تواضع و فروتنی، از پسندیده ترین صفات اخلاقی است که به معنای شکسته نفسی و پایین آوردن خود نسبت به دیگران است، بطوری که زمینه احترام و تعظیم آنان را فراهم می کند. این فضیلت، نقطه مقابل تکبر و خودبرتربینی بوده و در قرآن و احادیث معصومان (ع) بارها به آن تاکید شده است. تواضع و فروتنی نه تنها در رابطه انسان با خدا بلکه در روابط انسانی نیز نقش کلیدی دارد و موجب رشد و تقویت محبت، همدلی و پذیرش فرد در جامعه می شود. در این مقاله، به بررسی ابعاد گوناگون تواضع و فروتنی پرداخته می شود.
معنا و مفهوم تواضع و فروتنی
مرحوم نراقی در معراج السعاده پیرامون تواضع و فروتنی می نویسد: «تواضع و فروتنی، ضد صفت کبر است و آن عبارتست از شکسته نفسى، که نگذارد آدمى خود را بالاتر از دیگرى بیند. لازمه آن، کردار و گفتار چندى است که دلالت بر تعظیم دیگران، و اکرام ایشان مى کند. مداومت بر آنها قوی ترین معالجه براى مرض کبر است. تواضع و فروتنی، از شرایف صفات و کرایم ملکات است».[۱]
«تواضع» از ماده «وضع» در اصل به معنى فرونهادن است، این تعبیر در مورد زنان باردار که مولود خود را به دنیا مى آورند به عنوان وضع حمل گفته مى شود و در مورد خسارت و زیان کردن و کمبود تعبیر «وضیعه» بکار مى رود و هنگامى که به عنوان یک صفت اخلاقى گفته مى شود، مفهومش این است که انسان خود را پایین تر از آنچه موقعیت اجتماعى اوست قرار دهد، به عکس تکبر که مفهومش برترى جویى و قرار دادن خویشتن برتر از موقعیت فردى و اجتماعى اوست.
بعضى از ارباب لغت «تواضع» را به معنى «تذلّل» تفسیر کرده اند و منظور از تذلّل در اینجا خضوع و فروتنى و تسلیم است. تعبیر به «فروتنى» در فارسى دقیقا همین معنا را مى رساند و این مسئله از خلال گفتار و رفتار انسان ها نمایان مى شود.
نشانه های تواضع و فروتنی
در حدیثى از امام رضا (ع) سوال شد: حد تواضع و فروتنی که اگر انسان آن را انجام دهد متواضع محسوب مى شود چیست؟ حضرت فرمود: «التَّوَاضُعُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا انْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنَزِّلُهَا مَنْزِلَتَهَا بِقَلْبٍ سَلِیمٍ لَایُحِبُّ انْ یَأْتِىَ الَى احَدٍ الّا مِثْلُ مَا یُؤْتَى الَیْهِ، انْ رَأىَ سَیِّئَهً دَرَاهَا بِالْحَسَنَهِ، کَاظِمُ الْغَیْظِ، عَافٍ عَنِ النَّاسِ، وَ اللَّهُ یُحِبُّ الُمحْسِنِینَ؛[۲]
تواضع درجات و مراحلى دارد: یکى از مراحل آن این است که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و در همان جایگاه با قلب سلیم (و پذیرش درونى) جاى دهد، دوست نداشته باشد کارى درباره کسى انجام دهد مگر همانند کارهایى که درباره او انجام مى دهند. هرگاه بدى از کسى ببیند آن را با نیکى پاسخ دهد، خشم خود را فرو برد، از گناهان مردم درگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد».
آنچه در این روایت آمده، در واقع نشانه هاى تواضع و فروتنی است که از طریق آن مى توان به تعریف تواضع نیز رسید.
امام باقر (ع) مىفرماید: «التَّوَاضُعُ الرِّضَا بِالَمجْلِسِ دُونَ شَرَفِهِ وَ انْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ لَقِیتَ وَ انْ تَتْرُکَ الْمِرَاءَ وَ انْ کُنْتَ مُحِقّاً؛[۳] تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشى و هرگاه کسى را ملاقات کردى در سلام پیشى بگیرى و جرّ و بحث را رها کنى هر چند حق با تو باشد».
