موبقات[1] شدند را نابود كرد ولى ابليس را با آن همه نیرنگ مهلت داد؟!
مگر نه اين است كه پروردگار ما با تدبير و حكم خود حكيم است كه چه كسى را هلاك و چه كسى را باقى گذارد؟ پس همين طور درباره صيادان روز شنبه و قاتلان حسين (عليه السلام) حكيمانه حكم فرموده و بازخواست، مختص بندگان است نه حضرت حق.»
همچنین امام باقر، محمد بن على بن الحسين (عليهم السلام) فرمودند: «وقتى پدرم اين حديث را بازگفت يكى از افراد مجلس ندا داد، اى زاده رسول خدا! چگونه خدا نسل اين گروه را به خاطر گناهان و معاصى گذشتگان و پدرانشان مورد عتاب و توبيخ قرار می دهد، با اينكه خود فرموده که هيچ كسى بار ديگرى را بر دوش نگيرد؟(انعام: 164)
حضرت زين العابدين (عليه السلام) فرمودند: بى شك قرآن به لغت عرب نازل شده و آن اهل زبان را به لغتشان مخاطب قرار می دهد؛
(برای مثال) مردى از قبيله تيم- كه قبيله اش يك شهرى را غارت كرده و همه را كشته بودند- می گوید: فلان شهر را غارت كرديد و فلان كار را انجام داديد، ولى فرد عرب- بجاى لفظ غارت- می گويد: ما فلان كار را با فلان قبيله كرديم، و ما آل فلان را به اسارت گرفتيم، و ما فلان شهر را نابود كرديم. قصد آن را ندارند كه خود را در آن كار شريك بدانند، قصد آنان سركوفت است و قصد اينان افتخار است كه قوم ايشان بود كه فلان كار را انجام داد.
كلام خداوند در اين آيات فقط قصد توبيخ گذشتگان و سرزنش اين افرادى است كه امروز بر آن كردار مباهات می كنند؛ زيرا آن لغتى است كه قرآن بر آن پايه نازل شده است و بدين خاطر بود كه بازماندگان از اعمال گذشتگان خود راضى و خشنود بودند و آن را بر آنان روا می داشتند؛ پس می شود به ايشان گفت: شما مرتكب آن اعمال شديد (يعنى: به زشتى كارشان رضايت داديد).»
نتیجه گیری
امام سجاد (علیه السلام) در این احتجاج چند شبهه مهم که از طرف مخالفین مطرح شده را با استفاده حکیمانه از آیات و داستان های قرآنی و استدلال های قوی منطقی و کلامی پاسخ می دهند به گونه ای که طرف مقابل در برابر دلایل و استدلالات امام، بی پاسخ و ناتوان می گردد.
پی نوشت
[1] . موبقات: معاصى و گناهان.
منبع
ابو منصور طبرسى؛ ترجمه از بهزاد جعفرى؛ الاحتجاج؛ 548 ق؛ انتشارات اسلاميه؛ تهران؛ اول؛ 1381 ش