دست و پای خداوند از اموری است که وهابیت به آن اعتقاد دارد. اعتقاد به دست و پای خداوند از سوی ابن تیمیه و ابن قیم جوزی مطرح شده و وهابیان هم این عقیده را پذیرفته اند.
ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه[1] و دیگر آثارش به صراحت تمام می گوید خداوند دارای دو دست است که هرکدام از این دو دست کار مخصوص به خودشان را انجام می دهد و به کار همدیگر دخالت نمی کند. در این رابطه حدیثی نقل می کند و آن را صحیح می داند و در کتاب«دقایق التفسیر» می گوید: خداوند در روز قیامت دست خود را داخل آتش جهنم می کند و هرکه را بخواهد بیرون می آورد «… و انه یدخل فی النار یده حتی یخرج من اراده».[2]
ابن قیّم در «صواعق المرسله» میگوید: خداوند آسمان را با یک دستش گرفته و زمین را با دست دیگرش گرفته است[3] و در جای دیگر می گوید خداوند سه چیز را مخصوصا با دست خودش خلق کرده است، یکی آدم و دیگری جنت فردوس و از سومی نام نبرده است.[4]
ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه[5] و کتب دیگر و ابن قیم شاگردش در «حادی الارواح»[6] می گوید خداوند دارای پا است، به این بیان که در روز قیامت جهنم پر نمی شود و مرتب از خداوند می خواهد که چیزی در آن بریزد، خداوند هرچه از انسان ها داخل جهنم می افکند بازهم پر نمی شود و فریاد «هل من مزید» جهنم بلند است تا اینکه خداوند پایش را داخل جهنم می گذارد و آنگه جهنم پر می شود و می گوید: «قط قط» بس است بس است ؟!
و در کتاب دقایق التفسیر و کتب دیگر می گوید که خداوند دارای ساق می باشد و در این رابطه روایتی بدین گونه نقل می کند: در روز قیامت ساق خود را نشان می دهد و تمام مردان و زنان با ایمان در مقابل خدا به سجده می افتند.[7] ابن تیمیه در مقابل کسانی که گفته اند، ائمه حدیث از این روایت اعراض کرده اند به شدت مخالفت نموده و گفته است: این که ائمه از این گونه روایات اعراض نموده اند بهتان عظیم است.[8]
سوالات ما
1. آیا اعتقاد به دست و پای خداوند ملازم با جسمیت و شباهت خداوند به خلق نیست؟ این عقیده چگونه با توحید سازگاراست؟ آیا وهابیت به اشکالاتی که مترتب بر دست و پای خداوند می گردد قادر به پاسخ دادن خواهد بود؟ اگر خداوند «العیاذ بالله» دارای دست و پا های به این ویژگی ها باشد که در وهابیت بیان شده است، حتما نیازمند به آن ها است، بنابر این نیازمندی و احتیاج خداوند را چگونه توجیه خواهد نمود؟ در حالی که او غنی بالذات است و به هیچ چیزی نیازمند ومحتاج نیست. «إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»[9]
2. غزالی یکی از دانشمندان اهل سنت در نقد اینگونه پندارها می گوید: دست و یا عضوی با ویژگی های که در انسان وجود دارد در باره خداوند متعال محال است و خداوند از این امور مبرا ست، اگر کسی به ذهنش خطور کند که خداوند جسمی مرکب از اعضا ست، بت پرست است؛ زیرا هر جسمی افریده خداست، و پرستش آفریده گان کفر است و اگر بت پرستی کفر به شمار می رود، بدین سبب است که بت مخلوق است.[10] وهابی ها به این سخن غزالی چه جوابی دارد؟
3. بنا به صراحت قرآن کریم افعال خداوند با ارداه خدا محقق می شود . خداوند فرموده است: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ».[11]و برای انجام کار نیازی به دست و پا ندارد. آیا وهابی ها به وسیله اعتقاد شان به دست و پای خداوند صریحا در برابر این آیه شریفه قرار نگرفته و خدا را به عنوان یک انسان نه پنداشته است؟
نویسنده: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1] . ابن تیمیه، منهاج السنه، ج 1، ص 139، دره التعارض، ج 7، ص 12 و الحسنه و السئیه، ص 102؛ مجموع الفتاوی، ج 8 ، ص 95 ، دقایق التفسیر، ج 2 ص 171.
[2] . ابن تیمیه، دقایق التفسیر، ج 2، ص 171.
[3] . صواعق المرسله، ج 1، ص270.
[4] . همان، ج 1، ص 271.
[5] . ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنه، ج ۵، ص ۱۰۰، مصر، بولاق مطبعه کبرای امیریه، چ1، 1321ق؛ بیان تلبس الجهمیه، ج ۲، ص ۱۶۷؛ اجتماع الجیوش الاسلامی، ج ۱، ص ۱۰۰؛ مجموع الفتاوی، ج ۳ ، ص ۱۳۹؛ الفتاوی الکبری، ج ۵، ص ۹۶، بیروت، دارالمعرفة، بی تا.
[6] . ابن قیم جوزی، محمد بن ابی بکر، حادی الارواح، ج ۱، ص ۲۷۸ ؛ روضه المحبین، ج ۱، ص ۴۲۷ ؛ شرح قصیده ابن قیم، ج ۱، ص ۱۳۱.
[7] . ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، دقایق التفسیر، ج ۲، ص ۱۷۱؛ الفتاوی الکبری، ج ۵، ص ۳۰۲؛ مجموع الفتاوی، ج ۷ ، ص ۲۷۵؛ اجتماع الجیوش الاسلامی، ج ۱، ص ۳۴؛ الصواعق المرسله، ج ۱، ص ۲۵۲؛ حادی الارواح، ج ۱، ص ۲۱۲.
[8] . ابن تیمیه ، احمد بن عبدالحلیم، دقایق التفاسیر، ج ۲، ص ۱۷۱.
[9] . سوره حج، آیه 69.
[10] . تاریخ المذاهب الاسلامیه، ص 327.
[11] . سوره یس، آیه 82.