در مورد نشانه هاى تواضع و فروتنی نیز روایات ارزشمندی در منابع اسلامى وارد شده است. امام على (ع) میفرماید: «ثَلَاثٌ هُنَّ رَأْسُ التَّوَاضُعِ: انْ یَبْدَءَ بِالسَّلَامِ مَنْ لَقِیَهُ، وَ یَرْضَى بِالدُّونِ مِنْ شَرَفِ الَمجْلِسِ، وَ یَکْرَهُ الرِّیَا وَ السُّمْعَهَ؛[۴] سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند، ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر و ریا و سمعه را ناخوش دارد».
در بعضى از روایات نشانه هاى دیگرى نیز بر آن افزوده شده از جمله: ترک «مراء» و «جدال» یعنى انسان به خاطر برترى جویى با دیگرى بحث نکند و دیگر عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند.[۵]
تقابل تواضع و فروتنی با تکبر
ناگفته پیداست که تواضع و فروتنى، نقطه مقابل تکبر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى کامل این دو از یکدیگر مشکل یا غیر ممکن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامى و هم در کلمات بزرگان اخلاق، این دو به یکدیگر آمیخته شده است. نکوهش از یکى، ملازم تمجید و ستایش از دیگرى است و ستایش از یکى همراه با نکوهش از دیگرى مى باشد؛ درست مثل اینکه بحثهاى مربوط به ستایش و تمجید از علم جداى از نکوهش از جهل نیست و نکوهش از جهل همراه ستایش علم است.
نسبت بین تکبر و تواضع و فروتنی، به اصطلاح نسبت میان ضدّین است نه وجود و عدم. هم تکبر یک صفت وجودى است و هم تواضع و هر دو در مقابل یکدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم که سخن از یکى الزاماً همراه با نفى دیگرى باشد. حضرت على (ع) مى فرماید: «ضَادُّوا الْکِبْرَ بِالتَّواضُعِ؛[۶] به وسیله تواضع، با تکبر که ضد آن است مقابله کنید».
تواضع و فروتنی در آیات قران
در ادامه، از باب نمونه به سه آیه از آیات مربوط به موضوع تواضع و فروتنی اشاره مى کنیم:
۱- «یَا ایُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِى اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ اذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ اعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ؛[۷] اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد (به خدا زیانى نمى رساند؛) خداوند به زودى جمعیتى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع، در برابر کافران سرسخت و نیرومندند».
در این آیه، سخن از گروهى از مؤمنان به میان آمده که مشمول فضل و عنایات الهى هستند؛ هم خدا را دوست مى دارند و هم محبوب پروردگارند. یکى از اوصاف بارز آنها این است که در برابر مؤمنان متواضعند و در برابر کافران نیرومند و قوى هستند.
«اذِلَّهٍ» جمع «ذلول» و «ذلیل» از مادّه «ذُلّ» (بر وزن حُرّ) در اصل به معنى نرمى و ملایمت و تسلیم است در حالى که «اعِزَّه» جمع «عزیز» از مادّه «عزه» به معنى شدت است. حیوانات رام را «ذلول» مى گویند چون ملایم و تسلیمند و «تذلیل» در آیه اشاره به سهولت چیدن میوه هاى بهشتى است.
گاه ذلت در مواردى بکار مى رود که معنى منفى دارد و آن در جایى است که از سوى غیر به انسان تحمیل مى شود وگرنه در ماده این لغت مفهوم منفى ذاتا وجود ندارد. به هر حال آیه فوق دلیل روشنى بر اهمیت تواضع و فروتنی و عظمت مقام متواضعین است، تواضعى که از درون جان انسان برخیزد و براى احترام به مؤمنى از مؤمنان و بنده اى از بندگان خدا باشد.
۲- «وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناً وَ اذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً؛[۸] بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانى هستند که با آرامش و بى تکبر بر زمین راه مى روند؛ و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى گویند (و با بى اعتنایى و بزرگوارى مى گذرند)».
این آیه، ناظر به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقى گروهى از بندگان خاص خداست که در طى آیات سوره فرقان از آیه ۶۳ تا آیه ۷۴ دوازده فضیلت بزرگ براى آنها ذکر شده است و جالب اینکه نخستین آنها همان صفت تواضع و فروتنی است. این نشان مى دهد همانگونه که تکبر خطرناکترین رذایل است، تواضع و فروتنی، مهمترین یا از مهمترین فضائل مى باشد.
«هون» مصدر است و به معنى نرمى و آرامش و تواضع و فروتنی است و استعمال مصدر در معنى اسم فاعل در اینجا به خاطر تأکید است، یعنى آنها چنان آرام و متواضعند که گویى عین تواضع شده اند. در آیه بعد از آن، سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاک خداست مى فرماید: «وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیَاماً؛[۹] آنها کسانى هستند که شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قیام مى کنند (و به بندگى و عبادت مى پردازند)».
«راغب» در کتاب «مفردات» مى گوید: «هون» دو معنى دارد: یکى از آنها خضوع و نرمشى است که از درون جان انسان بجوشد که این شایسته ستایش است (سپس به آیه مورد بحث اشاره مى کند) و در حدیث نبوى آمده است: «الْمُؤْمِنُ هَیِّنٌ لَیِّنٌ؛[۱۰] دوم خضوع و تذلّلى است که از سوى دیگرى بر انسان تحمیل شود و او را خوار کند».
ناگفته پیداست که منظور از «الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناً» این نیست که فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلکه منظور نفى هرگونه کبر و خودخواهى است که در تمام اعمال انسان و حتى در کیفیت راه رفتن که ساده ترین کار است آشکار مى شود؛ زیرا ملکات اخلاقى همیشه خود را در لابلاى گفتار و حرکات انسان نشان مى دهند تا آنجا که در بسیارى از مواقع از چگونگى راه رفتن انسان مى توان به بسیارى از صفات اخلاقى او راه برد.
«عِبَادُ الرَّحْمنِ» (بندگان خاص خدا) نخستین نشانشان، همان تواضع و فروتنی است، تواضعى که در تمام ذرات وجودشان نفوذ کرده و حتى در راه رفتن آنها آشکار است و اگر مى بینیم خداوند در سوره اسراء به پیامبرش دستور مى دهد «وَ لَا تَمْشِ فِى الْارْضِ مَرَحاً؛[۱۱] روى زمین با تکبر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نیست بلکه هدف، تواضع در همه کار است که نشانه بندگى و عبودیت خداست.
۳- «وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ؛[۱۲] (اى پیامبر!) بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پیروى مى کنند بگستر (و نسبت به آنها تواضع و مهربانى کن)».
«خَفْض» بر وزن «خشم» در اصل به معنى پایین آوردن است و «جناح» به معنى بال مى باشد؛ بنابراین «وَ اخَفْض جَناح» کنایه از تواضع آمیخته با محبت است، همانگونه که پرندگان هرگاه مى خواهند به جوجه هاى خود اظهار محبت کنند بال و پر خود مى گسترانند و آنها را زیر بال و پر مى گیرند تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگى حفظ شوند، پیامبر اسلام (ص) نیز مأمور بود بدینگونه مؤمنان را زیر بال و پر خود بگیرد! این تعبیر بسیار ظریف و پر معنى نکات مختلفى را در عبارت کوتاهى جمع کرده است. جایى که پیامبر مأمور به تواضع آمیخته با محبت در برابر مؤمنان باشد، تکلیف افراد امت روشن است؛ زیرا پیغمبر سرمشق و الگو و «اسوه» براى همه امت است.
شبیه همین تعبیر در سوره حجر نیز آمده است آنجا که مى فرماید: «وَ اخْفِضْ جَنَاحکَ لِلْمُؤْمِنِینَ؛[۱۳] که باز مخاطب در آن شخص پیامبر است و مأمور مى شود براى مؤمنان «خفض جناح» و تواضع و فروتنی آمیخته با محبت داشته باشد. شبیه این تعبیر با اندک تفاوتى در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره «اسراء» آمده، آنجا که مى فرماید: «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ؛[۱۴] بالهاى خود را در برابر آن دو (پدر و مادر) از محبت و لطف فرود آر (و تواضعى آمیخته با احترام و محبّت در برابر آنان داشته باش)».
از مجموع آیات فوق، استفاده مى شود که قرآن مجید نه تنها تکبر و استکبار را مورد مذمت قرار داده، بلکه نقطه مقابل آن یعنى تواضع و فروتنى را با تعبیرات گوناگون مورد تمجید قرار داده است.
تواضع و فروتنى در روایات اسلامى
در منابع شیعه و اهل سنت، احادیث فراوانى در مورد تواضع و فروتنی به چشم مى خورد که بعضى درباره اهمیت تواضع و فروتنی است و بعضى درباره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن مى باشد:
۱- رسول خدا (ص) می فرماید: «مَا لِى لَا ارى عَلَیْکُمْ حَلَاوَهَ الْعِبَادَهِ؟! قَالُوا وَ مَا حَلَاوَهُ الْعِبَادَهِ؟ قَالَ التَّوَاضُعُ؛[۱۵] چه مى شود که شیرینى عبادت را در شما نمى بینم؟ عرض کردند: شیرینى عبادت چیست؟ فرمود: تواضع است». ناگفته پیداست حقیقت عبادت، نهایت خضوع در برابر پروردگار است. کسى که شیرینى خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد، در برابر خلق خدا نیز متواضع است.
۲- امام علی (ع) می فرماید: «عَلَیْکَ بِالتَّوَاضُعِ فَانَّهُ مِنْ اعْظَمِ الْعِبَادَهِ؛[۱۶] بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است».
۳- امام حسن عسکرى (ع) می فرماید: «التَّوَاضُعُ نِعْمَهٌ لَا یُحْسَدُ عَلَیْهَا؛[۱۷] تواضع نعمتى است که سبب حسادت دیگران نمى شود».
معمولًا هر نعمتى نصیب انسان مى شود، مزاحمت هاى حسودان افزوده مى گردد و گاه این حسادت چنان فضاى زندگى را تنگ مى کند که زندگى بر صاحب نعمت مشکل مى شود، ولى تواضع از این قاعده کلى مستثنى است، نعمتى است که حسادت حسودان را برنمى انگیزد.
۴- پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: «یُبَاهِى اللَّهُ تَعَالَى الْمَلَائِکَهَ بِخَمْسَهٍ: بِالُمجَاهِدِینَ، وَ الْفُقَرَاء، وَ الَّذِینَ یَتَوَاضَعُونَ لِلَّهِ تَعَالَى، وَ الْغَنِىِّ الَّذِى یُعْطِى الْفُقَرَاءَ وَ لَا یَمُنُّ عَلَیْهِمْ، و رَجُلٍ یَبْکِى فِى الْخَلْوَهِ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ؛[۱۸] خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات مى کند: مجاهدان (راه خدا)، فقرا (و نیازمندانى که دین خود را به دنیا نمى فروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع مى کنند و ثروتمندانى که بى منت به مستمندان کمک مى نمایند و کسى که در خلوت از خوف خدا گریه مى کند».
ثمرات و آثار تواضع و فروتنی
در روایات و احادیث اسلامی، مطالب زیادی پیرامون ثمرات و آثار تواضع و فروتنی وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
۱-امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: «ثَمَرَهُ التَّوَاضُعِ الَمحَبَّهُ وَ ثَمَرَهُ الْکِبْرِ الْمَسَبَّهُ؛[۱۹] میوه درخت تواضع، محبت است و میوه (شوم) تکبر دشنام و ناسزاگویى مردم است».
۲-امام علی (ع) می فرماید: «بِخَفْضِ الْجَنَاحِ تَنْتَظِمُ الْامُورَ؛[۲۰] با تواضع و محبت، کارها نظم و سامان مى یابد».
روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکارى و همدلى حاصل نمى شود و همکارى و همدلى مردم، در صورتى ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشى کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید، همیشه مدیرانى موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پر محبت باشند.
۳-رسول خدا (ص) می فرماید: «التَّوَاضُعُ لَا یَزِیدُ الْعَبْدَ الّا رَفْعَهً فَتَوَاضَعُوا یَرْفَعْکُمُ اللَّهُ؛[۲۱] تواضع، جز بزرگى بر انسان نمى افزاید پس تواضع کنید تا خداوند شما را بلند مقام سازد».
گاه چنین تصور مى شود که تواضع و فروتنی، انسان را کوچک مى کند در حالیکه این یک برداشت سطحى و نادرست است، همواره مى بینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و داراى عظمت و شخصیّت هستند و تواضع بر منزلت آنها مى افزاید.
۴-از احادیث اسلامى استفاده مى شود که تواضع، شرط قبولى عبادات و طاعات است، امام صادق (ع) می فرماید: «التَّوَاضُعُ اصْلُ کُلِّ خَیْرٍ نَفِیسٍ وَ مَرْتَبَهٌ رَفِیعَهٌ … وَ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَى کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ … وَ لَیْسَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَهٌ یَقْبَلُهَا وَ یَرْضَیها الّا وَ بَابُهَا التَّوَاضُعُ، وَ لَایَعْرِفُ مَا فِى مَعْنَى حَقِیقَهِ التَّوَاضُعِ الَّا الْمُقَرَّبُونَ الْمُسْتَقِلِّینَ بِوَحْدَانِیَّتِهِ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناً وَ اذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً …؛[۲۲]
تواضع، ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایى است… و هر کس براى خدا تواضع کند، خداوند او را بر بسیارى از بندگانش شرافت مى بخشد… و هیچ عبادتى براى خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود مگر اینکه باب آن تواضع است و حقیقت تواضع را جز مقربانى که مستقل در وحدانیت خداوندند درک نمى کنند، خداوند عزوجل مى فرماید: بندگان خداوند رحمان کسانى هستند که در زمین با تواضع راه مى روند و هنگامى که جاهلان آنها را (با سخنان نامناسب) خطاب کنند، به آنها سلام مى گویند (و با بى اعتنایى مى گذرند)».
حضرت مسیح (ع) می فرماید: «بِالتَّوَاضُعِ تَعْمُرُ الْحِکْمَهَ لَابِالتکبر، کَذَلِکَ فِى السَّهْلِ یَنْبُتُ الزَّرْعَ لَا فِى الْجَبَلِ؛[۲۳] به وسیله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد مى شود نه با تکبر، همانگونه که زراعت در زمین نرم و هموار مى روید نه بر روى کوه».
امام حسن عسکرى (ع) می فرماید: «هر که تواضع کند در دنیا از براى برادر مؤمن خود، پس او در نزد خدا از جمله صدیقان است. و حقا که او از شیعیان على بن أبیطالب است».[۲۴]
محدوده تواضع و کرامت انسان
برخی در مسئله تواضع و فروتنی، دچار افراط یا تفریط می شوند؛ گروهی آن را در تحقیر و بی اعتبار ساختن خود می دانند، مانند برخی صوفیه که برای از چشم مردم افتادن، اعمال زشت انجام می دادند؛ اما اسلام چنین رفتاری را مجاز نمی داند؛ تواضع و فروتنی حقیقی باید همراه با حفظ کرامت و شخصیت اجتماعی باشد و در صورت درست اجرا شدن، نه تنها موجب خواری نمی شود، بلکه ارزش انسان را در جامعه بالاتر می برد. امام على (ع) می فرماید: «بِالتَّوَاضُعِ تَکُونُ الرَّفْعَهُ؛[۲۵] تواضع، انسان را بالا مى برد».
مرحوم فیض کاشانى تحت عنوان (غَایَهُ الرِّیَاضَهِ فِى خُلْقِ التَّوَاضُع) مى گوید: این فضیلت اخلاقى مانند سایر صفات اخلاقى داراى طرف افراط و تفریط و حد وسط است، حد افراط «تکبر» و حد تفریط «پذیرش ذلت و پستى» و حد وسط «تواضع» است. آنچه صفت فضیلت محسوب مى شود و قابل ستایش است همان کوچکى کردن بدون پذیرش پستى و ذلت است، سپس مى گوید: کسى که سعى دارد بر اقران و امثال خود برترى جوید و آنها را پشت سر اندازد، متکبر است و کسى که خود را بعد از آنها قرار مى دهد، متواضع است؛ ولى اگر پاره دوزى بر دانشمند بزرگى وارد شود، او از جاى خود برخیزد و او را به جاى خود بنشاند و کفش او را بردارد و پیش پاى او جفت کند و تواضعى در (حد یک عالم بزرگ) نسبت به او روا دارد، این تواضع نیست، نوعى تذلّل محسوب مى شود، این امر قابل ستایش نیست، چیزى شایسته ستایش است که در حد اعتدال باشد و حق هر کس را نسبت به او ادا کند، در برابر عالم به گونه اى و در برابر افراد دیگر به گونه دیگر.[۲۶]
جمع بندی
طبق آیات و روایات، مسلمان دارای فضیلت تواضع و فروتنی، مقام والایی نزد خداوند داشته و از بندگان خاص اوست. حد تواضع و فروتنی نیز آنست که انسان دچار خودتحقیری و ذلت نگردد. از نشانه های تواضع و فروتنی این است که فرد متواضع، هرگاه بدى از کسى ببیند آن را با نیکى پاسخ دهد. ایجاد همدلی، نظم و محبت جمعی در جامعه و به دست آوردن شخصیت و وجاهت اجتماعی، گوشه ای از آثار تواضع و فروتنی است.
پی نوشت ها
[۱] نراقی، معراج السعاده، ص۳۰۰.
[۲] کلینی، اصول کافى، ج۲، ص۱۲۴.
[۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۷۶.
[۴] متقی هندی، کنزالعمّال، ح۸۵۰۶.
[۵] کلینی، اصول کافى، ج۲، ص۱۲۲.
[۶] درایتی، تصنیف غررالحکم، ح۵۱۴۸، ص۲۴۹.
[۷] مائده/ ۵۴
[۸] فرقان/ ۶۳.
[۹] فرقان/۶۴.
[۱۰] متقی هندی، کنزالعمّال، ح۶۹۰.
[۱۱] اسرا/۳۷.
[۱۲] شعراء/ ۲۱۵.
[۱۳] حجر/۸۸.
[۱۴] اسرا/۲۴.
[۱۵] فیض کاشانی، محجّه البیضاء، ج۶، ص۲۲۲.
[۱۶] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۲، ص۱۱۹.
[۱۷] حرانی، تحف العقول، ص۳۶۳.
[۱۸] طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۵۱.
[۱۹] تمیمی آمدی، غررالحکم، ح۴۶۱۴- ۴۶۱۳.
[۲۰] تمیمی آمدی، غررالحکم، ح۴۳۰۲.
[۲۱] متقی هندی، کنزالعمّال، ۵۷۱۹.
[۲۲] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۲، ص۱۲۱.
[۲۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۶۲.
[۲۴] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۷، ح۱.
[۲۵] فهرست موضوعى غررالحکم، ج۷، ص۴۰۵ (چاپ دانشگاه تهران).
[۲۶] فیض کاشانی، المحجّه البیضاء، ج۶، ص۲۷۱ (با کمى تلخیص).
فهرست منابع
- ابن شعبه حرانى، محمد بن احمد، تحف العقول، قم، مؤسسه آلالبیت، ۱۳۶۵ش.
- درایتی، مصطفی و حسین، تصنیف غررالحکم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸ش.
- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، نشر شریف الرضی، قم، ۱۳۷۰ ش.
- فیض کاشانی، ملامحسن، اَلمحجه الْبیضاء فی تهذیب الاحیاء، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۳ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، قم، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.
- متقی هندی، علاءالدین علی، کنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۹ق.
- نراقی، محمد بن ابراهیم، معراج السعاده، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۲ش.
منبع اقتباس: مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الإمام علی بن أبیطالب(ع)، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص ۸۱-۹۵.